ترجمه rss

نظریه‌ی بازتولید اجتماعی: بازگشت به (کدام) مارکس؟ / شیلا مک‌گرگور / ترجمه‌ی نیکزاد زنگنه

هدف کلی این مقاله مرور کلی توسعه‌ی نظریه‌ی بازتولید اجتماعی است که با بررسی اجمالی ظهور تحلیل‌های مارکسیستی درباره‌ی ستم بر زنان آغاز می‌شود که جنبش آزادی‌خواهی زنان در دهه‌ی 1960 محرک آن بود. در ادامه به سهم متمایز فوگل می‌پردازیم و از کتاب مارکسیسم و ستم بر زنان به‌عنوان متن اصلی برای پروراندن لایه‌های نظریه‌ی بازتولید اجتماعی مورد بحث در این مقاله استفاده می‌کنیم. من صورت‌بندی فوگل از ظرفیت‌های بازتولیدی زیست‌شناختی زنان را به چالش می‌کشم و این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا می‌توان آن را برای توضیح ستم بر زنان در همه‌ی جوامع طبقاتی تعمیم داد؟ سپس به پیشرفت‌های اخیر نظریه‌ی بازتولید اجتماعی برمی‌گردیم و کار تیتی باتاچاریا کنش‌گر مارکسیست برجسته در ایالات متحده، اقتباس او از کار مایکل لبوویتز درباره‌ی سرمایه و بسط رویکرد اخیر وی به نژادپرستی را مرور می‌کنیم. استدلال می‌کنم که باتاچاریا تمایل دارد رابطه‌ی بین بهره‌کشی و ستم را محو کند و اهمیت مبارزه در نقطه‌ی تولید –برخلاف جنبش‌های اجتماعی- را تضعیف کند. او هم‌چنین تلاش می‌کند که نژادپرستی را از طریق منشور بازتولید اجتماعی تحلیل کند و این به قیمت نادیده گرفتن سایر رویکردهای مارکسیستی ارزشمند تمام می‌شود.

چین در قرن بیست‌ویکم / آندرو کوملوسی / ترجمه‌ی سیدرحیم تیموری

«آیا قرن بیست‌ویکم به چین تعلق دارد؟» این پرسش عنوان مناظره‌ای عمومی در تاریخ 17 ژوئن 2011 در تورنتو بود، که به نام مناظره‌ی مانک مشهور است. نیل فرگوسن استاد تاریخ دانشگاه‌هاروارد و دیوید دائوکو ‌لی استاد اقتصاد مدرسه‌ی اقتصاد و تجارت شینگهوا در پکن دلایلی در توافق با این پرسش ارائه کردند، فرید زکریا خبرنگار سی‌ان‌ان و سردبیر نشریه‌ی فارین افرز و هنری کسینجر وزیر خارجه‌ی اسبق آمریکا (1977-1973) نیز که محرک «عادی‌سازی رابطه با چین» [با اجرای سیاست معروف به دیپلماسی پینگ پنگ در دهه‌ی 1970] بود، در سوی دیگر جدال بودند (گریفیتس و لوسیانی، 2011). در آغاز 39 درصد از مخاطبان موافق پرسش، 40 درصد مخالف و 20 درصد مردد بودند؛ در ادامه آرای موافقان به 38 درصد و مخالفان به 62 درصد افزایش یافتند. مناظره نه‌تنها اهمیت بالای موضوع در سطع عمومی را خاطر نشان کرد؛ در عین حال مشکلات طراحی پرسش با ساختار ساده‌ی پاسخ‌دهیِ بله/خیر را آشکار کرد. پروفسور لی مدعی ظهور چین قدرتمند بود اما هرگونه جاه‌طلبی این کشور برای سلطه‌ی جهانی را رد کرد. وی تأکید داشت آرزوی چین ایفای نقش در یک جهان چندمرکزی بر مبنای «هماهنگی» است. موضع وی نزدیک به دیدگاه کسینجر بود، کسینجر نیز به ترقی چین اذعان داشت اما معتقد بود چین برای رهبری جهانی آماده نیست یا اصلاً قادر به این کار نیست (کسینجر، 2011). بنابراین فرگوسن هم در پنداشت خود از میراث تاریخیِ یک قرن-طولانی، اندازه‌ی مطلق سرزمین و جمعیت، و هم در درک خود از هم‌پایی موفقیت آمیز چین در توسعه نه فقط در زمینه‌ی صادرات بلکه در حوزه‌ی مصرف – به‌مثابه‌ی شاخص‌های اصلی رشد پایدار که به سلطه‌ی جهانی منتج می‌شود – تا حدی تنها بود. مع‌هذا، استدلال فرگوسن برآمده از دو تحول بود. نخست، وی ترقی شرق آسیا به‌عنوان مرکز جهانی آینده را بخشی از انتقال چرخه‌ایِ هژمونی می‌دید؛ که اکنون به یک منطقه‌ی ‌جهانی که مدت‌های طولانی پیشگام بوده، تغییرمکان یافته است. فرگوسن بدون این‌که اشاره کند، دیدگاه «واگرایی بزرگ» (اَبلوس/ وان‌هاوت، 2011؛ فرانک، 1998؛ پومرانز، 2000)را پذیرفت که ترقی چین را تغییر مسیر به سوی «همگرایی بزرگ» تفسیر می‌کند، پذیرفت. دوم، فرگوسن بر مسئله‌ی افول غرب – ایالات متحده و اتحادیه‌ی اروپا- به‌عنوان پیشران‌های اصلی که ترقی و صعود چین را امکان پذیر می‌کنند، تأکید کرد. مطابق دیدگاه فرگوسن این مسیر با بحران اقتصادی جهانی 2008 برای چین هموار شد، طوری‌که این کشور از تولیدکننده‌ی صادرات ارزان به مرکز بزرگ مصرف و تقاضای فزاینده برای تولیدات داخلی تبدیل شد. فرگوسن در تأیید مدعای خود برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چین و سایر اسناد رسمی حکومتی و مدارک سیاسی نیمه-رسمی را شاهد آورد که هدف‌گذاری آن‌ها بر «اولویت بخشیدن به ثروت‌آوری برای مردم» است.

نرخ استثمار (مورد آیفون) / مؤسسه‌ی تحقیقات اجتماعی تری کونتیننتا / ترجمه‌ی خسرو صادقی بروجنی

نرخ استثمار یکی از مهم‌ترین مفاهیم در نظریه‌ی مارکس است. در این گزارش تحلیلی، به‌مدد چارچوب و مفاهیم این نظریه، تولید آیفون – یک کالا- بررسی می‌شود. هدف، محاسبه‌ی میزان استثمار کارگران برای تولید این کالا است. به عبارت دیگر، با روشی گام‌به‌گام با شناخت فرایند تولید معاصر سرمایه‌داری و به‌یاری مفاهیم اقتصاد سیاسی، نرخ استثمار در تولید آیفون محاسبه می‌شود.

مارکس همانند بسیاری از اندیشمندان حساس دوران خود نگران وضعیت ناگوار کارگران کارخانه و فعالیت اتحادیه‌های کارگری‌شان بود. واضح بود که کارگران تولیدکننده‌ی کالا در کارخانه‌ها خودشان را ناتوان از این می‌یافتند تا پولی را برای ارتقای سطح زندگی‌شان ذخیره کنند؛ در حالی که کارخانه‌داران پولدارتر می‌شدند و هر سال که می‌گذشت نابرابری میان کارخانه‌داران و کارگران بیش‌تر می‌شد. امروز نیز شرایط مشابهی همانند آنچه مارکس توصیف کرد وجود دارد. شرکت‌های بزرگی مانند اپل رونق می‌یابند، در حالی‌که کارگران در کارخانه‌های چینی سازنده‌ی اپل دستمزد پایینی می‌گیرند و شرایط کاری سختی دارند.
ما در این مطلب رئوس کلی روند تولید معاصر را که به آیفون منجر می‌شود و از تولید آیفون تا طرز کار درونی سود و استثمار را ترسیم و بررسی می‌کنیم. اما نه فقط به آیفون و اپل بلکه به‌طور ویژه‌ای بیش‌تر به تحلیل مارکسیستی نرخ استثمار و [نقش آن] در رقابت تولید چنین ابزارهای الکترونیکی پیچیده‌ای توجه داریم. به باور ما ضروری است یاد بگیریم نرخ استثمار چه‌گونه محاسبه می‌شود تا بدانیم کارگران دقیقاً چه میزان از کل ثروت اجتماعی تولید شده در هر سال را به دست می‌آورند.

عمر طولانی‌تر از مرحمت سرمایه‌داری نیست / جیسون هیکل / ترجمه‌ی مهدی مازرونی

پیشرفت در افزایش میانگین عمر مدیون خیزش‌های سیاسی مترقی است که منابع اقتصادی را در راه فراهم کردن خدمات همگانی قدرتمند به کار بسته‌اند. تاریخ به ما می‌گوید که در غیاب این نیروهای مترقی، رشد غالباً علیه شکوفایی اجتماعی عمل کرده است، نه در جهت آن.

روبَن اوم نی‌یوبه: تجسم تبدیل آگاهی به عمل / سعید بواَماما / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

سیر زندگی اوم نی‌یوبه و پایان غم‌انگیز آن از چالش عظیمی که انقلابیون در عصراستقلال‌های آفریقا با آن مواجه هستند، خبر می‌دهد: چه‌گونه می‌توان از این امر که قدرت‌های استعماری این استقلال‌ها را، به منظور حفظ منافع خود، به خیال‌بافی‌های روی کاغذ تنزل دهند، حذر کرد؟

راه رستگاری از نولیبرالیسم / جورج مونبیو / ترجمه‌ی محمود حایری

حس می‌کنید در یک مدل اقتصادی ورشکسته گیرافتاده‌اید؟ مدلی که حیات دنیا را ازبین می‌برد و زندگی فرزندان ما را تهدید می‌کند؟ مدلی که به خاطر کم‌شمار ثروتمند افسانه‌ای، میلیاردها انسان را نادیده می‌گیرد؟ مارا به دوگروه برندگان و بازندگان تفکیک می‌کند و بازنده‌ها را به‌خاطراقبال بدشان مقصرمی‌داند؟ به نولیبرالیسم خوش آمدید؛ آموزه‌ی زامبی‌گونه‌ای که به نظرنمی‌آید هیچ‌گاه بمیرد، هرچند بسیار بی‌اعتبار است.

سرنوشت تاریخی آموزه‌ی کارل مارکس / و.ا. لنین / ترجمه‌ی رسول قنبری

مارکس نخست در 1844 نقش تاریخی پرولتاریا را طرح کرد. مانیفست کمونیست مارکس و انگلس که در 1848 منتشر شد، شرحی منسجم و نظام‌مند از این آموزه است که تاامروز کماکان نظیری نداشته است. از آن زمان، تاریخ جهان به‌وضوح به سه دوره‌ی اصلی تقسیم شده است: [1] از انقلاب 1848 تا کمون پاریس (1871)؛ [2] از کمون پاریس تا انقلاب روسیه (1905)؛ [3] از انقلاب [1905] روسیه تا امروز.

روژاوا: دموکراتیک و پیشرو/ دیو هولمز / ترجمه‌ی احمد سیف

بهروز بوچانی مهاجر کرد ایرانی که شش سال در بازداشتگاه متقاضیان پناه‌جویی استرالیای زندانی بود در مصاحبه با اس بی اس گفته است «روژآوا پیشروترین و دموکراتیک‌ترین نظام در تاریخ خاورمیانه است و حمله به آن تنها یورشی به کردها نیست بلکه یورشی به دموکراسی و ارزش‌های دموکراتیک در منطقه است.»

بینش تاریخی رزا لوکزامبورگ / پیپین براندون / ترجمه‌ی محمد محمدی

مسئله‌ی نقش خشونت در گسترش سرمایه‌داری – چه در طول تاریخ و چه در حال حاضر – بسیاری از منتقدان این نظام را درگیر کرده است. مباحثات برسر این موضوع همواره حول این مسأله جریان دارد که سرمایه، بنا به منطق خود، از عناصری بهره‌برداری می‌کند که بنا بر نظریات سه جلد سرمایه‌ی مارکس، فراسوی فرآیند سرمایه‌دارانه‌ی تولید و گردش قرار دارند. این عناصر شامل موضوعات بنیادینی مانند نقش امپریالیسم و انقیاد استعماری، مبارزه‌های خشونت‌آمیز درون دولت – ملت‌ها و میان آن‌ها با هدف کنترل منابع طبیعی، منطق نژادپرستی، سکسیسم، هم‌جنس‌گراهراسی و دیگر اَشکال ستم، و تداوم هستی کار اجباری و بدون مزد در سرمایه‌داری می‌شود.

فرجام سوسیال‌دموکراسی سوئد و دولت رفاه / یوران تربورن / ترجمه‌ی سیاوش جاویدی

مقدمه‌ی مترجم
کتاب پیش رو که قبل از انتخابات پارلمانی سوئد در سال ۲۰۱۸ به چاپ رسید ماحصل پروژه‌ی طبقه در سوئد است که یوران تربورن در همکاری با انستیتوی کاتالیز رهبری کرد. این کتاب آمار و ارقام به‌روز و تازه‌ای را به خواننده ارائه می‌دهد که تصویری از تقسیم ثروت میان فقرا و ثروتمندان سوئد را نمایان می‌سازد.
یوران تربورن استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه کمبریج است. وی در سال ۱۹۸۱ سوئد را ترک می‌کند چون به گفته‌ی خودش، آن‌قدر چپ بود که در فضای نولیبرالی آن دوره برای خودش جایگاهی نمی‌یافت. در همان سال خروج از سوئد کتابی منتشر کرد با عنوان ساختار طبقاتی در سوئد بین سال‌های  ۱۹۳۰ تا 1980، که تحلیلی تاریخی –  طبقاتی از جامعه‌ی سوئد بود. یوران تربورن بعد از سال‌ها دوری از فضای سیاسی و اجتماعی سوئد به کشور باز می‌گردد و از دیدن اوضاع جدید سوئد شوکه می‌شود. جامعه‌ای با مختصات اجتماعی و سیاسی جدیدی متولد شده است. از جامعه‌ی موسوم به خانه‌ی مردم و از دولت رفاه که دستاورد مبارزات طبقه‌ی کارگر سوئد بود چیز چندانی باقی نمانده است. اختلاف طبقاتی به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است تا جایی که سوئد امروز بیش‌ترین تعداد میلیاردرها را نسبت به سایر کشورهای اسکاندیناوی دارد. همزمان، بخش بزرگی از مردم سوئد از امنیت شغلی برخوردار نیستند. «حمله‌ی همه‌جانبه‌ی سرمایه به دولت رفاه و گرایش آن به گسترش هر چه بیش‌تر طبقه‌ی بی‌ثبات تضاد اجتماعی جدید و بزرگ حال و آینده را می‌آفریند: تضاد بین از یک‌سو کار، نوآوری، مراقبت و نگهداری، دانش و تخصص و از سوی دیگر سوددهی و بهره‌وری که ارزشی مافوق همه‌ی حقوق‌بگیران دارد و به‌خاطر آن هر حقوق‌بگیری را می‌توان با دیگری عوض کرد. در چارچوب سازش‌های طبقاتی جامعه‌ی صنعتی، حوزه‌هایی چون آموزش، درمان و مدیریت (اداره ی) جامعه از تعرض سرمایه مصون بودند. اکنون دیگر اینطور نیست.»

جهان در شورش / سیلویا سوییندن

شاهد بسیج اجتماعی گسترده در شهرهای زیادی در جهان هستیم. به نظر می‌رسد با افزایش شمار کسانی که در این بسیج مشارکت می‌کنند و روشن شدن مطالبات‌شان، این بسیج دارد سرعت می‌گیرد. حتی اگر در ابتدای امر علت آغاز آن واکنش به یک اقدام مشخص دولت باشد (افزایش هزینه‌ی مواد سوختی یا حمل‌ونقل، فساد، خودکامگی). چیزی نمی‌گذرد که اعتراض به کل نظام سرکوب و خودکامگی، سال‌های طولانی سیاست ریاضت اقتصادی علیه فقرا و تمرکز ثروت در درست اغنیا، جنگ، خشونت در اشکال مختلف به صورت فریادی پرطنین درمی‌آید که این نظام باید تغییر کند.

شاید ارتباطات بین‌المللی و آگاهی از مقوله‌های عمومی، به‌خصوص در میان جوانان، به‌مدد فعالیت گروه‌های زیست‌محیطی، مانند «جمعه‌های گره‌تا برای آینده و شورش علیه انقراض»، گسترش یافته است. فعالیت‌هایی که در فضای مجازی کم‌تر انعکاس دارد ولی برای گوشزد کردن خطری که بشریت را تهدید می‌کند، به همان اندازه مهم است. از دیگر عوامل رشد و گسترش می‌توان به فعالیت‌های هماهنگ فعالان ضدهسته‌ای که برای منع سلاح‌های اتمی با تصویب قرارداد جلوگیری از سلاح اتمی فعالیت می‌کنند، اشاره کرد.

احتمالاً ویژگی همزمانی اعتراضات به این معناست که مردم به‌واقع تحمل‌شان به سرآمده است و دیگر نمی‌توانند خشونت، تبعیض و سرکوب، رقابت‌های جنون‌آمیز و فقدان همبستگی را تحمل کنند و احتمالاً باید به این نتیجه برسیم که این عکس‌العملی به خشونت سرمایه‌داری نولیبرالی است.

شاید به قدرت رسیدن خودکامگان و فاشیست‌ها، که دولت‌ها را در کنترل گرفته‌اند با خیانت به متحدان خود، به نسل‌کشی مهاجران می‌انجامد، بازتابی از موقعیتی را که در سال‌های قبل از جنگ دوم جهانی وجود داشت، القا می‌کند.

و یا شاید حساسیتی تازه، روحی تازه، یا اشتیاق تازه و انسان‌گرایی تازه‌ای در دل مردم شکل می‌‌گیرد که به فراسوی شورش می‌نگرند، به فراسوی اعتراضات، و فراسوی زندگی فردی خودشان، شاید رؤیایی دارند که جهان می‌تواند متفاوت باشد، دلسوز، عادلانه، امن برای همگان، غیرخشن، معنی‌دار و سرشار از خوشی و همبستگی.

احتمالاً آمیزه‌ای از همه‌ی آن‌چه در بالا گفته شد درست است و احتمالاً بسا نکته‌های دیگر که در فرایند اعتراضات روشن خواهد شد.

مردم لبنان چه می‌خواهند؟ / جوزف ضاهر / ترجمه‌ی مرجان نمازی

سرودهای اعتراضی در خیابان‌های لبنان طنین‌انداز شده است. لبنان شاهد بزرگ‌ترین جنبش مردمی در طول دهه‌های گذشته است. این جنبش و این سرودهای اعتراضی‌اش نظام سیاسی و اقتصادی‌ای را هدف گرفته‌اند که کثیری از مردم را فقیر و اندک‌شماری را غنی کرده است.