روز: 13 اوت 2018

سمیر امین  1931-2018

سمیر امین یکی از متفکران برجسته‌ی چپ روز دوشنبه (دوازدهم اوت 2018) در پاریس درگذشت. وی سوم سپتامبر 1931 از پدری مصری و مادری فرانسوی در قاهره زاده شد. کودکی و نوجوانی‌اش در شهر پورت‌سعید گذشت و در یک مدرسه‌ی فرانسه‌زبان درس خواند. از 1947 تا 1957 در پاریس دانشجو بود و دیپلم علوم سیاسی را در 1952 گرفت و بعد آمار و اقتصاد خواند. پس از ورود به پاریس امین به حزب کمونیست فرانسه پیوست ولی طولی نکشید که از مارکسیسم شوروی فاصله گرفت. در 1957 پایان‌نامه‌ی دکترایش را باراهنمایی فرانسوا پرو تحت عنوان اولیه‌ی «سرچشمه‌های عقب‌ماندگی: انباشت سرمایه در مقیاس جهانی» به پایان رساند. عنوان پایان‌نامه‌ی وی سپس به «پی‌آمدهای ساختاری ادغام بین‌المللی اقتصادی‌های پیشاسرمایه‌داری…» تغییر کرد.

پس از اتمام تحصیلات درپاریس به قاهره بازگشت و تا 1960 در «مؤسسه‌ی مدیریت اقتصادی» فعالیت می‌کرد. در 1960 به‌عنوان مشاور وزیر به مالی رفت و تا 1963 در این مقام باقی ماند. در 1963 انستیتو توسعه‌ی اقتصادی افریقا به او یک موقعیت پژوهشی داد که تا 1970 در این انستیتو باقی ماند. در طول این سال‌ها در دانشگاه‌های پواتیر در داکا (سنگال) و پاریس مقام استادی هم داشت. در 1970 او را به ریاست این انستیتو منصوب کردند که تا 1980 دراین مقام باقی ماند که در آن سال از این مقام کناره گرفت و از 1980 به عنوان رییس مجمع جهان سوم در داکا به کارهای پژوهشی خود ادامه داد.

رادیکالیسم سمیر امین در دهه‌های 1950 و 1960 شکل گرفته بود. در آن سال‌ها کسانی چون قوام نکرومه در غنا، جولیوس نایرره در تانزانیا و جمال عبدالناصر در مصر به قدرت رسیده بودند و جنبش‌های آزادی‌بخش در مستعمره‌ها از افریقای جنوبی تا الجزایر در جریان بود. در این سال‌ها افریقا با آن‌چه که بعدها با خرابکاری‌های صندوق بین‌المللی پول شد بسیار متفاوت بود و در این سال‌هاست که امین به‌عنوان یکی ازمنتقدان صاحب‌نام و سرشناس سرمایه‌داری موجود و امپراتوری شناخته می‌شود و دراین راستا از نقد اسلام سیاسی ـ به‌طور کلی هر استفاده‌ی سیاسی از مذهب ـ و مارکسیسم اروپا‌محور کوتاهی نکرد.

پیدایش و تحول اقتصاد سیاسی / فرهاد نعمانی

هنگامی که علم اقتصاد چنین از واقعیات جامعه دور مانده، جوابگوی مسائل آن نباشد، جا دارد که فرضیات و چارچوب جهان‌شناسانه‌ی آن را مورد تأمل قرار دهیم. در حقیقت این چیزی است که بعضی از اقتصاددانان جامعه‌ی غرب امروز بدان پی برده‌‌اند و به‌حق علم اقتصاد را در شکل موجود آن درخور سؤال قرار داده‌اند. بسیاری از آن چیزهایی که تبیین اقتصادی به نظر می‌رسد، در واقع فقط تمرینات تفکرمآبانه‌ای است که به جای حل و جواب به احتیاجات جامعه، ارضاکننده‌ی تمایلات شخصی اقتصاددان و عده‌ای از همکاران و شاگردان وی می‌باشد. کسب اعتبار و نگهداری آن برای اقتصاددانان منوط به احاطه‌ی نسبی وی بر ریاضیات است تا از این راه بتواند عقاید خود را به لباس تمثیلات ریاضی درآورد.