ترجمه rss

هنگامی که انقلاب به عمق نمی‌اندیشد / سعید بواماما / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

چهره‌های انقلاب افریقا (4): جومو کنیاتا
قراردادن جومو کنیاتا (۱۹۷۸ـ حوالی۱۸۹۰) در رأس مثال‌های اندیشه‌ی آزادی آفریقا، می‌تواند متناقض به‌نظر برسد. این رهبر در واقع با یک رفورمیسم دائمى مشخص می‌شود که، در ادامه، به یک سیاست ارتجاعی در راهبری کنیا تغيير شكل می‌دهد. اما این تناقض فقط ظاهری است. برای درک آن، باید اثر زمان و تاریخ را در نظر داشت. نسل انقلابیون خودبه‌خودى وجود ندارد. آگاهی ملی و اندیشه‌ی رهایی‌بخش یک شبه ساخته نمی شوند. آن‌ها محصول انباشت تجربیات، تبادلات، شکست‌ها و سازش‌ها هستند. اگر چه حالا می‌توان به حق سرشت«انقلابی» جومو کنیاتا را به چالش کشید، اما اگر کنیاتا را در بستر تاریخی قرار دهیم، مردم کنیا و مقامات بریتانیا مسلماً به او به‌عنوان خطری برای نظام استعمار نگاه می‌کردند. «انقلاب» یک مفهوم غیرتاریخی نیست؛ یک روند اجتماعی است که در شرایط تاریخی معین رخ می‌دهد.

ارزهای دیجیتال و آزمون هایک / پیتر بوفینگر / ترجمه‌ی احمد سیف

ایده‌ی فیس‌بوک برای این که پول دیجیتالی‌اش را عرضه کند با انتقادات سختی روبه‌رو شده است. کاترین پیستر از دولت‌ها خواست تا از شهروندان در برابر لیبرا حمایت کنند. جوزف استیگلیتز معتقد است که لیبرا باید به‌فوریت متوقف شود.
هردو کاملاً درست می‌گویند چون لیبرا برخلاف ادعاهای فیس‌بوک همه چیزی هست به غیر از این که یک واحد پولی باثبات باشد.

نولیبرالی‌کردن فمینیسم / الیزابت پروگل / ترجمه‌ و تلخیص: نیکزاد زنگنه

در دهه‌های اخیر، جریان غالبی در فمینیسم از پروژه‌ای معطوف به برابری جنسیتی به ابزاری برای تأمین و ترویج منافع اقتصادی شرکت‌های بزرگ و فراملیتی تبدیل شده است. این شرکت‌ها با بهره‌جویی از برخی ایده‌های فمینیستی مسلط تحت عناوین پرطمطراقی مانند توانمندسازی زنان (در قالب مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها CSR)، افراد را در خدمت گسترش شبکه‌های بازاریابی، فروش و کسب سودهای هنگفت قرار دهند. ارزیابی امتیازات و آسیب‌های اجتماعی همدستی این گرایش فمینیستی با نولیبرالیسم شرکتی موضوع اصلی پژوهش حاضر است.

امپریالیسم متأخر / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی هومن کاسبی

پنجاه سال پس از «عصر امپریالیسم» اثر هری مگداف
مطالعه‌ی کلاسیک وی. ای. لنین در یک قرن پیش به نام امپریالیسم: آخرین مرحله‌ی سرمایه‌داری (که با عنوانی که پس از نخستین انتشارش پیدا کرد، یعنی امپریالیسم: بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری، مشهورتر است)، کماکان تأثیرگذارترین اثر در باب امپریالیسم است. لنین از اصطلاح امپریالیسم مدرن یا صرفاً امپریالیسم برای اشاره به عصر سرمایه‌ی متمرکز استفاده می‌کرد، که در طی آن، تمام جهان توسط دولت‌های عمده و شرکت‌های آن‌ها تکه‌پاره می‌شود، و مرحله‌ی امپریالیستی را از استعمار/امپریالیسم مراحل مرکانتیلیستی و رقابت آزاد سرمایه‌داری، که مقدم بر آن مرحله بودند، متمایز ساخت. لنین اصرار داشت که «سیاست استعماری و امپریالیسم، پیش از این آخرین مرحله‌ی [امپریالیستی] سرمایه‌داری، و حتی پیش از سرمایه‌داری، وجود داشتند».

با ارزهای دیجیتال چه کنیم؟ / مایکل رابرتز / ترجمه‌ی احمد سیف

لیبرا نامی است که فیس‌بوک – این کمپانی عظیم شبکه‌ی اجتماعی – بر روی ارز دیجیتالی خود که برنامه دارد ایجاد کند گذاشته است. هدف فیس‌بوک از این واحد پولی دیجیتالی چیست؟
به‌گفته‌ی فیس‌بوک، لیبرا «یک واحد پولی ساده‌ی جهانی است که باعث قدرتمندشدن میلیاردها انسان خواهد شد». در بیانیه‌ای که منتشرشده این کمپانی می‌گوید که «دنیا به‌واقع به یک واحد پولی دیجیتال قابل‌اعتماد و زیرساختی که بتواند به مقوله‌ی « پول اینترنتی» واقعیت ببخشد، نیازمند است. امنیت بخشیدن به دارایی مالی‌تان بر روی تلفن دستی باید ساده و به‌سادگی قابل درک باشد. نقل و انتقال پول در جهان باید ساده و از نظر هزینه جذاب باشد و حتی باید از فرستادن یک متن و یا عکس از طریق اینترنت‌، مستقل از این که در کجا زندگی می‌کنید و یا چه می‌کنید، و یا چه میزان درآمد دارید، امن‌تر باشد. ابداع محصولات تازه، و واردین تازه به این نظام موجب می‌شود تا موانع دسترسی به آن و هزینه‌ی سرمایه برای همگان پایین بیاید و شرایط برای نظام پرداختی بدون درگیری برای تعداد بیش‌تری از مردم فراهم شود».

قیام فرانسوی / استاتیس کوولاکیس / ترجمه‌ی هومن کاسبی

اقتصاد سیاسی جلیقه‌زردها:
شورش جلیقه‌زردها در فرانسه، مانند تمام جنبش‌هایی که از نیروی یک رخداد برخوردارند، هم پیش‌بینی‌شده و هم غیرمنتظره بود. نه تنها توسط رسولان ابدی شورش آتی، یا لفاظی‌های تهدیدآمیز لوپن، بلکه در جلسات نظام سیاسی پیش‌بینی شده بود. خود مکرون تردید نداشت تا برای کتابی که کارزار ریاست‌جمهوری 2017 او را به‌راه انداخته بود، عنوان انقلاب را غصب کند. دو سال پیش، ژاک آتالی، کارچاق‌کن سیاسی-فکری که در حال حاضر از نزدیکان مکرون است، هشدار داده بود که چشم‌انداز سیاسیِ ازهم‌پاشیده در دوران ریاست‌جمهوری اولاند، فرانسه را در «آستانه‌ی وضعیتی پیشاانقلابی» رها خواهد کرد. پس مدت‌ها قبل پیش‌بینی شده اما بااین‌حال غافل‌گیرکننده بود: نه تنها زمان‌بندی و جرقه‌ی آغازین شورش -مالیات مکرون بر گازوییل – بلکه پیکربندی‌های اجتماعیِ انضمامی آن، به‌تمامی غیرقابل پیش‌بینی بودند.

گرامشی و ما / استوارت هال / ترجمه‌ی امیر صفری

ادعا نمی­کنم که گرامشی می‌­تواند به‌سادگی «پاسخِ مسائلی» را که با آن مواجه هستیم بدهد یا «کلید حل سؤالات» را در دست دارد. معتقدم که باید دربار‌ه‌ی مسائل‌مان به شیو‌ه‌ای گرامشیایی، که البته شیوه‌­ای متفاوت است، بیندیشیم. ما نباید (همچنانی­ که برای سال­‌ها از مارکس سوءاستفاده کردیم) با گرامشی، به‌مثابه پیامبری از عهد عتیق رفتار کنیم که در لحظه‌ی مناسب می‌­تواند گفتاوردی مناسب و تسلی­‌بخش ارائه کند. نمی‌­توانیم این مرد «ساردینایی» را از صورت‌بندی سیاسی خاص و منحصربه‌فردش بیرون بکشیم و به انتهای قرن بیستم بیاوریم و از او بخواهیم که مشکلات ما را حل کند: به‌ویژه این‌که که تمام نیروی فکری او در این مسیر بود که تعمیم‌دهی‌های ساده‌انگارانه از یک موقعیت همایندی خاص، ملت خاص و دوران خاص را نفی کند.

انگلس و مارکس: روایت یک دوستی / ژیلبر بادیا / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

نخستین ملاقات عملی مارکس و انگلس در اوت ـ سپتامبر۱۸۴۴ در پاریس انجام گرفت، البته آن‌ها دو سال پیش از این در کلن (آلمان) همدیگر را دیده بودند. اما به دنبال یک سوءِ‌تفاهم (مارکس خیال کرده بود که انگلس با برداشت‌ها و تفسیرهای هگلیان جوان برلین موافق است. از نظر مارکس ـ که دچار مشکلات مالی و سیاسی بود ـ جوانان هگلی برلین حرّافانی بیش نبودند.) این دیدار با سردی پایان یافته بود. انگلس، در سال ۱۸۴۴، هنگامی که برای دیدن خانواده‌ی خود از منچستر به بارمن می‌رود، راه خود را کج می‌کند و برای ملاقات با مارکس عازم پاریس می‌شود. او روز ۲۸ اوت به پاریس می‌رسد و ده روز در این شهر می‌ماند. در این ده روز، آن دو نه‌تنها از یکدیگر جدا نمی‌شوند بلکه ـ با بی‌پروایی و قاطعیت که از نعمت‌های جوانی هستند ـ صدها پروژه را پایه‌ریزی می‌کنند.

آگاهی طبقاتی در تاریخ / اریک هابسبام / ترجمه‌ی فریبرز فرشیم و نرمین براهنی

عنوان این رشته از درس‌گفتارها از کتاب مشهور، اما کم خوانده‌شده‌ی، گئورگ لوکاچ، تاریخ و آگاهی طبقاتی، گرفته شده است. این اثر مجموعه‌ی مقالاتی است که در سال ۱۹۲۳ منتشر شده و در درون جنبش کمونیستی به‌قوت مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. اثر یادشده، در واقع، به مدت سی تا چهل سال غیرقابل دسترس بود. چون متن انگلیسی این کتاب تا حوالی ۱۹۷۰ چاپ نشده بود، هنوز در انگلستان ناشناخته بود. مع‌هذا، وظیفه‌ی من، در این گفتار مقدماتی، از معرفی صرف و ابراز نظر در مورد اثر لوکاچ و گرته‌برداری از آن فراتر می‌رود. یعنی میل دارم به‌عنوان یک مورخ، در مورد سرشت و نقش آگاهی طبقاتی در تاریخ نظرم را بیان کنم – با این فرض که ما، همه، در یک مورد بنیادی با هم اشتراک نظر داریم، و آن این که: طبقات اجتماعی، برخورد طبقاتی و آگاهی طبقاتی وجود و در تاریخ نقش دارند. بسیار محتمل است که در مورد چیستی این نقش یا اهمیت آن ناهم‌رأی باشیم، اما در مورد بحث کنونی، به بیش از آنچه که گفته شد، به اجماع دیگری نیاز نیست. مع هذا، به منظور رعایت انصاف، هم نسبت به موضوع و هم نسبت به متفکری که نامش بی‌شک بدین موضوع گره خورده، شاید بر من لازم باشد که بگویم در کجاها با مباحث بی‌نهایت جالب خود لوکاچ (که نظراتش بدون شک ریشه در آراء مارکس دارد) دارای اشتراک نظرم و در کجاها نیستم.

پول، رسانه و بحران آب‌وهوایی / جان اسکیلز ایوِری

اشاره‌ی مترجم: بحران آب‌وهوایی هر روز ابعاد تازه‌تر و فاجعه‌بارتری از خود را به نمایش می‌گذارد. موضوع بود و نبود بشریت در میان است. بحران آب‌وهوایی امری جهانی است و به راه‌حل های جهانی و همکاری «همگان» نیاز دارد. نادیده گرفتن آن مترادف از بین رفتن ، کار، رفاه و امنیت برای همگان زحمتکشان و  بهره‌کشی و انباشت هرچه بیش‌تر برای سرمایه‌داری و شرکت‌های غول‌پیکر جهانی است. فاجعه‌ی آب‌وهوایی و زیست‌محیطی سبب جنگ ها و ستیزه‌های گسترده ای در بین مناطق و ملت‌ها می‌شود و می‌تواند تمدن بشری را در آستانه‌ی نابودی کامل قرار دهد. اما حل قطعی بحران آب‌وهوایی و مبارزه با آن نمی‌تواند از بستری جز مبارزه با سرمایه‌داری و منطق انباشت سرمایه گذر کند.

همه علیه خویشتن / جورج مونبیو / ترجمه‌ی فروغ کتوئی‌زاده و علی کوچک پوریان

اپیدمی بیماری‌های روانی روح و جسم میلیون‌ها نفر را درهم می‌شکند. موعد آن رسیده که از خود بپرسیم «به کدامین سو شتابانیم و چرا؟»
آیا می­‌توان اتهامی سنگین­‌تر از شیوعِ همه‌‌گیر بیماری‌­های روانی به یک سیستم نسبت داد؟ با این حال، طاعونِ اضطراب، استرس، افسردگی، فوبیای اجتماعی، اختلالات تغذیه، خودآزاری، و تنهایی و انزوا همه‌روزه مردم را در سراسر جهان به کام مرگ می‌کشاند. جدیدترین آمارِ فاجعه‌بار از سلامت روانی کودکان در انگلستان خبر از بحرانی جهانی می‌­دهد.

انرژی، رشد اقتصادی و بحران زیست‌محیطی / ارالد کولاسی / ترجمه‌ی هومن کاسبی

آیا رشد اقتصادی می‌تواند تا همیشه ادامه پیدا کند؟ این پرسش نسبتاً ساده، سرگیجه‌های فکری برای سرمایه‌داری مدرن به وجود آورده است. کارل مارکس در گروندریسه استدلال کرد که سرمایه نمی‌تواند هیچ حد و مرزی را تحمل کند. مراد او این بود که رانه‌ برای رشد و جست‌وجوی بازارهای جدید، هر دو برای بقای سیاسی و اقتصادی سرمایه‌داری ضروری هستند. در این پرتو، دلالت‌های تلویحی این سؤال، چیزی را در مایه‌های چالشی وجودی برای نظم کنونی می‌نمایاند. سرمایه‌داری نمی‌تواند به وجود هیچ حد و مرز طبیعی بر رشد اقتصادی اذعان کند، چرا که به معنای اذعان به مرگ نهایی خود خواهد بود. اکثر رهبران سیاسی و اقتصاددانانی که از نظم فعلی حمایت می‌کنند، برای حفظ این ادعا که سرمایه‌داری بازنمود نظامی شبه-ابدی و شکست‌‌ناپذیر است، شروع به نقل مجموعه روایت‌های پیچیده‌ای درمورد رابطه میان اقتصادهای انسانی و جهان طبیعی کرده‌اند.