پژواک rss

مهاجرت اقتصادی زنانه / مهدیس صادقی پویا

(0)
31/07/2020

سهم‌یابی زنان از بازار کار جهانی یا تمرین ایدئولوژیک جنسیت:
به نظر می‌رسد دست‌وپنجه نرم کردن با جنسیتی بودن مشاغل، دیگر نه‌تنها زاییده‌ی نوعی ستم جنسی و جنسیتی به دلایل مختلف است، بلکه با تغییر شکل و وارونه‌سازی امیال و خواسته‌های انسانی، به نظامی هدفمند و ازپیش تعیین‌شده، تبدیل شده است. نوعی صورت‌بندی ایدئولوژیک که قرار است با تغییر شرایط طبقه‌ها، زنان را در کاست‌های آیین‌مند و ذات‌گرایانه‌ی غیر قابل‌خروج نگه داشته و بیشتر مورد استثمار قرار دهد.

طرحی برای بازخوانی تاریخ زنان در ایران / عاطفه رنگریز

در این نوشتار می‌کوشم نشان دهم که چرا تاریخ‌­نگاری انتقادی در حوزه‌ی جنسیت ایرانی به‌غایت ضروری است. در ابتدا با طرح این سؤال که چرا عموماً هویت جنسیتی در ایران مورد نقد قرار نگرفته است، تاریخ‌­نگاری و نظام دانش مسلط ازآن‌ر‌و‌ که هیچ‌­گاه جنسیت در آن موضوع اصلی نبوده و همیشه زنان در آن به حاشیه رفته­‌اند، مورد نقد قرار می­‌گیرد تا زمینه‌ساز آگاهی‌بخشی نوشتن تاریخ زنان و چگونگی فرودست‌سازی آنان شود. سپس با تکیه بر کتاب «زنان سبیلو و مردان بی‌­ریش» نوشته‌ی افسانه نجم‌آبادی از شکل­‌گیری جنسیت زن ایرانی در دوران مدرنیته بحث و در پایان در همین چارچوب پرسش‌های جدیدی طرح می‌­شود.

خشونت / یوله گویکوئچه‌ئا / ترجمه‌ی مهدی مازرونی

خشونت چیست؟ از گرسنگی جان دادن زمانی که غذا موجود است. از بیماری جان دادن زمانی که دارو و درمانش موجود است. وقتی زمین منابع دارد، اما چیزی از آن سهم تو نمی‌شود. هنگامی که نمایندگی سیاسی مرسوم است اما تو سهمی در آن نداری. هنگامی که دهان باشد و ندایی از آن نیاید.

موج جدید تورم ما را به کجا می‌برد؟ / پرویز صداقت

سقوط ارزش ریال، ساخت قدرت طبقاتی و چشم‌اندازهای موجود
این روزها ارزش برابری ریال با دلار و دیگر ارزها به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است و هر روز شاهد سقوط جدیدی در ارزش ریال بوده‌ایم. زمینه‌ها، ریشه‌ها و علل این روند چیست و چه سرانجامی برای اقتصاد ایران رقم خواهد زد؟

آگاهی طبقاتیِ احتمالی و الزامی / ایستوان مزاروش / ترجمه‌ی فریبرز فرشیم و نرمین براهنی

این که ما آگاهی طبقاتی را ذهنیت صرف و« فرآورده‌ی جنبی» اقتصاد سرمایه‌داری بینگاریم کاریکاتوری خواهد بود از مارکس. این نوع نگرش ناشی است از روی‌کردی که مدل تعیین‌کننده‌، مکانیکی و یک‌جانبه را جانشین مدل پیچیده‌ی دیالکتیکی مارکس می‌کند. پس، در نهایت، آگاهی، به صورتی خام، ضمن این که زیر‌مجموعه‌ی اقتصاد می‌شود، نقشی گمراه‌کننده هم می‌یابد: نمی‌تواند فعالانه تغییری ایجاد کند، زیرا که خودش یک فرآورده‌ی صرف (و در واقع «فرآورده‌ی جنبی») در تحول اقتصاد سرمایه‌داری است.

فوکو در زمانه‌ی ویروس کرونا / پیام حسن‌زاده

دموکراسی، زیست‌سیاست و کالبد‌سیاست، نولیبرالیسم و دولت امنیت
(رفع یک سوءتفاهم) 
عالم‌گیری کووید-19 به تجدیدعلاقه به مفهوم زیست‌سیاست فوکو منجر شده و علاوه بر آن نشان داده است که به‌طور گسترده‌ای درک نادرستی از این مفهوم وجود دارد. بسیاری مفسران به تعریف زیست‌سیاست به‌مثابه قسمی «سیاستِ سلامت» یا نوعی «سیاستِ حیات» بسنده به کلی‌گویی‌ تکیه کرده‌اند. دسته‌ای از مفسران زیست‌سیاست را همنشین دولت‌های تمامیت‌خواه در جوامع انضباطی دانسته‌اند که به بیشینه‌سازی مداخلات حکومت در زندگی روزمره‌ی مردم دست می‌زند و ازاین‌رو لوازم تهدید و تحدید دموکراسی را فراهم می‌آورد

این‌بار شاید خبری از بهبود افول امریکا نباشد / پاتریک کوبرن / ترجمه‌ی یوسف نوری‌زاده

امریکا با ناتوانی‌اش در رهبریِ غلبه بر اپیدمی کرونا شاید دارد به «لحظه‌ی چرنوبیلیِ» خود نزدیک می‌شود! همچون حادثه‌ی هسته‌ای در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1986، یک فاجعه دارد نقاط ضعف نظام‌مندی را برملا می‌سازد که پیشاپیش سلطه‌ی امریکا در جهان را تضعیف کرده است. نتیجه‌ی این پاندمی هر چه باشد، امروز هیچ‌کس چشم امید به راه‌حل این بحران از طرف واشنگتن ندوخته است.

پس از آن‌که آخرین درخت جان سپرد / محمد صفوی

بحران محیط زیست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بحران‌های موجود در کشور ما و جهان در اوج قرار دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بیش از نیمی از جنگل‌های جهان در مقام شش‌های تنفسی کره‌ی زمین که منزل‌گاه انواع ارگانیسم‌های زنده‌ی جهان هستند از بین رفته‌اند. و جهان بیشترین گرمایش زمین، کم آبی، انقراض فزاینده‌ی گونه‌های زیستی، ذوب شدن یخ‌های قطبی، فرسایش خاک، بیابان‌زایی، سیل، قحطی، نابودی تدریجی دریاچه‌ها و تخریب صخره‌های مرجانی را تجربه می‌کند.

مرده‌شور نان را ببرد. نان تمام شد. / سابرینا اُرا مارک / ترجمه‌ی فروزان افشار

بحث از طرد و فرودستی اجتماعی در ایرانِ سال‌های اخیر آن قدر بالا گرفته که شاید بشود به نوعی مُدِ جامعه‌شناختی تشبیه‌اش کرد. در همین ادبیات، بی‌ثبات‌کاری مضمونی است که به مدد برخی ترجمه‌ها و تلاش‌های تحقیقی جسته‌وگریخته محبوبیت گسترده‌ای پیدا کرده است. اما طرد حقیقتاً چگونه تجربه می‌شود؟ بی‌ثبات‌کاری، آن‌گاه که از روزنه‌‌ی داده‌ها و آمارنامه‌ها می‌لغزد و به درونی‌ترین و خصوصی‌ترین غشاهای مغز نشت می‌کند، چه معنایی می‌یابد؟

چهار افسانه درباره‌ی «طبقه‌ی موقت‌کار» / سارا گری / ترجمه‌ی رسول قنبری

موقتی‌کاران نمی‌توانند مادامی که با خرده‌بورژوازی هم‌دل‌اند از این وضعیت خلاصی یابند. موقتی‌کاران به‌طور روزافزون از دل طبقه‌ی کارگر آمده‌اند، برای دستمزد پایین‌تری کار می‌کنند و در منافع اولیه -و متزلزل- طبقه‌ی گسترده‌تر کارگران مشترک‌اند.

دستمزد در کشاکش بازی‌های دولت و آنهایی که خیلی می‌دانند / نسرین هزاره مقدم

سه‌شنبه‌ی هفته‌ی جاری (سیزده خرداد) قرار است جلسه‌ی شورای عالی کار برگزار شود؛ به احتمال زیاد دولت بازهم قصد خواهد داشت با تقلیل موضوع به افزایش حق مسکن، از تب‌و‌تاب مطالبه‌گری کارگران بکاهد اما یک واقعیت مسلم و قطعی وجود دارد: طبقه‌ی کارگری که بخش عمده‌ی آن حداقل‌بگیر است و در خوشبینانه‌ترین حالت با احتساب تمام مؤلفه‌های مزدی بین 2 میلیون و 300 تا 2 میلیون و 500 هزار تومان درآمد ماهانه دارد، به سادگی از مطالبه‌ی حیاتی و کلیدی «دستمزد» نمی‌گذرد. نمی‌تواند که بگذرد!

تصور یک برتون‌وودز جدید / یانیس واروفاکیس / ترجمه‌ی رسول قنبری

بحران مالی سال 2008 موجب طرح مطالباتی برای ایجاد یک نظام مالی جهانی شد که عدم تعادل تجاری را کاهش دهد، جریان‌های سوداگرانه‌ی سرمایه را مدیریت کند و از گسترش ریسک نظام‌مند جلوگیری کند . البته که چنین چیزی هدف اصلی نظام برتون‌وودز بود. اما امروزه چنین نظامی، دیگر غیرقابل‌دفاع و نامطلوب خواهد بود. بنابراین، بدیل احتمالی‌اش چگونه باید باشد؟