برچسب‌ها: فریدریش انگلس

دستمزد، اتحادیه‌ها، حزب کارگری / فریدریش انگلس / ترجمه‌ی سوسن صالحی

یازده مقاله‌ی کارگری فریدریش انگلس:
این مجموعه دربردارنده‌ی مجموعه مقالات انگلس در مورد اتحادیه‌ها و حزب کارگری است، که وی در سال ١٨٨١ برای نشریه‌ی «لیبر استاندارد» نوشت. این نشریه ارگان اتحادیه‌های کارگری انگلیس از سال ١٨٨١ تا ١٨٨۵ بود و با سردبیری جرج شیپتون به‌طور هفتگی انتشار می‌یافت.

این کتاب کوچک در اوایل تابستان سال ١٣٨٧ (۲۰۰۸) به‌‌طور اتفاقی در یک کتابفروشی ویژه‌ی کتاب‌های فلسفی و سیاسی در شهر اوترخت هلند تهیه شد و از آن‌جا که تا آن‌زمان به‌صورت یک مجموعه به فارسی برگردانده نشده بود و به دلیل آن که انگلس در این کتاب به مباحثی پرداخته که هم‌چنان در جنبش کارگری ایران مطرح بوده است، به‌پیشنهاد یک دوست تصمیم به ترجمه‌ی آن به فارسی گرفته شد. با آن‌که ترجمه‌ی این مقالات ظرف مدتی کوتاه به اتمام رسید، لیکن انتشار آن به پیشنهاد همان دوست، که در نظر داشت مقدمه‌ای بر این ترجمه در نقد نظرات انگلس و فاصله‌گیری نگاه او از نگاه مارکس بنگارد، به تأخیر افتاد و سپس در سایه‌ی رخدادهای سیاسی و مشغله‌های دیگر به فراموشی سپرده شد، تا این‌که بار دیگر در یک خانه‌تکانی کامپیوتری، این ترجمه دوباره یافته شد و اینک، هم‌چنان بدون آن مقدمه‌ی وعده داده شده، برای مطالعه‌ی علاقمندان به این مباحث منتشر می‌شود.

برای ترجمه‌ی این کتابچه، اصل مقالات که به زبان انگلیسی است، از روی سایت آرشیو آثار مارکس و انگلس برداشته شد و در واقع مطلب پیش رو ترجمه‌ی این مقالات از متن انگلیسی است. متن ترجمه شده با متن هلندی این مقالات نیز مورد مقایسه قرارگرفت. برای راحتی کار، یادداشت‌های مربوط به هر مقاله، که از سوی آرشیو مجموعه‌ی آثار مارکس و انگلس اضافه شده‌اند، در انتهای همان مقاله آورده شده‌اند. یادداشت‌های مترجم با این علامت [م] مشخص شده‌اند. زیرنویس‌ها و مطالب داخل کروشه اضافات مترجم برای انتقال بهتر مطلب است.

انگلس و مارکس: روایت یک دوستی / ژیلبر بادیا / ترجمه‌ی حمیدرضا سعیدیان

نخستین ملاقات عملی مارکس و انگلس در اوت ـ سپتامبر۱۸۴۴ در پاریس انجام گرفت، البته آن‌ها دو سال پیش از این در کلن (آلمان) همدیگر را دیده بودند. اما به دنبال یک سوءِ‌تفاهم (مارکس خیال کرده بود که انگلس با برداشت‌ها و تفسیرهای هگلیان جوان برلین موافق است. از نظر مارکس ـ که دچار مشکلات مالی و سیاسی بود ـ جوانان هگلی برلین حرّافانی بیش نبودند.) این دیدار با سردی پایان یافته بود. انگلس، در سال ۱۸۴۴، هنگامی که برای دیدن خانواده‌ی خود از منچستر به بارمن می‌رود، راه خود را کج می‌کند و برای ملاقات با مارکس عازم پاریس می‌شود. او روز ۲۸ اوت به پاریس می‌رسد و ده روز در این شهر می‌ماند. در این ده روز، آن دو نه‌تنها از یکدیگر جدا نمی‌شوند بلکه ـ با بی‌پروایی و قاطعیت که از نعمت‌های جوانی هستند ـ صدها پروژه را پایه‌ریزی می‌کنند.

مذهب و مبارزه‌ی طبقاتی از منظر انگلس / میشل لووی / ترجمه‌ی حامد پایدار

بیش‌تر موافقان و مخالفان مارکسیسم، عبارت آشنا و مشهور «مذهب افیون توده‌ها است» را هم‌چون جوهر نظریه‌ی مارکسیستی در واکاوی پدیده‌ی مذهب دانسته‌اند. این دیدگاه تا چه اندازه می‌تواند موجه و کامل باشد؟ پیش از هر چیز باید تأکید کرد که این نقل‌قول به هیچ‌رو مختص مارکسیسم نیست. همین عبارت را در متن‌های گوناگون در آثار کانت، هردر، فویرباخ، برونو باوئر، موزس هس و هاینریش هاینه می‌توان سراغ گرفت. از باب نمونه، هاینه در گفتاری درباره‌ی لودویک بورنه (1840)، گرچه به گونه‌ای طعنه‌آمیز اما تا اندازه‌ای مثبت، آن را به کار برده است: «خوشا مذهبی که بر جام باده‌ی تلخ رنج بشری اندکی شیرینی، قطراتی چند از افیون روحی نشئه‌آور، از عشق، امید و ایمان بیفزاید.» هس در مقالات خود، که در 1843 در سوئیس انتشار یافت، موضع انتقادی‌تر (ولی هنوز هم دوپهلو) اتخاذ می‌کند:«مذهب می‌تواند تحمل‌پذیر سازد…وجدان ناخشنود سرف‌داری را…هم‌چون تریاکی آرام‌بخش که کمک مؤثری در درمان بیمارهای دردناک باشد».

معمای انگلس 1895 / سعید رهنما

بازخوانی جنبش‌های رفرمیستی سوسیالیستی (2): انگلس در اواخر عمر انتقاد‌هایی به دیدگاه‌های خود و مارکس در ارتباط با انقلاب‌های دوران خودشان مطرح کرده بود که طبعاً مورد استقبال برنشتاین و دیگر رفرمیست‌ها قرار گرفت. او در ۱۸۹۵ سه مقاله از مارکس در مورد انقلاب ۱۸۴۸ را همراه با یک مقاله که خود مشترکاً با مارکس در این‌باره نوشته بود، به‌صورت کتابی تحت عنوان مبارزات طبقاتی در فرانسه، با مقدمه‌ی مفصلی به قلم خودش، تهیه کرد. از آن زمان تا حال حاضر جنجال‌های زیادی حول این مقدمه‌ی انگلس در جریان بوده است. پاره‌ای انگلس را به تجدیدنظرطلبی متهم کرده‌اند، پاره‌ای هیچ‌ تفاوتی میان مواضع طرح‌شده در این مقدمه و نوشته‌های قبلی انگلس نمی‌بینند، و عده‌ای هم به‌نوعی در اصالت آن شک می‌کنند و آن را نتیجه‌ی توطئه‌ها و دست‌کاری‌های رهبران حزب سوسیال‌دموکرات آلمان می‌دانند. در پایان این مطلب به پاره‌ای از این نظرات اشاره خواهم کرد.

ریشه‌های سرکوب زنان / ساندرا بلودورث / ترجمه‌ی حسین رحمتی

دفاع از انگلس و راهی نو:
کتاب منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت انگلس (از این پس به‌اختصار منشاء) در سال 1884 چاپ شد. او در این کتاب مدعی شد که انسان‌های اولیه در جوامع غیر سلسله‌مراتبی‌ای زندگی می‌کردند که در آن، زنان سرکوب نمی‌شدند. این ایده که طبقات می‌توانست وجود نداشته باشند و مردان همیشه بر زنان سلطه نداشته باشند به‌طور گسترده و نظام‌مند در آکادمی علوم اجتماعی به‌عنوان ادعایی واهی تقبیح می‌شد. کتاب انگلس تا به امروز به‌ویژه در میان فمینیست‌ها دست‌مایه‌ی بحث و جدل‌های فراوان بوده است.

مارکس به قلم ماركس؟ / کارل اریش فولگراف و یورگن یونگ‌نیکل / ترجمه‌ی حسن مرتضوی

چه‌گونه باید ویرایش انگلس از دست‌نوشته‌ی جلد سوم «سرمایه» را داوری كرد؟ آیا او به عنوان ویراستار در كارش شكست خورد؟ بنا به معیارهای امروزی ویراستاری انتقادی ـ تاریخی، پاسخ بی‌گمان آری است، زیرا دخالت‌هایی مانند دخالت انگلس دیگر قابل‌قبول نیست. ما در بررسی خود دیدیم که او فقط به تصحیح سردستی حشو و زوائد برنیامده بلکه به‌شدت در متن دخالت کرده است، یعنی حتی به وعده‌های خود مبنی بر اینكه «کشفیات علمی مارکس با اصالت كامل بازنمایی او در اختیار آیندگان قرار گیرد» پای‌بند نماند.

بازگشت انگلس / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی مهرداد امامی

نزد انگلس، و نیز از نظر مارکس، راه‌گشای سوسیالیسم تنظیم عقلانی متابولیسم نوع بشر و طبیعت به‌نحوی است که باعث توسعه‌ی کامل‌ترین بالقوگی ممکنِ انسان شود در حالی که از نیازهای نسل‌های آینده حفاظت می‌کند. در نتیجه جای تعجب ندارد که ما در قرن بیست‌ویکم شاهد بازگشت انگلس هستیم، کسی که همراه با مارکس، پیوسته بر مبارزات تأثیر می‌گذارند و منشأ الهام امیدهایی ­است که عصر بحران‌زده و لزوماً انقلابی ما را تعریف می‌کنند.

مارکسِ نویسنده و ویراستارش انگلس / رگینا روث / ترجمه‌ی حسن مرتضوی

دیدگاه‌های متفاوت درباره‌ی جلد سوم سرمایه کنفرانس «مارکسیسم سال 2000» با هدف کندوکار در بینش‌های جدید درباره‌ی ماهیّت جامعه، اقتصاد و سیاست، با بررسی دیدگاه‌های مارکسی و مارکسیستی درباره‌ی این موضوعات برگزار شد. در این مقاله، مایلم به مارکس و تحولات نظرات او در سراسر زندگیش بازگردم. آغازگاه عالی برای چنین مطالعه‌ای ویراست کامل آثارش… ادامهٔ مطلب ›