برچسب‌ها: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران

تهران، مسأله اقتصاد سیاسی است / پرویز صداقت 

تهرانِ امروز در وضعیت بحرانی است. از هر منظر به تهران نگاه کنیم شاهد بحران هستیم: از منظر مدیریت منابع و مصارف بودجه، شاهد یک بحران حاد مالی و کسری بودجه بالغ بر 30 درصدی در مدیریت شهری تهران هستیم، از منظر محیط زیست، بحران ناشی از بهداشت محیط و بحران حاد زیست محیطی را در تهران می‌بینیم، از منظر حمل‌ونقل شهری بحران حاد مربوط به آمدوشد و ترافیک در تهران را می‌بینیم، از منظر وضعیت فقر و قطبی‌شدن طبقاتی و همچنین از منظر آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های حادی را در تهران امروز شاهدیم.

اثر مشروطه‌ستیزی بر نظام اقتصادی در ایران امروز / محمد مالجو

الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت در عرصه‌ی سیاست ایران گرچه یگانه عامل بروز سه بحران پیش‌گفته و ازاین‌رو یگانه عامل اصلی‌ترین خاص‌بودگی‌ اقتصاد ایران نیست، اما مهم‌ترین عامل سیاسی تشدیدشان است. اهمیت این بحث در این است که اگر در شرایط کنونی به گرایش‌های قوه‌ی مجریه یا نیروهای به‌اصطلاح تحول‌خواه در درون حکومت نگاه کنیم، می‌بینیم دو گرایش اصلی به‌طور توأمان میان همین نیروهای واحد فعال است: یک گرایش در حوزه‌ی سیاسی و یک گرایش در حوزه‌ی اقتصادی. در حوزه‌ی سیاسی شاهدیم نیروهای تحول‌خواهِ درون حکومت عملاً الگوی تمنای نافرجام از بالا و وعده‌های توخالی‌دادن به پایین را که شکل ازریخت‌افتاده‌ی آرمان مشروطه است جایگزین الگوی فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا کرده‌اند و الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت سیاسی را عملاً پذیرفته‌اند. در حوزه‌ی اقتصادی اما همین نیروها استقرار و برقراری نوعی نظام بازار آزاد یا، به زبان دیگر، نوعی نظام سرمایه‌داری متعارف را طلب می‌کنند. اگر استدلالی که در این جلسه صورت‌بندی کردم بی‌اساس نباشد، می‌توان نتیجه گرفت که این دو گرایش در حوزه‌ی سیاست و حوزه‌ی اقتصاد به لحاظ ساختاری با هم تناقض دارند و تحقق همزمان‌شان به لحاظ ساختاری اصولاً امری ممتنع است.

حق به شهر، به‌مثابه دالّ فراگیر / پرویز صداقت

امروز، طلب حق به شهر مطالبه‌ای برای تأثیرگذاری در لحظه‌ی کنونی به‌مثابه تاریخ است. این حق تنها حق مطالبه‌گری برای زندگی روزمره‌ی شهری نیست، که بنای یک‌سر متفاوت جهانی دیگرگون را در دستور دارد. از این روست که هم یک نیاز امروز و هم یک پروژه‌ی اتوپیایی همیشگی است. حق به شهر در دو بُعد اهمیت دارد: از سویی مطالبه و ضرورت و نیازی است برای بازتولید اجتماعی و کالبدی در شهر و از سوی دیگر یک پروژه و یک مطالبه‌ی جمعی برای شهری جدید است که تبیین‌کننده‌ی حق برخورداری از چیزی است که وجود ندارد: حق به جهانی دیگرگون.

گشایش یا انسداد سیاسی؟ / پرویز صداقت

برخلاف آن‌چه در بدو امر به نظر می‌رسد آرایش سیاسی موجود نه نشانه‌ی گشایش که حاکی از یک انسداد ساختاری بین دو جناح محافظه‌کار و میانه‌رو است. این دو هیچ‌کدام راهی برای چالش‌های بنیادی موجود در اقتصاد سیاسی ایران ندارند. تنها راه برون‌رفت، توسعه‌ی نهادهای جامعه‌ی مدنی، تشکل‌های مستقل، رسانه‌های مستقل است برای این که بتوانیم در فضای دوقطبی موجود صدای سومی ایجاد کنیم، صدایی که شنیده بشود و بتواند در عرصه‌ی جامعه‌ی مدنی خواسته‌های خودش را پیش ببرد.

تدبیر اعتدالی در برابر بحران‌های اقتصاد سیاسی ایران / محمد مالجو

مشخصاً می‌خواهم به سه پرسش پاسخ گویم. یکم، اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی در ایران امروز کدام‌اند؟ دوم، ماهیت تدبیر دولت یازدهم در مهار اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی در ایران چیست؟ سوم، چه نوع ارزیابی از درجه‌ی کامیابی یا ناکامی دولت یازدهم در مهار اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی می‌توان به دست داد؟

بحران انباشت و انباشت بحران در ایران / پرویز صداقت

نرخ رشد اقتصاد ایران می‌تواند به تبع برخی عوامل مانند افزایش و کاهش بهای نفت و سیاست‌های انقباضی یا انبساطی دولت اندکی افزایش یا کاهش یابد، اما با ترتیبات نهادی موجود این اقتصاد قادر به حل بحران‌هایش نیست و صرفاً قادر به ادامه‌ی حرکت در مدار بحران است. سیاست‌های دولت در برابر بحران‌های جاری خود سیاست‌هایی بحران‌زاست. در قبال بحران بخش مالی دولت سیاست نادیده گرفتن بحران و نیز انتقال زیان‌های بخش مالی به عموم را دنبال می‌کند که خود بحران‌های دیگر مانند بحران تحقق و بحران شکاف طبقاتی را تشدید می‌کند. در برابر بحران محیط زیست نه‌تنها هیچ برنامه‌ی نظام‌مندی وجود ندارد بلکه با تأکید و تمرکز بر تحریک انباشت سرمایه روند اضمحلال محیط زیست را کم‌وبیش استمرار می‌بخشد. در برابر بحران تقاضای مؤثر صرفاً سیاست تحریک تقاضا به مدد ابزارهای اعتباری را دنبال می‌کند. در حالی‌ که خود مجموعه نهادهای مالی که قرار است بستر نهادین اجرای سیاست‌های تحریک تقاضا به مدد اعتبار باشد دچار بحران جدی است و علاوه بر آن منابع بخش عمومی برای تحریک تقاضا به مدد تزریق وجوه ناچیز است. تحریک تقاضا به مدد ابزارهای اعتباری در بهترین حالت تنها می‌تواند بحران تحقق را از دورپیمایی سرمایه‌ی تجاری خارج کند و به بحران بخش مالی دامن می‌زند. در نهایت برون‌رفت از بحران بازتولید گسترده نیز مستلزم آرایش دیگرگونه‌ی نهادی در ساختار سیاسی است که اساساً در توان دولت نیست.

دستفروشان و «کارآفرینان» / پرویز صداقت

/ اقتصاد سیاسی دستفروشی در ایران معاصر / در بحث حاضر درصدد طرح و تشریح مختصر دو مسئله هستم:[1] نخست، پدیده‌ای به نام دستفروشان یا به طور عام‌تر تهی‌دستان شهری و طیف گسترده‌ی اقشاری که اصطلاحاً مادون طبقه[2] نامیده می‌شوند، همان طردشدگان اجتماعی، حاصل چه مجموعه سیاست‌های اقتصادی در سه دهه‌ی اخیر بوده‌اند. موضوع دوم… ادامهٔ مطلب ›

طبقه‌ی کارگر ایران و دوران فرسایش طبقه‌ی متوسط جدید / پرویز صداقت

     پرسشی که در بحث حاضر درصدد پاسخ‌گویی به آن هستم[1] جایگاه طبقه‌ی متوسط جدید در پروژه‌ی سیاسی طبقه‌ی کارگر ایران در دوران کنونی است. به این منظور، تکوین و تطور طبقه‌ی متوسط جدید در حدود یک قرن اخیر را به‌اختصار مورد بررسی قرار می‌دهم تا تصویری انضمامی از وضعیت کنونی این طبقه به دست… ادامهٔ مطلب ›

اتفاق خودش نمی‌افتد / پرویز صداقت

/ تأملاتی درباره‌ی سیاست‌ورزی انتخاباتی/   (1) در تاریخ یکم تیرماه 1394 قانون اصلاح مواد یکم، ششم و هفتم قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (44) قانون اساسی در پی تصویب مجلس شورای اسلامی به تأیید شورای نگهبان رسید و برای اجرا ابلاغ شد.(1) توجه به قانون مصوب و سرنوشت اجرای آن پس از گذشت 9… ادامهٔ مطلب ›

اقتصاد سیاسی «بیماری ایرانی»: درآمدی بر شیوه‌ی هماهنگی ویرانگر / مهرداد وهابی

هدف مقاله‌ی کنونی معرفی نوع جدیدی از شیوه‌ی هماهنگی اقتصاد است که از آن با عنوان «شیوه‌ی هماهنگی ویرانگر» یاد خواهم کرد. هماهنگی ویرانگر Destructive Coordination شکلی از ادغام اجتماعی مبتنی بر شانتاژ، تهدید، مرعوب‌سازی، تهاجم یا ایجاد مزاحمت و خلاصه به‌کارگیری تمامی ابزارهای اعمال فشار و اجبار است. در این نوع هماهنگی، منابع و… ادامهٔ مطلب ›

پروژه‌ی اقتصاد سیاسی دولت یازدهم در بوته‌ی نقد / محمد مالجو

/ متن ویراسته‌ی سخنرانی با عنوان «مناسبات طبقاتی سرمایه‌داری بدون تولید سرمایه‌دارانه» در مؤسسه‌ی پرسش به تاریخ نهم مهر ماه 1394/ آیا سپردن نقش پیشگام به بورژوازی برای مبادرت به انقلاب تولیدی در ایران امروز می‌تواند مؤدی به تحول اقتصادی و سیاسی باشد؟ اگرپاسخ به این پرسش اهمیت دارد گمانم به این دلیل است که… ادامهٔ مطلب ›

ایدئولوژی برنامه‌های توسعه در ایران و سرنوشت و رسالت طبقه‌ی کارگر / پرویز صداقت

موضوع بحث حاضر بررسی تأثیر برنامه‌های توسعه‌ی بعد از انقلاب در وضعیت طبقه‌ی کارگر و دستمزدبگیران و نیز پی‌آمدهای آن در نقشی است که این طبقه به‌عنوان سوژه‌ی تغییر اجتماعی می‌توانسته ایفا کند.* چنان‌که می‌دانیم، در نخستین دهه‌ی بعد از انقلاب، بحران استقرار دولت پساانقلابی، تمامی برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی را متأثر از خود ساخت و… ادامهٔ مطلب ›