فهرست موضوعی


درس‌هایی از سوریه / یانیس واروفاکیس

AP Photo/Hussein Malla

دشمنِ امپریالیسم همیشه دوستِ ضدامپریالیست نیست. در ۱۵ اوت ۲۰۲۱، زمانی که رژیم دست‌نشانده‌ی آمریکا در کابل سقوط کرد، من از شکست امپریالیسم ایالات متحده ابراز فراغ کردم و در عین حال از آنچه زنان افغانستان در شرف تحمل رنج آن بودند احساس هراس داشتم. بلافاصله، مورد تهاجم لابی لیبرال-امپریالیستی ایالات متحده قرار گرفتم که… پیروزی طالبان را جشن گرفته‌ام. می‌بینید، برای خادمان امپریالیسم، اگر از امپریالیسم آمریکا حمایت نمی‌کنید، پس باید حامی جهادی‌هایی باشید که مخالف امپریالیسم آمریکا بودند. ذهنیت امپریالیستی از دیدن چیزهای بدیهی امتناع می‌ورزد: ما وظیفه داشتیم با شور و حرارتی یکسان با امپریالیسم ایالات متحده و با جهادی‌هایی که این امپریالیسم از طریق وحشیگری خود آنها را تقویت کرد، مخالفت کنیم. آنها نمی‌توانستند ببینند که تهاجم امپریالیستی ایالات متحده فقط جهادی‌هایی را تقویت کرد که می‌خواستند زنان افغانستان را تحت آپارتاید جنسیتی قرار دهند.

یکشنبه‌ی گذشته، رژیم اسد سقوط کرد و جهادی‌ها به دمشق یورش بردند. باز هم از سقوط یک رژیم ستمگر ابراز رضایت کردم و افزودم: «سوری‌ها به اندازه‌ی کافی رنج کشیده‌اند. اکنون وظیفه داریم اطمینان حاصل کنیم رنجی بیش از این متحمل نمی‌شوند، آن‌گونه که عراقی‌ها و لیبیایی‌ها پس از سقوط دیکتاتورهای خود دچار رنج شدند. برای این منظور، قدرت‌های خارجی، غربی و غیرغربی نیز باید از این کشور دور شوند.» بلافاصله، (مانند مورد سقوط کابل) به دلیل تجلیل از پیروزی … جهادی‌ها – این بار توسط مخالفان امپریالیسم امریکا مورد حمله قرار گرفتم. از نظر آنها، اگر شما از اسد حمایت نمی‌کردید، باید حامی جهادگران مخالف اسد و هواداران آمریکایی-اسراییلی‌شان باشید. همان منطق هواداران امپریالیسم آمریکا: «اگر با ما نیستی، بر ما هستی».

مخالفان ضد امپریالیستِ من نمی‌توانستند ببینند که رژیم اسد، به دلیل شیوه‌های جبارانه‌اش، فقط جهادگرانی را که اسد را سرنگون کردند، تقویت کرد. بنابراین، پیام من به ضد امپریالیست‌هایی که فکر می‌کنند حمایت از شخصیت‌های جباری مانند اسد (یا قبل از او صدام) ایده‌ی خوبی است، زیرا او دشمنِ دشمنِ امپریالیستی ما است این است: برای مبارزه با امپریالیسم و ​​پیروزی در درازمدت، ما باید قلب و ذهن مردم را به دست آوریم. ما نمی‌توانیم این کار را با حمایت از جبارانی انجام دهیم که مردم از آنها نفرت دارند، فقط به این دلیل که آنها دشمنِ دشمنان ما هستند. البته برخی می‌پرسند آیا عراق قبل از سرنگونی صدام توسط ارتش آمریکا وضعیت بهتری نداشت؟ البته که این‌طور بود. آیا قبل از این‌که غرب قذافی را از بین ببرد، لیبی وضعیت بهتری نداشت؟ البته که این‌طور بود.

آیا در سوریه‌ی پس از سقوط اسد، درست مانند عراق و لیبی، خطر تبدیل شدن به حمام خونی فجیع‌تر وجود ندارد ؟ البته، احتمالش هست. اما، دلیل نمی‌شود که صدام، قذافی یا اسد را به‌عنوان «راه‌حل»، به‌عنوان پادزهر امپریالیسم تلقی کنیم. این رژیم‌های جبار مردم را از خود بیگانه می‌کنند و سرانجام فرومی‌‌پاشند – بنابراین نشان می‌دهند که ظرفیت مقاومت در برابر امپریالیسم را ندارند. این‌که ممکن است مدتی دشمن امپریالیست اصلی، آمریکا، باشند، آنها را دوست ضد امپریالیست‌ها نمی‌کند.

سخن کوتاه، ضدیت با امپریالیسم تنها زمانی موفق خواهد شد که ضدامپریالیست‌ها به حداقل معیارهای اخلاقی باور داشته باشند. بزرگ‌ترین سلاح ما این است، نه کلاشینکف خودکار یا موشک ضد هوایی. زیرا اگر به حداقل معیارهای اخلاقی پایبند باشیم، می‌توانیم توده‌های سراسر جهان را که در نهایت از مواضع اصولی انسان‌دوستانه قدردانی می‌کنند، جلب کنیم. همچنین می‌توانیم راحت‌تر دوگانگی رسانه‌های غربی را افشا کنیم که بدون شرم (الف) اشغال دو دهه‌ای افغانستان در مبارزه با تصرف کابل توسط جهادی‌ها را توجیه می‌کنند و همزمان (ب) از تصرف دمشق توسط جهادی‌ها تجلیل می‌کنند!

افسوس، اگر حداقل معیارهای اخلاقی را رعایت نکنیم و در عوض حامی ظالمانی باشیم که مخالف دشمنانمان هستند، مخالفت ما با ظالمانِ مورد علاقه‌ی دشمن، مانند مطبوعات غربی ریاکارانه به نظر می‌رسد. و باور کنید، این بزرگ‌ترین هدیه به مطبوعات غربی، به امپریالیسم، و به جباریت خواهد بود. زیرا، از این منظر، مخالفت ما صرفاً به رقابت بین «جبارانِ» آنها و «جبارانِ» ما تقلیل می‌یابد. نتیجه می‌گیرم، در محکوم کردن صدام حسین و حمله‌ی جنایتکارانه‌ی جرج دبلیو بوش به عراق هیچ چیزِ گیج‌کننده‌ای وجود ندارد. هم میلوسویچ را باید محکوم کرد و هم بمباران غیرنظامیان صرب توسط ناتو. هم طالبان و هم حمله‌ی آمریکا به افغانستان. هم رژیم اسد را باید محکوم کرد و هم جهادگران مورد حمایت آمریکا را که او را سرنگون کردند. نه‌تنها هیچ تناقضی در این میان نیست، بلکه تنها راه درست و مؤثر برای ضدامپریالیست بودن همین است. این نه‌تنها به معنای خنثی بودن نیست، بلکه تنها راه درست و مؤثر برای جانبداری از بسیاران است، نه انگشت‌شماران.

برگردیم به آنچه امروز واقعاً مهم است، آنچه که ما اکنون پس از سقوط اسد داریم، مطبوعات غربی است که درباب تولد سوریه‌ی جدید مدیحه‌سرایی می‌کنند بدون این که در مورد بمب‌های ایالات متحده و اسرائیل که از آسمان بر روی همین سوریه‌ی جدید فرومی‌ریزد یا تجاوز اسراییل به سوریه کلمه‌ای بگویند. آیا متوجه شده‌اید که هیچ‌کس در مورد نسل‌کشی مداوم در غزه صحبت نمی‌کند؟ این یک پیروزی بزرگ برای نتانیاهو، متفکران آمریکایی او و هواداران نسل‌کشی وی در اتحادیه‌ی اروپا است. پس، رفقا، بیایید حداقل معیارهای اخلاقی را در مبارزه با امپریالیسم حفظ کنیم. بیایید از فلسطین بگوییم!

دهم دسامبر ۲۰۲۴

یانیس واروفاکیس

پیوند با متن اصلی:

به اشتراک بگذارید

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *