برچسب‌ها: تهیدستان شهری

تهی‌دستان: حاملان منفعل ایدئولوژی مسلط یا خالقان فعال زیست‌جهان­‌های بدیل؟ / مهدی ابراهیمی

درباره‌ی کتاب زندگی روزمره‌ی تهی‌دستان شهری، نوشته‌ی علیرضا صادقی:
مطالعه‌ی فرودستان به‌مثابه پژوهش رهایی‌بخش. این به‌گمانم دستاورد مهم علیرضا صادقی برای مطالعات تهی‌دستان در ایران است؛ مطالعاتی که، اگر نه تمامی که بخش زیادی از آنها، در تقلاهای فردی و جمعیِ محروم‌شدگان، و عمل و کردار عادی و معمولی آنان در متن زندگی روزمره، هر چیزی دیده‌اند جز عاملیت. صادقی اما در پرکتیس زندگی غیررسمی این گروه‌ها، برخاسته از ضرورت‌های بقا، یک هستیِ اجتماعیِ همراه با خودمختاری، انعطاف‌پذیری و عمل‌گرایی می­بیند، و با نظر کردن به امر محلی به‌عنوان عرصه‌ی مهم نبرد و مقاومت، سیاست‌زدایی از عاملیت تهی‌دستان را نقد می‌کند. فقرپژوهی در ایران، سال‌های سال، از تولید اجتماعی تهی‌دستان شامل شیوه‌ی زندگی، مقاومت‌های روزمره و فعالیت‌شان در مشاغل غیررسمی چشم پوشیده، یا بهره‌کشانه با آن مواجه شده است. بدین‌سان، همان‌طور که مؤلف کتاب گفته است، با ساختن هویت‌های آسیب‌شناختی برای اقشار فرودست و نزدیک‌شدن به گفتمان‌های متعارف درباره‌ی گروه‌های فاقد امتیاز، این گروه‌ها «درون یک نظام تمایزگذاری خاص، سوژه‌ی نظمِ تصاحب‌گر بازار» شده‌اند. بازارزدگان اما پذیرنده‌ی منفعل فرامین فرادستان نیستند و در کردارهای پیش‌پاافتاده و آرام روزمره در مواجهه با تهاجم نیروی دولت، بازار و گروه‌های برخوردار به زیست اجتماعی و معیشتی‌شان، نقش خود را بر تغییرات اجتماعی وسیع‌تر حک می‌کنند.

صادقی از چشم‌انداز منافع طبقات پایین به تحلیل سیاست‌های خُرد، محلی، عینی و مستقیم آنان پرداخته و تنش‌های ناشی از بازاری‌کردن قلمروهای اجتماعی را زمینه‌ساز رفتارهای ضدقدرت فرودستان شهری دانسته است. از دل همین رفتارها و نفوذ نسبی به ساختارهای موجود، ایدئولوژی نخبگان حاکم در متن یک مبارزه‌ی دائمی بر سر دفاع از منافع مادی، معنای معینی می‌یابد. ناجنبش تهی‌دستان شهری، یا نسخه‌ی پنهان مقاومت‌شان درون عرصه­های اجتماعی غیررسمی، هم دفاعی است و هم میل به پیشروی دارد، و این واقعیتِ متناقض و ناهمگنِ حیات تهی‌دستان و پویایی رابطه‌ی قدرت بین آنها و مقامات مسئول، منبع مهم تحلیل زیست‌شان است. در برابر پیشروی افسارگسیخته‌ی بازار و دست‌درازی بی‌هیچ مرزگذاری‌اش به معیشت تهی‌دستان، و در کار نبودنِ تشکیلاتی که نارضایتی‌شان را به گفتمانی سیاسی گره بزند، آنها ناگزیر از آن بوده­اند که تن به راهکارهای محتاطانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر بسپارند. هدف تهی‌دستان، در بیشینه‌ی موارد، نه مبارزه‌ی جمعی و آگاهانه‌ی اقتصادی- سیاسی با دولت، که تقلایی معمولی و بدیهی‌انگاشته‌شده برای کسب دستاوردهای فوری و عینی، تخفیف تنگناها و درد و رنج‌شان، و خلاصی از ریاضت‌کشی است. شاید این هم از کارکردهای پوپولیسم است که مردم عادی را وامی‌دارد تا برای جلب حمایت، به شیوه‌ی فردگرایانه با مقامات ارتباط برقرار کنند و به این ترتیب، میلیون‌ها فقیر، نامرئی و جدا از هم باقی بمانند؛ پوپولیسمی که خاصه در نسخه‌ی راست‌گرایانه‌اش، به تعبیر هارت و نگری، «تهی‌دستان و فرودستان جامعه را – به اسم مردم- علیه نخبگان بسیج می‌کند اما رهاوردش چیزی جز حفظ یا بازآوری سلسله‌مراتب‌های اجتماعی نیست، و در واقع «از انرژی توده‌ها برای تقویت قدرت نخبگان استفاده می‌کند.»

ستیز بین دست‌­فروشان خیابانی و مقامات محلی / رجب وارچین / ترجمه‌ی مهرداد امامی

مسئله‌­ی دست‌­فروشی در حوزه‌­ی علوم اجتماعی و سیاسی به‌­ویژه در زبان فارسی یکی از مغفول‌­مانده‌­ترین حیطه‌­های پژوهشی است. پرداختن به این حوزه بدون عطف توجه به سویه‌­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن در محیط‌­های شهری گوناگون راهی به چیزی بیش از کلی‌­گویی‌­های بی‌­نتیجه نمی‌­برد. فقدان پژوهش‌­های موردی و تطبیقی در حوزه‌­ی دست‌­فروشی به‌­ویژه در زبان فارسی یکی از برجسته‌­ترین ضعف‌­های مطالعاتی است. حتی در حوزه‌­ی ترجمه نیز به جز یکی دو اثر برجسته و چند گزارش جسته­‌گریخته منابع چندانی برای رجوع وجود ندارند. ترجمه‌­ی متن حاضر به سه دلیل انجام شده است: نخست، بررسی وضعیت دست­فروشی در پایتخت ترکیه، آنکارا به‌عنوان یکی از پیشرفته­‌ترین کلان‌­شهرهای نولیبرال منطقه­‌ی خاورمیانه می‌­تواند بینش‌­های سودمندی جهت تحلیل وضعیت دست­‌فروشان در تهران به دست دهد. تهران و آنکارا نه فقط به‌عنوان دو پایتخت سیاسی، بلکه به مثابه‌­ی کانون سیاست‌­های نولیبرال شهری در رقابتی آشکار قرار دارند و وضعیت توسعه‌­ی شهری آنکارا، به دلیل قدمت بیش‌تر پیاده‌­سازیِ سیاست‌­های نولیبرالی در آن به گونه‌­ای است که می­‌تواند به نحوی آیینه‌­ی تحولات آتی در تهران باشد. دوم، از نظر نویسند‌‌ه‌­ی این سطور، مسئله‌­ی دست­فروشی و موقعیت دست‌­فروشان، آن‌­گونه که طرفداران بازار آزاد و اسطوره­‌های «کارآفرینی» مدعی‌­اند، قابل فروکاست به «انتخاب عقلانی» کنش­گران حاضر در بازار آزاد نیست، بلکه از دل تقلای نیروهای بالقوه‌­ی کار برای دست­‌یابی به معیشتی حداقلی ناشی می­‌شود و فهم این پدیده در گرو فهم سازوکار تولید و انباشت سرمایه و پیامدهای سیاسی ـ اجتماعی آن است. از این رو، دست­‌فروشی نه صرفاً مقوله‌­ای اقتصادی بلکه پدیده­‌ای مرتبط با اقتصاد سیاسی دولت‌­ها و امتداد سیاست‌­گذارانه‌­ی آن‌­ها در چارچوب فعالیت­‌های شهرداری­‌هاست. از همین‌­روست که برخورد بین «عوامل سدّ معبر شهرداری» با دست‌­فروشان که نتایج متفاوتی دارد نه‌تنها قابل تقلیل به «رفتار خشن فردی مأموران» نیست بلکه تنها در ارتباطش با سرکوب نیروهای بالقوه‌­ی کار و تهی‌دستان شهری است که معنادار می‌شود. سوم، آن­چه ما در ایران به‌طور کلی و در تهران به‌طور مشخص از تصویر دست­فروشی در ذهن داریم، بیش‌تر مربوط به دست­فروشان کنار خیابان یا پیاده‌­روها می‌­شود.

زیست غیررسمی زنان تهی‌دست در ایران / فاطمه صادقی

در این بحث می‌خواهم دو برهان اقامه کنم: یکم، تهی‌دستی نظام‌مند زنان را باید در چارچوب مفهوم زیست غیررسمی بررسید؛ و دوم، این مسأله را باید ذیل حکومت‌مندی نولیبرال تبیین کرد، یعنی نه فقط در رابطه با آزادسازی اقتصادی یا نولیبرالیسم و از جمله عقب‌نشینی دولت از اجرای وظایف رفاهی‌اش، بلکه در ارتباط با پیشروی دولت در مرئی¬کردن و به زیر سیطره درآوردن کلیه‌ی جنبه‌های حیات.
درواقع، استدلال من این است که، در مواجهه با تهی‌دستی، عمده‌ی مشكل را نه در سیاست (politics) بلكه در سیاست‌گذاری (policy-making) می‌بینیم. به تعبیر دیگر، برای تبیین این موضوع بنا ندارم از قلمرو دولت موضوع را تبیین کنم؛ کاری که در بین عالمان علوم اجتماعی و سیاسی بسیار رایج است. بنا دارم از قلمرو دولت بیرون بیایم و از زاویه‌ی دید نادولت به موضوع بنگرم. نتیجه‌ی بحث من این است كه تهی‌دستی و فرودستی آدم‌ها امری طبیعی نیست، بلکه انسان‌ها طی سازوکارهایی تهی‌دست و فرودست می‌شوند. اما این سازوکارها دقیقاً ریشه در ساختاری دارد که بنا دارد، پس از فرودست‌سازی، با آن مقابله کند.

تهی‌دستان شهری در ایران در آینه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی / محمد مالجو

قصد دارم خیلی فشرده شِمای مفهومي عامي را معرفی کنم براي تقسيم‌بندي انواع پژوهش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري، آن‌هم با دو هدف اصلي که توأمان دنبال‌شان می‌کنم: یکم، صورت‌بندي اصلي‌ترين پرسش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهری؛ دوم، مساحي‌كردن گستره‌ی دانسته‌ها و نادانسته‌هامان درباره‌ی جنبه‌هاي گوناگون حيات تهی‌دستان شهری در ايران. برای تحقق اين منظور نیز چهار سطحِ درهم‌تنیده از مطالعه درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري را در قالب چارچوبي مفهومي پیش می‌کشم که از برخی آثار تاريخ‌نگارانه و نظري ‌ادوارد پالمر تامپسون استخراج‌‌شان کرده‌ام. اول، سطح هستی طبقاتی تهی‌دستان شهری که مطالعه‌اش بر عهده‌ی اقتصاد سیاسی قرار دارد. دوم، سطح تجربه‌ی زيسته‌ی طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی جامعه‌شناسي است. سوم، سطح گرايش‌هاي طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی مطالعات فرهنگي است. چهارم نیز سطح كنش دسته‌جمعي يا انفرادي طبقاتيِ تهي‌دستان شهري که مطالعه‌اش بر عهده‌ی علم سياست است. ملاحظه خواهید کرد که تکیه‌ام عمدتاً بر عامل تعيين‌كننده‌ی طبقه است، اما به سایر عوامل تأثيرگذار از جمله جنسيت و قوميت نیز اشاره خواهم کرد که  بررسی‌شان عمدتاً بر عهده‌ی مطالعات جنسیتی و مطالعات قومیتی است. نسبت این هفت شاخه در حوزه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی با تاریخ‌نگاری تهی‌دستان شهری نیز آخرین فقره از بحث خواهد بود. سرانجام در آینه‌ی این هشت حوزه‌ی فکری می‌کوشم عیار اندیشه‌ی اجتماعی در ایران در زمینه‌ی مطالعات تهی‌دستان شهری را اجمالاً بسنجم.

دستفروشان و «کارآفرینان» / پرویز صداقت

/ اقتصاد سیاسی دستفروشی در ایران معاصر / در بحث حاضر درصدد طرح و تشریح مختصر دو مسئله هستم:[1] نخست، پدیده‌ای به نام دستفروشان یا به طور عام‌تر تهی‌دستان شهری و طیف گسترده‌ی اقشاری که اصطلاحاً مادون طبقه[2] نامیده می‌شوند، همان طردشدگان اجتماعی، حاصل چه مجموعه سیاست‌های اقتصادی در سه دهه‌ی اخیر بوده‌اند. موضوع دوم… ادامهٔ مطلب ›

جرمِ مجازات / محمد مالجو

لب لبابِ گفتار خاصی که خصوصاً طی سالیان اخیر درباره­ی تکدی­گری شکل گرفته است شاید بیش از هر جا در سخن ابراهیم باغبانی، مدیر کل کمیته­ی امداد امام خمینی در استان مازندران، تجلی یافته باشد: «مسئله­ی اصلي متکدیان نه نياز بلكه نوع عادت­شان به اين سبکِ زندگی است.» همین تلقی از چراییِ مبادرت متکدیان به… ادامهٔ مطلب ›