برچسب‌ها: اریک الین رایت

به طبقه پایبند باش / اریک اُلین ‌رایت / ترجمه‌ی سید رحیم تیموری

/ به‌مناسبت درگذشت اریک اُلین رایت /
درآمدی که در تولید خلق شده بین طبقات متخاصم، سرمایه و کار، تقسیم می‌شود، و بخشی که به سرمایه می‌رسد در واقع تصاحب ثروتی است که کارگران تولید کرده‌اند. طبقات در روابط فی‌مابین درک می‌شوند و این روابط دربرگیرنده‌ی سلطه و استثمار است که در ارتباط نظام‌مند با تولید است.
اگر بخواهیم میراث‌های تاریخی و مداوم نابرابری سرمایه‌داری را بفهمیم – یا حتی از تعمیق بیش‌تر آن جلوگیری کنیم – باید استثمار و سلطه‌ی طبقاتی را در کانون بحث قرار دهیم، نه در حاشیه‌ی آن.

در نگاه نخست، کتاب سرمایه در قرن بیست‌ویکم توماس پیکتی، بازگشت به مارکس است. قبل از هر چیز، عنوان کتاب آگاهانه سرمایه مارکس را تداعی می‌کند و بخش زیادی از این کتاب در مورد «سرمایه» و «‌کار» به‌عنوان دو عنصر اساسی نظام سرمایه‌داری است. اما به‌رغم تمام این گره‌بندی‌ها به مارکسیسم، تحلیل پیکتی یک واقعیت حیاتی درباره‌ی طبقه را نادیده می‌گیرد و از آن غفلت می‌کند: تاریخ طولانی استثمار و سلطه‌ی سرمایه بر ‌کار.
مسئله این نیست که پیکتی از این تاریخ ناآگاه است: وی فصل اول کتاب خود را با بازگویی داستان منازعه‌ی خونین طبقاتی بین کارگران و مالکان معدن پلاتین ماریکانا در اوت 2012 شروع می‌کند، که در آن 34 معدن‌چی به دست پلیس کشته شدند. او از این منازعه استفاده می‌کند تا یک پرسش کلیدی را مطرح کند:
این رویداد به ما یادآوری می کند، اگر نیازی به یادآوری باشد، که چه سهمی از تولید باید به دستمزدها برسد و چه سهمی از آن نصیب سود شود، به عبارت دیگر، چه‌گونه درآمد حاصل از تولید را باید بین نیروی کار و سرمایه تقسیم کرد؟ این پرسش همیشه در کانون منازعات توزیعی بوده است.
وی در ادامه نتیجه می‌گیرد:
برای کسانی که چیزی جز نیروی کار خود ندارند و اغلب در شرایط فرودستانه زندگی می کنند (بدون این‌که درباره‌ی شرایط دوزخی دهقانان قرن هجدهم یا معدن‌کاران ماریکانا چیزی بگوییم)، پذیرش این موضوع دشوار است که صاحبان سرمایه ـ که برخی از آن‌ها دست‌کم بخشی از ثروت خود را به ارث برده‌اند ـ قادرند که ثروت تولید شده توسط کار آن‌ها را به خود تخصیص دهند.

به‌یاد اریک اُلین رایت

اریک اُلین رایت، جامعه‌شناس مارکسیست و رئیس پیشین انجمن جامعه‌شناسی امریکا در پی ابتلا به سرطان خون پیشرفته در تاریخ 23 ژانویه‌ی 2019 در سن 72 سالگی درگذشت.
جنبش 1968 بر  شکل‌گیری اندیشه‌های رادیکال و گرایش به مارکسیسم نزد رایت، مانند بسیاری دیگر از روشنفکران هم‌عصرش، تأثیر فراوانی داشت. وی فعالیت پژوهشی خود را با مطالعه‌ی زندان‌ها در ایالات متحده آغاز کرد. از آن مقطع او آثار متعددی درباره‌ی طبقه‌ و سرمایه‌داری نوشت. مجموعه‌ی آثار رایت بسیار گسترده است. از هنگام سمینار «اتوپیا و انقلاب» در دانشگاه کالیفرنیا ـ برکلی که وی در مقام دانشجوی فارغ‌التحصیل مبتکر و مدیر آن بود تا به‌پایان‌رساندنِ کتابی که وی در واحد مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستانی که در آن بستری بود، یکی از پایاترین دریافت‌ها را از طبقه و سرمایه‌داری از زمان مارکس توسعه بخشید. در زبان فارسی نیز چارچوب نظری کتاب طبقه و کار در ایران نوشته‌ی فرهاد نعمانی و سهراب بهدادعمدتاً در توافق با چارچوب نظری رایت در زمینه‌ی تحلیل طبقاتی است.

اریک اُلین رایت همچون نیای فکری خود به انگیزه‌ی اخلاقی برای مبارزه علیه سرمایه‌داری و ترسیم بدیل‌ها در برابر نظام سرمایه‌داری اعتقاد داشت.
این بخش از فعالیت فکری او چند دهه بعد، در شاهکارش با عنوان تصور کردن اتوپیاهای واقعی به اوج رسید. نزد رایت «اتوپیاهای واقعی بدیل‌های [دموکراتیک و مساوات‌طلبانه‌ی] جهان واقعی‌اند که می‌توان در این جهان بنا کرد چنان که پیشاپیش تصویری از جهان ترسیم می‌کنند که جهان می‌توانست چنین باشد و به ما یاری می‌کنند تا در  جهت آن‌ها حرکت کنیم.» چنین نهادهایی شامل طیفی از ویکی‌پدیا تا فدراسیون تعاونی‌های کارگری موندارگون در اسپانیا است. تز رایت به‌اختصار آن است که چپ در عین حال که سرمایه‌داری را در سپهر سیاسی مهار می‌کند، می‌تواند با این نهادها سرمایه‌داری را به‌تدریج نابود کند، نتیجه‌ی درازمدت سوسیالیسم است.