برچسب‌ها: احمد سیف

تناقض مفهوم سرمایه‌داری مترقی / مایکل رابرتز / ترجمه‌ی احمد سیف

جوزف استیگلیتز یکی از برندگان جایزه‌ی نوبل در اقتصاد و اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی و هم‌چنین مشاور رهبری چپ‌گرای حزب کارگر در انگلیس است. در طیف گسترده‌ی اقتصاددانان جریان اصلی، او در چپ قرار دارد.
او اخیراً کتاب تازه‌ای منتشر کرده است، مردم، قدرت و سود – سرمایه‌داری مترقی در عصر نارضایتی‌ها که در آن ادعا می‌کند «می‌توانیم نظام اقتصادی درهم‌شکسته‌مان را از دست خودش نجات بدهیم». او به‌شدت نگران نابرابری روزافزون در توزیع درآمد و ثروت به‌ویژه در امریکاست. «در طول 30 سال گذشته درآمد 90 درصد مردم اگر کاهش نیافته باشد ثابت مانده است. البته این نکته تعجب‌آور نیست چون در میان کشورهای پیشرفته، امریکا بیش‌ترین سطح نابرابری و کم‌ترین میزان فرصت‌دهی را داراست ـ به‌طور روزافزون و بیش‌تر از کشورهای دیگر خوشبختی نسل جوان امریکا به درآمد و سطح آموزشی والدین آن‌ها بستگی دارد».

مشاهده می‌کنید که سرمایه‌داری «مترقی» بود و اقتصاد به‌گونه‌ای توسعه می‌یافت که وضعیت انسانی را با استفاده از دانش علمی و نوآوری و با حاکمیت قانون و نظارت‌های دموکراتیک که جلوی «زیاده‌روی‌ها» را می‌گرفت بهبود می‌بخشید. سپس در سال‌های دهه‌ی 1980 رونالد ریگان و مارگارت تاچری پیدا شدند که قوانین را تغییر دادند و از اقتصاد نظارت‌زدایی کردند و الان هم ترامپ بقیه‌ی نظام نظارت و کنترل را می‌خواهد از میان بردارد. درنتیجه سرمایه‌داری مترقی دهه‌ی 1960 با تکیه بر بازارهای خارج از کنترل، بهره‌کشی و نابرابری روزافزون، منهدم شد

ترامپ و خاورمیانه / ملوین گودمن

گمان می‌کنیم به‌رغم انبوه تحلیل‌ها و تفسیرهایی که رسانه‌های فارسی‌زبان جریان اصلی، داخلی و خارجی، منتشر می‌کنند، کم‌تر شاهد دیدگاه‌های جامع‌نگر و واقع‌بینانه در مورد بحران جاری، از منظر ژئوپلتیک منطقه‌ای و جهانی، هستیم. از این رو، تصمیم گرفتیم در مقطع کنونی یادداشت‌ها و مقالات بیش‌تری در این زمینه برای آگاهی خوانندگان‌مان ترجمه و منتشر کنیم. روشن است که مطالب طرح شده در این دیدگاه‌ها الزاماً نظر ما نیست ـ نقد اقتصاد سیاسی

جایگاه اروپا در درگیری امریکا و ایران / پاتریک کوبرن

 ترامپ امیدوار است تا تهران را به یک قرارداد صلح حقارت‌بار مجبور کند و به‌ویژه اگر قبل از انتخابات ریاست جمهوری بعدی این اتفاق بیفتد، بسیار به نفع وی خواهد بود. در آن شرایط، ایران دیگر یک قدرت منطقه‌ای نخواهد بود. تغییر رژیم البته بالاترین دستاوردی است که ترامپ می‌تواند انتظار داشته باشد ولی به احتمال زیاد این اتفاق نخواهد افتاد.
اگر ترامپ تنها به جنگ اقتصادی اکتفا کند برای ایران مقابله با آن بسیار دشوار خواهد بود ولی در هر سناریوی دیگر، موقعیت امریکا بسیار شکننده‌تر خواهد شد. ما فهرست بلندبالایی از رهبران امریکا و بریتانیا داریم – سه نخست‌وزیر بریتانیا و سه رییس‌جمهور در امریکا – که در یک قرن گذشته صدمات سیاسی مرگ‌باری از سیاست‌های شان در خاورمیانه دیده اند. ترامپ بسیار خوش شانس خواهد بود اگر بتواند از این سرانجام بگریزد.

میلیاردرهای حامی راست افراطی / تی. جِی. کولز / ترجمه‌ی احمد سیف

میلیاردرها و کارگران در یک امر اشتراک دارند. هردو از این دولت متنفرند ولی دلیل تنفرشان فرق می‌کند. کارگران از دولت متنفرند چون معتقدند که دولت‌ها در پاره‌ای مسایل بیش از حد راست‌گرا هستند، به سرمایه‌ی بین‌المللی اجازه می‌دهند تا بر اشتغال و سطح مزدها تأثیرات منفی بگذارند. در شماری دیگر از مسایل، بخش بزرگی از کارگران بر این گمان‌اند که دولت‌ها اندکی زیادی چپ‌گرا هستند و نتیجه می‌گیرند که (به‌غلط) اجازه می‌دهند تا مهاجرت زیادی به کشور اتفاق بیفتد. میلیاردرها ولی به این دلیل از دولت متنفرند که دولت‌ها گاه در زیر فشار مردم ممکن است به اعمال نظارت بر بازارهای مالی دست بزنند یا اتحادیه‌های کارگری را بپذیرند و یا دیگر سیاست‌هایی را که باعث کاهش سودآوری می‌شود به اجرا دربیاورند.
به جای این که روی افراد راست‌گرایی که تبلیغ نفرت می‌کنند، تمرکز کنیم بهتر است به پشت پرده‌ها و به حامیان میلیاردر آن‌ها نگاه کنیم، چون اگر این میلیاردرها نباشند بعید است که این‌ها بتوانند کار زیادی انجام بدهند. فاشیسم و سرمایه‌داری تاریخ درازدامنی دارند. سرمایه‌داران از سیاستمداران «قدرتمند» که از اعمال خشونت برای درهم شکستن اتحادیه‌های کارگری واهمه نداشته باشد تا اقتصاد برای سرمایه‌گذاران بین المللی جذاب‌تر شود، خوش‌شان می‌آید. ژنرال بازنشسته، اسمدلی باتلر، گزارش کرده است که در 1933 پس از بحران بزرگ سال 1929 رهبران بانک‌ها و صنایع توطئه کرده بودند تا به جای اجرای برنامه‌ی «نیودیل» یک رژیم فاشیستی سرکار بیاورند. معروف است که هنری فورد، صاحب ضد‌یهود کمپانی فورد، به ستایش از هیتلر برآمد که نازی‌های آلمان الگوی تجاری فورد را تحسین می‌کردند. «ام آی فایو» – مؤسسه‌ی امنیتی انگلیسی – موسولینی را زمانی که روزنامه‌نگار میان سالی بود به‌عنوان یک تبلیغات‌چی ضد کمونیست استخدام کرده بود.
البته ما هنوز فاشیسم ندارم ولی کسی چه می‌داند با این مشارکت گسترده‌ی میلیاردرها در تأمین مالی راست افراطی بین‌المللی سرانجام به کجا خواهیم رسید؟ 

مباحثه‌ای درباره‌ی مالی‌گرایی / مایکل رابرتز و سردبیران مانتلی ریویو / ترجمه‌ی احمد سیف

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در نقد سرمایه‌داری متأخر موردتوجه اقتصاددانان دگراندیش به‌ویژه طیفی از اقتصاددانان مارکسیست قرار داشته است موضوع مالی‌گرایی Financialization در اقتصادهای سرمایه‌داری پیشرفته طی دهه‌های اخیر بوده است. این دیدگاه موردانتقاد برخی دیگر از اقتصاددانان مارکسیست قرار گرفته با این استدلال که در این گفتمان تمرکز از استثمار و خلق ارزش به حوزه‌ی مالی کشانده شده است. دو یادداشت زیر خلاصه‌‌ای از هر دو دیدگاه را ارائه می‌کند.

نظریه‌ی مدرن‌ پولی: دست‌آوردها و مخاطرات احتمالی / احمد سیف

این روزها یکی از نظریه‌هایی که درمیان طیف گسترده‌ای از چپ‌اندیشان مقبولیت زیادی یافته نظریه‌ی مدرن پولی است که درواقع برای برنامه‌های اقتصادی دولت زمینه‌ی نظری فراهم می‌کند تا با پولی که بانک مرکزی یک کشور منتشر می‌کند در پروژه‌های زیرساختی، ایجاد اشتغال و حتی صنایع بدون واهمه از ایجاد بحران، سرمایه‌گذاری کند. این نگاه البته در تقابل مستقیم با دیدگاه غالب نولیبرالی است که نه‌فقط مخالف مداخلات دولت دراقتصاد است بلکه به‌خصوص در پیوند با تأمین مالی پروژه‌های دولتی از راه وام‌ستانی مواضع به‌شدت مخالف دارد و مدعی است که وام‌ستانی زیاد دولت با افزودن بر نرخ بهره در اقتصاد موجب خفگی سرمایه‌گذاری از سوی بخش خصوصی خواهد شد.

بحران ونزوئلا و نظریه‌ی مدرن پولی / الن براون

مشکل ونزوئلا این نیست که دولت پول چاپ کرده است تا با آن افراد را استخدام کرده زیرساخت بسازد و یا خدمات رفاهی ارایه بدهد و توسعه‌ی اقتصادی را بیش‌تر کند. اگر این چنین بود دیگر نرخ بیکاری به 33 درصد نمی‌رسید که هم‌چنان در حال افزایش باشد. ونزوئلا مشکلی دارد که امریکا هیچ‌گاه نداشت و نخواهد داشت. مشکل ونزوئلا این است که بدهی سنگینی به دلار امریکا دارد یعنی به یک واحد پولی که نمی‌تواند آن را خودش چاپ کند.

بازبینی نقش دولت در سرمایه‌داری متأخر / احمد سیف

من دراین مقاله مخالف مداخله‌ی دولت برای تصحیح شکست‌های نظام بازار نیستم. به گمان من تصحیح این شکست‌ها مهم است ولی حرف اصلی این است که دولت می‌تواند و باید نقش به‌مراتب تعیین‌کننده‌تری در اداره‌ی اقتصاد داشته باشد.ولی درعین حال براین باورم که آن چه دولت می‌کند باید با واقع‌بینی ارزیابی و ارزش‌گذاری شود تا ببینیم و بدانیم که آیا آن‌چه دولت به نیابت از سوی مردم هزینه می‌کند، به‌درستی و با بازگشت کافی هزینه شده است یا خیر.

تراژدی ونزوئلا / مایکل رابرتز / ترجمه‌ی احمد سیف

اشاره: مقاله‌ی زیر پیش از بحران اخیر ونزوئلا نوشته شده است اما به‌خوبی ریشه‌های بحران اقتصادی ونزوئلا و دلایل شکست چاویسم و نارضایتی کارگران و مردم از دولت مادورو را تبیین می‌کند. مایکل رابرتز در این مقاله براساس مجموعه‌ی متنوعی از داده‌ها از منابع مختلف نشان می‌دهد هم دولت چاوز و هم دولت مادورو تمام تکیه‌شان بر درآمدهای هنگفت نفتی بود تا با استفاده از آن از فقر بکاهند در حالی که در دگرگون کردن اقتصاد با در پیش گرفتن سرمایه‌گذاری‌های مولد، مالکیت عمومی، و ‌برنامه‌ریزی موفق نبودند. ـ نقد اقتصاد سیاسی

نقش دولت در سرمایه‌داری متأخر: واکاوی اسطوره‌ها / احمد سیف

وارسیدن رابطه‌ی بین دولت و بازار در اقتصاد سرمایه‌داری مقوله‌ی بسیار مهم و درعین‌حال پیچیده‌ای است که متأسفانه با تعدادی «اسطوره» و «افسانه» درآمیخته است و درنتیجه این که دقیقاً دولت چه می‌کند و یا چه باید بکند، اغلب در پی‌آمد وجود این اسطوره‌ها مخدوش می‌شود و آن‌گونه که سزاوار است مورد بررسی قرار نمی‌گیرد. ازاین‎رو در نظر دارم طی یادداشت‎هایی نخست اسطوره‌های رایج درباره‌ی جایگاه دولت در اقتصاد سرمایه‌داری را بررسی کنم و در پرتو آن در نهایت به بررسی جایگاه بایسته‌ی این دولت در اقتصاد بپردازم. در یادداشت حاضر، تلاش می‌کنم درباره‌ی این سه اسطوره اندکی توضیح بدهم:

اقتصاد چین در 70 سالگی / تام کلیفورد / ترجمه‌ی احمد سیف

پیش‌نگری نمی‌کنم ولی در 2019 چین نه‌ تنها باید اقتصادی را که نرخ رشدش دائماً کاهش می‌یابد مدیریت کند بلکه درگیر یک جنگ فرسایشی تجاری با امریکا هم هست. تقاضا برای بهره‌مند شدن از منافع رشد، محیط‌زیست سالم‌تر، حمایت‌های لازم از کار و بهداشت هرروزه پرتوان‌تر شنیده می‌شود.

بازتولید فساد و خودکامگی در ایران معاصر / خسرو صادقی بروجنی

مروری بر کتاب «نگاهی با دوربین به اقتصاد ایران» نوشته‌ی احمد سیف: کدام عوامل تاریخی، ساختاری و سیاسی منجر به تعمیق توسعه‌نیافتگی در ایران شده و در هر دوره‌ی زمانی کدام دسته از عوامل نقش مهم‌تری ایفا کرده‌اند؟ احمد سیف، در تازه‌ترین کتاب خود با عنوان «نگاهی با دوربین به اقتصاد ایران» تلاش کرده به این پرسش‌ها پاسخ دهد. در نوشته‌ی حاضر تلاش شده که با مرور مباحث کتاب «نگاهی با دوربین به اقتصاد ایران» نوشته‌ی احمد سیف، ویژگی‌های تعیین‌کننده‌ی نظام‌های اقتصادی معاصر در ایران را که به بازتولید فساد و خودکامگی در ایران معاصر منتهی شده‌اند برشماریم.
در میان دو طیف نظری، آنان که صرفاً عوامل برون‌زا را مسبب توسعه‌نیافتگی کشورها می‌دانند و آنانی که با تأکید بر عوامل درون‌زا بر طی کردن مسیر کشورهای پیشرفته برای دست‌یابی به توسعه تأکید دارند، کسانی هستند که ضمن انتقاد از هر دو دیدگاه، با تحلیل مستقل از وضعیت یک کشور به بررسی ریشه‌های عقب‌ماندگی و توسعه‌نیافتگی آن می‌پردازند. احمد سیف نیز ریشه‌ی توسعه‌نیافتگی ایران را صرفاً حضور مداوم کشورهای استعماری و دخالت‌های آنها در امور داخلی نمی‌داند و همانند فرهنگ‌گرایان نیز همه‌ی مشکلات را به گردن فرهنگ مردم و ساختار سیاسی داخل کشور نمی‌اندازد بلکه با نگاهی جامع و ژرف هر دو دسته از نظریات مذکور را به کار می‌گیرد و در هر دوره‌ی تاریخی به نقش مؤثر آن‌ها می‌پردازد.