برچسب‌ها: کریس آرتور

سَبُکی تحمل‌ناپذیر بار دیالکتیک / کمال خسروی

هر تلاشی که بخواهد به هر ترفندی و تحت هر نام و پرچمی بر سرشت انتقادی و انقلابی دیالکتیک مارکس سایه اندازد، هر چند که کورسویی ناتوان باشد، به قدر همان سوسوی ناچیز و به کوته‌قامتی همان بضاعت اندک به مارکس و مارکسیسم و به‌مراتب مهم‌تر، به جنبش رهایی انسان علیه سلطه و استثمار لطمه خواهد زد. برعکس، هر تلاشی با هر توشه و توان و همتی که به روشن کردن و نقد دقیق و صریح مفاهیم «دیالکتیک» یا ویژگی‌های «انتقادی» و «انقلابی» آن بپردازد، ــ چرا که جز این، شعارهایی بی‌حاصل و پوسته‌هایی تهی خواهند بود ــ تلاشی است درخور نقد و بازبینی. برانگیخته با این انگیزه و با چشمداشت به این هدف است که به نقد آنچه «دیالکتیک دستگاهمند» خوانده شده است، پرداخته‌ام و می‌پردازم.

بازخوانی نخستین فصل «سرمایه» / حسن مرتضوی

سه چارچوب مفهومی عمده یعنی سه سنت فكری و سیاسی الهام‌بخش ماركس در تحلیلی هستند كه وی در كتاب سرمایه مطرح كرده است:[1] این سه منبع عبارتند از اقتصاد سیاسی كلاسیك یعنی اقتصاد سیاسی قرن هفدهم تا اواسط قرن نوزدهم. این اقتصاد عمدتاً انگلیسی است و به اندیشمندانی مانند ویلیام پتی، لاك، هابز، و هیوم… ادامهٔ مطلب ›

چرا درك ماركس را از فرارفتن از تولید ارزش كندوكاو می‌كنیم؟ چرا اكنون؟ / پیتر هیودیس / ترجمه حسن مرتضوی و فریدا آفاری

موضوع و هدف این پژوهش: دو دهه پس از فروپاشی كمونیسم دولت‌سالار در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و اروپای شرقی، كه بسیاری ادعا كردند آثار ماركس را به زباله‌دان تاریخ انداخته، حال و هوای جدیدی پدید آمده كه در آن اندیشه‌های او دستخوش بحث‌ و بررسی تازه‌ای شده است. این تغییر تاحدی ناشی از پدیده‌ی… ادامهٔ مطلب ›

روش دیالکتیکی یا روش منطقی ـ تاریخی / فروغ اسدپور

در این نوشته تلاش می‌شود تا با ارجاع به فصل دوم کتاب کریستوفر آرتور با عنوان دیالکتیک جدید و سرمایه[1] تفاوت روش دیالکتیکی و روش تک­راستایی که به نام روش منطقی ـ تاریخی هم شناخته می­شود به اختصار بررسی شود. در همین زمینه، چرایی گزینش کالا به­مثابه نقطه­ی آغاز مفهوم­پردازی سرمایه در فصل یکم جلد… ادامهٔ مطلب ›