نقد اقتصاد سیاسی

برچسب: اکوسوسیالیسم

بسط تفکر اکولوژیک کارل مارکس / کان کنگال / ترجمه‌ی محمدرضا جعفری

پرونده‌ای در معرفی و بررسی کتاب «اکوسوسیالیسمِ کارل مارکس: سرمایه، طبیعت و نقد ناتمام اقتصاد سیاسی» نوشته‌ی کوهی سایتو
(4)

ابعاد تفکر زیست‌محیطی کارل مارکس / پل برکت / ترجمه‌ی محمدرضا جعفری

پرونده‌ای در معرفی و بررسی کتاب «اکوسوسیالیسمِ کارل مارکس: سرمایه، طبیعت و نقد ناتمام اقتصاد سیاسی» – بخش دوم
علاقه‌ی مارکس به علوم طبیعی انحرافی بازی‌گوشانه در مسیر کار اصلی او در تکمیل سرمایه نیست بلکه برعکس، مارکس هرچه پیش‌تر می‌رفت تأکید و توجه انتقادی‌اش بر ناپایداری اجتماعی و اکولوژیکی جامعه‌ای که تحت تسلط مناسبات شیءواره‌ی کارِ مزدی، پول و مبادلات بازار قرار گرفته، بیش‌تر می‌شد.

سوسیالیسم در قرن بیست‌ویکم/ کامران نیری

چرا به سوسیالیسم نیاز است و برخی ویژگی‌های بارز آن:
در این جستار، ویژگی‌های بارز سوسیالیسم‌های قرون 19 و 20 را به‌طور انتقادی بیان می‌کنم تا آنچه را که به نظرم ویژگی‌های بارز سوسیالیسم بوم‌شناختی قرن بیست‌ویکم است، در بخش پایانی ترسیم کنم.

بحران تمدن و چگونگی حل آن: مقدمه‌ای بر سوسیالیسم زیست‌بوم‌محور / کامران نیری / ترجمه‌ی هومن کاسبی

ما با بحران تمدن روبرو هستیم؛ نه صرفاً بحران سرمایه‌داری، آن گونه كه از سوی جنبش سوسیالیستی معمولاً اعلام می‌شود، یا بحران جوامع صنعتی كه اندیشمندان و فعالان سبز اعلام کرده‌اند. بحرانی که با آن مواجهیم، بحران در شیوه‌ی زندگی ما است که توسط اقتصاد جهانی سرمایه‌داری صنعتی صورت‌بندی می‌شود. به ویژه استدلال خواهم کرد که ما با بحران در تمدن سرمایه‌داری صنعتی انسان‌محور روبرو هستیم؛ و برای غلبه بر آن، باید در جهت سوسیالیسم زیست‌بوم‌محور از آن فراتر برویم.

اکوسوسیالیسم از والتر بنیامین تا هوگو بلانکو / میشل لووی / ترجمه‌ی محمدرضا جعفری

اکوسوسیالیسم گرایشی است سیاسی مبتنی بر یک بینش ذاتی: حفظِ تعادلِ بوم‌شناختیِ (اکولوژیکی) کره‌ی زمین و بنابراین حفظِ محیطِ زیستِ مناسب و مطلوب برای گونه‌های زنده، از جمله خودِ ما، با منطقِ توسعه‌طلب و مخربِ نظامِ سرمایه‌داری سازگاری ندارد. پی‌جوییِ رشد در کوتاه‌مدت زیر سایه‌ی همایونی سرمایه– در دهه‌های آینده- منجر به یک فاجعه‌ی بی‌مثال در تاریخ انسانی خواهد شد: گرمایشِ جهانی.

رد عنصر فلسفی مارکس در اکوسوسیالیسم / رون کِلچ / ترجمه‌ی س. صالحی

… اگر به‌طور دقیق‌تری به تعریف کار ازخودبیگانه بنگریم، به کشف مهمی دست ‌می‌یابیم: چیزی که در اینجا توصیف شده، فقط یک موضوع صرفاً اقتصادی نیست، [بلکه] ازخودبیگانگی انسان، فروکاهی زندگی، تباهی و از دست رفتن واقعیت انسانی است… در برآمدی از ایده‌ی ذات انسان و تحقق‌یابی آن، که مارکس و در جدل با هگل مطرح کرد و بسط داد، یک فاکت ساده‌ی اقتصادی به عنوان تباهی ذات انسان و ازدست رفتن واقعیت انسانی بروز می‌یابد.