برچسب‌ها: فروغ اسدپور

هم علم، هم فلسفه / فروغ اسدپور

پی‌نویس مقاله‌ی «دولت جهانی سرمایه‌داری رفاه؟!» که اشاره­ی انتقادیِ گذرایی به دیدگاه‌های مقاله‌ی «از نقد به اثبات آی» نوشته‌ی کمال اطهاری داشت، منجر به ارائه‌ی پاسخی تفصیلی از وی به انتقادهای مطرح‌شده گردید. این پاسخ را می‌توان از منظرهای متعددی نقد کرد. مثلاً می‌توان به مواردی اشاره کرد که به گمان من نویسنده برداشت نادرستی… ادامهٔ مطلب ›

دولت جهانی سرمایه‌­داری رفاه؟! / فروغ اسدپور

/کوره‌راه «سعید رهنما» برای قرن بیست‌ویکم/   سعید رهنما از موضع سوسیال­دموکراتی «رادیکال» که هنوز هم خواهان اصلاح سرمایه­داری است ــ البته این بار نه در سطح ملی که در سطح جهانی ــ از مخالفان رادیکال سرمایه‌داری می­پرسد که آیا واقعاً فکر می­کنند دوران سرمایه­داری به‌سر آمده است و البته پاسخ خود او به این… ادامهٔ مطلب ›

رنج یکی، سرگرمی دیگری / فروغ اسدپور

/ نولیبرال‌ها، سوسیال‌دموکرات‌ها و ملامت بیکاران / کانال دولتی تلویزیون دانمارک اخیراً به مدت سه روز برنامه­ای درباره‌ی بیکاران نشان داد. برنامه­های پس از اخبار که در ساعت 19 پخش مي‌شود معمولاً تفریحی و سرگرم­کننده شمرده می‌شود و مهارت مجریان برنامه نیز در همین حد و اندازه است. قصد برنامه جلب توجه به معضل بیکاری… ادامهٔ مطلب ›

سرمایه­‌داری ناب یا ماتریکس / فروغ اسدپور

  هنگامی که برای نخستین بار فیلم «ماتریکس»[1] را می­بینیم از دوگانگی، ابهام و رازآمیزی جهان انسانی دست­خوش سرگیجه می­شویم. ما نیز همراه قهرمانان فیلم بین خواب و بیداری تاب می­خوریم. کدام یک از این دو جهان واقعی است؟ جهانِ ماتریکس یا جهان ویران­شده­ی انسانی و سرنوشت تراژیک بشریت که مورفیوس و دوستانش تلاش دارند… ادامهٔ مطلب ›

جایگاه نظریه­‌پرداز / فروغ اسدپور

رابرت آلبریتون [1] برای موضوع رابطه­ی بین هستی­شناسی سرمایه با شناخت­شناسی آن اهمیت زیادی قائل است. در وهله­ی نخست در بالاترین سطح تجرید، شناخت عمیق­ترین و اصلی­ترین ساختارهای سرمایه و پردازش مفاهیم مناسب با آن یا به عبارتی نظریه­پردازی منطق سرمایه از نظر او بسیار مهم است. جایگاه نظریه­پردازی مانند مارکس در همین راستا اهمیت می­یابد. اگر… ادامهٔ مطلب ›

«نظام بسته» و «جامعه­‌ی سرمایه‌­داری ناب» / فروغ اسدپور

آن نوع اقتصاد سیاسی سرمایه­داری که مکتب اونو ـ سکین ـ آلبریتون (1) ترویج می­­کند نوعی «بازاندیشی فلسفی اقتصاد سیاسی» یا  «نقد فلسفه از منظر نوع خاصی از اقتصاد فلسفی مارکسی است» (آلبریتون 1999). این نوع اقتصاد سیاسی فلسفی به هستی­شناسی سرمایه، یا به عبارتی به منطق سرمایه، توجه خاصی ­دارد. منظور از هستی­شناسی یا منطق… ادامهٔ مطلب ›

گردشگری تئوریک یا انسجام نظری؟/ فروغ اسدپور

ترجمه و انتشار مقاله­ی کوجین کاراتانی در سایت تز یازدهم به نام «انقلاب و تکرار» می­تواند نوید امیدبخشی باشد برای این که روشنفکرانی که به نام «چپ پسامارکسیست» در ایران شناخته می­شوند اهمیت اقتصاد سیاسی سرمایه­داری و نقد آن را بیش از پیش جدی گرفته و این سنت متداوم و عمیق فکری را هم در… ادامهٔ مطلب ›