برچسب‌ها: روی باسکار

شباهت و تفاوت علوم طبیعی و علوم اجتماعی / فروغ اسدپور

همه­ی آنهایی را که شیرجه می­روند دوست دارم. تمامی ماهی­ها می­توانند نزدیکی سطح دریا شنا کنند اما فقط نهنگی عظیم­الجثه می­تواند پنج مایل یا بیشتر زیر دریا فرو برود … تمام غواصان فکری را می­گویم که از همان آغاز جهان به اعماق فرو رفته و با چشمانی به خون نشسته بالا آمده­اند. هرمان ملویل (1)… ادامهٔ مطلب ›

درباره‌­ی «قوانین و نظریه­‌ها در علوم طبیعی» / فروغ اسدپور

«بيماري زمانه‌ي ما، كه به نقطه‌ي نوميدي رسيده، اين فرض است كه شناخت، فقط سوبژكتيو است… و اين سوبژكتيويته آخرين كلام است… بنا به ديدگاه جديد، اعتقاد به معنای دقیق کلمه، يعني صورت محضِ معتقدبودن ـ صرف‌نظر از محتوای آن ـ خوب است، زيرا هيچ ملاكي براي حقيقتِ آن در دسترس نيست».(1) انتشار مطلبی با… ادامهٔ مطلب ›

درباره‌­ی پیش­گفتار مارکس بر ویراست اول سرمایه / فروغ اسدپور

‌  نوشته‌­ی حاضر تلاش می­کند تا در پرتو گفتگویی انتقادی بین دیالکتیسین­های نظام­مند و رئالیسم انتقادی درباره‌ی پیش­گفتار مارکس بر ویراست اول سرمایه بحث کند. مارکس در این پیش­گفتار اشاره­های کوتاهی به روش خود می­کند که به­نظر می­رسد مبنای علمی و فلسفی سرمایه را تاحدی روشنی می­بخشد. اما برای انسجام­بخشیدن به این مبنای فلسفی ـ… ادامهٔ مطلب ›

هم علم، هم فلسفه / فروغ اسدپور

پی‌نویس مقاله‌ی «دولت جهانی سرمایه‌داری رفاه؟!» که اشاره­ی انتقادیِ گذرایی به دیدگاه‌های مقاله‌ی «از نقد به اثبات آی» نوشته‌ی کمال اطهاری داشت، منجر به ارائه‌ی پاسخی تفصیلی از وی به انتقادهای مطرح‌شده گردید. این پاسخ را می‌توان از منظرهای متعددی نقد کرد. مثلاً می‌توان به مواردی اشاره کرد که به گمان من نویسنده برداشت نادرستی… ادامهٔ مطلب ›

«نظام بسته» و «جامعه­‌ی سرمایه‌­داری ناب» / فروغ اسدپور

آن نوع اقتصاد سیاسی سرمایه­داری که مکتب اونو ـ سکین ـ آلبریتون (1) ترویج می­­کند نوعی «بازاندیشی فلسفی اقتصاد سیاسی» یا  «نقد فلسفه از منظر نوع خاصی از اقتصاد فلسفی مارکسی است» (آلبریتون 1999). این نوع اقتصاد سیاسی فلسفی به هستی­شناسی سرمایه، یا به عبارتی به منطق سرمایه، توجه خاصی ­دارد. منظور از هستی­شناسی یا منطق… ادامهٔ مطلب ›