برچسب‌ها: دیالکتیک نظام مند

پاسخی کوتاه به دو انتقاد / کمال خسروی

به دو نوشتارِ من پیرامون آنچه «دیالکتیک دستگاهمند» یا «دیالکتیک جدید» نامیده می‌شود، یکی درباره‌ی ریشه‌ها و مبانی نظری آن تحت عنوان «دیالکتیک دستگاهمند: هیاهو برای هیچ؟» و دیگری درباره‌ی مهم‌ترین بحث‌ها و مشاجرات نویسندگان متعلق و منسوب به این «گرایش» تحت عنوان «سبکیِ تحمل‌ناپذیرِ بار دیالکتیک»، دو انتقاد نوشته شد: یکی از سوی امین حصوری … و دیگری از سوی محمد عبادی‌فر،…

کج‌اندیشی‌های اونو و پیروانش در خوانش و روش «سرمایه» / حسن آزاد

سکین یکی از شارحان مکتب اونو مدعی است: «مشارکت اصلی اونو در اقتصاد سیاسی مارکسی، اصلاح کامل کتاب «سرمایه» یا ارائه‌ی دیالکتیک سرمایه هم‌چون نظریه‌ی سرمایه‌داری ناب است.» این نوشتار به معرفی شیوه و مختصات خوانش اونو از «سرمایه» می‌پردازد، و در عین حال اصلاح‌ها و تجدیدنظرهای این مکتب را در پیوند با تصحیح کتاب «سرمایه» در بوته‌ی آزمون قرار می‌دهد. فراتر از آن، در پرتو این سنجش، قرائتی اثباتی و استوار بر متن و مراد مارکس هرچند به‌طور فشرده، از ساختار و روش او ارائه می‌کند.

مارکسیسم و مکتب اونو / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی صادق فلاح‌پور و علیرضا خزائی

اگر هدف نظریه، فهم تاریخ برای تغییر آن است پس مهم است که این حقیقت ساده را به‌خاطر داشته باشیم که سرمایه‌داری چیزی مجزا از تکامل تاریخی خود نیست. انگاره‌ی یک جامعه‌ی ناب سرمایه‌داری، همواره در خطر بدل شدن به یک انتزاع عاری از زندگی قرار دارد که از ضرورت فراهم کردن راهی برای رخنه در منطق فرایند انباشت مجزا شده است؛ همان منطقی که در کانون تاریخ آشکار سرمایه‌داری، از ظهور تا تعالی نهایی آن، جای گرفته است. جدا کردن بیش‌ازحد قاطعانه‌ی تحلیل نظری از تاریخ انضمامی به معنای بت‌واره کردن نظریه است «چنان‌که گویی وظیفه، برقراری تعادل دیالکتیکی مفاهیم بوده است و نه درک مناسبات واقعی!»

مکتب اونو: كژتابى در فهم ماركس، رونویسی از منطق هگل / حسن آزاد

ژان پل سارتر در جایی می‌گوید مارکسیسم افق عبورناپذیر زمانه‌ی ما است، نحله‌هایی که می‌کوشند از آن فراتر ‍ر‍‍‍وند، به عقب بازمی‌گردند. اگر از بیان اغراق‌آمیز و غیرانتقادی او صرف‌نظر کنیم، گویی سارتر دارد سرنوشت مکتب اونو را روایت می‌کند. که به جای فراتر رفتن از مارکس به هگل بازمی‌گردند.

سَبُکی تحمل‌ناپذیر بار دیالکتیک / کمال خسروی

هر تلاشی که بخواهد به هر ترفندی و تحت هر نام و پرچمی بر سرشت انتقادی و انقلابی دیالکتیک مارکس سایه اندازد، هر چند که کورسویی ناتوان باشد، به قدر همان سوسوی ناچیز و به کوته‌قامتی همان بضاعت اندک به مارکس و مارکسیسم و به‌مراتب مهم‌تر، به جنبش رهایی انسان علیه سلطه و استثمار لطمه خواهد زد. برعکس، هر تلاشی با هر توشه و توان و همتی که به روشن کردن و نقد دقیق و صریح مفاهیم «دیالکتیک» یا ویژگی‌های «انتقادی» و «انقلابی» آن بپردازد، ــ چرا که جز این، شعارهایی بی‌حاصل و پوسته‌هایی تهی خواهند بود ــ تلاشی است درخور نقد و بازبینی. برانگیخته با این انگیزه و با چشمداشت به این هدف است که به نقد آنچه «دیالکتیک دستگاهمند» خوانده شده است، پرداخته‌ام و می‌پردازم.

دیالکتیک دستگاهمند: هیاهو برای هیچ؟ / کمال خسروی

   / نقد تئوری «سرمایه‌داری ناب» و «دیالکتیک سرمایه» ــ بخش نخست: اونو و سِکین /  (برای مطالعه‌ی نسخه‌ی پی دی اف مقاله Naghd_Uno_Sekine-03052016-KK (1) را کلیک کنید) اصطلاح «دیالکتیک دستگاهمند»، از یک‌سو، بداهتی بلاواسطه ندارد. لازمه‌ي چنین بداهتی این مي‌بود که خواننده‌ يا شنونده در رویارویی با آن هم تصور کمابیش روشنی از «دیالکتیک» داشته… ادامهٔ مطلب ›

فراسوی بی‌کرانگی کاذب سرمایه: دیالکتیک و خودمیانجی‌گری در نظریه‌ی آزادی مارکس / دیوید مک‌نالی / ترجمه محمد عبادی‌فر

«آیا درست است بگوییم که «بي‌كرانگي بد»، که در وضعیت بطالت و بیهودگی مستولی می‌شود، در اندیشه‌ی هگل، وجه مشخصه‌ی جامعه‌ی بورژوایی است؟» (والتر بنیامین، پروژه‌ی پاساژها). در حالی که مفهوم عدالت مارکس در سال‌های اخیر، موضوع مباحثات نظری گسترده‌ای بوده است، مفهوم «آزادی» او به‌نسبت توجه کمتری را به خود جلب کرده است(1). احیای… ادامهٔ مطلب ›

نقدی بر دیالکتیک دستگاهمند / برتل اُولمن / ترجمه کمال خسروی

یادداشت مترجم: در جریان مطالعات انتقادی‌‌ام درباره‌ي آنچه به «دیالکتیک دستگاهمند» (Systematic Dialectics) شهرت یافته است، مطالعاتی که امیدوارم برخی از نتایج آن را به‌زودی دراختیار علاقمندان قرار دهم، به نوشته‌ی کوتاهی از برتل اولمن (Bertell Ollman) برخوردم در نقد «دیالکتیک دستگاهمند»، که بخشی از کتاب خواندنی او تحت عنوان «رقص دیالکتیک» (Dance of Dialectic:… ادامهٔ مطلب ›

دیالکتیک جدید و سرمایه مارکس / فروغ اسدپور

/ معرفی مفاهیمی چند از روش­شناسی کریستوفر جی آرتور /   کریستوفر جی آرتور در کتاب خود به نام دیالکتیک جدید و سرمایه مارکس (2006)[1] مجموعه مقالاتی را درباره­ی گرایش جدید هگلی – دیالکتیکی نوشته است که در دهه­های اخیر در مارکسیسم سر برآورده است. این گرایش به نام­های گوناگونی همچون «دیالکتیک جدید»، «مارکسیسم هگلی… ادامهٔ مطلب ›