نقد

فرودستان و فرادستان در چین / احمد سیف

نسخه‌ی پی‌دی‌اف: ahmad seyf – World Unequal Income Distribution – part three – china

در ادامه‌ی بررسی‌های مشابه که تاکنون خوانده‌اید در این یادداشت می‌خواهم اندکی درباره‌ی وضعیت توزیع درآمد در چین بنویسم. منبع آماری من بانک اطلاعاتی نابرابری جهانی است که اطلاعاتی درباره‌ی سهم یک‌درصدی‌ها، 10درصدی‌ها و 50درصد پایینی جامعه به دست می‌دهد. گذشته از هرچیز دیگر، وارسیدن وضعیت اقتصادی چین نشان می‌دهد که هیچ چیز جای یک استراتژی سنجیده‌ی رفاهی را نمی‌گیرد که باید برای تنظیم و حتی تصحیح پی‌آمدهای ناهنجار فعالیت اقتصادی در بازارها به‌کار گرفته شود. به عبارت دیگر، اگر همه‌ی توجه و نیروها بر روی میزان رشد اقتصادی متمرکز شود بدون این که شیوه‌های بهره‌مندی مطلوب از پی‌آمدهای رشد اقتصادی وارسی شود، پی‌آمد نهایی می‌تواند در کنار رشد اقتصادی بیشتر، افزایش نابرابری در توزیع درآمد و ثروت باشد. در این یادداشت همانند یادداشت‌های دیگر تمرکز من بر روی سهم‌بری از درآمد ملی است.

برای شروع بحث، توزیع درآمد را در ابتدا و انتهای دوره‌ی مورد بررسی در نمودار یک ارائه می‌کنم.

به نظر من اطلاعات ارائه شده در این نمودار ازاین نظر جالب‌اند که نشان می‌دهند که رشد اقتصادی قابل‌توجه در چین به اصطلاح رشد فراگیرنده نبوده است چون در حالی که سهم 10درصدی‌ها از درآمدملی دراین فاصله، یعنی در سال 2021 به نسبت سال 1978 که درواقع سال شروع رفرم‌های اقتصادی در چین است، با تقریباً 50 درصد افزایش از کم‌تر از 28 درصد درآمد به 42 درصد از درآمد ملی در سال 2021 رسید. برعکس، سهم 90 درصد بعدی جامعه که در سال 1978 معادل، 72درصد درآمد ملی بود با حدود 24 درصد کاهش به 58 درصد رسید. از سوی دیگر سهم یک‌درصدی‌ها از درآمد ملی در طول این مدت بیش از دوبرابر شد و از 6.5 درصد به 14 درصد از درآمد ملی رسید و به همین روایت سهم 50 درصدی‌های پایینی جامعه هم که درسال 1978 بیش از 25درصد از درآمد ملی بود، به 14 درصد کاهش یافت. به سخن دیگر، 50 درصدی‌های پایین جامعه درچین با حدودا 75 درصد کاهش از سهم‌بری از درآمد ملی روبرو شدند. کم‌ترین کاهش در سهم‌بری از درآمد ملی برای 40 درصد میانی جامعه اتفاق افتاد که سهم‌شان از 47 درصد از درآمدملی به 44 درصد کاهش یافت که نشانه‌ی کاهشی معادل 7 درصد است. اگر به ساده کردن وضع مجاز باشم توجه شما را به نمودار دو جلب می‌کنم.

درسال 1978 (نمودارهای آبی‌رنگ) متوسط درآمد یک‌درصدی‌ها 13 برابر متوسط درآمد 50 درصدی‌های پایین بود ولی این نسبت در سال 2021 به 49 برابر رسید (نمودارهای قرمز رنگ)، به همین نحو متوسط درآمد 50درصدی‌های بالایی چین که در سال 1978 تنها 3 برابر متوسط درآمد50 درصدی‌های پایین بود، در سال 2021 به 6 برابر افزایش یافت. متوسط درآمد یک‌درصدی‌ها در مقایسه با متوسط درآمد 90 درصدی‌ها که درسال 1978 تنها 8 برابر بود در سال 2021 حدودا 22 برابر شد و به همین نحو متوسط درآمد یک‌درصدی‌ها و 9 درصدی‌های بالایی جامعه در مقایسه با متوسط درآمد 40 درصدی‌های میانه که درسال 1978 فقط 5 برابر بود در سال 2021 به‌ترتیب، 13 و 11 برابر شد. با این مقدمه‌ی نسبتا طولانی اجازه بدهید برگردم به وارسی سهم یک‌درصدی‌ها و مقایسه‌ی آن با سهم 50 درصدی‌های پایینی جامعه.

البته به این نکته توجه دارید که در سال 1978 در حالی که سهم یک‌درصدی‌ها از درآمد ملی تنها 6.5% بود 50 درصدی‌های پایینی جامعه حدودا 25 درصد از درآمد ملی چین را دراختیار داشتند. این سهم‌بری البته در طول سال‌های رشد حیرت‌انگیز چین دستخوش تغییر شد و همان‌طور که در نمودار مشاهده می‌کنید در حالی که سهم 50 درصدی‌های پایین یک روند کاهنده دارد، سهم یک‌درصدی‌ها روند افزایشی دارد و در سال 2009 به حدود 16 درصد از درآمد ملی می‌رسد و بعد تا سال 2021 همانند سهم 50 درصدی‌های پایین در 14 درصد برای چند سالی به نظر ثابت می‌ماند. البته توجه دارید که آن چه که نصیب این دو گروه می‌شود، در پیوند با 50 درصدی‌های پایینی جامعه باید بین تعداد به‌مراتب بیشتری از چینی‌ها توزیع شود و به همین دلیل هم هست که مثلاً در سال 2009 متوسط درآمد یک‌درصدی‌ها 55 برابر متوسط درآمد 50 درصدی‌های پایینی است و سرانجام در سال 2021 با اندکی کاهش که در سهم یک‌درصدی‌ها پیش می‌آید این نسبت به 49 برابر کاهش می‌یابد.

در نمودار بعدی هم از وضعیت یک‌درصدی‌ها و 90 درصدی‌ها شواهدی ارایه خواهم داد.

اولین نکته این است که چنان‌که مشاهده می‌کنید در تمام این مدت، سهم یک‌درصدی‌ها از درآمد ملی چین روند افزایشی دارد در حالی که سهم 90 درصد جمعیت از همان درآمدملی، روند کاهنده‌ای نشان می‌دهد که از 72درصد درآمد ملی در 1978- یعنی سال شروع رفرم‌های اقتصادی – به 58 درصد در سال 2021 رسیده است. به همین دلیل است که شاهد افزایش نسبت درآمدی هستیم که روی منحنی سیاه‌رنگ روی محور دست راست اندازه‌گیری می‌شود. محاسبه کرده‌ام که نسبت درآمدی 8 برابری برای این که درطول این مدت 22 برابر بشود باید سالی 2.4 درصد رشد کرده باشد.

در یادداشت قبلی هم که درباره‌ی روسیه نوشته بودم متذکر شدم که یکی از داده‌های آماری مفید که نشان می‌دهد کار از ریشه خراب است، در واقع مقایسه‌ی سهم 50 درصدی‌ها در یک جامعه‌ی نمونه‌وار سرمایه‌داری از درآمد ملی است. در مورد چین هم می‌توان همین اطلاعات را به دست داد.

به‌درستی نمی‌دانم چرا این‌گونه است ولی از همان سال 1978 که هنوز رفرم‌های اقتصادی دنگ شیائوپینگ به‌بار ننشسته و درواقع در ابتدای راه تحولات اقتصادی به‌اصطلاح سرمایه‌دارانه هستیم، مشاهده می‌کنیم که سهم 50 درصدی‌های بالای چین از درآمد ملی چین 3 برابر سهم 50 درصدی‌های پایینی چین از درآمد ملی است. به عبارت دیگر، این آمارها اگر قاب‌ اعتماد باشند بیانگر این نکته هستند که حتی در سال 1978 متوسط درآمد 50 درصدی‌های بالای چین 3 برابر متوسط درآمد 50 درصدی‌های پایینی چین بود. در نمودار هم مشاهده می‌کنیم که اگرچه سهم 50 درصدی‌های پایینی روند کاهنده دارد و از 25 درصد درآمدملی به 14 درصد از درآمد ملی در سال 2021 می‌رسد ولی سهم 50 درصد بالایی چینی هم در طول همین مدت از 75 درصد درآمد ملی به 86 درصد افزایش می‌یابد. به همین دلیل هم هست که شاهد افزایش نسبت درآمدی هم در نمودار بالا هستیم که در منحنی سیاه‌رنگ روی محور دست راست اندازه‌گیری می‌شود و درسال 2021 این نسبت 6 برابر شد.

شواهد آماری در چین هم همانند دیگر کشورها نشان می‌دهد که در این‌جا هم شاهد گسترش طبقات متوسط نیستیم. منظورم از این ادعا این است که 40 درصدی‌های میانه- درواقع از 51 تا 90درصد جامعه- اگرچه به اندازه‌ی 50 درصدی‌های پایین شاهد نزول سهم‌بری‌شان از درآمد ملی نبوده‌اند ولی همانند آنها سهم آنها هم از درآمد ملی چین کاهش یافت و از 47 درصد درسال 1978 به 44 درصد درسال 2021 رسید. با این همه بد نیست اشاره کنم که وضع «طبقات متوسط» در چین از دیگر کشورهای بریکس (برزیل، روسیه، هند، افریقای جنوبی) به‌مراتب بهتر است. سهم 40 درصدی‌های میانه درسال 2021در هندوستان،30 درصد، در برزیل، 31% در روسیه، 36% و در افریقای جنوبی هم تنها 28 درصد بود.

منحنی سیاه‌رنگ که روی محور دست راست اندازه‌گیری می‌شود این نسبت را نشان می‌دهد که در طول این سال‌ها بیش از دوبرابر و از حدود 5 برابر بودن در آغاز دوره‌ی مورد بررسی به 13 برابر در پایان دوره رسید.


فرودستان و فرادستان در شیلی

فرودستان و فرادستان در روسیه


برچسب‌ها: , , ,

دسته‌بندی شده در: مقاله, نما

۱ پاسخ »

  1. Write about the same for America and tell me how do you fix it? With respect to China and Russia I can guess what the conventional answer to how to fix it is!

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s