برچسب‌ها: فاطمه صادقی

رقص انقلاب / فاطمه صادقی

/ یادداشت‌های سفر به کوبا / زیبایی کوبا نفس‌گیر است. ظاهراً کریستف کلمب یک‌بار گفته بود: «از سرزمین کوبا زیباتر هرگز چشم بشر ندیده است.» اگر نبود کنفرانس سالانه‌ی انسان‌شناسی و سخاوتِ دوستی که مرا به این سفر مهمان کرد، بعید بود بتوانم زیبایی‌ها و البته زشتی‌های این جهانِ کارائیبیِ محصور در سوسیالیسمی فرسوده را از نزدیک تجربه کنم.

برای این که ذهنم را سامان بدهم، سعی کردم چند سؤال را طرح کنم و تا حد ممکن به آنها پاسخ دهم: انقلاب برای کوباییان امروز چه معنایی دارد؟ آیا آنها از انقلاب‌شان خوشحال‌اند؟ آیا انقلاب‌شان زنده است یا مرده؟ بزرگ‌ترین دست‌آورد انقلاب برای آنها چه بوده؟ نسل‌های جدید در مورد انقلاب و وضع امروزیِ خود چه فکر می‌کنند؟ برای یک ناظر بیرونی، بزرگ‌ترین دست‌آوردها کدام‌اند؟

تولید اقتصادی بر ضد بازتولید اجتماعی / فاطمه صادقی

در دهه‌ی اخیر،… نه‌تنها روندها برای زنان و سایر گروه‌های اجتماعی تبعیض­‌آمیزتر از گذشته شد، بلکه بازتولید اجتماعی نیز به‌جد به خطر افتاد.
به نظر می‌رسد در شرایط فعلی هیچ‌یک از احزاب و جناح‌­های سیاسی خطر زوال بازتولید اجتماعی را جدی نگرفته‌اند. به همین منوال، سیاست‌های دستوری از بالا نیز به عوض حل مشکل، بر وخامت اوضاع افزوده است… همچنین به موازات بدترشدن وضع معیشتی طبقات غیررژیم، روندهای حاکمیتی هم فربه‌تر می­‌شوند. در نتیجه، درحالی‌که بلندگوهای تبلیغاتی به نحوی تصنعی در ستایش از اخلاق، کمک به نوع‌دوستی، دستگیری از فقرا، رسیدگی به سال‌مندان و جز آنها داد سخن می­‌دهند، مناسبات اجتماعی به‌طور فزاینده کالایی‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی تنها خود زنان‌اند که می‌کوشند به هر نحوی مانع از نابودی بازتولید اجتماعی شوند. حرکت دختران خیابان انقلاب و چالش آن‌ها با پوششی که هدف آن جنسی‌کردن و کالایی‌کردن تن زن است، یکی از مهم‌ترین این ابتکارات است. این ابتکار و اعتراضات دی ماه هر دو از بستری واحد برمی‌خیزند و ریشه در تبعیض‌های واحد دارند… در حرکت به‌غایت مسالمت‌آمیزِ دختران خیابان انقلاب، شجاعت به‌مثابه یک فضیلت مدنیِ بی‌پیرایه و ناب، تنِ غیرجنسیِ زنانه را در تقابل با قلمرو عمومیِ مردانه، مملو از ریاکاری و آماس­‌کرده از مناسبات خشک و کالاییِ تولید اقتصادی قرار می‌دهد. با این کار نه‌تنها خانه‌نشین‌کردن زنان بلکه کلیه‌ی مناسبات قدرتی را به چالش می‌گیرد که آن رویه را می‌سازند. ابتکار زنان جوان برای مقابله با تبعیض‌هایی که کمر به نابودی زنان و حیات اجتماعی در کلیت آن بسته شاید آخرین فرصت‌های جامعه‌ای باشد که هر روز از دامنه‌ی انتخاب‌هایش کم می‌شود و زمان برایش به تنگ می‌آید.

صداهایی که شنیده نمی‌شود: ریشه‌های اجتماعی اعتراضات اخیر / فاطمه صادقی

اعتراضات اخیر در ایران بسیاری را در شوک فرو برد. اما نوعاً شاهد آن بودیم که برخی از فعالان سیاسی عمدتاً در میان اصلاح‌طلبان، به جای تلاش برای فهم آنها، به موضع‌گیری در برابر آن‌ها پرداختند و تقبیح‌شان کردند. در این نوشته، تلاش می‌کنم نشان دهم که این اعتراضات، سوای عوامل دیگر، برخاسته از احساس عمیق تبعیض و به‌حال‌خودرهاشدگی جامعه بود که به تضعیف سازوکارهای رفاهی و، در عوض، تشدید سازوکارهای حاکمیتی در سال‌های اخیر ربط وثیق داشت. منظور از سازوکارهای حاکمیتی آن دسته از سیاست‌گذاری‌­ها و نهادهایی‌اند که سه هدف عمده دارند: نخست، اقناع فکری و ایدئولوژیک؛ دوم، نظارت بر شهروندان و رصد فعالیت آن‌ها جهت ایجاد اطاعت و ازبین‌بردن انگیزه و مجال اعتراض؛ و سوم، سرکوب.

حکمرانی و تأسیس‌گرایی: تغییر نظام ریاستی به پارلمانی / فاطمه صادقی

مردم در مقام قدرتِ مؤسس و قانون‌گذار چه تفاوتی با مردم در مقامِ رأی‌­دهنده دارند؟ حکمرانی چه‌گونه مردم را ابتدا به بدنه‌ی رأی­‌دهنده فرومی‌­کاهد و سپس همان‌ها را هم حذف می­‌کند؟ سیاست تغییر نظام ریاستی به پارلمانی چه‌گونه شأنیت قانون اساسی را به عنوان تجلی اراده‌ی مردمی زایل می‌کند؟ تأسیس­‌گرایی چه‌طور می‌­تواند بدیلی در برابر سیاست حاکمانه باشد و به سیاست غیرحاکمانه یا پساحاکمانه منجر شود؟ این‌ها پرسش‌­هایی‌اند که می‌کوشم پاسخ‌شان دهم.

زیست غیررسمی زنان تهی‌دست در ایران / فاطمه صادقی

در این بحث می‌خواهم دو برهان اقامه کنم: یکم، تهی‌دستی نظام‌مند زنان را باید در چارچوب مفهوم زیست غیررسمی بررسید؛ و دوم، این مسأله را باید ذیل حکومت‌مندی نولیبرال تبیین کرد، یعنی نه فقط در رابطه با آزادسازی اقتصادی یا نولیبرالیسم و از جمله عقب‌نشینی دولت از اجرای وظایف رفاهی‌اش، بلکه در ارتباط با پیشروی دولت در مرئی¬کردن و به زیر سیطره درآوردن کلیه‌ی جنبه‌های حیات.
درواقع، استدلال من این است که، در مواجهه با تهی‌دستی، عمده‌ی مشكل را نه در سیاست (politics) بلكه در سیاست‌گذاری (policy-making) می‌بینیم. به تعبیر دیگر، برای تبیین این موضوع بنا ندارم از قلمرو دولت موضوع را تبیین کنم؛ کاری که در بین عالمان علوم اجتماعی و سیاسی بسیار رایج است. بنا دارم از قلمرو دولت بیرون بیایم و از زاویه‌ی دید نادولت به موضوع بنگرم. نتیجه‌ی بحث من این است كه تهی‌دستی و فرودستی آدم‌ها امری طبیعی نیست، بلکه انسان‌ها طی سازوکارهایی تهی‌دست و فرودست می‌شوند. اما این سازوکارها دقیقاً ریشه در ساختاری دارد که بنا دارد، پس از فرودست‌سازی، با آن مقابله کند.

خانواده، جمعیت، و ایده‌­آل زنانگی / فاطمه صادقی

    / تناقضات و ناکارآمدی­‌های سیاست‌­های راهبردی و اجرایی در حوزه‌ی زنان / مقدمه اکنون دو سال از روی کار آمدن دولت یازدهم می‌گذرد. مسائل زنان یکی از پرمناقشه‌­ترین موارد در این دولت بوده است. این مقاله سعی دارد با نگاهی بر رویکردهای دولت و سیاست‌گذاری‌های راهبردی در حوزه‌ی زنان، به این پرسش پاسخ… ادامهٔ مطلب ›

کارآگاه، چونان نقشه‌نگار قدرت / ابراهیم محمودی

 / شرحی بر کتاب «کشف حجاب: بازخوانی یک مداخله‌ی مدرن» /   «همه جا قصه‌ی دیوانگی مجنون است هیچ‌کس را خبری نیست که لیلی چون است» مهستی گنجوی   «تاریخ صرفاً نوعی علم نیست بلکه همچنین به مفهومی ناچیز، شکلی از به یادآوردن است.» (والتر بنیامین:120) «کنار نهادن چادر و با لباس بیرون آمدن برایشان… ادامهٔ مطلب ›