نقد اقتصاد سیاسی

فرهنگ و جامعه rss

ردّ خون و استخوان بر حافظه‌ی جمعی ما / آوین روژهه‌لات

(0)
03/12/2022

زین پس شاهدهای بسیاری گواهی خواهند داد بر غیاب زندگی بر مرگ و شکنجه‌ و مثله‌کردن و حذف تمامی زندگان در طول این سال‌ها و صدها و هزاران آدمک سیستم سرکوبگر در لباس‌ها و القاب و عناوین مختلف به عنوان آمر و مجری مرگ مجازات خواهند شد. استخوان‌های بی‌شماری به‌هم می‌پیوندند، اجزا و قطعات مختلف کالبدها یکدیگر را پیدا خواهند کرد، خون‌های ریخته‌شدە دوبارە در بدن قرار می‌گیرد و اتفاقاً رستاخیز نه در جهان دیگری، درست در همین جهان اتفاق خواهد افتاد.

رخداد ژینا و ناایدئولوژی «زن، زندگی، آزادی» / محمد حقمرادی

این سه مفهوم (زن، زندگی، آزادی) در پیوند با هم برسازنده و تأسیس‌کننده‌ی یک ایدئولوژی نخواهند شد و یک ایدئولوژی‌ را در برابر ایدئولوژ‌ی های دیگر قرار نمی‌دهند، بلکه می‌خواهند زندگی را از استعمار آن‌ها برهانند و این به معنای گسستن چرخه‌ی تبدیل سیاست میان ناسیونالیسم و اسلام‌گرایی به همدیگر در لحظه ی قیام ژیناست.

درنگی بر شعار «زن، زندگی، آزادی» / نازنین و یامین

شعار «زن، زندگی، آزادی» از نوشته‌های عبدالله اوجالان برگرفته شد. در موافقت و مخالفت با این شعار نیز بسیار شنیده و خوانده‌ایم. اما جای یک بحث خالی بود و هست؛ و آن هم مباحثه حولِ سنخیتِ مطالباتِ خیزش جاری با مواضع رهبر آپو و خواست‌های آپوئیست‌هاست. آیا خیزش ۱۴۰۱ از سر همسویی، همدلی و سمپاتی با مطالبات جنبش آپوئیستی است که شعار «زن، زندگی، آزادی» را بر سردر تحرکات اعتراضی خود زده‌ یا دلیل/علل دیگری دارد؟

شعارها؛ آینه‌ی تمام‌قد یا تصویر معوج؟ / رضا جاسکی

پرسش ساده است: آیا «شعارها… محتوی دگرگونی‌ها را پیشاپیش لو می‌دهند؟» آیا آن‌ها آینه‌ی تمام‌قدی هستند که نتایج یک انقلاب را به‌خوبی به ما نشان می‌دهند؟ این پرسش جدیدی در میان کنشگران و روشنفکران ایرانی نیست. مسلماً جنبش پرصلابت «زن، زندگی، آزادی» که با شعارهای فشرده و انقلابی‌اش روح تازه‌ای در جسم خفته‌ی ایران دمیده، بسیاری را در مقابل این پرسش قرار داده است. این سؤال در واقع پی‌آمد یک پرسش کلیدی دیگر است: آیا این خطر وجود ندارد که جنبش کنونی دچار همان سرنوشتی شود که جنبش انقلاب بهمن؟

خیابان در غیاب زندگی / مرضیه بهرامی برومند

عصیان و «لحظات شورش» کنشگران و مردم انقلابی همچون کارگران در کارخانه‌ها، دانش‌آموزان در مدارس، کارمندان در ادارات و دانشجویان در دانشگاه‌ها و فرودستان و توده‌ی مردم، همه و همه در فضای عمومی یعنی در «خیابان» علیه صاحبان شکست‌ناپذیر قدرت برانگیخته می‌شود، همین جاست که در بسیاری از اوقات سرنوشت جنبش‌های سیاسی تعیین می‌شود. خیابان محل اصلی سیاست‌ورزی برای مردمان عادی است، کسانی که به لحاظ ساختاری از مراکز قدرت نهادی غایب‌اند. خیابان کالبدی است که در آن، اعتراض جمعی هم می‌تواند بیان شود و هم به وجود آید.

شعار و نیروی شلاق‌وارِ آن / سعیده کشاورزی

واکاوی شعارهای جنبش «زن، زندگی، آزادی»
__________________
«شعار»، همچون یک فرم فشرده‌ی اعتراضی خلق می‌شود تا مهلتی کوتاهِ را از حرف و کلام پر کند. شعار می‌آید تا به لحظه‌ی اعتراض غنا ببخشد، لحظه را تسخیر کند و حضور فشرده‌ی سوژه‌های معترض را در متن آن لحظه توضیح بدهد. شعار، با شفاف کردن دلایل هر اعتراض، محتوای آن را تبیین می‌کند. از این حیث می‌توان، مجموعه‌ شعارهای یک جنبش را مانیفست آن جنبش تلقی کرد.

سیاست خیابانی و حجاب در جنبش «زن، زندگی، آزادی» / اعظم خاتم

شهرهای مختلف ایران در دو ماه گذشته عرصه‌ی بروز و قوام جنبش «زن، زندگی، آزادی» بوده‌اند که گرچه با اعتراضات دهه‌ی گذشته‌ی کشور پیوندهایی دارد اما با چند ویژگی از آنها متمایز می‌شود. درباره‌ی این ویژگی‌ها به صورت پراکنده مطالبی نوشته شده اما لازم است درباره‌ی آنها بیشتر تعمق کنیم و تأثیرات‌شان را بر جامعه و حکومت، به‌ویژه بر جمع بزرگ‌تر ناراضیانِ کم‌تحرک ومعترضانِ صنفی واگرا بسنجیم.

چرا ژینا؟ / فرنگیس قادری و اُزلم گونر

نام‌زدایی از زنان کرد و سیاست‌ آنان در خیزش آزادی‌خواهی ایران:
________________

بررسی سه‌ گونه‌ نادیده‌انگاری یا فرایند زدایش که حتی در میان حلقه‌های مترقی و فمینیستی نیز قابل‌مشاهده‌ است و نشان دادن این که چگونه به آرمان همبستگی آزادیخواهانه‌ی مردم ضربه می‌زنند

در ستایش زندگی / عاطفه رنگریز

این روزها از خلال دیوارها و تصویرها نیز با هم حرف می‌زنیم، پس راه‌‌های زیادی هست برای این‌که «همدیگر را پیدا کنیم». این نوشته بماند برای ثبت این روزهایمان. این نوشته در ستایش روزهایی است که در قلب موقعیت انقلابی تنفس کردیم، در ستایش «ما»ی جدید است که خواست زندگی‌ و شدن دارد.

انقلاب بازیگوشانه / اسماعیل کرمی

جوانان سوژه‌های جدید برآمده از وضعیت انقلابی‌اند، سوژه‌هایی که دیگر نه رقیب بلکه رفیق یکدیگرند و مرید و نوچه‌ی هیچ احدی نیستند و در میدانی که پیش رویشان گشوده شده از تمام امکانات برای بازی جمعی‌شان استفاده می‌کنند. آنها از یکدیگر و با یکدیگر و در حین مبارزه چیزهای تازه می‌آموزند نه از مرجعی متعال یا روشنفکری بیرون از گود؛ آنها سازمان‌دهی جمع‌شان را خودشان به دست گرفته‌اند و این کار را به یک حزب یا سازمان بیرونیِ همه‌چیزدان نسپرده‌اند. این است که شادمانه عناصر ارتجاع و انقیاد خود را به دست آتش می‌سپارند، رفیق‌بازی می‌کنند و به‌خاطر رفقایشان شاد و شجاع بازی خود را پیش می‌برند.

سرمایه‌ی ناهمگونی: خیزشی فراطبقاتی / ابوالفضل رجبی

کم‌تر کسی گمان می‌کرد خیزش اعتراضی کنونی چنین ابعادی یابد و رخدادی چنین تکین در لحظه‌ی معاصر ایران محقق شود. این خیزش که با تلنگری به ترومای جمعی آغاز شد، در این مدت چرخش‌های مترقی بسیاری داشته و توانسته است پاسخی به آینده‌نگری این جنبش بدهد و میدانی گشوده برای کنش دیگری (در هر ساحت معناداری از مردان تا زنان، از گروه‌های متعدد فرودستان، از روشنفکران تا بازاریان، از دانشجویان تا دانش‌آموزان، از کارگران تا کارمندان) برسازد.

علیه صغارت، برای نجات زندگی / بشیر خادملو

درباره‌ی جنبش ژینا:
زمینه‌ها، ماهیت، ویژگی زنانه‌ی جنبش، ویژگی‌های نسلی و سنی