
طرح «صلح» ۱۵ مادهای دونالد ترامپ برای غزه فروپاشیده است ( تعجبی ندارد) چون نتانیاهو گفته اسرائیل (که اکنون ۶۴٪ نوار غزه را اشغال میکند و خط زرد همچنان در حرکت است و این میزان را بیشتر میکند) تا زمانی که حماس «واقعاً خلع سلاح نشود» غزه را ترک نخواهد کرد.
ممکن است بپرسید، خلع سلاح واقعی به چه معناست؟ نتانیاهو خواستار خلع سلاح همهی گروههای فلسطینی است و فقط در آن صورت اسرائیل از غزه خارج خواهد شد. اما حماس و دیگر گروههای مسلح در غزه با بهاصطلاح صلح ترامپ موافقت کردهاند و در مذکرات دوباره در ماه ژوئیه پذیرفتندکه همراه با خروج اسرائیل از غزه خلع سلاح شوند. این توافق که ماه گذشته بین حماس، ترامپ و «هیئت صلح» حاصل شد، حتی میپذیرد که یک نهاد دولتی تازهتأسیس سلاحهای تسلیم شدهی گروههای فلسطینی را نگه دارد. در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، این اعلامیه توسط ترامپ به نقل از الجزیره صادر شد:
«ترامپ روز پنج شنبه در پلتفرم تروث سوشال نوشت: “این توافق گامی حیاتی به سوی ادارهی نهایی غزه توسط دولت جدید فلسطینی است که با همکاری نزدیکی با هیئت صلح برای کمک به مردم فلسطین ایجاد خواهد شد. در عین حال، اسرائیل امنیتی را که شایستهاش است بهدست خواهد آورد و از غزه دیگر بهعنوان پایگاه حملات تروریستی استفاده نخواهد شد.” نسخهای از توافقنامهای که الجزیره به دست آورده، میگوید فرایند خلع سلاح با ورود کمیتهی ملی و نیروی بینالمللی ثابت به غزه آغاز خواهد شد. کمیتهی ملی سپس تحت نظر کمیتهی بینالمللی بر فرآیند “فهرستبرداری و انبارکردن” سلاحها با مشارکت گروههایهای فلسطینی اقدام خواهد کرد.»
همانطور که هر کسی که وضعیت غزه را دنبال کرده است میداند، آتشبسی وجود ندارد. وقتی آتشبس برقرار باشد، فلسطینیها به دلیل عملیات نظامی اسراییل کشته نمیشوند. به عبارت دیگر، نسلکشی در غزه ادامه دارد.
از زمان آتشبس اکتبر ۲۰۲۵، طبق گزارش الجزیره، دولت و ارتش اسرائیل ۱۲۵۰ نفر را کشته و ۴۱۲۰ نفر را زخمی کردهاند؛ تا کنون ۸۰۰ جسد را از زیر آوار بیرون کشیدهاند. تعداد کشته شدگان غزه از اکتبر ۲۰۲۵ حداقل ۷۳۳۰۰ نفر و ۱۷۴ هزار زخمی بوده است. اگر اجازه داده شود جمعآوری اجساد ادامه یابد، تعداد کشتهها همچنان افزایش خواهد یافت (حداقل ۸۰۰۰ نفر مفقود شدهاند؛ اما احتمالاً تعداد بیشتر است زیرا گاهی کل خانواده زیر آوار دفن شدهاند). آتشبس واقعی هرگز وجود نداشته است.
بهعلاوه، اسرائیلیها به تصرف بخشهای بیشتری از کرانهی باختری رود اردن و اورشلیم شرقی پرداختهاند، زمینهای بیشتری را تصرف کرده و فلسطینیها را دستگیر، شکنجه و گاهی کشتهاند. آنها حتی با حفاری زمین در شهرهای فلسطینی (سباستیا ـ سبسطیه ـ نزدیک نابلس و نبی سمویل نزدیک اورشلیم و حوضچههای سلیمان نزدیک بیت لحم) در کرانهی باختری که به زمان هیرودس بازمیگردد، باستانشناسی را به یک سلاح برای اشغال تبدیل کردهاند. این موضوع توسط مجله +۹۷۲ در فوریه و دوباره در ژوئیه مطرح شد، زمانی که نیت از این حفاریها آشکار شد. در مقالهی ژوئیه ۲۰۲۶، محمد عزام، شهردار سباستیا این فریب را فاش کرد.
«مقامات اسرائیلی کار باستانشناسی خود را بهعنوان اقدامی برای درک بهتر تاریخ یهودیان و بهعنوان ضروری برای پژوهش و حفظ اماکن تاریخی معرفی کرده اند. اما عزام میگوید آنها یک روایت تاریخی خاص و بیاساس را پیگیری میکنند، در حالی که فلسطینیها از توانایی مدیریت یک بنا در داخل شهر خود محروم هستند.»
آنچه ما شاهدش هستیم باستان شناسی برای پژوهش علمی نیست. او گفت. «این تلاشی است برای تحریف تاریخ و تحمیل واقعیتی نو از طریق اقدامات میدانی. وقتی شواهد تاریخی قابل تغییر نیست، اشغالگران تلاش میکند روایت خود را از طریق لولهی تفنگ تحمیل کند.»
آنچه میبینیم نوعی بازنگری فرهنگی و تاریخی است که در آن تاریخ مردم فلسطین از سرزمین و فرهنگ خودشان زدوده میشود.
نسلکشی و پاسخگویی
جدیدترین نسخهی «طرح صلح» غزه فروپاشیده است. نتانیاهو که با انتخابات روبهرو است دلیلی ندارد فکر کند که موضعاش در قبال غزه مشکلی برای او در رابطهاش با آمریکا ایجاد خواهد کرد. هم بایدن و هم ترامپ سلاح و مبالغ هنگفتی پول برای تسهیل نسلکشی اسراییل در غزه فراهم کردند. این نسلکشی را میتوان به شکل موجهی نسلکشی اسرائیل و آمریکا نامید. اما همانطور که میبینیم، به نظر میرسد انکار نسلکشی به یک بازی لغوی توسط آمریکا و دولتهای اروپایی تبدیل شده است. بزرگترین تأمینکنندهی سلاح برای اسرائیل آمریکا است، اما آلمان، ایتالیا، بریتانیا، کانادا و هند نیز به اسرائیل سلاح میدهند. اگر چیزی شبیه به پاسخگویی وجود داشته باشد و کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد نسلکشی واقعاً بتواند مفید باشد و دیوان کیفری بینالمللی[1] و دیوان بینالمللی دادگستری[2] بتوانند وظایف خود را انجام دهند، کمترین اتهامی که میتوان علیه آنها مطرح کرد همدستی در نسلکشی است.
آیا به همین دلیل است که این دولتها با وجود صحیح بودن واژهی نسلکشی، از استفاده از آن خودداری میکنند؟ آیا برای لاپوشانی اقدامات گذشتهشان از استفاده از این واژه اکراه دارند؟
بدتر از آن، بسیاری از این کشورها همبستگی با فلسطینیها را سرکوب میکنند و حامیان فلسطینیها را را دستگیر میکنند. در بریتانیا، همبستگی با فلسطین بهعنوان یک «اقدام تروریستی» سرکوب میشود و با فعالان همبستگی با فلسطینیها بهعنوان تروریست (با وجود اینکه به این جرم محکوم نشدهاند) رفتار میکنند. اکنون مخالفان حمله به آزادی تجمع، آزادی بیان و حق اعتراض تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند.. این اوضاع نشان میدهد که این دولتها چقدر اعتبار خود را بهعنوان یک دموکراسی از دست میدهند تا از دولت و ارتش اسرائیل حمایت کنند که هزینهای عظیم است.
نسلکشی در غزه واقعاً نمونهای کلاسیک از نسلکشی است. با نگاهی به کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد نسلکشی (۱۹۴۸)، از پنج نوع اقدام مندرج در ماده دوم کنوانسیون که جرم نسلکشی را توصیف میکنند، تنها موردی که [در غزه] از قلم افتاده، مورد پنجم یعنی جداسازی اجباری کودکان است و من معتقدم که این هم به دلیل نژادپرستی در صهیونیسم سیاسی و غیرانسانی جلوه دادن فلسطینیها است.
ماده دوم کنوانسیون نسلکشی
در این کنوانسیون نسلکشی به معنای هر یک از اعمال زیر است که با قصد نابودی، به طور کامل یا جزئی، یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام میشود:
(الف) کشتن اعضای گروه؛
(ب) وارد کردن آسیب جدی جسمی یا روانی به اعضای گروه؛
(ج) بهطور عمدی شرایط زندگی را به گروه تحمیل کند تا بهطور کامل یا جزئی نابودی فیزیکی آن را رقم بزند؛
(د) اعمال تدابیری برای جلوگیری از تولید نسل گروه؛
(هـ) جدایی اجباری کودکان گروه به گروه دیگر. انکار نسلکشی اسراییل در غزه و امتناع از بازداشت و محاکمهی جنایتکاران جنگی اسرائیلی بهوضوح نشان داده است که حقوق بینالملل و حقوق بشر در عمل معنای چندانی ندارند.
چرا این اتفاق میافتد؟ چرا سندی را که پس از نسلکشی یهودیان اروپایی، روما[3] و سینتی[4] امضا شده بود، کنار گذاشته شده است؟ آیا به این دلیل است که کشورهایی که هنوز سلاح و پول به اسرائیل میفرستند نگران اعتبار سیاسی خود هستند؟ آیا این موضوع ربطی به حفظ امپریالیسم اقتصادی و نظامی در خاورمیانه دارد؟! یا صرفاً نژادپرستی و غیرانسان دانستن فلسطینیهاست؟
اگر متحدان آمریکا با نسلکشی در غزه مشکلی ندارند، چرا باید برایشان مهم باشد که این ضربهای به «هیئت صلح» ترامپ باشد؟ این امر نشاندهندهی بیفایده بودن کامل و مطلق تشکلی است که ظاهراً برای جایگزینی سازمان ملل تأسیس شده و برخی جنایتکاران جنگی را در «هیئت صلح» خود جای داده است ظاهراً اعضای «هیئت صلح» قرار بود هر یک ۱ میلیارد پوند برای عضویت پرداخت کنند و حسابی در بانک جهانی برای این منظور باز شد این حساب تا اوایل ژوئن ۲۰۲۶ خالی باقی مانده است؛ حتی آمریکا هم به آن پول وارریز نکرده است. گویا پول «برای بازسازی غزه» به حسابی در بانک جی پی مورگان واریز میشود.
چیزی که در آن مقالات نامشخص است این است که چه کسی حساب نگهداریشده در جی پی مورگان را کنترل میکند تا اعضای هیئت صلح بتوانند برای «بازسازی غزه» به آن دسترسی داشته باشند. یک مسئله دیگر در مورد این بهاصطلاح گروه که قرار بود صلح را به غزه بیاورد و بازسازی آن را پوشش دهد این است که به نظر میرسد مبتنی بر رؤیای ریویرای خیالی[5] دونالد ترامپ و جرد کوشنر است که بر روی استخوانهای غزهایها ساخته شود. اما هیئت صلح ازپیش بر روی طرح ایجاد «مکانهای بشردوستانه» (کجا؟ مصر؟ یک بیابان دور از آنجا) برای غزهایهای حذفشده کار میکرد تا اقامتگاه ساحلی «ابراهیمی» ساخته شود.
تعیین سرنوشت ، استعمارزدایی، دفاع از خود و خلع سلاح
می خواهم این نوشته را با یک نظر سیاسی صریح دربارهی استعمارزدایی، حق تعیین سرنوشت و دفاع از خود به پایان برسانم. وقتی استدلال میکنیم که با استعمار و مستعمرهسازی مخالفیم و با مردمی که تحت اشغال و استعمار زندگی میکنند همبستگی داریم، یعنی چه؟
یعنی ما از حق تعیین سرنوشت آن مردم ، یعنی حق ایشان در تعیین آیندهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود، حمایت میکنیم. استعمارزدایی فقط حذف اشغالگران و استعمارگران مستقیم و واگذاری کنترل اشغالشدگان و استعمارشدگان بر جامعهی خود نیست، بلکه حذف ذهنیت اشغالگری و امپریالیسم است؛ این دگرگونی ذهنیت و باورهای اشغالگران/امپریالیستها به سمت توانمندسازی اشغالشدگان و ستمدیدگان است تا بتوانند زندگی و آینده خود را بسازند.
وقتی مردم تحت اشغال حتی به عنوان یک گروه مورد مشورت قرار نمیگیرند و آیندهشان توسط استعمارگران، اشغالگران یا قدرتهای امپریالیستی تعیین میشود، این دیگر حق تعیین سرنوشت نیست. اساسیترین چیز، حق سخن گفتن از جانب خود، انتخاب رهبران و خواستههای خود است.
پس اگر دربارهی حق تعیین آینده صحبت میکنیم؛ فلسطینیها بهعنوان یک ملت باید حق دفاع از خود در برابر تجاوز را داشته باشند.
مردم تحت اشغال حق دارند خود را آزاد کنند و آیندهی خود را تعیین کنند. ما باید از استعمارزدایی حمایت کنیم و اشغالها را پایان دهیم تا مردم بتوانند خود را آزاد کنند. این همان استعمارزدایی است که با حق تعیین سرنوشت ترکیب شده است. اما به نظر نمیرسد این امر برای فلسطینیها صدق کند.
بخش اساسی مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و پایان استعمار/اشغال حق مردم برای دفاع از خود است این یک امر بنیادین است و واضح است که اگر نتوانید از خود دفاع کنید، نمیتوانید خود را از اشغال آزاد نمایید. اگر سلاحهایتان را تحویل دهید و نیروی اشغالگر این کار را نکند، احتمالاً مجبور خواهید شد دوباره برای آزادی خود به مبارزه ادامه دهید. یک مردم میتوانند تصمیم بگیرند که آیا و چه زمانی تصمیم به خلع سلاح بگیرند، اما اینکه اشغالگر نسلکش به شما بگوید باید قبل از رفتن باید خلع سلاح شوید، مضحک است. اما دولت، ارتش و حامیان نسلکشی اسرائیل از نسلکشی قسر در رفتهاند، آنها مطمئن هستند که میتوانند از هر مجازاتی قسر دربروند.
فلسطینیها بهاجبار به پناهندگان دائمی تبدیل شدهاند، نسلکشی علیه آنها صورت گرفته، زمین و منابعشان (آب، باغها، کالاهای کشاورزی) از آنها گرفته شده و یا نابود گشته، زیرساختها (خانهها، جادهها، فاضلابها، حملونقل، بیمارستانها و مراقبتهای بهداشتی، مؤسسات آموزشی) ویران شده، پزشکان و ارائهدهندگان خدمات بهداشتی ترور یا بازداشت شدهاند، مقامات مدنی و خبرنگاران کشته شدهاند. همهی اینها جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت است. فلسطینیها حق دفاع از خود را دارند، همان طور که هر گروهی که تحت اشغال یا تجاوز است، این حق را دارد.
آیا حاضرید سلاحهایتان را در برابر اشغالگری نسلکش که سعی در محو موجودیت و تاریخ شما دارد، تسلیم کنید؟ من این امر را نمیپذیرم و شما هم اگر صادق باشید، نمیتوانید بپذیرید. این امر فقط یک مسئلهی نظامی نیست، راههای زیادی برای حفظ یک ملت وجود دارد، اما باید حق داشته باشید از خودتان محافظت کنید و در صورت لزوم برای خودت بجنگید.
اگر در این مورد متقاعد نیستید بیایید به برخی مبارزات تاریخی رجوع کنیم، به جنگ فرانسه و الجزایر، به مبارزهی طولانی برای سرنگونی آپارتاید در آفریقای جنوبی، به سرنگونی دیکتاتوریهای نظامی در آمریکای لاتین، به جنگ آزادیبخش ویتنام علیه فرانسویها و سپس آمریکاییها فکر کنید. به پارتیزانهایی فکر کنید که علیه فاشیسم در اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، یونان میجنگند… فقط فکر کنید، شما به لحاظ سیاسی کجا میایستید و با چه کسی؟ نظر شما در مورد نتیجهی این مبارزات اهمیت کمتری دارد؛ مبارزات ادامه دارند.
آنچه در انکار نسلکشی فعلی بر اساس یاوهی حق دولتها میبینیم (چگونه میتوانیم عدم وجود چکسلواکی، یوگسلاوی و اتحاد جماهیر شوروی را توضیح دهیم؟) بهوضوح تلاشی است برای سرزنش قربانیهای ۷۸ سال اشغال. ما باید حق بازگشت همهی فلسطینیها را مطالبه کنیم، این حق توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته و پذیرفته شده است. فلسطینیها باید حق داشته باشند که کشورشان را به روشی که میخواند بازسازی کنند (نه به روشی که ایالات متحده، اسرائیلیها، کوشنرها و ترامپها میخواهند آن را بسازند)؛ پولی که دولت ایالات متحده از سالهای ۲۰۲۲ تا ۰۲۶ به اسرائیل ارسال کرده است، مطمئناً در بازاسازی غزه مفید خواهد بود تا فلسطینیها بتوانند در آنجا زندگی و پیشرفت کنند.
چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟
- ما وظیفهی اخلاقی داریم از مبارزهی فلسطینیها برای حق تعیین سرنوشت بیقیدوشرط حمایت کنیم. برخی پیشنهادهای ناشی از مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای که با اشغالگر و ستمگر مبارزه کرده اند بهکار ما میآید.
- به اعتراض ادامه دهید! نشان دهید که با فلسطینیها (و در واقع، مردم لبنان و سوریه) همبستگی داریم. خواستار حق بازگشت فلسطینیها به فلسطین باشید. از اسرائیل بخواهید فوراً غزه را ترک کند!! پایان شهرکسازیها در سرزمینهای اشغالی را مطالبه کنید.
- تحریم اسرائیل (قطع تجارت، نخریدن هر چیزی که در اسرائیل و شهرکهای اسرائیلی در سرزمینهای اشغالی ساخته شده است، ، حمایت از تحریمهای فرهنگی، تحریمهای ورزشی، تحریمهای دانشگاهی (قطع مشروعیت دانشگاهی اسراییل))
- از صندوقهای بازنشستگیتان، سرمایهگذاریهایتان، سرمایهگذاریهای اتحادیهتان، سرمایهگذاریهای دولتهای محلی بخواهید در اسرائیل سرمایهگذاری نکنند. از دانشگاههایتان بخواهید سرمایهگذاریهایشان را از اسرائیل خارج کنند.
- خواستار تحریمهای دولتی علیه اسرائیل شوید، خواستار قطع تجارت تسلیحاتی و حمایت مالی از اسرائیل شوید، تجارت خارجی و توافقات با اسرائیل را متوقف کنید!
- به کسانی رأی دهید که مخالف نسلکشی هستند و هرگونه بودجه برای اسراییل در سطح فدرال را قطع میکنند، به آنها بگویید که با نسلکشی و هرگونه رابطه با اسرائیل مخالفید. برای این کار به دموکراتها وابسته نباشید؛ آنها به اندازهی ترامپ و جمهوری خواهان مقصر هستند!

متن انگلیسی:
[1] International Criminal Court-ICC
[2] International Court of Justice
[3] Roma
[4] Sinti
[5] Fantasy Riviera










دیدگاهتان را بنویسید