برچسب: زنان

علیه تجاوز و تمامی ستم‌ها / عاطفه رنگریز

«من هم» شاید بیش از هر چیز زنگی است که دوباره به یادمان بیاورد که تجاوز و خشونت جنسیتی نه امری موقتی است و نه صرفاً مربوط به امروز و اینجا، بل یادآور می‌شود که خشونت جنسیتی به دلیل مناسبات و سلسله‌مراتب قدرت رخ می‌دهد، مناسباتی که امروز حاصل از سرمایه داری، مردسالاری و سلطه‌ی آلت رجولیت قدرت است. و باز به یاد بیاورد که خشونت جنسیتی صرفاً مسئله‌ای فمینیستی نیست بلکه مسئله‌ای طبقاتی نیز هست. «من هم» زنگی باید باشد برای گفتن این‌که دیگر بس است و حالا وقتش است و ما نمی‌خواهیم در آینده سخن بگوییم و نیازهایمان توسط رسانه ها و منفعت‌طلبان بازنمایی شود. و باید تلنگری باشد برای اینکه همین الان در همین برهوت کاری کنیم و نه آن‌که به آینده موکول شود!

چه‌گونه بیزاری از فمینیسم را نهادینه می‌کنند؟ / شیرین کریمی

پاسخی به «درباره‌ی زنانی که شریک نظام مردسالارند» نوشته‌ی آرش نراقی:
یادداشت آرش نراقی نشان می‌دهد که چطور می‌توان نوشتاری را با مقدماتی کلی و مورد قبول همگان آغاز کرد و بعد دلخوری‌های خود را از چند زن وارد متن کرد و به نتایجی رسید خطرساز، واپس‌گرا، مردمحور و تقویت‌کننده‌ی فضاهای فکری تک‌جنسیتی، عاجز از فهم دیگران و ناتوان از گفت‌وگو با زنان؛ و این متن سرنخِ یافتن پاسخی برای این پرسش است که چطور می‌شود پیش‌فرض‌های نادرستِ خود را طبیعی جلوه داد و ناتوانی از برقراری ارتباط با زنان و ترسیدن و ترساندن از فمینیسم را توجیه کرد، نوشت، عملی کرد و بارها و بارها آنها را اخلاقی و خردمندانه تعبیر کرد…

نولیبرالیسم و شرایط امکان بروز تعرض جنسی / نرگس ایمانی

در منطق نولیبرالیِ ارتباط با بدنِ زنانه هم کماکان با پدیده‌ای به اسم تمکین مواجه‌ایم. تمکین نمونه‌ی روشنگری است از نقش یک تکنیک کنترلی در دو منطق انقیادِ به‌اصطلاح متفاوت که هر یک ابزارهای حمایتیِ خاصی برای ابقای آن وضع کرده‌اند: از برچسبِ زنِ نااهل گرفته تا انگِ زنِ امل. درواقع، همان تکنیکی که اشمئزاز فراوانی در منتقدان منطق به‌اصطلاح سنتی‌ـ‌مذهبی ایجاد می‌کند، این‌جا و در این منطقِ انقیاد، به انواع و اقسام پوشش‌های به‌روزشده و «تلطیف‌گردیده» ملبس شده و در صورتِ امتناعِ زنان، ابزارهای توبیخی گوناگونی بر آن‌ها تحمیل می‌کند.
از این منظر، همه‌ی ما به «کارگران جنسی» بدل شده‌ایم.

تأملات ایفاگرانه درباره‌ی عشق و تعهد / جودیت باتلر / ترجمه‌ی شیرین کریمی

بدن فقط ابزارِ به‌زبان‌آوردن نیست، بلکه در سخن‌گفتن چیزی جسمیت‌یافته آشکار می‌شود. بدن ما «اینجا» صرفاً به‌منزله‌ی چیزی در زمان و در مکان نیست، بلکه بدن، از طریق کنش گفتاری که در صوت، متن یا به شکلی بصری پدیدار می‌شود، خودش را وامی‌گذارد، ابراز می‌کند و «به سخن می‌آورد».

دارِ مکافات: زنان، توسعه و روایت‌های آزار جنسی / لیلا پاپلی یزدی

تاریخ نشان داده نظم‌های اجتماعی ابدی نیستند، فرودستان با بلند کردن صدایشان سرانجام روزی جایگاه‌های فرادستی را متزلزل می‌کنند، چنان‌که بارها این روند روی داده است – آن لحظه، همان وعده‌ی باستانیِ «دار مکافات» بودن دنیا است. تا در آن لحظه کجا ایستاده باشیم…

چپ، مسئله‌ی زن و «روایت تجاوز» / مهدیس صادقی پویا

همواره یکی از انتقادات وارد به بدنه احزاب و گروه‌های چپ‌گرا نوعی زن‌ستیزی کهنه و قدیمی بسیار رایج بوده است. در آغاز قرن بیست و یکم، چپ مترقی تلاش می‌کند تا ساختار و دلایل وجودی آن را شناسایی کرده و در بدنه‌ی حزبی جدید مانع شکل‌گیری و ریشه‌دوانی آن شود. در صورت حصول چنین شرایطی می‌توان به گره زدن مطالبات زنان به مطالبات دموکراتیک و سوسیالیستی امیدوار شد و از آن سخن گفت.

مبارزه‌ی دیرپای زنان برای تعریف تجاوز جنسی / استل فریدمن / ترجمه‌ی شیرین کریمی

«تعریف تجاوز جنسی» و ابهام در تعریف آن یکی از عوامل سکوت و گزارش‌ندادن تجاوز به مراجع قانونی است. در موضع‌گیری‌های افراد در مورد روایت‌های منتشرشده از تجاوز جنسی می‌بینیم که سردرگمیِ تعریفی بسیاری از افراد را از بیان تجربه‌شان منصرف می‌کند و بسیاری از روایت‌ها را در نظر مردم کم‌اهمیت‌تر از آنچه هست جلوه می‌دهد.

رهبران پوپولیست بند را آب داده‌اند / گفت‌وگو با نانسی فریزر / ترجمه‌ی شیرین کریمی

گفت‌وگوی باسکار سونکارا، سردبیر ژاکوبن، با نانسی فریزر:
اگر چپ امیدوار باشد که ایده‌ی طبقه‌ی کارگر در مقام نیرویی راهبر درونِ یک بلوک ضدهژمونیک جدید دوباره زنده می‌شود، باید آن طبقه را به شیوه‌ای نو – یا به تعبیری بینابخشی- ‌تعریف کند؛ شیوه‌ای که محدود نباشد به سفید، دگرجنس‌گرا، مرد، اکثریت قومی، کارگران صنعتی و کارگران معدن، بلکه تمام این مشاغل و سایر مشاغل، بادستمزد و بی‌دستمزد، و نیز مهاجران، زنان و رنگین‌پوستان را در بر بگیرد.

مهاجرت اقتصادی زنانه / مهدیس صادقی پویا

سهم‌یابی زنان از بازار کار جهانی یا تمرین ایدئولوژیک جنسیت:
به نظر می‌رسد دست‌وپنجه نرم کردن با جنسیتی بودن مشاغل، دیگر نه‌تنها زاییده‌ی نوعی ستم جنسی و جنسیتی به دلایل مختلف است، بلکه با تغییر شکل و وارونه‌سازی امیال و خواسته‌های انسانی، به نظامی هدفمند و ازپیش تعیین‌شده، تبدیل شده است. نوعی صورت‌بندی ایدئولوژیک که قرار است با تغییر شرایط طبقه‌ها، زنان را در کاست‌های آیین‌مند و ذات‌گرایانه‌ی غیر قابل‌خروج نگه داشته و بیشتر مورد استثمار قرار دهد.

طرحی برای بازخوانی تاریخ زنان در ایران / عاطفه رنگریز

در این نوشتار می‌کوشم نشان دهم که چرا تاریخ‌­نگاری انتقادی در حوزه‌ی جنسیت ایرانی به‌غایت ضروری است. در ابتدا با طرح این سؤال که چرا عموماً هویت جنسیتی در ایران مورد نقد قرار نگرفته است، تاریخ‌­نگاری و نظام دانش مسلط ازآن‌ر‌و‌ که هیچ‌­گاه جنسیت در آن موضوع اصلی نبوده و همیشه زنان در آن به حاشیه رفته­‌اند، مورد نقد قرار می­‌گیرد تا زمینه‌ساز آگاهی‌بخشی نوشتن تاریخ زنان و چگونگی فرودست‌سازی آنان شود. سپس با تکیه بر کتاب «زنان سبیلو و مردان بی‌­ریش» نوشته‌ی افسانه نجم‌آبادی از شکل­‌گیری جنسیت زن ایرانی در دوران مدرنیته بحث و در پایان در همین چارچوب پرسش‌های جدیدی طرح می‌­شود.

زیستنِ «فاجعه»: تأملی بر پدیده‌ی زن‌کُشی / نرگس ایمانی

در اوضاع و احوالی به‌سر می‌بریم که اخبار تلخ و دهشتناکِ انواع و اقسام خشونت‌ورزی‌های مردان بر زنان، به‌نام غیرت و به‌پاسِ ناموس، هرروزه کام تلخ‌مان را تلخ‌تر و رنج بی‌امانمان را مضاعف می‌کند. واکنش به این اخبار طیفی از تعجب، و همدردی، خشم، شبه‌تحلیل و … را دامن زده که لاجرم هیچ یک ره به جایی نخواهد برد، مگر به یک جور احساسات‌گرایی زودگذر که صرفاً حاصل «اطلاع‌یافتن» از ماوقع است، یا گشتن به دنبال «مقصر»ی در مقام و کسوت دولت، فرهنگ، دین یا مردان بی‌رحمی که چون پرده‌ی تعصب و غیرت چشم‌هایشان را کور می‌کند، نه می‌بینند، نه می‌شنوند، نه می‌اندیشند: فقط خشونت می‌ورزند و گاه‌ هم می‌کُشند.

تحولات جنسیتی: زیبایی، عشق و سکسوالیته در عصر قاجار / افسانه نجم‌آبادی / ترجمه‌ی شیرین کریمی

در عصر قاجار (1785-1925 میلادی / 1174-1304 شمسی) تصور از زیبایی فارغ از وجوه جنسیتی بود؛ به عبارتی، مردان و زنانِ زیبا با ویژگی‌های بسیار مشابهی از نظر بدنی و چهره به تصویر درمی‌آمدند. گاهی وجه تمایز مرد از زن فقط در پوشش سر آن‌هاست. در سایر مواقع اگر به مرد یا زن نگاه کنیم تشخیص جنسیت بسیار دشوار است.