نقد اقتصاد سیاسی

برچسب: اقتصاد ایران در قرن نوزدهم

مسأله‌ی تاریخی آب و آبیاری در ایران / احمد سیف

این یک واقعیت تاریخی است که یکی از عوامل مهم که بر توسعه‌ی کشاورزی در ایران تأثیر بسیار داشته عدم‌کفایت عرضه‌ی آب در ایران است و به همین خاطر از زمان‌های خیلی دور، تهیه و تدارک نظام‌های آبیاری نه‌فقط پیش‌شرط توسعه و تکامل کشاورزی بود بلکه به بیانی حتی پیش‌شرط زندگی اسکان‌یافته در اغلب ایالت‌های ایران بود.

شرکت‌های خارجی و بورژوازی تجارتی ایران در قرن نوزدهم / احمد سیف

یکی از مهم‌ترین مصایب اقتصاد ایران در قرن نوزدهم این بود که فرایند انباشت آغازین سرمایه در آن اتفاق نیفتاد و به همین دلیل، اقتصاد ایران پیشاسرمایه‌داری باقی ماند. انباشت آغازین سرمایه، یعنی پدیدارشدن کارگر آزاد از سویی و انباشت سرمایه‌ی پولی از سوی دیگر که در تحول بیشتر خویش، مناسبات سرمایه‌سالاری را براقتصاد حاکم می‌کند. عوامل متعددی در عدم‌انباشت آغازین سرمایه در ایران دخیل بودند.

موانع تاریخی رشد مناسبات سرمایه‌داری در ایران / احمد سیف

خواسته‌های ما ایرانیان در انقلاب مشروطه یعنی در 114 سال پیش: امنیت، آزادی و قانون‌مداری بود.
گذشته از انقلاب مشروطه، ما ایرانیان هم نهضت ملی را پشت سر گذاشته‌ایم و هم انقلاب بهمن 1357 را. ولی اگر با خودمان صادق باشیم، اکنون – در سال 1399 نیز، خواسته‌ها و نیازهای ما هم‌چنان همان است که درآن دوران بود. یعنی هنوز نه امنیت داریم و نه آزادیم و نه از فقیر و غنی، دولتمرد و آدم عادی، کسی به قانون عمل می‌کند.

تجارت آزاد، رقابت و گردن‌زدن صنعت در ایران قرن نوزدهم / احمد سیف

در بررسی تاریخ اقتصادی معاصر کشورهای توسعه‌نیافته و هم‌چنین در سنجش و ارزیابی سیاست‌های اقتصادی مفید برای توسعه، شیوه‌ی تولید و موقعیت پرداخت‌های خارجی و نقش تجارت خارجی در توسعه‌ی اقتصادی، هم‌چنان مسایلی بحث‌برانگیزند. هر دیدگاهی برای خویش ارزیابی خاصی از موقعیت این کشورها و به همین نحو، از فرایند تاریخی دگرسانی اقتصادی آن‌ها دارد و طبیعتاً، راه‌حل‌های خاص خویش را برای درمان مصایب مزمن ناشی از توسعه‌نیافتگی هم ارایه می‌دهد. این هم گفتن دارد که هر دیدگاهی بر این ادعاست که بهترین شیوه‌ی درمان این مصائب را هم یافته است. بااین‌همه، ارقام و آمارهای موجود بسی بی‌رحم‌اند و اگر اندکی در آن‌چه که در اختیار داریم دقیق شویم، روشن می‌شود که با همه‌ی ادعاهای رنگارنگی که از همه سو می‌شود مقوله‌ی توسعه‌نیافتگی و مصایب ناشی از آن هم‌چنان باقی است و حتی شاید بتوان ادعا کرد که از بسیاری از نظرها اوضاع به‌طور کلی وخیم تر شده و احتمالاً بهتر نشده است.