آخرین مقاله‌ها

انقلاب‌های ویتنام / سعید رهنما

0 Comments

با آن‌که سوسیالیست‌های ویتنام پس از نوسانات بسیار و تندروی‌ها و کندروی‌های متعدد، به این درک مهم رسیدند که بدون یک فاز تدارکاتی در دوران سرمایه‌داری امکان گذار به سوسیالیسم وجود ندارد، اما در این مسیر سخت و مشکل، در میان تمام کشش‌ها و تهاجم‌های سرمایه‌داری در عرصه‌ی ملی و جهانی، رادیکالیسم بهینه‌ای را پی‌گیری نکردند. در تجربه‌ی آن‌چه که آن‌را «راه رفتن روی دو پا» نامیدند، پای راست از پای چپ به‌مراتب تندتر برداشته شده، و تا حد زیادی این جنوب بود که شمال را سرمایه‌داری کرد، و نه شمال که می‌خواست جنوب را سوسیالیستی کند. [...]

دهه‌ی ازدست‌رفته در بریتانیا / تام اولیری / ترجمه‌ی احمد سیف

0 Comments

بحران اقتصادی که در نخستین فصل 2008 آغاز شد وارد دهمین سال خود شده است. این طولانی‌ترین بحران اقتصادی است که کسی که امروز دربریتانیا زنده است به خاطر دارد. شاهدی نیست که وضع رو به بهبود است. برعکس، نشانه‌هایی هست که بحران باردیگر دارد تعمیق می‌شود. نظر به این که این بحران نقطه عطفی درزندگی اقتصادی است برای سال‌های متمادی بر زندگی سیاسی پی‌آمدهای ژرفی خواهد داشت، حتی پس از این که بحران سرانجام به پایان برسد. سؤال کلیدی این است که بحران چه‌گونه به پایان خواهد رسید؟ [...]

تهران، مسأله اقتصاد سیاسی است / پرویز صداقت 

0 Comments

تهرانِ امروز در وضعیت بحرانی است. از هر منظر به تهران نگاه کنیم شاهد بحران هستیم: از منظر مدیریت منابع و مصارف بودجه، شاهد یک بحران حاد مالی و کسری بودجه بالغ بر 30 درصدی در مدیریت شهری تهران هستیم، از منظر محیط زیست، بحران ناشی از بهداشت محیط و بحران حاد زیست محیطی را در تهران می‌بینیم، از منظر حمل‌ونقل شهری بحران حاد مربوط به آمدوشد و ترافیک در تهران را می‌بینیم، از منظر وضعیت فقر و قطبی‌شدن طبقاتی و همچنین از منظر آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های حادی را در تهران امروز شاهدیم. [...]

اثر مشروطه‌ستیزی بر نظام اقتصادی در ایران امروز / محمد مالجو

0 Comments

الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت در عرصه‌ی سیاست ایران گرچه یگانه عامل بروز سه بحران پیش‌گفته و ازاین‌رو یگانه عامل اصلی‌ترین خاص‌بودگی‌ اقتصاد ایران نیست، اما مهم‌ترین عامل سیاسی تشدیدشان است. اهمیت این بحث در این است که اگر در شرایط کنونی به گرایش‌های قوه‌ی مجریه یا نیروهای به‌اصطلاح تحول‌خواه در درون حکومت نگاه کنیم، می‌بینیم دو گرایش اصلی به‌طور توأمان میان همین نیروهای واحد فعال است: یک گرایش در حوزه‌ی سیاسی و یک گرایش در حوزه‌ی اقتصادی. در حوزه‌ی سیاسی شاهدیم نیروهای تحول‌خواهِ درون حکومت عملاً الگوی تمنای نافرجام از بالا و وعده‌های توخالی‌دادن به پایین را که شکل ازریخت‌افتاده‌ی آرمان مشروطه است جایگزین الگوی فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا کرده‌اند و الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت سیاسی را عملاً پذیرفته‌اند. در حوزه‌ی اقتصادی اما همین نیروها استقرار و برقراری نوعی نظام بازار آزاد یا، به زبان دیگر، نوعی نظام سرمایه‌داری متعارف را طلب می‌کنند. اگر استدلالی که در این جلسه صورت‌بندی کردم بی‌اساس نباشد، می‌توان نتیجه گرفت که این دو گرایش در حوزه‌ی سیاست و حوزه‌ی اقتصاد به لحاظ ساختاری با هم تناقض دارند و تحقق همزمان‌شان به لحاظ ساختاری اصولاً امری ممتنع است. [...]

تندیسِ زنده‌ی موبدِ فره‌مند / کمال خسروی

2 Comments

آنچه سیدجواد طباطبایی در مقاله‌های اخیرش در نشریات «مهرنامه» و «فرهنگ امروز» تحت عناوین «از میهن باید دفاع کرد به ننگ یا به نام!» و «جهل دلیل نیست» منتشر کرد، تازگی داشت و، اذعان می‌کنم، مایه‌ی شگفتی بود. محتوایی تا این اندازه فقیر و درمانده و تهیْ مایه، زبانی چنین سخیف، زمخت، ناویراسته و ناپیراسته، برهان‌هایی چنان سست و به‌هم‌ریخته، «استوار»، یا بهتر بگویم پای لرزان ایستاده، بر جهل و تجاهل و لحنی چنین به‌کودکانه‌گی، لجوجانه و پرخاشگر، با جار و جیغ و زاری از طباطبایی انتظار نمی‌رفت. اگر این دو مقاله «اثر» روزنامه‌نگاری دونْ‌پایه بودند که در بلندپروازی و خشنودسازیِ اربابی، نادانسته‌هایش را به زبانی نیاموخته، وجه‌المعامله‌ی لقمه‌نانی کرده بود، یا مُبلّغی جوان که به سفارش سازمان جوانان حزبش هیجان‌ نوآموخته‌هایش را به قلم آورده بود، یا حتی اثری از مُنشآت «استادان» و «دانشیاران» تازه و صاحب مدرک و صاحب منصبی بود که به حق شایسته‌ی عنوان زمخت «دکترها و استادان رانتی» هستند، نه جای شگفتی بود و نه اساساً جاذبه‌ای برای خواندن، آن‌هم تا به پایان، وجود می‌داشت. اما این‌ها نوشته‌ی استاد دکتر سید جواد طباطبایی بودند، مترجم «لنین و فلسفه» و نویسنده‌ی «خواجه نظام‌الملک» و «ابن خلدون و علوم اجتماعی». [...]

بحران حاکمیت در سوریه و تلاش کردها برای تأسیس خودگردانی دموکراتیک در روژئاوا / عباس ولی / ترجمه‌ی مراد روحی

0 Comments

وجود یک جمهوری فدرال دموکراتیک، شرط امکان حیاتیِ [تأسیس] خودگردانی دموکراتیک در سوریه‌­ی پس از بحران است. تا زمانی که یک نظم فدرال دموکراتیک در سوریه غایب باشد، تنها بحران حاکمیت و گسست در ساختار این حاکمیت مسلط می‌­تواند تداوم پروژه­‌ی خودگردانی دموکراتیک در روژئاوا را تضمین کند. این نکته، به «درونی‌بودگی» قدرت حاکم و کیفیت ساختارِ نهادیِ آن برای مفهوم خودگردانی دموکراتیک، به‌مثابه‌­ی یک شیوه‌ی حکمرانیِ غیرحاکمی که تحت شرایط [آن] حاکمیت قرار دارد، اشاره دارد. این دو [یعنی خودگردانی دموکراتیک غیر حاکم و ساختارِ نهادی حاکمیت ملی] با همدیگر ارتباط درونی دارند. [...]

خاستگاه سرمایه‌داری / کریس هارمن / ترجمه‌ی بهرنگ نجمی

0 Comments

بحث ما بر سر یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌ها در تاریخ انسان است. هزار و صد سال پیش از این، در غرب اروپا و در سراسر جهان، ۹۸ یا ۹۹ درصد از مردم در روستاها زندگی می‌کردند و خودْ غذای مورد نیازشان را تولید می‌کردند؛ شهرها و جاده‌ها اندک و ارتباطات ضعیف بودند؛ سطح سواد پایین بود؛ استفاده از پول ناچیز بود و مبادله‌های اندکی که صورت می‌گرفتند در قالب دادوستد پایاپای بودند. پرسش این جاست که چه‌گونه از دل چنان وضعیتی، جامعه‌ای سر برکشید که در بیش از صد سال گذشته در اروپا با آن روبه‌روایم؛ جامعه‌ای که [اکثریت] مردمان آن در منظومه‌های شهری بزرگ زندگی می‌کنند؛ عموماً غذای مورد نیازشان را ـ که دیگران تولید کرده‌اند ـ از طریق نظام پولی می‌خرند؛ و با رشد عظیم صنعت و ارتباطات مشخص می‌شود. این تحول سترگ، این تغییر شکل، از آن‌چه ما معمولاً فئودالیسم می‌خوانیم، به سرمایه‌داری چه‌گونه رخ داد؟ [...]

حق به شهر، به‌مثابه دالّ فراگیر / پرویز صداقت

0 Comments

امروز، طلب حق به شهر مطالبه‌ای برای تأثیرگذاری در لحظه‌ی کنونی به‌مثابه تاریخ است. این حق تنها حق مطالبه‌گری برای زندگی روزمره‌ی شهری نیست، که بنای یک‌سر متفاوت جهانی دیگرگون را در دستور دارد. از این روست که هم یک نیاز امروز و هم یک پروژه‌ی اتوپیایی همیشگی است. حق به شهر در دو بُعد اهمیت دارد: از سویی مطالبه و ضرورت و نیازی است برای بازتولید اجتماعی و کالبدی در شهر و از سوی دیگر یک پروژه و یک مطالبه‌ی جمعی برای شهری جدید است که تبیین‌کننده‌ی حق برخورداری از چیزی است که وجود ندارد: حق به جهانی دیگرگون. [...]

کودتای نافرجام 15 ژوئیه در ترکیه و سیاست چپ / ازگر موتلو اولوس / مهرداد امامی

0 Comments

از شب کودتای نافرجام 15 ژوئیه‌ی 2016 حدود یک سال می‌گذرد. رابطه‌ی بین سازمان اطلاعات و امنیت ملی ترکیه ، ارتش و سیاست مدنی/غیرنظامی در زمینه‌ی کودتای نافرجام 15 ژوئیه هنوز مشخص نیست. رهبر حزب جمهوری خلق، کمال قلیچ‌دار اوغلو، با اظهار به «کودتای کنترل‌شده» ادعای جدیدی مطرح کرده است. به جز حزب جمهوری خلق، حزب دموکراتیک خلق‌ها که در مجلس صاحب کرسی است در کنار احزاب، سازمان‌ها و جنبش‌های قانونی چپ-سوسیالیست-کمونیست مباحث و استدلال‌های خود درباره‌ی فرآیند کودتا را هم‌چنان ادامه می‌دهند. در این مقاله سعی دارم رویکرد احزاب چپ-سوسیالیست را نسبت به کودتا، گفتمان‌های آن‌ها پس از کودتا و سیاست‌های کنونی‌شان را جمع‌بندی و روایت کنم. [...]

سوسیال دموکراسی رادیکال: فازِ گذار به سوسیالیسم دموکراتیک / سعید رهنما

3 Comments

برکنار از اقلیتی بسیار کوچک و ثروتمند و قدرتمند، اکثریت بزرگ مردم جهان به درجات مختلف از نظام سرمایه‌داری جهانی امروز صدمه دیده‌اند و کماکان صدمه می‌بینند. از دیدگاه نظری، برای عده‌ای نظام سرمایه‌داری موجود نظامی ابدی و جایگزین‌ناپذیر است و اگر هم ایرادهایی به آن وارد باشد، با اصلاحاتی قابل‌رفع است. در نقطه‌ی مقابل دیدگاه چپ به‌طور سنتی این بوده که نظام سرمایه‌داری به‌دلیل تناقض‌های درونی خود چاره‌ای جز نابودی ندارد و نظام سوسیالیستی جایگزین آن خواهد شد. در این گفتار، به هر دو این دیدگاه‌ها خواهم پرداخت. [...]

جهان زامبی / مایکل رابرتز  / ترجمه‌ی احمد سیف

0 Comments

آخر هفته‌ی گذشته زامبی‌ها به نشست گروه 20 در هامبورگ رسیدند. منظورم رهبران گروه 20 نیست بلکه گروهی است که خودشان را «1000 پیکره» می‌نامند و به شکل زامبی‌ها لباس پوشیده بودند و درخیابان‌ها راه می‌رفتند. اعضای این گروه می‌گفتند که می‌خواهند گروه 20 مدافع جامعه‌ی آزاد و برابر باشد، نه جامعه‌ای که در آن قدرت در کنترل افراد معدودی است و خواستند به این ترتیب نمادی از همبستگی و مشارکت سیاسی را به دنیا اعلام کنند. ولی در هامبورگ در میان رهبران جهان سرمایه‌داری همبستگی چندانی وجود نداشت. [...]

لرزه در پای‌بست‌های جهان/ اینگار سولتای

1 Comment

جهان به جنبش درآمده است. رخدادهای سیاسی در بُعدی جهانی، که پیش‌تر در فاصله‌ی دهه‌ها روی می‌دادند، اینک به‌ناگهان در کوتاه‌ترین زمان درپی هم می‌آیند: متلاشی شدن حزب بزرگ سوسیال دموکرات یونان و پیروزی حزب چپ در سال 2015، و در پی آن، گردن نهادنش به یوغ بردگی اعتباریِ اتحادیه‌ی اروپا تحت فرمان آلمان، برآمدن سراسری راست افراطی در کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری و چنگ انداختنش به قدرت در آمریکا، فرانسه و اتریش، «برگزیت». هم‌هنگام افزایش هم‌آوایی با سوسیال دموکرات‌های چپِ متمایل به کشاکش طبقاتی که نشان داده‌اند، بحران سوسیال دموکراسی «در غرب» پدیده‌ای خلق‌الساعه نیست، بلکه پی‌آمد سیاست نولیبرالی آن‌هاست. [...]