ترجمه rss

اقتصاد سیاسی بین‌المللی پورنوگرافی / شیلا جفریز / ترجمه‌ی رسول قنبری

صنعت پورنوگرافی، سکوی پرتاب به‌هنجارسازی معاصر صنعت روابط جنسی در غرب است؛ همان جایی که رشد قابل‌توجهی در سراسر این بخش [از صنعت روابط جنسی] آغاز شد. در انقلاب جنسی و ضدفرهنگی دهه‌ی 1970 تحت عنوان «عصیان‌گری» و آزادی‌بخشی از این صنعت دفاع شد، اکنون دیگر به صنعتی بسیار سودآور تبدیل شده است و جریان اصلی درآمد شرکت‌های بزرگ را تأمین می‌کند. پایه و اساس این صنعت، استفاده‌‌ی جنسی از دختران و زنان جوانی است که  بی‌خانمانی و سابقه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی یا  قاچاق انسان، آسیب‌پذیر‌شان کرده است. اما سود این صنعت عاید کسانی نمی‌شود که بیش‌ترین آسیب را از آن می‌بینند. این آسیب‌ها به واسطه‌ی به‌هنجارسازی پورنوگرافی در بین فرهنگ‌های عامیانه از طریق سرگرمی، ورزش، موسیقی و صنایع مد، از دیده‌ها پنهان شده‌اند . پورنوگرافی، صنعت سکس را باب‌روز ساخته است. این صنعت برای استریپ‌کلاب‌ها که با نام «پورنوگرافی زنده» نیز شناخته می‌شود و در نهایت برای فاحشه‌خانه‌ها و دیگر اشکال فحشا مشتری دست‌وپا کرده است. دو برابر شدن درصد مردانی که در 10 سال اخیر در انگلستان از زنان برای فحشا استفاده می‌کنند، به ‌به‌هنجارسازی استثمار جنسی تجاری زنان نسبت داده شده است که به‌واسطه‌ی پورنوگرافی و استریپ‌کلاب‌ها ممکن شده است. در این مبحث، گسترش و جهانی‌سازی این صنعت و آنچه را که در تولید آن دخیل است بررسی خواهم کرد.

عصر تنهایی بشر / جورج مونبیو / ترجمه‌ی محمود حایری

این زمان را چه بنامیم؟ عصراطلاعات نیست چون فروپاشی جنبش‌های آموزش همگانی خلأیی به وجود آورده که بازاریابی و نظریه‌‌های توطئه آن را پر کرده است. عصر دیجیتال همانند عصر حجر، عصر آهن و عصرفضا در مورد مصنوعات دست بشر خیلی بیش‌تر صحبت می‌کند تا در مورد جامعه. دوره‌ی آنتروپوسین که در آن انسان تأثیر عمده‌ای روی محیط زیست کره‌ی زمین گذاشته است، قادر به تمایزبخشیدن به این قرن در مقایسه با قرن قبلی نیست. کدام تغییر اجتماعی زمان ما را ازدوره‌ی قبل متمایز می‌سازد؟ برای من روشن است. این دوره، عصر تنهایی است.

کروپتکین، خود-ارزش‌زایی و بحران مارکسیسم / هری کلیور / ترجمه‌ی هومن کاسبی

چکیده
فروپاشی دولت‌های سوسیالیستی و بحران جاری سرمایه‌داری غربی -که هر دو ناشی از مخالفت مردمی فراگیر هستند- مستلزم بازنگری آنارشیست‌ها و مارکسیست‌ها از تمام صفوف در مسئله‌ی فراروی از جامعه‌ی معاصر است. این‌گونه بازنگری باید شامل بررسی مجدد اندیشه‌ی انقلابیون پیشین و همچنین تجربیات آن‌ها در تحولات اجتماعی گذشته باشد.

مانیفست در قرن بیست‌ویکم / یانیس واروفاکیس / ترجمه‌ی نرگس ایمانی

مقدمه‌ی یانیس واروفاکیس بر چاپ 2018 مانیفست کمونیست

یادداشت مترجم

 نوشته‌ی پیشِ رو مقدمه‌ی یانیس واروفاکیس، اقتصاددان و سیاستمدار یونانی، بر طبع و انتشار دیگربارِ اثر «ماندگار» مارکس و انگلس، مانیفست حزب کمونیست، است. واروفاکیس می‌کوشد در این یادداشت از میان امکان‌های بسیارِ مندرج در مانیفست، بر همین یک، ماندگاری اثر، انگشت گذارد و رمزگان ــ و نه رمزوراز ــ این ماندگاری را با ما فاش گوید. اما به چه اعتبارﹾ رمزگان و نه رمزوراز؟ انگاره‌ی رمزگان‌گشاییِ یک اثر با این انگاشته همراه است که اثر در یک سو، در اکنونِ خویش و در سوی دیگر، در اکنونِ ما (اکنونِ غیرـ‌خویش) با کدامین واقعیت‌ها چفت‌وبست شده، می‌شود؛ بر کدامین نابه‌هنجاری‌ها مکث کرده، می‌کند؛ به کدامین پاسخ‌ها نایل آمده، می‌آید؛ چه نویدهایی داده، می‌دهد.

به جای طرح صلح امریکا برای خاورمیانه، طرح صلح برای خود امریکا بهتر است / توماس نپ

وزیر خارجه‌ی امریکا، مایک پمپئو، طرح دولت ترامپ برای صلح بین اسراییل و فلسطین را «غیر قابل‌اجرا» توصیف کرد و رییس‌جمهور ترامپ هم گفته است که پمپئو «احتمالاً درست می‌گوید».

چرا پوپولیسم چپ کافی نیست؟/ وینسنت ناوارو / ترجمه‌ی احمد سیف

پاسخ به شانتال موف:
پیشروی‌های چشمگیر جنبش کارگری در فاصله‌ی 1945 تا 1978 (دورانی که اغلب  به‌عنوان دوران طلایی سرمایه‌داری از آن یاد می‌شود) و گسترش چشمگیر حقوق اجتماعی، سیاسی و کارگری که این جنبش‌ها در دو سوی آتلانتیک شمالی (امریکای شمالی و اروپای غربی) به دست آوردند، به واکنش دستگاه اقتصادی و مالی و همین طور سیاسی و رسانه‌ای انجامید – که تأثیرات بسیار داشت. این دستگاه‌ها سیاست‌هایی کلاً موسوم به سیاست‌های نولیبرالی علیه جنبش کارگری تدوین کردند که به‌طور جدی از قدرت جنبش‌های کارگری کاست و حقوقی را که در طول چند دهه به دست آورده بودند کاهش داد.

کدام استعمارزدایی؟ / سعید بواماما / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

نلسون ماندلا در زندگینامه‌ی خود خاطرنشان می‌سازد که « شکل مبارزه را همواره ستمگر تعیین می‌کند و نه ستمدیده ». به نظر می‌رسد که تحولات جهان استعمار، در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، دیدگاه او را تأیید می‌کنند. جنگ جهانی دوم موجب هرج‌ومرج‌ها و آشوب‌هایی می‌شود که بسیاری از پایه‌های مادی، سیاسی و ایدئولوژیک استعمار را درهم می‌شکنند. یکی از نتایج این جنگ آن است که استعمارزدایی را در نظر میلیون‌ها تن از مردم مستعمرات قابل‌تصور می‌سازد. قدرت‌های استعماری در شرایط و اوضاع جدید مجبور می‌شوند، حتی اگر شده محتاطانه، در را به روی اصلاحات بگشایند.

بهار طولانی عربی / گفت‌وگو با ژیلبر اشکار / ترجمه‌ی سودابه رخش

گفت‌وگو با ژیلبر اشکار درباره قیام‌های سودان و الجزایر

ماه گذشته پس از سال‌ها سلطه‌ی ضدانقلاب و خونریزی بارقه‌هایی از امید در خاورمیانه پدیدار شد. در الجزایر و سودان مردم علیه رژیم‌های خودکامه‌ی عبدالعزیز بوتفلیقه و عمر البشیر به‌پا خاستند. و در این زمینه هر دو موفق بودند: هر دو رهبر برکنار شدند و حکومت‌های چند‌دهه‌ای آن‌ها به پایان رسید. ولی معترضان به قیام‌شان ادامه دادند، چون ساختار اصلی قدرت این دو رهبر، مثل مصر بعد از انقلاب 2011، دست‌نخورده ماند. شرایط مادی پیش‌برنده‌ی قیام‌ها هم تغییری نکرد: دستمزدهای نازل، بیکاری گسترده، ناامنی، و فقدان آینده برای جوانان، ناشی از الگوی تعدیل ساختاری که صندوق بین‌المللی پول بر این کشورها تحمیل کرد.

مذهب و مبارزه‌ی طبقاتی از منظر انگلس / میشل لووی / ترجمه‌ی حامد پایدار

بیش‌تر موافقان و مخالفان مارکسیسم، عبارت آشنا و مشهور «مذهب افیون توده‌ها است» را هم‌چون جوهر نظریه‌ی مارکسیستی در واکاوی پدیده‌ی مذهب دانسته‌اند. این دیدگاه تا چه اندازه می‌تواند موجه و کامل باشد؟ پیش از هر چیز باید تأکید کرد که این نقل‌قول به هیچ‌رو مختص مارکسیسم نیست. همین عبارت را در متن‌های گوناگون در آثار کانت، هردر، فویرباخ، برونو باوئر، موزس هس و هاینریش هاینه می‌توان سراغ گرفت. از باب نمونه، هاینه در گفتاری درباره‌ی لودویک بورنه (1840)، گرچه به گونه‌ای طعنه‌آمیز اما تا اندازه‌ای مثبت، آن را به کار برده است: «خوشا مذهبی که بر جام باده‌ی تلخ رنج بشری اندکی شیرینی، قطراتی چند از افیون روحی نشئه‌آور، از عشق، امید و ایمان بیفزاید.» هس در مقالات خود، که در 1843 در سوئیس انتشار یافت، موضع انتقادی‌تر (ولی هنوز هم دوپهلو) اتخاذ می‌کند:«مذهب می‌تواند تحمل‌پذیر سازد…وجدان ناخشنود سرف‌داری را…هم‌چون تریاکی آرام‌بخش که کمک مؤثری در درمان بیمارهای دردناک باشد».

علل رشد پوپولیسم در اروپا و امریکای شمالی / وینسنت ناوارو / ترجمه‌ی احمد سیف

«درهر دو سوی اقیانوس اطلس شمالی شبحی سرمایه‌داری پیشرفته را محاصره کرده است: شبح پوپولیسم. اتحادی مقدس بین مؤسسات سیاسی و رسانه‌ای در این کشورها به‌همراه احزاب حاکم‌شان و همین طور نهادهای فراملیتی‌شان علیه این جنبش شکل گرفته است. کو آن حزب سیاسی که مؤسسات سیاسی و رسانه‌ای موجود را به چالش گرفته باشند ولی دشنام پوپولیست بودن نخورده باشد؟»
تشکیلات سیاسی و رسانه‌ای در قرن بیست‌ویکم عبارت «پوپولیسم» را برای تعریف هر جنبشی به‌کار بردند که قدرت‌شان، مشروعیت‌شان و سیاست‌های عمومی نولیبرالی را که برجمعیت خود تحمیل می‌کنند، به پرسش گرفته باشد. در بسیاری از کشورها در اروپا و همین‌طور در امریکای شمالی، شاهد این پدیده هستیم. هدف من دراین مقاله این است که بررسی کنم آیا بین این جنبش‌ها نکته‌ی مشترکی وجود دارد یا خیر و سپس علل اساسی رشدشان را بررسی می‌کنم. در ثانی هدف دیگر من بررسی استراتژی و محدودیت‌های پوپولیسم در مقایسه با دیگر جنبش‌های مخالف وضع موجود (سوسیالیسم) در قرن گذشته است.

راهبرد هژمونی‌یابی شرکت‌های بزرگ / کیونگ پیل کیم / ترجمه‌ی داود جلیلی

در جمهوری کره شرکت‌های بزرگ چیبول خوانده می‌شوند. چیبول‌ها به شکل شرکت بزرگ چندرشته‌ای و متنوعی است که به صورت خانوادگی توسط مالک و خانواده‌ی وی اداره می‌شود. چیبول‌ها در کره به‌سرعت رشد کرده‌اند و در بازار کره مسلط هستند و از زمان ساخت‌یابی در دهه‌ی 1970 پیوسته در اقتصاد کره مشارکت داشته‌اند. برخی شرکت‌های تابعه‌ی چیبول‌ها فقط در طی سی تا چهل سال به شرکت‌های برجسته در بازار جهانی بدل شده‌اند. در سال 2018 فهرست 500 فورچون، که بزرگ‌ترین شرکت‌های جهانی را رتبه‌بندی می‌کند، سامسونگ الکترونیک و هیوندا موتورز را در رتبه‌های دوازدهم و هفتادوهشتم رده‌بندی می‌کند و در همین زمینه 13 شرکت تابعه‌ی دیگر نیز در این فهرست قرار داشتند. بنابراین، برخی چیبول‌ها به قدرت‌های اقتصادی جهانی رشد کرده‌اند.

دومین برجام؟ / باربارا اسلاوین

از فردای روی کار آمدن ترامپ این صدای نومحافظه‌کاران امریکایی بود که از زبان وزارت خارجه‌ی امریکا شنیده می‌شد. اما گرایش قدرتمند دیگری نیز در سیاست‌های خارجی ایالات متحده وجود دارد که با سیاست‌های ترامپ و نومحافظه‌کاران مخالف است. باربارا اسلاوین، نویسنده‌ی یادداشت حاضر، عضو ارشد اندیشکده‌ی شورای آتلانتیک و از مخالفان رویکردهای نومحافظه‌کارانه در قبال ایران است. وی از یک «برجام دو» با ایران دفاع می‌کند که ضمن محدودساختن هرچه بیش‌تر برنامه‌های هسته‌ای ایران به‌طور متقابل امکاناتی برای ادغام بیشتر اقتصاد ایران در بازارهای جهانی فراهم سازد. ـ نقد اقتصاد سیاسی