آخرین مقاله‌ها

سرمایه

درباره‌ی روش و ساختار سرمایه‌ی مارکس / حسن آزاد

2 Comments

کتاب سرمایه در سه جلد نوشته شده است. پروژه‌ی مارکس اما پروژه‌ی وسیع‌تری بود که متأسفانه کارش نیمه‌تمام ماند و آن‌چه در قالب سه جلد کتاب سرمایه منتشر شد در واقع تحلیلی است از شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری. گرچه تنها جلد نخستِ این اثر ستُرگْ در زمانِ حیات نویسنده انتشار یافت و دو جلد دیگر پس از مرگ مارکس بر پایه‌ی پیش‌نویس‌های مجلدهای دوم و سوم و انبوه یادداشت‌های به‌جا مانده از او توسط انگلس تدوین و انتشار یافت؛ با این همه، رشته‌ای محکم مجلدهای سه‌گانه‌ی سرمایه را به هم گره می‌زند و پیوند فصل‌های آن با یک‌دیگر بی‌هیچ‌رو تصادفی و دلبخواهانه نیست، بلکه مطابق ضرورت و روشی معین با یک‌دیگر چفت شده‌اند؛ روشی که در هر فصل گام‌به‌گام حضور می‌یابد و هر فصل را به فصل دیگر و هر مقوله را به مقوله‌ی بعدی مرتبط می‌سازد. در واقع با قرائت سه جلدِ سرمایه است که تصویری از تمامیت یک نقاشی در برابر دیدگان‍مان ترسیم می‌شود. [...]

فرآیند انباشت سرمایه / کمال خسروی

0 Comments

این متن، بازنوشت نوارهای درس‌گفتاری است درباره‌ی بخش هفتم جلد نخست کاپیتال مارکس، فرآیند انباشت سرمایه، که در جریان یک دوره‌ی کاپیتال‌خوانی حدود 29 سال پیش (1366) ایراد شده است. امیدوارم این گفتار، در متنِ شور و شوق تازه به خواندن و بحث و گفت‌وگو درباره‌ی کاپیتال، از یک‌سو، و بر بستر مباحث نظری ناظر بر ویژگی‌ها و سرشت‌نشان‌های شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری، از سوی دیگر‌، ادای سهم بسیار اندکی باشد. [...]

«سرمايه» در ايران / حسن مرتضوی و افشين شمس قهفرخی

5 Comments

تاريخ آشنايي ما ايرانيان با سرمايه، اين ستیغ آثار ماركس، راهي پیموده و هموار نبود. این تاريخ خون‌بار است و دردناك و سرشار از گام‌هاي جست‌وجوگرانه، تاريخي كه از همان آغاز با سركوب روشنفكران و فعالان و مبارزان سياسي اين كشور در جامعه‌اي عقب‌مانده با مناسباتی بس ارتجاعي به وسعت سده‌ها و هزاره‌ها، تنيده شده بود. تلاش‌هاي فردي و جمعي، نارسايي‌ها، ندانستن‌ها در كنار راه‌گشودن‌ها، شهامت‌ها، پویش‌ها، راه كوبيدن‌هاي مستمر و سلسله‌اي دراز از خطاها و دستاوردها، بنياد اين تاريخ را شکل داده‌اند؛ از این رو به اين تاريخ همچون گذشته‌اي‌ بايد نگريست كه هويت چپ ايران را تشكيل مي‌دهد. ما بر دوش گذشتگان‌مان ايستاده‌ايم و اگر مي‌توانيم به افقی گشوده‌تر ‌بنگريم، نه به اين دليل كه ذهن ما فراخ‌تر و پوياتر است؛ به پشت سر بنگريد، به آنان كه در اين برهوت جان‌فرسا كوشيدند و هرچند در این میانه چون سنگ زیرین آسیاب خُرد می‌شدند، اما هرگز از پاي ننشستند؛ به آنان كه گذشته‌مان را به اكنون بدل كردند بنگريم. ز شمع مرده ياد آریم! [...]