برچسب‌ها: الن میک‌ سینز وود

بریتانیا در برابر فرانسه:  چند راه ویژه؟ / الن میک‌سینزوود / ترجمه‌ی حسن آزاد

توصیف انقلاب فرانسه هم‌چون انقلاب بورژوایی امر معقولی است – یعنی مبارزه‌ای بین بورژوازی و اشراف – اما این انقلاب به سرمایه‌داری ربطی ندارد. یک بورژوای انقلابی نمونه‌ یک سرمایه‌دار و یا حتی یک تاجر پیش‌سرمایه‌دار نبود، بلکه یک صاحب‌مقام اداری یا فردی دارای تخصص حرفه‌ای بود؛ که مخالفت او با اشراف نه در راستای پیشبرد سرمایه‌داری، بلکه مبارزه علیه امتیازهای اشرافیت و دستیابی به عالی‌ترین مقامات دولتی بود. از سوی دیگر، انقلاب انگلیس را می‌توان به شکل منطقی خود یک انقلاب سرمایه‌دارانه توصیف کرد. چون در مالکیت سرمایه‌داری ریشه داشت، و حتی طبقه‌ای آن را رهبری می‌کرد که اساساً سرمایه‌دار تلقی می‌شد؛ اما به معنای خاص کلمه بورژوا نبود. نه‌تنها بین بورژوازی و اشراف انگلیسی مبارزه‌ای طبقاتی جریان نداشت، بلکه اشرافیت زمین‌دار در این کشور به طبقه‌ی مسلطِ سرمایه‌دار تبدیل شده بود.

فقرِ مارکسیسم سیاسی / الکساندر آنیواس و کِریم نیسان جی‌اوغلو / ترجمه‌ی حسن آزاد

در نوشتار حاضر نشان می‌دهیم که مارکسیسم سیاسی از برخی کاستی‌های نظری رنج می‌برد که در میان آن‌ها فقدان ارتباط مداوم بین تجریدهای نظری و تحلیل‌های مشخص تاریخی بیش از هر چیز مسأله‌آفرین است. این ضرورتاً به آن معنا نیست که مارکسیسم سیاسی نمی‌تواند به برخی از پرسش‌های مطرح شده در این مقاله پاسخ نظری ارائه کند. اما پاره‌ای از کاستی‌ها باقی می‌مانند که برای ارائه‌ی نوعی تحلیل نظری باید مورد بررسی قرار گیرد. دو موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. نخست، مارکسیسم سیاسی باید برداشت نظری منسجم‌تری از رقابت بین دولت‌ها در گذشته و حال ارائه دهد. دوم، آن‌ها باید یک تحلیل نظری از خاستگاه تحول سرمایه‌داری ارائه کنند که از صورت‌بندی اروپامدار و انگلیس ‌ـ مدار کنونی‌شان فراتر برود.

ضداروپامداریِ اروپامدار / الن میک‌سینزوود / ترجمه‌ی صادق فلاح پور و علیرضا خزائی

سرمایه‌داری یک شکلِ اجتماعیِ تاریخاً خاص است با منطق نظام‌مند و متمایز و نیز تناقض‌های خاصِ خود، که ازطریق فرایندهای قابل‌درکِ تغییرات، در یک زمان و مکان مشخص و بنابه دلایلِ تاریخیِ مشخص، به‌وجود آمده است. این نکته از اهمیتی حیاتی‌ برخوردار است؛ نه‌تنها به این دلیل که ما برای مبارزه با این نظام به درک آن خاص‌بودگی‌ها نیاز داریم؛ بلکه به این دلیل که درک و فهم سرمایه‌داری به این شیوه، واجدِ ظرفیت‌هایی عمیقاً رهایی‌بخش است، و به‌علاوه به این دلیل که بدون چنین درکی، سوسیالیسم درواقع تصورناپذیر است.

بحث درباره‌ی مارکسیسم و تاریخ: اختلاف بر سر چیست؟ / چارلی پُست / ترجمه‌ی حسن آزاد

پاسخی به مقاله‌ی نایل داویدسون

«آیا در مارکسیسم سیاسی چیزی برای دفاع وجود دارد؟»

آیا در مارکسیسم سیاسی چیزی برای دفاع‌ وجود دارد‌؟ / نایل داویدسون / ترجمه‌ی حسن آزاد

مارکسیسم سیاسی با دشواری‌های بیش‌تری روبه‌رو است. این رهیافت به‌طور ‌عام چند جنبه‌ی اساسی ماتریالیسم تاریخی را رد کرده، از روش مارکس در کتاب سرمایه درک نادرستی دارد، و به نظر من به‌طور ضمنی درک غیرقابل دفاعی از سرشت انسان ارائه می‌کند. مهم‌تر از همه، از سرمایه‌داری تعریفی فوق‌العاده محدود به دست می‌دهد که اگر آن را جدی بگیریم ـ به این معنا است که بخش وسیعی از این دنیا هرگز سرمایه‌داری نبوده و حتی اکنون نیز سرمایه‌داری نیست. این نحله‌ی فکری، در راه «جدایی اقتصاد از سیاست در سرمایه‌داری» آن‌چنان راه افراط در پیش می‌گیرد، که دیگر نه دولت سرمایه‌داری به معنای واقعی کلمه، بلکه دولتی در سرمایه‌داری [دولتی که کاملاً از جنس سرمایه‌داری نیست] وجود دارد. در نتیجه، مارکسیسم سیاسی با نظریه‌ی سرمایه‌داری دولتی نیز هم‌خوانی ندارد: برنر و پُست هر دو به‌طور جدی از روایت کلکتیویسم بوروکراتیک جانبداری می‌کنند.

در دفاع از مارکسیسم سیاسی / جونه برچ و پل هایدمن / ترجمه: حسن آزاد

مارکسیسم سیاسی از جریان‌های اندیشه‌سازِ مهمِ معاصر در سنت تفکر مارکسیستی است که آثار ارزشمندی در پهنه‌های گوناگون به‌ویژه در زمینه‌ی سازوکار گذار از فئودالیسم به سرمایه‌داری، مسئله‌ی انقلاب بورژوایی و تحولات سرمایه‌داری معاصر پدید آورده است. بازاندیشی در نظریه‌ی ماتریالیستی تاریخ و مفهوم بنیادین شیوه‌ی تولید را می‌توان مهمترین ره‌آورد این جریان اندیشه‌ساز به‌شمار آورد که خواه با آن موافق باشیم خواه نه، اهمیت و پی‌آمدهای نظری و سیاسی‌اش را نمی‌توان ناچیز شمرد.

مارکسیسم سیاسی / پل بلک‌لج / ترجمه‌ی بهرنگ نجمی

مارکسیسم سیاسی از جریان‌های اندیشه‌سازِ مهمِ معاصر در سنت تفکر مارکسیستی است که آثار ارزشمندی در پهنه‌های گوناگون به‌ویژه در زمینه‌ی سازوکار گذار از فئودالیسم به سرمایه‌داری، مسئله‌ی انقلاب بورژوایی و تحولات سرمایه‌داری معاصر پدید آورده است. بازاندیشی در نظریه‌ی ماتریالیستی تاریخ و مفهوم بنیادین شیوه‌ی تولید را می‌توان مهمترین ره‌آورد این جریان اندیشه‌ساز به‌شمار آورد که خواه با آن موافق باشیم خواه نه، اهمیت و پی‌آمدهای نظری و سیاسی‌اش را نمی‌توان ناچیز شمرد.

در ستایش الن میک‌سینز وود

  الن میک‌سینز وود (1942-2016)، پژوهشگر برجسته‌ی دگراندیش، پنج‌شنبه چهاردهم ژانویه (24 دی‌ماه) پس از طی یک دوره مبارزه با بیماری سرطان درگذشت. به مناسبت درگذشت این اندیشمند برجسته ضمن نگاهی گذرا به دیدگاه‌های نظری الن میک‌سینز وود، ترجمه‌ی حسن مرتضوی از مقدمه‌ی کتاب در دست انتشار وی با عنوان «خاستگاه سرمايه‌داري از چشم‌اندازي گسترده‌‌تر»… ادامهٔ مطلب ›