آخرین مقاله‌ها

اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران

اقتصاد سیاسی «بحران» تأمین اجتماعی در ایران / علیرضا خیراللهی

0 Comments

در این مقاله با تمرکز بر مسئله‌ی صندوق‌های بازنشستگی (به صورت اخص سازمان تأمین اجتماعی) سعی می‌کنیم نشان دهیم برخلاف ادعاهای بوروکراتیک، گره‌گاه و علت اصلی مسئله‌ی بیمه‌های اجتماعی در ایرانِ امروز، نمی‌تواند قابل تقلیل به مشکلاتی نظیرِ «بدهی‌های دولت به صندوق‌ها»، «مسائل پارامتریک و پیر شدن جمعیت»، «بیمه‌گریزی کارگران و کارفرمایان»، «عدم توازن در منابع و مصارف سازمانی»، «مدیریت غلط سازمان‌های بیمه‌گر در برخی مقاطع توسط برخی افرادِ منتسب به بعضی دولت‌ها»، «کندی رشد اقتصادی»، «بهره‌وری سازمانی ناکافی»، «مدیریت غلط سرمایه‌گذاری‌ها» و مسائلی از این دست باشد. به نظر می‌رسد علت اصلیِ به وجود آمدن مسئله‌ی صندوق‌ها، تضعیفِ نظام‌مند حقوق کار، سرکوب دستمزدهای کارگران در ادوار طولانیِ پس از انقلاب، تضاد میان شعارهای عدالت‌خواهانه‌ی حاکمیت پساانقلابی با عملکرد بازارگرایانه‌ی آن و نهایتاً اشتیاقِ ایدئولوژیکِ بوروکراسی حاکم برای نئولیبرالیزه کردن تمام وجوه و ابعاد حیاتِ جمعی است. [...]

 لایحه علیه قانون / فرشاد اسماعیلی

0 Comments

دولت در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری لایحه اصلاح قانون کار را از مجلس مسترد کرد، اما این استرداد موقت خاتمه‌ی دست‌اندازی به قانون کار نبود و مجدداً پس از فروکش کردن فضای انتخاباتی و مستقر شدن دولت دوازدهم، به بهانه‌ی رفع ایرادها و اشکالات، لایحه را به شورای عالی کار ارجاع دادند؛ و اعلام شد پس از رفع نواقص و جلب نظر طرف‌های ذی‌نفع در این قانون لایحه پس از تأیید نهایی در دولت باز به مجلس ارسال می‌شود. از آن‌جا که ذی‌نفعانِ تاریخی تغییر قانون کار فعلی، دست از سر این قانون برنخواهند داشت، ضرروت خوانش تاریخی ماده به ماده‌ی لایحه‌ی حاضر در راستای «افشاگری» نگاه راستِ حقوق خصوصی‌گرا به قانون کاری که باید ذیل حقوق عمومی باشد، برای حفظ منافع کارگران ضرورتی تاریخی می‌یابد. این مقاله به دنیال این است که از دست‌درازی به قانون کار بگوید، به دنبال این است دستِ راست‌گرایان را در هدف تغییر در همه‌ی مفاهیم، نهاد‌ها، مکانیسم‌ها و ترکیب‌های قانون کار رو کند و دست آخر، نشان بدهد در حوزه‌های مختلف و متعدد روابط کار، چه‌گونه شماری از کارگزاران راست‌گرا به دنبال این هستند «قانون کار» را به «قرارداد کار» تبدیل کنند. [...]

 چشم‌اندازهای خیزش اعتراضی کنونی

0 Comments

توسعه‌ی سریع حرکت‌ها و خیزش‌های اعتراضی جاری طی پنج روز در بخش اعظمی از کشور، ناظران و حتی کنشگران این اعتراضات را حیرت‌زده کرده است. تاکنون برخی گمان‌ها در مورد زمینه‌ها و عوامل بروز این ناآرامی‌ها مطرح شده است. به نظر می‌رسد در این گمان‌زنی‌ها از سویی شاهد خوش‌بینی مفرطِ تحول‌خواهان درباره‌ی پی‌آمدهای فوری خیزش کنونی و از سوی دیگر برداشت توطئه‌اندیشانه‌ی اصلاح‌طلبان و پروپاگاندای رسانه‌ای آنان هستیم که به شکلی کاملاً سازمان‌دهی شده این گمان را ترویج می‌کنند که جناح مقابل برای تضعیف دولت دوازدهم به سازمان‌دهی این اقدامات دست زده؛ برداشتی که بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی بن‌بست سیاسی تمام‌عیار اصلاح‌طلبان و افول حیات سیاسی آنان است. در یادداشت حاضر تلاش می‌شود برخی مضامین اصلی برای شناخت ویژگی‌های خیزش کنونی و راه‌های فرارفتن از آن مطرح شوند؛ با این توضیح که ما در ایران علاوه بر تجربه‌ی انقلاب سال 1357، جنبش‌های دهه‌های متعاقب آن، ازجمله حرکت‌های دانشجویی سال 1378 و نیز جنبش سبز در سال 1388، را پشت سر گذاشته‌ایم و در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که تجربه‌ی «اسقاط النظام» در بهار عربی را با همه‌ی پی‌آمدهای تلخ آن از نزدیک دیده‌ایم، از این رو منطقی است که با نگاهی ریشه‌ای‌تر به تحولات جاری بنگریم. [...]

اقتصاد سیاسی نابرابری درآمدی در ایران / پرویز صداقت

1 Comment

در سال 1357 انقلابی در ایران رخ داد که یکی از هدف‌های اصلی آن، چنان‌که مطرح شده، چنان‌که دیدیم و شاهد بودیم و چنان‌که جوان‌تر‌ها خواندند و شنیدند، عدالت اجتماعی بود. اما امروز پس از گذشت حدود چهار دهه از انقلاب، نه‌تنها گام مؤثری درجهت عدالت اجتماعی برداشته نشده بلکه به‌طور مشخص وضعیت توزیع درآمد به سطوح نابرابر بسیار خطرناک و نگران‌کننده‌ای افزایش پیدا کرده که نشان داده اساساً انقلاب در تحقق این هدف نتوانسته موفق شود. تلاش می‌کنم توضیح بدهم چه عواملی باعث عدم‌تحقق این هدف اعلام‌شده‌ی جنبش‌های مردمی سال 57 بوده. عوامل مؤثر بر این نابرابری درآمدی را ابتدا در سطوح نهادها و ساختارها بررسی می‌کنم و در ادامه در سطوح مرتبط با سیاست‌ها، برنامه‌ها و کل مجموعه راهکارهایی که مدیران اجرایی و قضایی و قانونی در سه دهه‌ی گذشته دنبال کرده‌اند... حاصل آن‌که وضعیت امروز شبیه کلاف سردرگمی شده که مسیر برون‌رفت از این کلیت آسان نیست. برون‌رفت در حقیقت تغییر کلی ساختارها را می‌طلبد و همان‌طور که تجربه‌ی قدرتمندترشدن هر چه بیش‌تر نهادهای فرادولتی در سه دهه‌ی گذشته نشان داده «اصلاحات» از پس آن بر نمی‌آید و بر نخواهد آمد. [...]

نه به طرح کارورزی، آری به تعاونی نیروهای کار / محمد مالجو

0 Comments

مخاطب عرایض من کیست؟ آیا دولت است؟ به‌هیچ‌وجه. دولت در ساختار کنونی عمدتاً نماینده‌ی تمام‌قد منافع و مصالح اقلیتی از اعضای جامعه است و محال است به اختیار خود به سمت تأسیس و توسیع تعاونی‌های نیروهای کار حرکت کند. مخاطب پیشنهادی که این‌جا مطرح می‌شود عمدتاً نیروهای اجتماعی‌اند، از جمله نیروهای کارگری و دانشجویی. امروز شاهد برآمدن انواع عاملیت‌های عمدتاً ناسازنده هستیم. ستیز دولت علیه مردم. منازعه‌ی مردم با مردم. جنگ سرآمدان با فرودستان. نبرد فرودستان با نخبگان. امروز جنگ همه علیه همه را شاهدیم. عاملیت‌ها در بین‌اند اما نه به شیوه‌ای که گره‌گشا باشند. عاملیت‌های بی‌صدایان و محذوفان باید زبانی مشترک یابد و خواسته‌هایی مشترک را وسط بگذارد و در قالب کنش‌های دسته‌جمعی تجلی یابد. در زمینه‌ای که محل بحث‌مان بود اقدام مشترک در قالب فشار بر دولت برای برآوردن مطالبه‌ی مهار بحران بیکاری به‌مدد تعاونی‌های نیروی کار می‌تواند در نقش نوعی نخ تسبیح عمل کند. [...]

کارگران در تله‌ی قانونی / کاظم فرج الهی

0 Comments

وقتی یک تشکل کارگری با اراده‌ی آزاد و مستقل خود کارگران و مطابق با عرف و موازین بین‌المللی در این حوزه برپا می‌شود و شکل می‌گیرد مانند نوزادی است که به دنیا آمده است. اگر برای این نوزاد شناسنامه صادر بشود و یا نشود به هر حال موجود زنده‌ای است که رشد می کند و اگر شرایط و بنیه‌ی خوبی داشته باشد بزرگ می شود و خود معرف نام و نشانش خواهد بود. تشکل‌های کارگری هم که ایجاد می‌شوند آن‌چه به آن‌ها رسمیت و هویت و نام و صلاحیت می‌دهد ساختار درونی دموکراتیک و رشد و پویایی و فعالیت آن‌ها است، نه تکه کاغذی که ممکن است به آن‌ها داده بشود یا نشود. [...]

آموزه‌ی نولیبرال دولت روحانی ایران را به کجا می‌برد؟ / علی فتح‌الله نژاد

2 Comments

بیش از چهار سال قبل، حسن روحانی سوار بر موج کارزاری انتخاباتی برای رفع تنگناهای اقتصادی ایران از طریق تلاش برای برداشتن تحریم‌ها به ریاست جمهوری رسید. با برداشته شدن تحریم‌های مرتبط با برنامه‌ی هسته‌ای، تداوم مشکلات اقتصادی ایران هم به استمرار تحریم‌های یک‌جانبه‌ی ایالات‌متحده که به‌سان مانعی برای مشارکت گسترده‌ی کشورهای اروپایی در اقتصاد ایران عمل می‌کند منتسب شدند و هم به نقش تندروهای ایران در ممانعت از اجرای اصلاحات اقتصادی رئیس‌جمهور. با این حال، این آموزه‌ی اقتصادی شخص روحانی است که سهم به‌سزایی در عدم موفقیت دولتش در بهبود زندگی ایرانیان داشته است. [...]

تهی‌دستان شهری در ایران در آینه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی / محمد مالجو

1 Comment

قصد دارم خیلی فشرده شِمای مفهومي عامي را معرفی کنم براي تقسيم‌بندي انواع پژوهش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري، آن‌هم با دو هدف اصلي که توأمان دنبال‌شان می‌کنم: یکم، صورت‌بندي اصلي‌ترين پرسش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهری؛ دوم، مساحي‌كردن گستره‌ی دانسته‌ها و نادانسته‌هامان درباره‌ی جنبه‌هاي گوناگون حيات تهی‌دستان شهری در ايران. برای تحقق اين منظور نیز چهار سطحِ درهم‌تنیده از مطالعه درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري را در قالب چارچوبي مفهومي پیش می‌کشم که از برخی آثار تاريخ‌نگارانه و نظري ‌ادوارد پالمر تامپسون استخراج‌‌شان کرده‌ام. اول، سطح هستی طبقاتی تهی‌دستان شهری که مطالعه‌اش بر عهده‌ی اقتصاد سیاسی قرار دارد. دوم، سطح تجربه‌ی زيسته‌ی طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی جامعه‌شناسي است. سوم، سطح گرايش‌هاي طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی مطالعات فرهنگي است. چهارم نیز سطح كنش دسته‌جمعي يا انفرادي طبقاتيِ تهي‌دستان شهري که مطالعه‌اش بر عهده‌ی علم سياست است. ملاحظه خواهید کرد که تکیه‌ام عمدتاً بر عامل تعيين‌كننده‌ی طبقه است، اما به سایر عوامل تأثيرگذار از جمله جنسيت و قوميت نیز اشاره خواهم کرد که  بررسی‌شان عمدتاً بر عهده‌ی مطالعات جنسیتی و مطالعات قومیتی است. نسبت این هفت شاخه در حوزه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی با تاریخ‌نگاری تهی‌دستان شهری نیز آخرین فقره از بحث خواهد بود. سرانجام در آینه‌ی این هشت حوزه‌ی فکری می‌کوشم عیار اندیشه‌ی اجتماعی در ایران در زمینه‌ی مطالعات تهی‌دستان شهری را اجمالاً بسنجم. [...]

«بورژوازی اسلامی» و اقتصاد سیاسی روحانیت شیعه / حسن آزاد

0 Comments

اگر قرار است واقعیت‌های عینی را با ابعاد بسیار و غنی درنظر بگیریم، آیا بهتر نیست که نخست، از مفاهیمی استفاده کنیم که ویژگی این واقعیت تاریخی را برجسته می‌کند، و سپس در تکمیل این ویژگی، با افزودن تعین‌هایی که بیان‌گر جنبه‌های گوناگون آن است. پناه بردن به یک متاتئوری حرکتی معکوس است، یعنی توصیف واقعیت‌های تاریخی پُرجنبه با مفاهیمی مجردتر، فراگیرتر و فراتاریخی‌تر که تمایز و ویژگی واقعیت‌های گوناگون تاریخی را در خود حل و همسان می‌کند و از تعین‌های متعددی که بیان‌گر تنوع واقعیت‌های تاریخی است، می‌گریزد. [...]

تهران، مسأله اقتصاد سیاسی است / پرویز صداقت 

0 Comments

تهرانِ امروز در وضعیت بحرانی است. از هر منظر به تهران نگاه کنیم شاهد بحران هستیم: از منظر مدیریت منابع و مصارف بودجه، شاهد یک بحران حاد مالی و کسری بودجه بالغ بر 30 درصدی در مدیریت شهری تهران هستیم، از منظر محیط زیست، بحران ناشی از بهداشت محیط و بحران حاد زیست محیطی را در تهران می‌بینیم، از منظر حمل‌ونقل شهری بحران حاد مربوط به آمدوشد و ترافیک در تهران را می‌بینیم، از منظر وضعیت فقر و قطبی‌شدن طبقاتی و همچنین از منظر آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های حادی را در تهران امروز شاهدیم. [...]

اثر مشروطه‌ستیزی بر نظام اقتصادی در ایران امروز / محمد مالجو

0 Comments

الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت در عرصه‌ی سیاست ایران گرچه یگانه عامل بروز سه بحران پیش‌گفته و ازاین‌رو یگانه عامل اصلی‌ترین خاص‌بودگی‌ اقتصاد ایران نیست، اما مهم‌ترین عامل سیاسی تشدیدشان است. اهمیت این بحث در این است که اگر در شرایط کنونی به گرایش‌های قوه‌ی مجریه یا نیروهای به‌اصطلاح تحول‌خواه در درون حکومت نگاه کنیم، می‌بینیم دو گرایش اصلی به‌طور توأمان میان همین نیروهای واحد فعال است: یک گرایش در حوزه‌ی سیاسی و یک گرایش در حوزه‌ی اقتصادی. در حوزه‌ی سیاسی شاهدیم نیروهای تحول‌خواهِ درون حکومت عملاً الگوی تمنای نافرجام از بالا و وعده‌های توخالی‌دادن به پایین را که شکل ازریخت‌افتاده‌ی آرمان مشروطه است جایگزین الگوی فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا کرده‌اند و الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت سیاسی را عملاً پذیرفته‌اند. در حوزه‌ی اقتصادی اما همین نیروها استقرار و برقراری نوعی نظام بازار آزاد یا، به زبان دیگر، نوعی نظام سرمایه‌داری متعارف را طلب می‌کنند. اگر استدلالی که در این جلسه صورت‌بندی کردم بی‌اساس نباشد، می‌توان نتیجه گرفت که این دو گرایش در حوزه‌ی سیاست و حوزه‌ی اقتصاد به لحاظ ساختاری با هم تناقض دارند و تحقق همزمان‌شان به لحاظ ساختاری اصولاً امری ممتنع است. [...]

حق به شهر، به‌مثابه دالّ فراگیر / پرویز صداقت

0 Comments

امروز، طلب حق به شهر مطالبه‌ای برای تأثیرگذاری در لحظه‌ی کنونی به‌مثابه تاریخ است. این حق تنها حق مطالبه‌گری برای زندگی روزمره‌ی شهری نیست، که بنای یک‌سر متفاوت جهانی دیگرگون را در دستور دارد. از این روست که هم یک نیاز امروز و هم یک پروژه‌ی اتوپیایی همیشگی است. حق به شهر در دو بُعد اهمیت دارد: از سویی مطالبه و ضرورت و نیازی است برای بازتولید اجتماعی و کالبدی در شهر و از سوی دیگر یک پروژه و یک مطالبه‌ی جمعی برای شهری جدید است که تبیین‌کننده‌ی حق برخورداری از چیزی است که وجود ندارد: حق به جهانی دیگرگون. [...]