نقد اقتصاد سیاسی

برچسب: هوشنگ ابتهاج سایه

سایه‌ای که رفت / خسرو پارسا

نوستالژیِ سایه نه تنها در مورد حزب توده و باورهایش بلکه حتی درمورد افراد و رفقای قدیمی هم‌حزبی‌اش هم بود. او مانند بسیاری از روشنفکران تراز اول… به‌معنای واقعِ کلمه شیفته‌ی مرتضی کیوان بود. شاید پرستش لغت مناسبی نباشد ولی چیزی از آن کم نداشت… ابتهاج تا همین اواخر هر بار سخنی از مرتضی کیوان می‌شد، می‌خواند: «ساحتِ گورِ تو سروستان شد / ای عزیز دل من، تو کدامین سروی» و به پهنای صورت اشک می‌ریخت. آخر گورستان محل دفن توده‌ای‌ها را تسطیح کرده و سرو کاشته بودند.