برچسب‌ها: زنان

تحولات جنسیتی: زیبایی، عشق و سکسوالیته در عصر قاجار / افسانه نجم‌آبادی / ترجمه‌ی شیرین کریمی

در عصر قاجار (1785-1925 میلادی / 1174-1304 شمسی) تصور از زیبایی فارغ از وجوه جنسیتی بود؛ به عبارتی، مردان و زنانِ زیبا با ویژگی‌های بسیار مشابهی از نظر بدنی و چهره به تصویر درمی‌آمدند. گاهی وجه تمایز مرد از زن فقط در پوشش سر آن‌هاست. در سایر مواقع اگر به مرد یا زن نگاه کنیم تشخیص جنسیت بسیار دشوار است.

تولید جنس دوم در سرمایه‌داری مدرن / عاطفه رنگریز

پرسش محوری متن حاضر این است که چگونه هویت و سلسله‌‌مراتب جنسیتی در جهان سرمایه‌داری معنای نوینی یافت و منجر به اشکال تازه‌‌‌تر استیلا و استثمار زنان شد. مسئله برسر نوعی هستی‌‌شناسیِ انتقادی است که چگونه تولید سوژه‌ی جنسی در سرمایه‌داری مدرن رخ داده است و اساساً چرا چرخ‌‌دنده‌‌های این سیستم با تولید و بازتولیدِ تضادها، دوگانه‌‌ها، خلق سوژه‌ی جنسی و سلسله‌مراتب جنسیتی کار می‌‌کند.

ازدواج ناکام مارکسیسم و فمینیسم: به‌سوی وصلتی پیشروتر / هایدی آی. هارتمن / ترجمه‌ی پریا رحیمی

این مقاله مدعی است پیوند میان مارکسیسم و فمینیسم در همه‌ی اشکالی که تا به حال به خود گرفته، پیوندی نابرابر بوده است. روش مارکسیستی و تحلیل فمینیستی هر دو برای فهم جوامع سرمایه‌داری و جایگاه زنان در این جوامع ضروری هستند اما در واقع فمینیسم به‌تدریج در فرع قرار گرفته است. مقاله‌ی حاضر آثار فمینیست‌های رادیکال و مارکسیست‌ها در باب «مسئله‌ی زنان» را به چالش می‌کشد، و ترکیب پدرسالاری و سرمایه‌داری را در تحلیل ضروری می‌داند.

سرمایه‌داری محدودیت‌های خود را دارد / جودیت باتلر / ترجمه‌ی شیرین کریمی

جودیت باتلر درباره‌ی بیماری عالم‌گیر کووید 19 و تأثیرات سیاسی و اجتماعی فزاینده‌ی آن در آمریکا می‌گوید

در روزگار و فضای جدید بیماری عالم‌‌گیر ضرورت جداسازیْ همزمان شده است با بازشناسیِ جدید وابستگی متقابل جهانی‌مان. از سویی، از ما خواسته می‌شود خودمان را در آپارتمان‌های خانوادگی، فضاهای مسكونی مشترک، یا منازل شخصی در انزوا نگاه داریم، خود را از تماس اجتماعی محروم و به فضاهای جداسازی‌شده‌ی خویشاوندی تبعید کنیم؛ از سوی دیگر، با ویروسی روبرو هستیم که بی‌اعتنا به ایده‌ی قلمرو ملّی، به‌سرعت از مرزها عبور می‌کند. پیامدهای این بیماری عالم‌گیر در اندیشیدن درباره‌ی برابری، وابستگی متقابل جهانی و تعهدات ما نسبت به یکدیگر چیست؟

درآمدی هستی‌شناسانه بر هم‌پیوندیِ جنبش زنان و جنبش کارگری / نرگس ایمانی

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
مسئله‌ی این نوشتار به‌هیچ‌روی، اولویت‌­بندی مصادیقِ آزادی­خواهی و مطالبه‌­گری زنان نیست. این درست همان اشتباهی است که در مقاطعی از تاریخ معاصرِ ما رخ داده و مطالبات زنان با ادعای بی‌­اهمیت‌­بودنِ آن‌­ها در این برهه‌ی ویژه‌ی تاریخی، به دست فراموشی و به سکوت سپرده شده است. مسئله‌ی نوشتار حاضر از یک سو، تلاش برای پیونددهی و بدین واسطه توان‌ا­فزاییِ جریا‌ن­‌های اعتراضیِ سا‌ل‌­های اخیر، و ممانعت از توان‌فرساییِ ناشی از مبارزات درون­‌طبقاتیِ میان مردان و زنان است. و از سوی دیگر، تلاشی هر چند آغازین برای تأمل‌در‌نفسِ جنبش­‌های اعتراضیِ زنان با اتکا بر معیار انسان‌­شناسیِ سیاسیِ مارکس. چنین تأملی، پیامدهایی چندجانبه­ برای جنبش‌های اعتراضیِ زنان در پی خواهد داشت: نخست آن­‌که، می‌­توان نسبتِ مطالبات زنان را با چنین مقیاس و معیاری سنجید و بدین طریق به نوعی از «توپولوژیِ انتقادیِ» این قبیل مطالبات دست یافت. این امر تأثیرات بهینه‌­ای خواهد داشت در کم‌وکیفِ فرایندهای آگاهی‌­بخشی به زنان، راهکارهای مطالبه‌­گری آنان، و جهت‌­دهی به پژوهش­‌ها و مطالعات چندجانبه در خصوص مسائل‌شان. دوم آن‌­که، پایبندی به چنین معیار سیاسی‌­ـ‌­انتقادی‌­ای مانع از آن خواهد شد که سیاست‌­های اقتصادی و قدرت‌­های امپریالیستیِ جهان، مطالبات زنان را به دستاویزی برای پیشبرد اهداف سودجویانه و قدرت‌­طلبانه‌ی خود بدل سازند.

زنان میان دو تیغه‌ی کار خانگی و کار مزدی / مریم وحیدیان

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
اعضای خانوار، به صورت رایگان عرضه می‌شود و بدون آن سرمایه‌داری در بازتولید نیروی کار درمی‌ماند. کار خانگی، در چارچوب مرکزی نظام حساب‌های ملی، خارج از محدوده‌ی محاسبه‌ی تولید ناخالص داخلی به حساب می‌آید. در نظام حساب‌های ملی در باب دلایل آن به غیربازاری بودن فعالیت‌های خدماتی، دشواری برآوردهای قابل‌قبول از ارزش آن و نیز فایده‌ی اندک محاسبه‌ی آن از نظر اهداف سیاست‌گذاری اقتصادی، تحلیل تعادل و عدم‌تعادل بازارها، تحلیل تورم، اشتغال و غیره اشاره شده است.

سوسیالیسم و امر جنسی / آن اسنیتو، کریستین استنسل و شارون تامپسون / ترجمه‌ی هدی کرمی

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
آن اسنیتو[1] دهم اوت 2019 از دنیا رفت. به‌پاس یادبود او، در اینجا گزیده‌ای از مقدمه‌ی کتاب قدرت‌های میل: سیاستِ جنسیت[2] را بازنشر می‌کنیم. قدرت‌های میل همچون دیگر آثار اسنیتو، نه‌تنها مطابق معیارهای اوایل دهه‌ی 1980، که با معیارهای امروزی نیز کتابِ شجاعانه‌ای به‌شمار می‌آید.

ارزیابی مجدد اشکال کار: راهی به سوی فمینیسم ضدسرمایه‌داری / عاطفه رنگریز

کار هستی انسان‌ها یعنی: چه‌گونه زیستن آن‌ها، مناسبات و نوع زندگی و نقش کنشگری آن‌ها را، در زندگی تعیین می‌کند. در بین اشکالِ موجودِ کار، کار خانگی بدون دستمزد و عموماً برعهده‌ی زنان است که در تولید ناخالص داخلی حساب نمی‌شود و در اقتصاد و جامعه نامرئی است. این امر سؤالاتی را برمی‌انگیزد؛ سؤالاتی از این قبیل که چرا کار خانگی زنانه و بی‌مزد است؟ و ماهیت این کار چیست که از کارِ دستمزدی متمایز می‌شود؟ کار خانگی در کدام شکلِ کاری – تولیدی و بازتولیدی – قرار می‌گیرد؟ و این کار چه نسبتی با مسأله‌ی ستم بر زنان دارد. تأکید بر این مسأله چه تفاوتی در مبارزه برای رهایی زنان ایجاد می‌کند؟ و آیا با دست گذاشتن بر کار خانگی افق جدیدی در مباحث و مبارزات فمینیستی گشوده می‌شود؟

بین شما کدام صیقل می‌دهید سلاح آبائی را؟ / پریا رحیمی

بررسی سه جریان موازی درون جنبش زنان ایران:
«مطالعه‌ی الگوهای فعالیت‌های سایبری اکتیویست‌های حوزه‌ی زنان و نسبت آن با اکتیویسم در فضای واقعی» عنوان پایان‌نامه‌ای است که شهریور ماه سال پیش از آن دفاع کردم.* این پایان‌نامه دسترنج حدود دو سال مطالعه و کار میدانی و درگیری تنگاتنگ با اخبار و مسائل جنبش زنان بود. امروز با گذشت یک سال و نیم از جلسه‌ی دفاعیه‌ی پایان‌نامه و خروج از میدان پژوهش، می‌توانم کمی عقب‌تر بایستم و مرور کنم تمامی اتفاقاتی را که جنبش زنان در چند سال اخیر از سر گذرانده است. در متن پیش‌رو قصد دارم به میانجی اتفاقات و موضع‌گیری‌های اخیر، سه جریان فعلی درون جنبش زنان را بازشناسی و ارزیابی کنم.

سوسن طهماسبی، پیش‌تر در مقاله‌ای با عنوان «مبارزه‌ای در درون جنبش زنان برای نهادینه کردن برابری» سعی کرده است تا چهار نسل از فمینیست-اکتیویست‌های ایرانی پس از انقلاب ۵۷ را شناسایی کند. همچنین، در برخی از دیگر مقالات و گفت‌وگوها تلاش‌های کمابیش مشابهی از دیگر فعالان را شاهد بودیم تا با ارجاع به تفاوت نسلی، دگرگونی‌های جنبش زنان را توضیح دهند. اما آن‌چه در این مقاله پی خواهیم گرفت، نشان دادن همزمانی سه جریان عمده‌ی فمینیستی درون جنبش زنان است. گرچه می‌توان تقدم و تأخری زمانی – هرچند تقریبی – برای این سه جریان لحاظ کرد، یا قسمی همایندی میان سن کنشگرایان و هر یک از این جریان‌ها قائل شد، اما در لحظه‌ی نگارش این مقاله هر سه جریان، موازی و گاه همپوش، درون آن‌چه علی‌الاطلاق جنبش زنان می‌نامیم، حی‌وحاضر است. هر سه گرچه کم‌زور و بی‌رمق در حال تلاش و فعالیت‌اند، دردهای مشترک و اهداف یکسانی دارند، و وجه تمایز آن‌ها در راهبردهاست.

نظریه‌ی بازتولید اجتماعی: بازگشت به (کدام) مارکس؟ / شیلا مک‌گرگور / ترجمه‌ی نیکزاد زنگنه

هدف کلی این مقاله مرور کلی توسعه‌ی نظریه‌ی بازتولید اجتماعی است که با بررسی اجمالی ظهور تحلیل‌های مارکسیستی درباره‌ی ستم بر زنان آغاز می‌شود که جنبش آزادی‌خواهی زنان در دهه‌ی 1960 محرک آن بود. در ادامه به سهم متمایز فوگل می‌پردازیم و از کتاب مارکسیسم و ستم بر زنان به‌عنوان متن اصلی برای پروراندن لایه‌های نظریه‌ی بازتولید اجتماعی مورد بحث در این مقاله استفاده می‌کنیم. من صورت‌بندی فوگل از ظرفیت‌های بازتولیدی زیست‌شناختی زنان را به چالش می‌کشم و این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا می‌توان آن را برای توضیح ستم بر زنان در همه‌ی جوامع طبقاتی تعمیم داد؟ سپس به پیشرفت‌های اخیر نظریه‌ی بازتولید اجتماعی برمی‌گردیم و کار تیتی باتاچاریا کنش‌گر مارکسیست برجسته در ایالات متحده، اقتباس او از کار مایکل لبوویتز درباره‌ی سرمایه و بسط رویکرد اخیر وی به نژادپرستی را مرور می‌کنیم. استدلال می‌کنم که باتاچاریا تمایل دارد رابطه‌ی بین بهره‌کشی و ستم را محو کند و اهمیت مبارزه در نقطه‌ی تولید –برخلاف جنبش‌های اجتماعی- را تضعیف کند. او هم‌چنین تلاش می‌کند که نژادپرستی را از طریق منشور بازتولید اجتماعی تحلیل کند و این به قیمت نادیده گرفتن سایر رویکردهای مارکسیستی ارزشمند تمام می‌شود.

فموناسیونالیسم: همبستگی فمینیسم و ناسیونالیسم نولیبرالی / مهدیس صادقی‌پویا

در مقاله‌ی پیش رو، به چیستی فموناسیونالیسم، و تاریخچه‌ی مختصری از پیدایش و ورود آن به حوزه‌ی مطالعات زنان انتقادی پرداخته‌ام و نگاهی هم به آثار و پژوهش‌های انجام شده در این زمینه داشته‌ام.
با توجه به این که اصولاً فموناسیونالیسم، با تجمیع فمینیسم در خدمت نولیبرالیسم است و با سوءاستفاده از هویت‌های درهم‌تنیده‌ی زنان در جامعه‌ی جهانی امروزی، کمر به تقویت مناسبات قدرت مورد علاقه‌ی دولت‌های نولیبرال در میان مرزهای خود و البته در مرزگستری‌های نواستعماری‌اش بسته است، در نهایت با نگاهی به آن چه که امروزه در جامعه‌ی ایرانی، چه در داخل مرزها و چه در میان مهاجران ایرانی (دیاسپورا)، و در حوزه‌ی حقوق زنان در حال وقوع است، بررسی مختصری خواهم داشت پیرامون این که فموناسیونالیسم ایرانی چیست و در خدمت برآورده کردن چه اهدافی است.

امر شخصی، سیاسی است / پریا رحیمی

نزدیک به دو سال از دی‌ماه ۹۶ می‌گذرد، و فرصتی است تا پدیده‌ی «دختران خیابان انقلاب» را که ملازم شد با انبوهی از نافرمانی‌ها و خیزش‌های مدنی دیگر گروه‌های اجتماعی بررسی کنیم. در دو سال گذشته ژست جماعت کف و سوت زن، رفته‌رفته بدل شد به ژست سالبه‌ای که هر نافرمانی مدنی نیروهای کاملاً خودجوش را به نمایشی‌بودن، سرسپردگی، هیجان‌زدگی و… متهم می‌کند. در کنار شیوه‌ی‌ مبارزه و دادخواهی این دختران، اصل مطالبه‌ی آن‌ها نیز همواره مورد انتقاد برخی از فعالان حقوق زنان بوده است.