نقد

برچسب: نولیبرالیسم

کلمبیا علیه نولیبرالیسم / آرن تائوس / ترجمه‌ی پروانه قاسمیان

بیش از 5 میلیون کلمبیایی – 10 درصد جمعیت کشور- در خلال دو هفته‌ی گذشته خیابان‌ها را به تصرف خود درآوردند تا علیه سیاست‌های نولیبرالی، فساد حکومتی، بی‌رحمی پلیس و قتل سیستماتیک فعالان اعتراض کنند.

نولیبرالیسم در تئوری و عمل / کریس هارمن / ترجمه‌ی ستار رحمانی و ایوب رحمانی

رساله‌ای درباره‌ی تحلیل‌های مارکسیستی از نولیبرالیسم، ماهیت نولیبرالیسم، نولیبرالیسم، همچون ایدئولوژی حاکم، نولیبرالیسم در عمل، سرمایه‌ی مالی و نولیبرالیسم، انباشت از راه سلب مالکیت، انباشت «بدوی»، منطق واقعی خصوصی‌سازی، تا چه اندازه نولیبرالیسم برای سرمایه‌داری کارایی دارد؟، نولیبرالیسم، دولت رفاه و دستمزد اجتماعی، و ابهامات آنتی نولیبرالیسم.

نولیبرالیسم: یک پروژه‌ی ایدئولوژیک / حسن آزاد

در نوشته‌ی پیش رو تلاش می‌کنم نشان دهم که نولیبرالیسم ابتدا در شرایط بحران 32-1929 و ناکارآیی و شکست لیبرالیسم منچستری قرن نوزدهم به‌عنوان یک پروژه‌ی فکری برای بازسازی و تدوین یک لیبرالیسم نوین سر بر آورد، و هرچند به‌سرعت به جریانی بین‌المللی تبدیل شد، اما در حدود چهار دهه به شکل یک جریان حاشیه‌ای و غیرهژمونیک باقی ماند. وقوع بحران اقتصادی در اواسط دهه‌ی هفتاد به این وضع خاتمه داد، طبقات حاکم برای حل بحران به اجرای یک پروژه‌ی طبقاتی با محتوای نولیبرالی روی آوردند که با یک پروژه‌ی امپریالیستی نیز همراه بود.

سرشت‌نشان‌های نولیبرالیسم در ایران / حامد سعیدی

درس‌های یک قرن:
در این رساله، از منظر سنت مارکسیِ نقد اقتصاد سیاسی با پژوهیدن این پرسش که چرا دولت (و نهادهای فرادولتی)، به‌رغم اجرای سه ‌دهه لیبرالیسم اقتصادی، همواره بازیگر اصلی در سپهر اقتصادی بوده است و منابع اصلی مالی و تولیدی را در کنترل دارد، به شناخت و بازنمایی خصیصه‌های تعیّن‌یافته‌ و وجه‌ممیزه‌ی نولیبرالیسم در جمهوری اسلامی می‌پردازیم.

بحران اجتماعی، دموکراسی در بحران و بحران نولیبرالیسم / روماریک گودین / ترجمه‌ی احمد سیف

مخالفت با نابرابری و ازدست‌دادن کنترل دموکراتیک وجه مشترک تنش اجتماعی جهانی است. نیروی اصلی همه‌ی این چالش‌ها درواقع این است که نولیبرالیسم موضوعیت خود را از دست داده و بحران درونی خویش را تشدید کرده و درها را برای گسترش رویارویی گشوده است.
نظامی‌ها در خیابان‌های سانتیاگو حضور دارند. میدان اوکوتنوا در بارسلون در آتش می‌سوزد و درخیابان‌های بیروت سنگربندی می‌کنند. اگرچه حلقه‌های سیاسی و رسانه‌ای در فرانسه برسر محدودیت حجاب داد سخن می‌دهند ولی پیداست جهان آتش گرفته است. درواقع صحنه‌های درگیری خشونت‌بار که در روزهای اخیر زیاد شاهدش بودیم مقوله‌های مجزا ازهم نیستند. پس از ظهور صحنه‌های مشابه در اکوآدور و ‌هاییتی (هنوز جنبش سراسری ادامه دارد)، شاهد استمرار آن در عراق، مصر، اندونزی، هنک‌کنگ، و کلمبیا بوده‌ایم؛ البته اگر از درگیری‌های اجتماعی در زیمبابوه، نیکاراگوئه، رومانی، صربستان و البته که جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه دیگر چیزی نگوییم.

از ایران تا شیلی: سیاست‌های نولیبرالی علیه دموکراسی / آرمان ذاکری

فقط یک راه‌حل وجود دارد: دموکراسی؛ هرچه بیش‌تر دموکراسی. سیاست خارجی و داخلی و اقتصاد و انتخابات و مردم، هیچ یک از هم جدا نیستند. همه را باید به مردم واگذار کرد. بدون آزادی، بدون دموکراسی، بدون حقّ تشکل‌یابی و اعتراض و مذاکره، بدون دفاع از حقّ آموزش و بهداشت و مسکن و کار، بدون حقّ تصمیم‌گیری درباره‌ی اساسی‌ترین مسائل حیات اجتماعی، هیچ مبارزه‌ای با فساد معنادار نیست. همچنان که هیچ مقاومتی در برابر دشمن خارجی. بگذاریم مردم به میدان بیایند و جامعه را نجات دهند، با همه‌ی تکثر و تنوع و تفاوت‌هایشان.

واقعیت‌های شیلی / اندرو کونکاچنگ / ترجمه‌ی احمد سیف

جمعه‌ی گذشته در واکنش به تظاهرات گسترده، تانک‌ها وارد خیابان‌های سانتیاگو، پایتخت شیلی، شدند. شیلی، کشوری است که معروف است دارای قوی‌ترین دموکراسی و پیشرفته‌ترین اقتصاد در امریکای لاتین است. حتی برای شیلیایی‌هایی که تظاهرات در طول ده‌ها سال گذشته را در نظر داشته‌اند، این انفجار سراسری و ملی نارضایتی مردم غیر قابل‌انتظار بود.

انحراف و افتخار / جورج مونبیو / ترجمه‌ی محمود حایری

احساس می‌کنید کنار گذاشته شده‌اید؟ شاید به این دلیل است که به رقابت، حسادت وهراسی که نولیبرالیسم تخم آن را افشانده است تن نداده‌اید.
رسیدن به آرامش در یک دنیای آشفته هدفی منطقی نیست (چون) فقط با انکار آنچه که در اطراف‌تان می‌گذرد می‌توان به آن رسید. به‌عکس، رسیدن به آرامش درونی در یک دنیای پرمسئله‌ی آرمانی قابل‌احترام است. این مقاله خطاب به کسانی نوشته شده که احساس می‌کنند با زندگی نمی‌توانند کنار آیند واز آن‌ها می‌خواهد از خود شرمنده نباشند.

سرقت بزرگ به‌نام خصوصی‌سازی / کنث سورین

مارگارت تاچر در گفتن داستان‌های اغراق آمیز بسیار مهارت داشت. برای بسیاری از انگلیسی‌ها که قربانی این داستان‌ها شدند تراژدی سلطنت فخیمه‌ی انگلیسی چندان بعید نیست.
احتمالاً بزرگ‌ترین داستانی که گفته می‌شد مفهوم دموکراسی برمبنای مالکیت سهام بود. این ایده بسیار ساده ولی به طور کامل انحرافی بود. اموال عمومی را برای فروش عرضه کنید، و هرکسی که قادر است می‌تواند در این بنگاه‌های تازه خصوصی‌شده سهام بخرد. با خرید هر میزان سهامی که می‌خواهید شما هم بخشی از این دموکراسی انگلیسی برمبنای مالکیت سهام خانم تاچر می‌شوید.

همه علیه خویشتن / جورج مونبیو / ترجمه‌ی فروغ کتوئی‌زاده و علی کوچک پوریان

اپیدمی بیماری‌های روانی روح و جسم میلیون‌ها نفر را درهم می‌شکند. موعد آن رسیده که از خود بپرسیم «به کدامین سو شتابانیم و چرا؟»
آیا می­‌توان اتهامی سنگین­‌تر از شیوعِ همه‌‌گیر بیماری‌­های روانی به یک سیستم نسبت داد؟ با این حال، طاعونِ اضطراب، استرس، افسردگی، فوبیای اجتماعی، اختلالات تغذیه، خودآزاری، و تنهایی و انزوا همه‌روزه مردم را در سراسر جهان به کام مرگ می‌کشاند. جدیدترین آمارِ فاجعه‌بار از سلامت روانی کودکان در انگلستان خبر از بحرانی جهانی می‌­دهد.

سرمایه‌داری مطلق / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی هومن کاسبی

شارل بودلر، شاعر فرانسوی در سال 1864 نوشت، «زیرکانه‌ترین مکر شیطان این است که شما را قانع کند وجود ندارد!» من در این‌جا ادعا خواهم کرد که همین گفته مستقیماً درمورد نولیبرال‌های امروزی صادق است، که مکر شیطان آن‌ها این است که تظاهر کنند وجود ندارند. گرچه نولیبرالیسم به شکل گسترده‌ای به‌عنوان پروژه‌ی محوری سیاسی-ایدئولوژیک سرمایه‌داری قرن بیست‌ویکم شناخته می‌شود، اما اصطلاحی است که صاحبان قدرت به‌ندرت بر زبان می‌آورند.

این بحرانِ سرمایه‌داری، ساختاری است / گفت‌وگو با سمیر امین / ترجمه‌ی کمال اطهاری

گفت‌وگوی حاضر که آخرین مصاحبه با سمیر امین است در یازدهم ماه مه 2018 در نشریه‌ی هندی Frontline منتشر شد. 
جهانی‌شدن چیز جدیدی نیست. بلکه بُعدی کهن و مهم از سرمایه‌داری است. این را هندی‌ها بهتر از هرکس دیگری می‌دانند. انگستان در آغاز قرن هجدهم هند را فتح و مستعمره کرد که تا قرن بیستم پایید. این نیز جهانی‌شدن بود. نه آن جهانی‌شدنی که شما می‌خواستید، اما شما را به نظام جهانی سرمایه‌داری پیوند زد. استعمار، شکلی از جهانی‌شدن بود. اما مردم هند علیه آن شوریدند و استقلال خود را پس گرفتند، هرچند رهبری آن رهبری انقلابی سوسیالیستی نبود، و تحت رهبری ملی-مردمیِ گاندی و نهرو به انجام رسید. حزب کنگره که در پایان قرن نوزدهم تاسیس شد، فعالیت خود را در قرن بیستم بسط داد تا آن که استقلال هند در سال 1947 به‌دست آمد، اما به دو قیمت: نخست، بخش مهمی از هند در شرق و غرب آن که اکنون پاکستان و بنگلادش گشته‌اند، از آن جدا شد. این جنایتِ استعمارگر بود. دوم، این بازپس‌گیری توسط بورژوازی هند، به رهبری حزب کنگره به انجام رسید که از حمایت گسترده‌ی مردم و از آن‌جمله طبقه‌ی کارگر برخوردار بود. پس از این استقلال در سال 1947، ما با الگوی جدیدی از جهانی‌شدن روبرو شدیم. الگویی از جهانی‌شدن که آن را می­توان جهانی‌شدنِ توافقی negotiated globalization نامید که برآیند کنفرانس باندونگ در سال 1955 بود. در این سال نمایندگان خلق‌های چین، هند، اندونزی و تعدادی کشورهای دیگر برای نخستین بار در اندونزی دیدار کردند. اندک سالی پس از استقلال هند، اندک سالی پس از ورود حزب کمونیست چین به پکن، همچنین اندک سالی پس از آن که اندونزی استقلالش را از هلند بازپس گرفت. بدین‌ترتیب الگوی جهانی‌شدن دیگری شکل گرفت. امروزه به‌طور معمول گفته می‌شود جهانی‌شدنِ پس از جنگ دوم جهانی دو قطبی، مرکب از ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، و تجلی این دوگانگی سیاسی، جنگ سرد بین آنها بوده است. این برداشت از اساس نادرست است. جهانی‌شدنِ پس از جنگ دوم جهانی را، از سال 1945 تا 1980 یا 1990، من جهانی‌شدنِ توافقی نامیده‌ام که تنها بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی رخ نداد، بلکه طرف­های دیگری یا حداقل چهار گروه از شرکا هم داشت: یک، ائتلاف امپریالیستی ایالات متحده و اروپا، با همراهی ژاپن، استرالیا و کانادا. بی‌تردید دومین کنشگر اتحاد جماهیر شوروی با مؤتلفین خود در اروپای شرقی آن زمان بود. سومین کنشگر چین بود که هرچند به‌اصطلاح به اردوگاه سوسیالیسم تعلق داشت، اما خط مشی آن از سال 1950 به وضوح مستقل بود. شرکای دیگر کشورهایی بودند که در باندونگ حضور یافتند و جنبش عدم تعهد (NAM) را ساختند. این اردوگاه نه‌تنها کشورهای آسیایی، بلکه کشورهای تازه استقلال‌یافته‌ی آفریقایی در آن زمان را نیز دربرمی‌گرفت…