ترجمه rss

دومین برجام؟ / باربارا اسلاوین

(0)
21/05/2019

از فردای روی کار آمدن ترامپ این صدای نومحافظه‌کاران امریکایی بود که از زبان وزارت خارجه‌ی امریکا شنیده می‌شد. اما گرایش قدرتمند دیگری نیز در سیاست‌های خارجی ایالات متحده وجود دارد که با سیاست‌های ترامپ و نومحافظه‌کاران مخالف است. باربارا اسلاوین، نویسنده‌ی یادداشت حاضر، عضو ارشد اندیشکده‌ی شورای آتلانتیک و از مخالفان رویکردهای نومحافظه‌کارانه در قبال ایران است. وی از یک «برجام دو» با ایران دفاع می‌کند که ضمن محدودساختن هرچه بیش‌تر برنامه‌های هسته‌ای ایران به‌طور متقابل امکاناتی برای ادغام بیشتر اقتصاد ایران در بازارهای جهانی فراهم سازد. ـ نقد اقتصاد سیاسی

تناقض مفهوم سرمایه‌داری مترقی / مایکل رابرتز / ترجمه‌ی احمد سیف

جوزف استیگلیتز یکی از برندگان جایزه‌ی نوبل در اقتصاد و اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی و هم‌چنین مشاور رهبری چپ‌گرای حزب کارگر در انگلیس است. در طیف گسترده‌ی اقتصاددانان جریان اصلی، او در چپ قرار دارد.
او اخیراً کتاب تازه‌ای منتشر کرده است، مردم، قدرت و سود – سرمایه‌داری مترقی در عصر نارضایتی‌ها که در آن ادعا می‌کند «می‌توانیم نظام اقتصادی درهم‌شکسته‌مان را از دست خودش نجات بدهیم». او به‌شدت نگران نابرابری روزافزون در توزیع درآمد و ثروت به‌ویژه در امریکاست. «در طول 30 سال گذشته درآمد 90 درصد مردم اگر کاهش نیافته باشد ثابت مانده است. البته این نکته تعجب‌آور نیست چون در میان کشورهای پیشرفته، امریکا بیش‌ترین سطح نابرابری و کم‌ترین میزان فرصت‌دهی را داراست ـ به‌طور روزافزون و بیش‌تر از کشورهای دیگر خوشبختی نسل جوان امریکا به درآمد و سطح آموزشی والدین آن‌ها بستگی دارد».

مشاهده می‌کنید که سرمایه‌داری «مترقی» بود و اقتصاد به‌گونه‌ای توسعه می‌یافت که وضعیت انسانی را با استفاده از دانش علمی و نوآوری و با حاکمیت قانون و نظارت‌های دموکراتیک که جلوی «زیاده‌روی‌ها» را می‌گرفت بهبود می‌بخشید. سپس در سال‌های دهه‌ی 1980 رونالد ریگان و مارگارت تاچری پیدا شدند که قوانین را تغییر دادند و از اقتصاد نظارت‌زدایی کردند و الان هم ترامپ بقیه‌ی نظام نظارت و کنترل را می‌خواهد از میان بردارد. درنتیجه سرمایه‌داری مترقی دهه‌ی 1960 با تکیه بر بازارهای خارج از کنترل، بهره‌کشی و نابرابری روزافزون، منهدم شد

جایگاه اروپا در درگیری امریکا و ایران / پاتریک کوبرن

 ترامپ امیدوار است تا تهران را به یک قرارداد صلح حقارت‌بار مجبور کند و به‌ویژه اگر قبل از انتخابات ریاست جمهوری بعدی این اتفاق بیفتد، بسیار به نفع وی خواهد بود. در آن شرایط، ایران دیگر یک قدرت منطقه‌ای نخواهد بود. تغییر رژیم البته بالاترین دستاوردی است که ترامپ می‌تواند انتظار داشته باشد ولی به احتمال زیاد این اتفاق نخواهد افتاد.
اگر ترامپ تنها به جنگ اقتصادی اکتفا کند برای ایران مقابله با آن بسیار دشوار خواهد بود ولی در هر سناریوی دیگر، موقعیت امریکا بسیار شکننده‌تر خواهد شد. ما فهرست بلندبالایی از رهبران امریکا و بریتانیا داریم – سه نخست‌وزیر بریتانیا و سه رییس‌جمهور در امریکا – که در یک قرن گذشته صدمات سیاسی مرگ‌باری از سیاست‌های شان در خاورمیانه دیده اند. ترامپ بسیار خوش شانس خواهد بود اگر بتواند از این سرانجام بگریزد.

حزب کمونیست چین و رژیم پیشین / پیتر نولان / ترجمه‌ی سیدرحیم تیموری

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تأثیری ژرف بر تفکر چین درباره ایدئولوژی ، نهادها و توسعه‌ی سیاسی داشت. پیامدهای فاجعه‌بارِ سقوط حزب کمونیست شوروی برای رفاه اجتماعی روسیه، عزم پکن را برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی و داخلی به منظور حرکت به سوی دموکراسی پارلمانی بیش‌تر تقویت کرد. چرا حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی از هم گسیخت، در حالی که حزب کمونیست چین توانست موقعیت خود را حفظ و تقویت کند؟ واگرایی چشمگیر مسیرهای دو ابرقدرت کمونیست از اهمیت زیادی برای اقتصاد سیاسی جهانی قرن بیست‌ویکم برخوردار بوده، واثرات بالقوه پایدار آن در آینده نیز مشهود خواهد بود.

سرمایه‌داری مطلق / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی هومن کاسبی

شارل بودلر، شاعر فرانسوی در سال 1864 نوشت، «زیرکانه‌ترین مکر شیطان این است که شما را قانع کند وجود ندارد!» من در این‌جا ادعا خواهم کرد که همین گفته مستقیماً درمورد نولیبرال‌های امروزی صادق است، که مکر شیطان آن‌ها این است که تظاهر کنند وجود ندارند. گرچه نولیبرالیسم به شکل گسترده‌ای به‌عنوان پروژه‌ی محوری سیاسی-ایدئولوژیک سرمایه‌داری قرن بیست‌ویکم شناخته می‌شود، اما اصطلاحی است که صاحبان قدرت به‌ندرت بر زبان می‌آورند.

میلیاردرهای حامی راست افراطی / تی. جِی. کولز / ترجمه‌ی احمد سیف

میلیاردرها و کارگران در یک امر اشتراک دارند. هردو از این دولت متنفرند ولی دلیل تنفرشان فرق می‌کند. کارگران از دولت متنفرند چون معتقدند که دولت‌ها در پاره‌ای مسایل بیش از حد راست‌گرا هستند، به سرمایه‌ی بین‌المللی اجازه می‌دهند تا بر اشتغال و سطح مزدها تأثیرات منفی بگذارند. در شماری دیگر از مسایل، بخش بزرگی از کارگران بر این گمان‌اند که دولت‌ها اندکی زیادی چپ‌گرا هستند و نتیجه می‌گیرند که (به‌غلط) اجازه می‌دهند تا مهاجرت زیادی به کشور اتفاق بیفتد. میلیاردرها ولی به این دلیل از دولت متنفرند که دولت‌ها گاه در زیر فشار مردم ممکن است به اعمال نظارت بر بازارهای مالی دست بزنند یا اتحادیه‌های کارگری را بپذیرند و یا دیگر سیاست‌هایی را که باعث کاهش سودآوری می‌شود به اجرا دربیاورند.
به جای این که روی افراد راست‌گرایی که تبلیغ نفرت می‌کنند، تمرکز کنیم بهتر است به پشت پرده‌ها و به حامیان میلیاردر آن‌ها نگاه کنیم، چون اگر این میلیاردرها نباشند بعید است که این‌ها بتوانند کار زیادی انجام بدهند. فاشیسم و سرمایه‌داری تاریخ درازدامنی دارند. سرمایه‌داران از سیاستمداران «قدرتمند» که از اعمال خشونت برای درهم شکستن اتحادیه‌های کارگری واهمه نداشته باشد تا اقتصاد برای سرمایه‌گذاران بین المللی جذاب‌تر شود، خوش‌شان می‌آید. ژنرال بازنشسته، اسمدلی باتلر، گزارش کرده است که در 1933 پس از بحران بزرگ سال 1929 رهبران بانک‌ها و صنایع توطئه کرده بودند تا به جای اجرای برنامه‌ی «نیودیل» یک رژیم فاشیستی سرکار بیاورند. معروف است که هنری فورد، صاحب ضد‌یهود کمپانی فورد، به ستایش از هیتلر برآمد که نازی‌های آلمان الگوی تجاری فورد را تحسین می‌کردند. «ام آی فایو» – مؤسسه‌ی امنیتی انگلیسی – موسولینی را زمانی که روزنامه‌نگار میان سالی بود به‌عنوان یک تبلیغات‌چی ضد کمونیست استخدام کرده بود.
البته ما هنوز فاشیسم ندارم ولی کسی چه می‌داند با این مشارکت گسترده‌ی میلیاردرها در تأمین مالی راست افراطی بین‌المللی سرانجام به کجا خواهیم رسید؟ 

معنای زندگی برای من / جک لندن / ترجمه‌ی میهن تاری

به‌مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر
من در طبقه‌ی کارگر زاده شدم. خیلی زود به وجود شور و شوق، بلندپروازی‌ها و آرزوها پی بردم و تحقق‌شان مسئله‌ی دوران کودکی‌ام شد. محیطی که در آن رشد می‌کردم، محیطی زمخت و سخت و خشن بود. افقی پیشارو نداشتم، هر چه بود آن بالاها بود. جای من در آن تهِ جامعه بود. این‌جا زندگی نه به جسم‌ات و نه به روح‌ات چیزی جز پلشتی و بدبختی ارزانی نمی‌کرد؛ چرا که این‌جا جسم و روح‌ات هردو گرسنه و در عذاب بودند.

طبقه‌ی کارگر و درک مارکس از «طبقه‌ی عام» / رنزو لورنته / ترجمه‌ی حسن آزاد

به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر:
 دفاع از نظریه‌ی مارکسیستی در زمانه‌ی ما وظیفه‌ی آسانی نیست. برای دفاع از این نظریه از ابتدا، موانعی آشنا با سرشتی سیاسی و عملی خودنمایی می‌کنند: با فروپاشی کمونیسم شوروی در دو دهه‌ی پیش، بسیاری مارکسیسم را به‌طور قطعی نظریه‌ای «مردود» می‌پنداشتند، یا در بهترین حالت نظریه‌ای که با شرایط کنونی ارتباطی ندارد. اما دشواری‌های دیگر ناشی از این واقعیت است که مفسرانی آکادمیک و غیرآکادمیک و ضدمارکسیسم نظرات مارکس را منحرف و بد جلوه داده‌اند؛ اگر نگوییم به شکل کاریکاتور درآورده‌اند. از این‌رو، وظیفه‌ا‌ی بنیادی و تخطی‌ناپذیر محققان، روشنفکران و فعالان همدل با مارکسیسم عبارت است از نیاز به بازبینی و احیای مفهوم‌ها، تزها و نظرات مارکس که به شکل نادرستی معرفی شده‌اند، و در صورت امکان دفاع از آن‌ها.یکی از انتقادهایی که هرچندگاهی علیه اندیشه‌های مارکس- و به‌عنوان دلیلی برای ترک کامل آن- طرح می‌شود این است که نظریه‌ی مارکس الزاماً حاوی باوری است که سی. رایت میلز آن را باور به «متافیزیک کار» می‌نامد. تا جایی که می‌دانم میلز (1962, 127, 129; 1963, 256) هیچ‌گاه صورت‌بندی دقیقی از «متافیزیک کار» به دست نداده است-عبارتی که به نظر می‌رسد به یک باور بسیار متحجر، به تداوم آرزوهای رهایی‌بخش، یا به ظرفیت سیاسی انقلابی بی‌مانند و منحصربه‌فرد طبقه‌ی کارگر اشاره دارد- اتهامی رایج که بارها نظرات گوناگون و از حیث نظری و تجربی غیرقابل دفاع را به مارکس نسبت داده است. این دعاوی، عبارتند از: درک مارکس درباره‌ی پرولتاریا هم‌چون یک «طبقه‌ی عام»، این‌که طبقه‌ی کارگر اگر نه یگانه، بلکه نخستین عامل انقلاب سوسیالیستی است، پافشاری مارکس و انگلس بر «وظیفه‌ی تاریخی» پرولتاریا، دستیابی محتوم پرولتاریا به آگاهی و آرمان انقلابی، و حتی شاید این تز که «تضاد» بین سرمایه و کار نخستین تضاد یا بنیادی‌ترین تضاد در جامعه‌ی سرمایه‌داری به‌شمار می‌رود.

نخستین اندیشه‌ها و جنبش‌های انقلابی در افریقا / سعید بواماما / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

در این بخش، ابتدا، مقاومت‌های گوناگون در برابر برده‌داری و استعمار نشان داده می‌شوند و شرایط جدید بین‌المللی ناشی از جنگ جهانی دوم مورد مورد بررسی قرار می‌گیرند. این شرایط جدید، در بستر مساعدی که میراث مقاومت‌های گوناگون در برابر برده‌داری و استعمار است، موجب پختگی آگاهی‌های سیاسی و روشنفکری تعداد زیادی از شخصیت‌های سیاهپوست و آفریقایی می‌شوند.

مارکس و پیامبر / گفت‌وگو با ژیلبر اشکار / ترجمه‌ی حسن علایی

در چند دهه‌ی اخیر شاهد «بازگشت مذهبیون» بوده‌ایم. به‌طوری که فرقه‌های بنیادگرا به‌طور روزافزونی به عنصری تعیین‌‌کننده در صحنه‌ی جغرافیای سیاسی تبدیل شده‌اند. گسترش جهانی سرمایه‌داری ِ نولیبرال نه تنها در ترویج ایده‌های سکولار ِ دانش و ترقی ناکام بوده، بلکه شوکی که در اثر بحران‌هایش ایجاد شده به تقویت ِ واکنش‌های فرقه‌ای ِ مبتنی بر هویت‌های مذهبی کمک رسانده است.
مارکسیست‌ها همواره از صرفاً محکوم کردنِ تعصبات دینی فراتر رفته‌ و مذهب را به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی که می‌تواند صورت‌های بسیار مختلفی بگیرد تحلیل کرده‌اند. آن‌چنان که مشهور است، کارل مارکس بر خصلت ِ دوگانه‌ی مذهب تأکید داشت که از سویی یک توهم است و از سوی دیگر مایه‌ی تسلای فرودستان، و بسیاری از جنبش‌های سوسیالیستی از شمایل‌های مذهبی در پیشبرد اهداف‌شان بهره برده‌اند (مثلاً استفاده‌ی مسیحیان چپ‌گرا از مسیح).

در دفاع از پوپولیسم چپ / شانتال موف / ترجمه‌ی حسین رحمتی

یادداشت مترجم
«در دفاع از پوپولیسم چپ» عنوان جدیدترین کتاب شانتال موف استاد علوم سیاسی دانشگاه وست‌مینستر است که انتشارات ورسو در سال 2018 آن را منتشر کرد.[1] تز اصلی موف در این کتاب این است که به‌طور خاص اروپای غربی در لحظه‌ی پوپولیستی به سر می‌برد که بر اثر بحران در صورت‌بندی هژمونیک نولیبرال پدید آمده است. ازاین‌رو، او محور تعارض را در سال‌های آتی میان پوپولیسم راست و پوپولیسم چپ پیش‌بینی می‌کند. به‌باور او بسته به این‌که کدام یک از این نیروها دست بالا را پیدا کند، صورت‌بندی هژمونیک جدید می‌تواند اقتدارگراتر یا دموکراتیک‌تر باشد.

داستان سه شهر / دیوید هاروی / ترجمه‌ی پریسا شکورزاده

براساس داده‌های مرکز آمار ایران طی دوره‌ی 1372 تا 1392 بهای زمین 107 برابر، بهای مسکن 76 برابر و اجاره‌بهای مسکن (در تهران) 61 برابر افزایش داشته و همه‌ی این نرخ‌ها به‌شدت بالاتر از رشد سطح عمومی قیمت‌هاست. این جنون سوداگری در اقتصاد ایران حاصل چیست؟ دیوید هاروی در مقاله‌ی داستان سه شهر توضیح می‌دهد که چه‌گونه با حرکت از مسکن به‌عنوان ارزش مصرفی، به مسکن به‌عنوان ارزش مبادله و مسکن به‌عنوان سرمایه‌گذاری سوداگرانه این روند رخ می‌دهد. ـ نقد اقتصاد سیاسی