برچسب‌ها: نولیبرلیسم

فراسوی «بد» و «بدتر» /  گفت‌وگوی اندرو آراتو و نانسی فریزر / ترجمه‌ی ابراهیم محمودی

مشکل از نظر تحلیلی در این‌جاست که (نو)لیبرالیسم و فاشیسم واقعاً دو چیز متفاوت نیستند که یکی خوب و دیگری بد باشد، بلکه دو چهره‌ی عمیقاً به هم مرتبط نظام جهانی سرمایه‌داری هستند. گرچه آن‌ها به هیچ‌وجه به لحاظ هنجاری معادل هم نیستند، اما هر دو محصول آن نوع سرمایه‌داری بی‌قیدوبندی هستند که هر جا وارد شود، زیست‌جهان‌ها و زیست‌بوم‌ها را متزلزل ساخته، و در پس ردپاهایش، هم آزادی فردی را می‌توان دید و هم رنجِ بی‌حساب را. لیبرالیسم بیانگر جنبه‌ی اول این فرآیند، یعنی آزادی‌بخشی است؛ به منزله‌ی نقابی فریبنده که بر خشم و رنجِ ناشی از جنبه‌ی دیگر سرپوش می‌گذارد. در غیاب یک بدیل، این زخم‌ها به چرک نشسته و احساس خشم و رنج، همچون خون در رگِ هر نوعی از اقتدارطلبی جریان خواهد گرفت، چه آن‌ نوعی از اقتدارطلبی که واقعاً شایسته‌ی عنوان فاشیسم هست و چه آن‌هایی که مصرحاً فاشیستی نیستند. به عبارت دیگر بدون وجود چپ، مهلکه‌ی «توسعه‌ی» سرمایه‌دارانه صرفاً توانایی خلقِ نیروهای لیبرال و مخالفان اقتدارطلب‌شان را دارد که در یک همزیستی‌ تبهکارانه، با یکدیگر درمی‌آویزند. لذا (نو)لیبرالیسم نه پادزهر فاشیسم، که شریک جرمش است.

پیامبران جدید سرمایه‌: اپرا وینفری / نیکل آشف / ترجمه کامران معتمدی

 در افسانه‌ی اپرا وینفری یک داستان مشخص بارها و بارها تکرار می‌شود. هنگامی که اپرا ۱۷ ساله بود در جایزه‌ی مسابقه‌ی خانم مقابله با آتش (1) در نشویل تگزاس برنده شد. آن سال همه‌ی برنده‌ها باید دسته‌ی مویی بلند و قرمز می‌داشتند اما اپرا کسی بود که قاعده را عوض کرد. این مسابقه سرآغاز موفقیت‌های… ادامهٔ مطلب ›