برچسب‌ها: نظام قضائی در ایران

یک بند انگشت کم‌تر از اختیارات خدا / مهدی سمائی

گزارشی از قدرت دادستان در فرایند تعقیب کیفری:
 گاهی نوشتن یک داستان تلاشی است برای به یاد آوردن و حتی تثبیت خوابی که یادمان رفته است و گاهی با همین کارها ممکن است بتوانیم کابوس‌های جمعی‌مان را نیز نشان بدهیم تا شاید باطل‌السحر آن ته‌مانده‌ی بدویت‌مان شود. مگر نه این است که تا چیزی را بعینه نبینیم نمی‌توانیم بر آن غلبه کنیم؟ خوب، داستان‌نویس هم گاهی ارواح خبیثه‌مان را احضار می‌کند، تجسد می‌بخشد و می‌گوید: «حالا دیگر خود دانید، این شما و این اجنه‌تان».

در قطعه‌ی بالا، هوشنگ گلشیری از تواناییِ ادبیات در روبروکردنِ جامعه با شیطان‌های درونش سخن می‌گوید. ادبیات می‌تواند جامعه را با اجنه‌ای روبرو کند که در زوایای نهانِ وجودش لانه کرده‌اند. به نظرم روایت گلشیری از رسالتِ ادبیات، درست و حتی درخشان است. در این متن، می‌خواهم روایتی مشابه از رسالت علوم جناییِ ایران به دست ‌دهم. ما نیز باید از طریق پژوهش علمی، اشباح و اجنه‌ی نظام عدالت کیفری ایران را رؤیت‌پذیر کنیم و به معرض دید بیاوریم. به عبارت دیگر، نظام عدالت کیفریِ کشورمان را باید با اشباحش روبرو کنیم. شاید این‌طور، مهار آن‌ها ممکن شود. بنیادی‌ترین و مهم‌ترین متن‌ها، باید توان‌شان را هزینه کنند تا فضایی بیافرینند که عدالت کیفری در آن با اشباحِ خبیثه‌اش ملاقات کند. کار ما، میانجی‌گریِ این ملاقاتِ مهم است. این مقاله اگر به درستی پیش رود، خطاب به نظام عدالت کیفریِ ایران می‌گوید: «این شما و این اجنه‌تان، حالا دیگر خود دانید!». در این متن، دامنه‌ی مطالعه را به دادسرا محدود می‌کنم و تنها به شبح‌شناسیِ دادسرا می‌پردازم. در میان اشباح مختلف، امیدوارم بتوانم یک شبح مهم را رؤیت‌پذیر کنم. این شبح را «ایدئولوژیِ نظام‌گرایی» نامیده‌ام.
در مقاله، به‌ویژه قسمت‌های پایانی، بارها به قاضی سعید مرتضوی اشاره خواهم کرد. برای این مقاله، مرتضوی یک «سمپتوم» (symptom) است، به همان معنایی که در روان‌کاوی از این واژه مُراد می‌شود. سمپتوم‌­ها نشانه­‌های یک بیماریِ نهفته‌­اند که اگر بروز نیابند، شاید بیماری تشخیص‌ناپذیر باقی بماند. سمپتوم را نباید با خود بیماری اشتباه گرفت. اجازه دهید این گفته‌ها را به واژه‌شناسیِ خودمان برگردانیم: هرچقدر با دقت بیش‌تری سرگذشت قاضی مرتضوی را مطالعه کنیم، نکات مهم‌تری هم در مورد شبح‌زدگیِ دادسراهای کشورمان در می‌یابیم. قاضی مرتضوی کمک می‌کند اشباحی را پیش چشمانمان بیاوریم که در دادسرا در گشت‌وگذارند.

تاکنون شما روی خط شروعِ مقاله نگه داشته‌ام و از اشباحِ دادسرا سخن گفته‌ام. حالا می‌خواهم وارد مسیری شوم که قرار است در این مقاله با هم طی کنیم. گام اولی که باید برداریم این است: معرفیِ سویه‌های مسئله‌مند تعقیب کیفری…