برچسب: فمینیسم

چپ، مسئله‌ی زن و «روایت تجاوز» / مهدیس صادقی پویا

همواره یکی از انتقادات وارد به بدنه احزاب و گروه‌های چپ‌گرا نوعی زن‌ستیزی کهنه و قدیمی بسیار رایج بوده است. در آغاز قرن بیست و یکم، چپ مترقی تلاش می‌کند تا ساختار و دلایل وجودی آن را شناسایی کرده و در بدنه‌ی حزبی جدید مانع شکل‌گیری و ریشه‌دوانی آن شود. در صورت حصول چنین شرایطی می‌توان به گره زدن مطالبات زنان به مطالبات دموکراتیک و سوسیالیستی امیدوار شد و از آن سخن گفت.

مبارزه‌ی دیرپای زنان برای تعریف تجاوز جنسی / استل فریدمن / ترجمه‌ی شیرین کریمی

«تعریف تجاوز جنسی» و ابهام در تعریف آن یکی از عوامل سکوت و گزارش‌ندادن تجاوز به مراجع قانونی است. در موضع‌گیری‌های افراد در مورد روایت‌های منتشرشده از تجاوز جنسی می‌بینیم که سردرگمیِ تعریفی بسیاری از افراد را از بیان تجربه‌شان منصرف می‌کند و بسیاری از روایت‌ها را در نظر مردم کم‌اهمیت‌تر از آنچه هست جلوه می‌دهد.

مهاجرت اقتصادی زنانه / مهدیس صادقی پویا

سهم‌یابی زنان از بازار کار جهانی یا تمرین ایدئولوژیک جنسیت:
به نظر می‌رسد دست‌وپنجه نرم کردن با جنسیتی بودن مشاغل، دیگر نه‌تنها زاییده‌ی نوعی ستم جنسی و جنسیتی به دلایل مختلف است، بلکه با تغییر شکل و وارونه‌سازی امیال و خواسته‌های انسانی، به نظامی هدفمند و ازپیش تعیین‌شده، تبدیل شده است. نوعی صورت‌بندی ایدئولوژیک که قرار است با تغییر شرایط طبقه‌ها، زنان را در کاست‌های آیین‌مند و ذات‌گرایانه‌ی غیر قابل‌خروج نگه داشته و بیشتر مورد استثمار قرار دهد.

ازدواج ناکام مارکسیسم و فمینیسم: به‌سوی وصلتی پیشروتر / هایدی آی. هارتمن / ترجمه‌ی پریا رحیمی

این مقاله مدعی است پیوند میان مارکسیسم و فمینیسم در همه‌ی اشکالی که تا به حال به خود گرفته، پیوندی نابرابر بوده است. روش مارکسیستی و تحلیل فمینیستی هر دو برای فهم جوامع سرمایه‌داری و جایگاه زنان در این جوامع ضروری هستند اما در واقع فمینیسم به‌تدریج در فرع قرار گرفته است. مقاله‌ی حاضر آثار فمینیست‌های رادیکال و مارکسیست‌ها در باب «مسئله‌ی زنان» را به چالش می‌کشد، و ترکیب پدرسالاری و سرمایه‌داری را در تحلیل ضروری می‌داند.

درآمدی هستی‌شناسانه بر هم‌پیوندیِ جنبش زنان و جنبش کارگری / نرگس ایمانی

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
مسئله‌ی این نوشتار به‌هیچ‌روی، اولویت‌­بندی مصادیقِ آزادی­خواهی و مطالبه‌­گری زنان نیست. این درست همان اشتباهی است که در مقاطعی از تاریخ معاصرِ ما رخ داده و مطالبات زنان با ادعای بی‌­اهمیت‌­بودنِ آن‌­ها در این برهه‌ی ویژه‌ی تاریخی، به دست فراموشی و به سکوت سپرده شده است. مسئله‌ی نوشتار حاضر از یک سو، تلاش برای پیونددهی و بدین واسطه توان‌ا­فزاییِ جریا‌ن­‌های اعتراضیِ سا‌ل‌­های اخیر، و ممانعت از توان‌فرساییِ ناشی از مبارزات درون­‌طبقاتیِ میان مردان و زنان است. و از سوی دیگر، تلاشی هر چند آغازین برای تأمل‌در‌نفسِ جنبش­‌های اعتراضیِ زنان با اتکا بر معیار انسان‌­شناسیِ سیاسیِ مارکس. چنین تأملی، پیامدهایی چندجانبه­ برای جنبش‌های اعتراضیِ زنان در پی خواهد داشت: نخست آن­‌که، می‌­توان نسبتِ مطالبات زنان را با چنین مقیاس و معیاری سنجید و بدین طریق به نوعی از «توپولوژیِ انتقادیِ» این قبیل مطالبات دست یافت. این امر تأثیرات بهینه‌­ای خواهد داشت در کم‌وکیفِ فرایندهای آگاهی‌­بخشی به زنان، راهکارهای مطالبه‌­گری آنان، و جهت‌­دهی به پژوهش­‌ها و مطالعات چندجانبه در خصوص مسائل‌شان. دوم آن‌­که، پایبندی به چنین معیار سیاسی‌­ـ‌­انتقادی‌­ای مانع از آن خواهد شد که سیاست‌­های اقتصادی و قدرت‌­های امپریالیستیِ جهان، مطالبات زنان را به دستاویزی برای پیشبرد اهداف سودجویانه و قدرت‌­طلبانه‌ی خود بدل سازند.

زنان میان دو تیغه‌ی کار خانگی و کار مزدی / مریم وحیدیان

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
اعضای خانوار، به صورت رایگان عرضه می‌شود و بدون آن سرمایه‌داری در بازتولید نیروی کار درمی‌ماند. کار خانگی، در چارچوب مرکزی نظام حساب‌های ملی، خارج از محدوده‌ی محاسبه‌ی تولید ناخالص داخلی به حساب می‌آید. در نظام حساب‌های ملی در باب دلایل آن به غیربازاری بودن فعالیت‌های خدماتی، دشواری برآوردهای قابل‌قبول از ارزش آن و نیز فایده‌ی اندک محاسبه‌ی آن از نظر اهداف سیاست‌گذاری اقتصادی، تحلیل تعادل و عدم‌تعادل بازارها، تحلیل تورم، اشتغال و غیره اشاره شده است.

سوسیالیسم و امر جنسی / آن اسنیتو، کریستین استنسل و شارون تامپسون / ترجمه‌ی هدی کرمی

به‌مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
آن اسنیتو[1] دهم اوت 2019 از دنیا رفت. به‌پاس یادبود او، در اینجا گزیده‌ای از مقدمه‌ی کتاب قدرت‌های میل: سیاستِ جنسیت[2] را بازنشر می‌کنیم. قدرت‌های میل همچون دیگر آثار اسنیتو، نه‌تنها مطابق معیارهای اوایل دهه‌ی 1980، که با معیارهای امروزی نیز کتابِ شجاعانه‌ای به‌شمار می‌آید.

نظریه‌ی بازتولید اجتماعی: بازگشت به (کدام) مارکس؟ / شیلا مک‌گرگور / ترجمه‌ی نیکزاد زنگنه

هدف کلی این مقاله مرور کلی توسعه‌ی نظریه‌ی بازتولید اجتماعی است که با بررسی اجمالی ظهور تحلیل‌های مارکسیستی درباره‌ی ستم بر زنان آغاز می‌شود که جنبش آزادی‌خواهی زنان در دهه‌ی 1960 محرک آن بود. در ادامه به سهم متمایز فوگل می‌پردازیم و از کتاب مارکسیسم و ستم بر زنان به‌عنوان متن اصلی برای پروراندن لایه‌های نظریه‌ی بازتولید اجتماعی مورد بحث در این مقاله استفاده می‌کنیم. من صورت‌بندی فوگل از ظرفیت‌های بازتولیدی زیست‌شناختی زنان را به چالش می‌کشم و این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا می‌توان آن را برای توضیح ستم بر زنان در همه‌ی جوامع طبقاتی تعمیم داد؟ سپس به پیشرفت‌های اخیر نظریه‌ی بازتولید اجتماعی برمی‌گردیم و کار تیتی باتاچاریا کنش‌گر مارکسیست برجسته در ایالات متحده، اقتباس او از کار مایکل لبوویتز درباره‌ی سرمایه و بسط رویکرد اخیر وی به نژادپرستی را مرور می‌کنیم. استدلال می‌کنم که باتاچاریا تمایل دارد رابطه‌ی بین بهره‌کشی و ستم را محو کند و اهمیت مبارزه در نقطه‌ی تولید –برخلاف جنبش‌های اجتماعی- را تضعیف کند. او هم‌چنین تلاش می‌کند که نژادپرستی را از طریق منشور بازتولید اجتماعی تحلیل کند و این به قیمت نادیده گرفتن سایر رویکردهای مارکسیستی ارزشمند تمام می‌شود.

کار بسیار، فراغت اندک / کارمن تیپل هاپکینز / ترجمه‌ی محمد بیکران بهشت

بازتوليد اجتماعي، مهاجرت، و كار خانگي مزدي در مونترال:
اقتصاد سياسي فمينيستي چشم‌اندازهاي متعددي در اختيار ما گذاشته است كه از منظر آن‌ها مي‌توانيم بازتوليد اجتماعي را تحليل كنيم. كتاب اقتصاد توليد خانگي (١٩٣٤) مارگارت ريد يكي از نخستين مطالعاتي بود كه چشم‌پوشي از كار خانگي بي‌مزد را در گردآوري داده‌هاي آماري مورد نقد قرار داد. كار خانگي بي‌مزد همچنان محملی حیاتی برای کندوکاو فمينيستي در جهت افشاي سركوب زنان در جوامع سرمايه‌داري پدرسالار بوده است. با اين حال مدت‌هاست كه فمينيست‌هاي ماركسيست در مورد چگونگي تحليل جايگاه زنان در سرمايه‌داري، دچار انشقاق شده‌اند، به خصوص در اين مورد كه آيا كار خانگي بي‌مزد در فرايند توليد سرمايه‌دارانه مولد ارزش است يا خير. مارياروزا دالا كوستا، سلما جيمز و سيلويا فدريچي، فمينيست‌هاي ماركسيست اتونوميست، معتقدند كه كار خانگي بي‌مزد داراي ارزش مبادله است، اما مارگارت بنستون، ليزا فوگل، پل اسميت و ديگران با اين ديدگاه مخالف‌اند و اعتقاد دارند كه كار خانگي بي‌مزد صرفاً داراي ارزش مصرفی است. من جانب سنت دوم را مي‌گيرم، اما در عين حال معتقدم فمينيست‌هاي ماركسيست اتونوميست مبناي مهمي را فراهم مي‌كنند كه از طريق آن مي‌توان به ضرورت كار خانگي بي‌مزد براي بازتوليد توان نيروي كار پي برد. در واقع، اتونوميست‌ها از نخستين كساني بودند كه مسأله‌ي كار خانگي بي‌مزد را مطرح كردند، ازاین‌رو براي قدرداني از نقش اين نويسندگان- کنشگران دِين بزرگي بر گردن داريم.

نولیبرالی‌کردن فمینیسم / الیزابت پروگل / ترجمه‌ و تلخیص: نیکزاد زنگنه

در دهه‌های اخیر، جریان غالبی در فمینیسم از پروژه‌ای معطوف به برابری جنسیتی به ابزاری برای تأمین و ترویج منافع اقتصادی شرکت‌های بزرگ و فراملیتی تبدیل شده است. این شرکت‌ها با بهره‌جویی از برخی ایده‌های فمینیستی مسلط تحت عناوین پرطمطراقی مانند توانمندسازی زنان (در قالب مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها CSR)، افراد را در خدمت گسترش شبکه‌های بازاریابی، فروش و کسب سودهای هنگفت قرار دهند. ارزیابی امتیازات و آسیب‌های اجتماعی همدستی این گرایش فمینیستی با نولیبرالیسم شرکتی موضوع اصلی پژوهش حاضر است.

وقتی زن‌کشی جرم نیست / جودیت باتلر / ترجمه‌ی شیرین کریمی

گفت‌وگوی جورج یانسی با جودیت باتلر:
سخن مترجم: چندی پیش آقای شهردار سابق تهران به قتل همسرش با شلیک پنج گلوله اعتراف کرد. اکنون جلسات دادگاه‌ این پرونده در حال برگزاری است، اتفاق هنوز تازه است و ابهام‌ها و حرف و حدیث‌ها بسیار. مسئله اما بر سر کشتن زنان است، چند روز پس از انتشار این خبر شوک‌آور، خبر آمد که «مردی در شیراز همسرش را به ضرب گلوله کشت»، اقتصادآنلاین در خبری دیگر نوشت «خواستگارِ ناکام خانواده‌ی دختر را به گلوله بست» بر اساس متن خبر، منظور از «خانواده‌ی دختر» خودِ دختر، مادرش و خواهرش است! و چند روز پیش فرارو تیتر زد «پدری دخترش را کشت تا سختی نکشد و به بهشت برود!» می‌توان مرور این‌دست تیترهای هولناک اما واقعی را همچنان ادامه داد! پرسش این است که چرا همه چیز طوری بازنمود می‌شود که گویی زن‌کُشی جرم نیست و به یک قول کشتن زنان «راه و رسم جهان است» و به قولی دیگر کشتن زنان «ناشی از احساسات و تعصب شدید است»، در پسِ پشت همه‌ی اینها چه معنایی نهفته است؟

اقتصاد سیاسی بین‌المللی پورنوگرافی / شیلا جفریز / ترجمه‌ی رسول قنبری

صنعت پورنوگرافی، سکوی پرتاب به‌هنجارسازی معاصر صنعت روابط جنسی در غرب است؛ همان جایی که رشد قابل‌توجهی در سراسر این بخش [از صنعت روابط جنسی] آغاز شد. در انقلاب جنسی و ضدفرهنگی دهه‌ی 1970 تحت عنوان «عصیان‌گری» و آزادی‌بخشی از این صنعت دفاع شد، اکنون دیگر به صنعتی بسیار سودآور تبدیل شده است و جریان اصلی درآمد شرکت‌های بزرگ را تأمین می‌کند. پایه و اساس این صنعت، استفاده‌‌ی جنسی از دختران و زنان جوانی است که  بی‌خانمانی و سابقه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی یا  قاچاق انسان، آسیب‌پذیر‌شان کرده است. اما سود این صنعت عاید کسانی نمی‌شود که بیش‌ترین آسیب را از آن می‌بینند. این آسیب‌ها به واسطه‌ی به‌هنجارسازی پورنوگرافی در بین فرهنگ‌های عامیانه از طریق سرگرمی، ورزش، موسیقی و صنایع مد، از دیده‌ها پنهان شده‌اند . پورنوگرافی، صنعت سکس را باب‌روز ساخته است. این صنعت برای استریپ‌کلاب‌ها که با نام «پورنوگرافی زنده» نیز شناخته می‌شود و در نهایت برای فاحشه‌خانه‌ها و دیگر اشکال فحشا مشتری دست‌وپا کرده است. دو برابر شدن درصد مردانی که در 10 سال اخیر در انگلستان از زنان برای فحشا استفاده می‌کنند، به ‌به‌هنجارسازی استثمار جنسی تجاری زنان نسبت داده شده است که به‌واسطه‌ی پورنوگرافی و استریپ‌کلاب‌ها ممکن شده است. در این مبحث، گسترش و جهانی‌سازی این صنعت و آنچه را که در تولید آن دخیل است بررسی خواهم کرد.