یادداشت rss

ابداع یا آشفته‌‌فکری اقتصادی؟ / مهرداد وهابی

(1)
18/09/2018

پاسخ به نوشته‌ی محمد مالجو: مصاحبه‌ی آقای پرویز صداقت با رادیو زمانه درباره‌ی اهمیت مسئله‌ی چپاول در فهم اقتصاد سیاسی ایران معاصر، هم توجه و هم شگفتی مرا برانگیخت.* توجه، از این جهت که همان طوری که مصاحبه گر رادیو زمانه به‌درستی ملاحظه کرده بود: «کلمه‌ی کلیدی سخنان صداقت، «چپاول» است. او توضیح می‌دهد که سلب مالکیت در اقتصاد سیاسی ایران معاصر در بسیاری از موارد به شکل «چپاول» محض بوده و انباشتی از محل آن، دست‌کم درون خود کشور صورت نگرفته است؛ این یعنی اینکه شاهد شکل‌گیری نوعی سرمایه‌داری غارتگر بوده‌ایم.» (کیوان مسعودی، «گفتگو با پرویز صداقت: ریشه‌های بحران اقتصادی امروز ایران»، رادیو زمانه، 3 شهریور 1397 برابر 25 اوت 2018).

کدام تمایز راه‌گشاست؟ / محمد مالجو

آقای دکتر مهرداد وهابی، استاد اقتصاد دانشگاه پاریس 13، در یادداشتی با عنوان «توضیحی درباره‌ی اقتصاد سیاسی چپاول»، منتشرشده به‌تاریخ نهم شهریور 1397 در تارنمای وزین زمانه، در حاشیه‌ی نکاتی که درباره‌ی مصاحبه‌ی زمانه با آقای پرویز صداقت پیش کشیده‌اند به «اغتشاشی» مفهومی در یکی از مقاله‌های اخیر من نیز اشاره کرده‌اند. چند روز قبل‌تر به‌لطف آقای وهابی در مکاتبه‌ای ایمیلی از انتقادهای‌شان به برخی مفهوم‌پردازی‌ها و ایده‌ها در مقاله‌ام مطلع شده بودم. متعاقباً پاسخی اجمالی ارائه دادم که از نظر ایشان «به‌هیچ‌وجه قانع‌کننده» نبود. یادداشت کوتاه‌شان در تارنمای زمانه را مغتنم می‌شمرم و این‌جا با ایجازی کم‌تر اجمالاً فقط درباره‌ی همان تک‌نقدی می‌نویسم که گذرا آماج اشاره‌شان قرار گرفته است.

جنگ مالی جدید ترامپ علیه کشورهای جنوب / دن گلیزبروک / ترجمه‌ی احمد سیف

وال استریت دقیقاً به بی‌ثباتی مالی که سیاست جنگ تجاری ترامپ به آن دامن زده به‌تمامی وابسته است. همان‌طور که پیتر کوان متذکر شد «اقتصاد امریکا به‌طور دائمی به بازتولیدآشفتگی‌های مالی و پولی بین‌المللی وابسته است.» در حالی که وال استریت به‌طور مشخص «به بی‌ثباتی جدی در نظام مالی کشورهای نوظهور وابستگی دارد.» ولی با پوشاندن این فعالیت‌ها در لوای یک پرچم، و آنها‌ را کنار مجموعه‌ای از شوک‌های قلابی «جهان‌گراها» قرار دادن، باعث می‌شود تا سرشت واقعی‌شان از دیده‌ها پنهان بماند. بخش جنوبی جهان اکنون بر لبه‌ی پرتگاه قرار گرفته است، لیبرال‌های نظام و شورشیان ملی‌گرا صف کشیده‌اند تا آن را هل بدهند.

رد عنصر فلسفی مارکس در اکوسوسیالیسم / رون کِلچ / ترجمه‌ی س. صالحی

… اگر به‌طور دقیق‌تری به تعریف کار ازخودبیگانه بنگریم، به کشف مهمی دست ‌می‌یابیم: چیزی که در اینجا توصیف شده، فقط یک موضوع صرفاً اقتصادی نیست، [بلکه] ازخودبیگانگی انسان، فروکاهی زندگی، تباهی و از دست رفتن واقعیت انسانی است… در برآمدی از ایده‌ی ذات انسان و تحقق‌یابی آن، که مارکس و در جدل با هگل مطرح کرد و بسط داد، یک فاکت ساده‌ی اقتصادی به عنوان تباهی ذات انسان و ازدست رفتن واقعیت انسانی بروز می‌یابد.

سقوط ارزش ریال، تا کجا؟ / پرویز صداقت

در پی سقوط ارزش ریال و رشد بهای دلار به ارقام بالای ده‌هزار تومان، بانک مرکزی جمهوری اسلامی در اطلاعیه‌ای افزایش نرخ ارز را «عمدتاً ناشی از توطئه‌ی دشمنان کشور» اعلام کرد. در یادداشت حاضر می‌کوشم به این سؤال پاسخ بدهم که آیا چنان‌که بانک مرکزی اعلام کرده این توطئه‌ی دشمن بوده که شرایط کنونی بازار ارز و تورم افسارگسیخته را در اقتصاد ایران پدید آورده یا خیر وضعیت کنونی بازار ارز حاصل مجموعه سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها در سال‌های پس از انقلاب و به‌طور خاص دولت یازدهم و نیز آرایش طبقاتی حاصل از اجرای بی‌وقفه‌ی سه دهه سیاست نولیبرالی اقتصادی و تقویت بخش مالی خصوصی در بطن یک فساد ساختاری بوده است.

سکوت نخواهیم کرد

محدود کردن نقد و بستن زبان منتقد هیچ‌گاه راه به جایی نیافته و نقادی لازمه‌ی پویایی هر جامعه‌ای است. متأسفانه از ساعاتی پیش دسترسی به سایت نقد اقتصاد سیاسی در ایران بدون استفاده از فیلترشکن ناممکن شده است و بدین ترتیب مخاطبان ما ناگزیر از استفاده از فیلترشکن برای دسترسی به مجموعه‌مقالاتی خواهند بود که طی نزدیک به شش سال فعالیت تولید کرده‌ایم. این مقاله‌ها که تعدادشان اکنون نزدیک به  شش‌صد مقاله می‌شود که پیش‌تر در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده بود، با هدف ارتقای دانش اقتصاد سیاسی به زبان فارسی نگاشته و ترجمه شده است.

صداهایی که شنیده نمی‌شود: ریشه‌های اجتماعی اعتراضات اخیر / فاطمه صادقی

اعتراضات اخیر در ایران بسیاری را در شوک فرو برد. اما نوعاً شاهد آن بودیم که برخی از فعالان سیاسی عمدتاً در میان اصلاح‌طلبان، به جای تلاش برای فهم آنها، به موضع‌گیری در برابر آن‌ها پرداختند و تقبیح‌شان کردند. در این نوشته، تلاش می‌کنم نشان دهم که این اعتراضات، سوای عوامل دیگر، برخاسته از احساس عمیق تبعیض و به‌حال‌خودرهاشدگی جامعه بود که به تضعیف سازوکارهای رفاهی و، در عوض، تشدید سازوکارهای حاکمیتی در سال‌های اخیر ربط وثیق داشت. منظور از سازوکارهای حاکمیتی آن دسته از سیاست‌گذاری‌­ها و نهادهایی‌اند که سه هدف عمده دارند: نخست، اقناع فکری و ایدئولوژیک؛ دوم، نظارت بر شهروندان و رصد فعالیت آن‌ها جهت ایجاد اطاعت و ازبین‌بردن انگیزه و مجال اعتراض؛ و سوم، سرکوب.

دهه‌ی ازدست‌رفته در بریتانیا / تام اولیری / ترجمه‌ی احمد سیف

بحران اقتصادی که در نخستین فصل 2008 آغاز شد وارد دهمین سال خود شده است. این طولانی‌ترین بحران اقتصادی است که کسی که امروز دربریتانیا زنده است به خاطر دارد. شاهدی نیست که وضع رو به بهبود است. برعکس، نشانه‌هایی هست که بحران باردیگر دارد تعمیق می‌شود.
نظر به این که این بحران نقطه عطفی درزندگی اقتصادی است برای سال‌های متمادی بر زندگی سیاسی پی‌آمدهای ژرفی خواهد داشت، حتی پس از این که بحران سرانجام به پایان برسد. سؤال کلیدی این است که بحران چه‌گونه به پایان خواهد رسید؟

لرزه در پای‌بست‌های جهان/ اینگار سولتای

جهان به جنبش درآمده است. رخدادهای سیاسی در بُعدی جهانی، که پیش‌تر در فاصله‌ی دهه‌ها روی می‌دادند، اینک به‌ناگهان در کوتاه‌ترین زمان درپی هم می‌آیند: متلاشی شدن حزب بزرگ سوسیال دموکرات یونان و پیروزی حزب چپ در سال 2015، و در پی آن، گردن نهادنش به یوغ بردگی اعتباریِ اتحادیه‌ی اروپا تحت فرمان آلمان، برآمدن سراسری راست افراطی در کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری و چنگ انداختنش به قدرت در آمریکا، فرانسه و اتریش، «برگزیت». هم‌هنگام افزایش هم‌آوایی با سوسیال دموکرات‌های چپِ متمایل به کشاکش طبقاتی که نشان داده‌اند، بحران سوسیال دموکراسی «در غرب» پدیده‌ای خلق‌الساعه نیست، بلکه پی‌آمد سیاست نولیبرالی آن‌هاست.

چرا و چه‌گونه مقاومت کنیم؟ / امانوئل والرشتاین

آن‌چه «مقاومت» به‌مثابه‌ی یک جنبش باید در نظر داشته باشد این واقعیت است که ما در میانه‌ی یک گذار ساختاری تاریخی از نظام جهانی سرمایه‌داری که حدود 500 سال است در آن زندگی کرده‌ایم به یکی از دو نظام جایگزین هستیم ـ یک نظام غیرسرمایه‌داری که همه‌ی بدترین ویژگی‌های سرمایه‌داری (سلسله‌مراتب، بهره‌کشی و قطبی‌شدن) را دارد و متضاد آن، نظامی که نسبتاً دموکراتیک و برابری‌طلبانه است. من این مبارزه را بین روحیه‌ی «داوس» و روحیه‌ی «پورتو آلگره» می‌نامم.

پی‌آمدهای برنامه‌های مالیاتی ترامپ بر توزیع درآمد / ترجمه‌ی احمد سیف

بخش اعظم کاهش مالیاتی ترامپ نصیب یک درصدی‌ها خواهد شد. این گروه که در 2016 متوسط درآمدشان 1.7 میلیون دلار بود به‌طور متوسط 5.1 درصد کم‌تر مالیات خواهند داد، یعنی مالیات شان 000ر88 دلار درسال کم‌تر می‌شود. درسال 2016، درصورت اجرای برنامه‌ی ترامپ به‌طور کلی 44 درصد از کاهش مالیاتی نصیب یک درصدی‌ها خواهد شد.

چین و ایالات متحده: شرکای درازمدت / امانوئل والرشتاین

اغلب سیاستمداران، روزنامه‌نگاران، و تحلیل‌گران دانشگاهی روابط چین و ایالات متحده را، به‌ویژه در آسیای شرقی، رقابتی خصمانه توصیف می‌کنند. موافق نیستم. من معتقدم که دست‌یابی به توافق درازمدت با دیگری در رأس دستورکار ژئوپلتیک هردو کشور است. هسته‌ی اصلی اختلاف نظر این است که کدام یک از این دو شریک آتی دست بالا را داشته باشد.