آخرین مقاله‌ها

پنجمین شماره‌ی فصلنامه‌ی نقد اقتصاد سیاسی

0 Comments

پنجمین شماره‌ی فصلنامه‌ی نقد اقتصاد سیاسی در 800 صفحه منتشر شد. در این شماره آثاری از نویسندگان و مترجمان زیر منتشر شده است: اندرو آراتو، حسن آزاد، فرشاد اسماعیلی، کاووس بهزادی، آصف بیات، م.بیگی، لیلا پاپلی یزدی، امید پایدار، علیرضا خیراللهی، رومن روسدلسکی، سعید رهنما، مهدی سمائی، پاناگْیوتیس سوتِیریس، احمد سیف، پریسا شکورزاده، فاطمه صادقی، پرویز صداقت، نانسی فریزر، مارسل فن درلیندن، جرج سی. کامنینل، میشل لووی، محمد مالجو، ابراهیم محمودی، و بهرنگ نجمی. [...]

انکار اتحادیه‌های کارگری و این نابرابری روزافزون / احمد سیف

0 Comments

دراین مقاله نابرابری روزافزون را وارسی و یک بررسی مختصر تاریخی از ریشه‌های آن در چهار دهه‌ی گذشته ارایه خواهیم کرد. نکته‌ی اصلی که باید به یاد داشته باشیم این که این نابرابری روزافزون مقوله ای «خداخواسته» و یا «طبیعی» نیست بلکه نتیجه‌ی سیاست‌هایی است که در چهار دهه‌ی گذشته اتخاذ و اجرا شده است. برای نمونه کاستن از نقش و قدرت اتحادیه‌های کارگری، افزودن برقدرت و نفوذ بانک‌ها، سرکوب مزد، و تأکید بر رفرم‌های مالیاتی که عمدتاً به نفع ثروتمندان بود. و همه‌ی این‌ها هم تصمیماتی بودکه از سوی سیاست‌مداران انتخابی صورت گرفت. به این ترتیب، اگر اراده‌ی سیاسی وجود داشته باشد می‌توان برای تغییر همه‌ی این تغییرات ناخوش‌آیند دست به اقدام زد. نه فقط رفرم‌های مالیاتی به نفع ثروتمندان، باید تغییر کند و مالیات‌های مستقیم تصاعدی به جای استفاده‌ی گسترده از مالیات قهقرایی غیرمستقیم مورد استفاده قرار بگیرد بلکه از آن مهم‌تر باید همه‌ی قوانین ضد اتحادیه‌ی کارگری که در این چهار دهه به تصویب رسیده‌اند تغییر کند و دیگر نهادهای بازار کار احیا شوند. [...]

گرامشی و چالش‌های پیشاروی چپ / پاناگْیوتیس سوتِیریس / ترجمه‌ی بهرنگ نجمی

0 Comments

بلوک تاریخی از مفاهیم بنیادینِ فرآورده‌های نظریِ آنتونیو گرامشی در دفتر‌های زندان است. این مفهومی است راه‌بُردی، و نه توصیفی یا تحلیلی؛ تلاقی‌گاه استراتژی و تحلیل است، و نه ارجاعی به ائتلاف‌های اجتماعی. و نشان‌گر کوشش گرامشی است برای نظریه‌پردازیِ امکانِ برساختن هژمونیْ در شکل یک‌پارچه‌اش، یعنی وحدت دیالکتیکی ژرف‌ساخت و روساخت‌ها. از این‌رو، از حیث راه‌بُردی، دلالتی است بر این‌که مبارزه برای هژمونی، مبارزه‌ای‌ست برای یک بلوک تاریخی جدید؛ یعنی مفصل‌بندیِ برنامه‌های گذار، که برخاسته از مبارزه‌ی جمعی، ابتکار و تجربه‌ی زیسته‌ی طبقات فرودست، شکل‌های سازمان‌یابی، کردار‌ها و اندیشه‌ورزی‌های سیاسی جدید است. بدین‌سان، مفهوم بلوک تاریخیْ پیش‌نهادن راهی‌ست برای بازاندیشی در چالش‌های استراتژیکِ پیشاروی چپ، در زمانه‌ای که به‌راستی چالش‌های قدرت سیاسی و هژمونیْ به چالش‌هایی سرنوشت‌ساز تبدیل می‌شوند. [...]

درباره‌ی دموکراسی/ م. بیگی

0 Comments

/ نقد دیدگاه بابک احمدی درباره‌ی مارکس و مارکسیسم ـ بخش سوم / بحث درباره‌ی دموکراسی بورژوایی پای گذاردن به‌عرصه‌ای است که سراسر جامعه را با ظاهر مفاهیم بزک می‌کند و در سطح توصیف باقی می‌ماند، لذا این بداهتِ به‌ظاهر عقلاییِ ساطع از مفاهیم‌ را، کافی قلمداد می‌نمایاند. مفاهیم دراین سطح می‌باید تماماً اراده و آزادی فرد را در جامعه و بالطبع از آن، عدالت اجتماعی را برنما گردانند، لاکن به‌دلیل همان ظاهر آراسته و فریفتاریِ سطح توصیف، انسان دانسته و نادانسته از تعمق در تبیین مفاهیم تن می‌زند. در این دموکراسی از انسان سخن می‌رود ولی مفاهیم، از هم گسلیده مورد وارسی قرار می گیرند. از این‌رو هدف نوشته‌ی من بررسی مفاهیم دراین عرصه است تا ثابت نمایم که در تفکیک مفاهیم به‌هم پیوسته، چون انسان از خود منفک می‌گردد، بنابراین رابطه‌اش با دیگران و طبیعت نیز بر چنین انفکاکی پایه می‌گیرد. [...]

جامعه‌شناسی تاریخی ماتریالیستی و انقلاب‌ها / جرج سی. کامنینل / ترجمه‌ی ابراهیم محمودی

0 Comments

چیزهای زیادی را می‌توان از پویش سیاسی طبقاتی از دل تجربیاتی همچون انقلاب فرانسه و دیگر انقلاب ‎های بزرگ گذشته آموخت. به محض اینکه از یوغ اسارت‌بار نظریه‌ی اجتماعی تک‌خطی رها شویم، تجارب تاریخی ویژه‌ی این مبارزات، الگوهایی جدید آشکار می‌کنند که به ما درس‌هایی دیگر می‌آموزند. شکست‌های جامعه‌شناسی تاریخی مارکسیستی و غیرمارکسیستی متأسفانه موجب شده تا بسیاری از متفکران به‌کلی از تلاش برای فهم توسعه‌ی اجتماعی تاریخی به شکلی نظام‌مند سر باز زنند. می‌توان امیدوار بود که بار دیگر الهام‌گرفتن تحقیق‌ها و تحلیل‌ها از مسائل مطروح در بحث انقلاب فرانسه و گذار به سرمایه‌داری، هم به احیای جامعه‌شناسی تاریخی بینجامد و هم جایگاه مرکزی آن را در نظریه‌ی اجتماعی معاصر اعاده کند. [...]

اقتصاد سیاسی «بحران» تأمین اجتماعی در ایران / علیرضا خیراللهی

0 Comments

در این مقاله با تمرکز بر مسئله‌ی صندوق‌های بازنشستگی (به صورت اخص سازمان تأمین اجتماعی) سعی می‌کنیم نشان دهیم برخلاف ادعاهای بوروکراتیک، گره‌گاه و علت اصلی مسئله‌ی بیمه‌های اجتماعی در ایرانِ امروز، نمی‌تواند قابل تقلیل به مشکلاتی نظیرِ «بدهی‌های دولت به صندوق‌ها»، «مسائل پارامتریک و پیر شدن جمعیت»، «بیمه‌گریزی کارگران و کارفرمایان»، «عدم توازن در منابع و مصارف سازمانی»، «مدیریت غلط سازمان‌های بیمه‌گر در برخی مقاطع توسط برخی افرادِ منتسب به بعضی دولت‌ها»، «کندی رشد اقتصادی»، «بهره‌وری سازمانی ناکافی»، «مدیریت غلط سرمایه‌گذاری‌ها» و مسائلی از این دست باشد. به نظر می‌رسد علت اصلیِ به وجود آمدن مسئله‌ی صندوق‌ها، تضعیفِ نظام‌مند حقوق کار، سرکوب دستمزدهای کارگران در ادوار طولانیِ پس از انقلاب، تضاد میان شعارهای عدالت‌خواهانه‌ی حاکمیت پساانقلابی با عملکرد بازارگرایانه‌ی آن و نهایتاً اشتیاقِ ایدئولوژیکِ بوروکراسی حاکم برای نئولیبرالیزه کردن تمام وجوه و ابعاد حیاتِ جمعی است. [...]

آیا رفرم‌های مالیاتی باعث کاهش نابرابری درآمدی خواهد شد؟ / احمد سیف

0 Comments

در این مقاله پی‌آمد رفرم‌های مالیاتی بر نابرابری را بررسی می‌کنیم. با تعریف نابرابری و ابعاد مختلف آن آغاز می‌کنیم. در حالی که تقسیم‌بندی متداول یک‌درصدی‌ها و 99 درصدی‌ها بسیار رایج است ولی در مقاله بحث می‌کنیم که این مقوله بسیار پیچیده است و نابرابری در میان 99 درصدی‌ها هم مسأله‌ی قابل‌تأملی است. درآمد واقعی طبقات متوسط هم در این سال‌ها گرفتار رکود بوده است. از سوی دیگر به خاطر کمبود سرمایه‌گذاری نرخ رشد هم در اغلب اقتصادهای جهان بسیار ناچیز است. در این مقاله به‌طور مشخص از دو دسته رفرم سخن خواهیم گفت. در وهله‌ی اول به دلیل قهقرایی بودن مالیات‌های غیرمستقیم، معتقدیم که توازن بین مالیات‌های مستقیم که تصاعدی است و مالیات‌های غیرمستقیم که قهقرایی است باید به نفع فقرا تصحیح شود. رفرم‌های دیگر باید به گونه‌ای باشد که کارآیی نظام مالیاتی را بهبود بخشد. برای افزایش تأثیر این سیاست‌ها هم اندازه و هم ترکیب مداخلات رفاهی دولت باید تغییر کند و افزایش یابد. [...]

درباره‌ی پراتیک / م. بیگی

0 Comments

در بخش پیشین به‌تشریح نظریه‌ی مارکس درباره‌ی ایدئولوژی و انکشاف تئوری شناخت تا سطح نقد پرداختم و در کنکاش میان آن‌دو حلقه‌ی اساسی در بینش مارکس از کشف پراتیک توسط او سخن گفتم. قصدم در این فصل کاوش این کشف در وجوه مختلف است تا نشان دهم چه‌گونه مارکس ابزاری دراختیار ما قرار داد تا به‌یاری آن قادر شویم با درگذشتن از فلسفه‌ی سنتی با بنیاد جهان دوتایی سوژه و ابژه‌اش، شالوده‌ی نوینی را برپا داریم و بتوانیم آن‌را به‌عنوان سرفصل ممیزی در انتقاد به فلسفه‌ی سنتی، مبنا قرار دهیم. [...]

تولید اقتصادی بر ضد بازتولید اجتماعی / فاطمه صادقی

0 Comments

در دهه‌ی اخیر،... نه‌تنها روندها برای زنان و سایر گروه‌های اجتماعی تبعیض­‌آمیزتر از گذشته شد، بلکه بازتولید اجتماعی نیز به‌جد به خطر افتاد. به نظر می‌رسد در شرایط فعلی هیچ‌یک از احزاب و جناح‌­های سیاسی خطر زوال بازتولید اجتماعی را جدی نگرفته‌اند. به همین منوال، سیاست‌های دستوری از بالا نیز به عوض حل مشکل، بر وخامت اوضاع افزوده است... همچنین به موازات بدترشدن وضع معیشتی طبقات غیررژیم، روندهای حاکمیتی هم فربه‌تر می­‌شوند. در نتیجه، درحالی‌که بلندگوهای تبلیغاتی به نحوی تصنعی در ستایش از اخلاق، کمک به نوع‌دوستی، دستگیری از فقرا، رسیدگی به سال‌مندان و جز آنها داد سخن می­‌دهند، مناسبات اجتماعی به‌طور فزاینده کالایی‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی تنها خود زنان‌اند که می‌کوشند به هر نحوی مانع از نابودی بازتولید اجتماعی شوند. حرکت دختران خیابان انقلاب و چالش آن‌ها با پوششی که هدف آن جنسی‌کردن و کالایی‌کردن تن زن است، یکی از مهم‌ترین این ابتکارات است. این ابتکار و اعتراضات دی ماه هر دو از بستری واحد برمی‌خیزند و ریشه در تبعیض‌های واحد دارند... در حرکت به‌غایت مسالمت‌آمیزِ دختران خیابان انقلاب، شجاعت به‌مثابه یک فضیلت مدنیِ بی‌پیرایه و ناب، تنِ غیرجنسیِ زنانه را در تقابل با قلمرو عمومیِ مردانه، مملو از ریاکاری و آماس­‌کرده از مناسبات خشک و کالاییِ تولید اقتصادی قرار می‌دهد. با این کار نه‌تنها خانه‌نشین‌کردن زنان بلکه کلیه‌ی مناسبات قدرتی را به چالش می‌گیرد که آن رویه را می‌سازند. ابتکار زنان جوان برای مقابله با تبعیض‌هایی که کمر به نابودی زنان و حیات اجتماعی در کلیت آن بسته شاید آخرین فرصت‌های جامعه‌ای باشد که هر روز از دامنه‌ی انتخاب‌هایش کم می‌شود و زمان برایش به تنگ می‌آید. [...]

سوژه در نظریه‌ی مارکس / پریسا شکورزاده

0 Comments

مقاله‌ی حاضر مقدمه‌­ای است بر تلقی کارل مارکس از سوژه. «سوژه» محصول دنیای جدید است و از زمان دکارت تا به امروز محل دریافت­‌ها و معانی متعدد، مناقشات و رد و انکارهای بسیاری شده است. اما آن‌چه در این دریافت­‌ها به‌طور کلی مشترک است و در این پژوهش مورد تأمل قرار گرفته، ارجاع این مفهوم به انسان است ازآن‌رو که می‌اندیشد، اراده می­‌کند، عمل می­‌کند و صاحب اختیار و سرنوشت خود است. به همین معناست که تأمل در باب سوژه در هر زمان مسأله‌ی جدی برای تفکر است. به‌ویژه اگر کاویدن چنین مفهومی را نزد یکی از اثرگذارترین متفکران تاریخ مد نظر قرار دهیم که مسأله‌ی انسان، اسارت و رهایی او همواره یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش بوده است. این موضوع با وجود بداقبالی‌های اولیه در میان مارکسیست­‌ها، پس از تجربه‌ی فاشیسم و جنبش دانشجویی دهه‌ی شصت فرانسه دوباره اهمیت پیدا كرد ولی همچنان مسأله‌ای مورد اختلاف است. پیچیدگی این موضوع هم به اختلافات مفسران در این مقوله مربوط می­‌شود و هم به‌خاطر ابهام آن در نوشته‌های مارکس است. [...]

 لایحه علیه قانون / فرشاد اسماعیلی

0 Comments

دولت در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری لایحه اصلاح قانون کار را از مجلس مسترد کرد، اما این استرداد موقت خاتمه‌ی دست‌اندازی به قانون کار نبود و مجدداً پس از فروکش کردن فضای انتخاباتی و مستقر شدن دولت دوازدهم، به بهانه‌ی رفع ایرادها و اشکالات، لایحه را به شورای عالی کار ارجاع دادند؛ و اعلام شد پس از رفع نواقص و جلب نظر طرف‌های ذی‌نفع در این قانون لایحه پس از تأیید نهایی در دولت باز به مجلس ارسال می‌شود. از آن‌جا که ذی‌نفعانِ تاریخی تغییر قانون کار فعلی، دست از سر این قانون برنخواهند داشت، ضرروت خوانش تاریخی ماده به ماده‌ی لایحه‌ی حاضر در راستای «افشاگری» نگاه راستِ حقوق خصوصی‌گرا به قانون کاری که باید ذیل حقوق عمومی باشد، برای حفظ منافع کارگران ضرورتی تاریخی می‌یابد. این مقاله به دنیال این است که از دست‌درازی به قانون کار بگوید، به دنبال این است دستِ راست‌گرایان را در هدف تغییر در همه‌ی مفاهیم، نهاد‌ها، مکانیسم‌ها و ترکیب‌های قانون کار رو کند و دست آخر، نشان بدهد در حوزه‌های مختلف و متعدد روابط کار، چه‌گونه شماری از کارگزاران راست‌گرا به دنبال این هستند «قانون کار» را به «قرارداد کار» تبدیل کنند. [...]

کارگران و سرزمین پدری / رومن روسدلسکی / ترجمه‌ی امید پایدار

0 Comments

آن‌جا که «مانیفست» می‌گوید «کارگران میهن ندارند» دارد از دولت ملی بورژوازی سخن می‌گوید، و نه ملیت به معنای قومی کلمه. کارگران «میهن ندارند» زیرا طبق نظر مارکس و انگلس آن‌ها می‌بایست دولت ملی بورژوایی را دستگاه ستم و تعدی بر خود بنگرند. وانگهی در مفهوم سیاسی کلمه نیز کارگران «میهن ندارند» چرا که پس از دست‌یابی به قدرت، دولت‌های سوسیالیست ملی منفرد، تنها مرحله‌ای گذرا در راه نیل به جامعه بی‌طبقه و بدون دولت آتی خواهند بود، زیرا تأسیس چنین جامعه‌ای تنها در مقیاس بین‌المللی شدنی است. [...]