آخرین مقاله‌ها

محمد مالجو

حادثه‌دیدگان و فوت‌شدگانِ ناشی از کار در ایران / محمد مالجو

0 Comments

(به مناسبت اول ماه مه، یازدهم اردی‌بهشت، روز جهانی کارگر) صاحبان کسب‌وکار در جامه‌ی بخش‌های خصوصی و دولتی و شبه‌دولتی طی سال‌های اخیر، در شرایطی که امکانات تصاحب به‌مدد سلب‌مالکیت از راه تعدی اقتصادی رو به کاهش گذاشته است، بیش‌از‌پیش با تب‌وتاب فراوان درصدد تشدید نرخ استثمار اقتصادیِ نیروهای کار در محل کار برآمده‌اند. اما گرایش‌شان به تشدید نرخ استثمار اقتصادی در وضعیتی تقویت شده است که، در بحبوحه‌ی مخاطره‌های سیاسیِ تشدید بحران اختلال در بازتولید اجتماعی نیروی کار، ظرفیت‌های تاریخی برای افزایش نرخ استخراج ارزش اضافی مطلق در نظام سرمایه‌دارانه‌ی ایران رو به کاهش گذاشته است، آن‌هم در اثر کسادی اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی و سایر عواملی که اقتصاد ایران را در چنبره‌ی نوعی رکود بی‌انتها به دام انداخته‌اند. ازاین‌رو در چند سال گذشته با امواج جدیدی از دگرگونی‌ها برای استخراج فزاینده‌ترِ ارزش اضافی نسبی در اقتصاد ایران مواجه بوده‌ایم. یکی از مصداق‌های چنین امواج جدیدی عبارت است از کاهش چشمگیر در ایمنی محل کار که به احتمال قوی از کاهش هزینه‌هایی که انواع کارفرمایان باید برای ایمن‌سازی محل کار متقبل شوند سرچشمه می‌گیرد، آن‌هم به قیمت افزایش چشمگیر در نرخ وقوع سوانح شغلی در حین کار. در مقاله‌ی حاضر دو هدف را دنبال می‌کنم. ابتدا همین ادعا را در آینه‌ی آمار رسمی کشور درباره‌ی افزایش نرخ‌های حادثه‌دیدگی و فوت‌شدگی در محل کار مستند می‌کنم و سپس استدلال خواهم کرد که مطالبه‌ی ارتقای ایمنی محل کار گرچه از منظر اصولی در زمره‌ی اصلی‌ترین اولویت‌های نیروهای کار جای دارد اما از منظر سیاسی باید فرعِ بر چهار مطالبه‌ی کلیدی دیگری باشد که در جای خود برمی‌شمرم. [...]

پاسخ به یکی دو نقد / محمد مالجو

8 Comments

/ درباره‌ی «ایرانیان کجا ایستاده‌اند: له یا علیهِ دختران خیابان انقلاب؟» / انتظار می‌رفت آقای دکتر عباس کاظمی با دقت به واژه‌هایی که من استفاده کرده بودم هدفی غیر از آن‌چه را صراحتاً نوشته بودم بارِ نوشته‌ام نمی‌کردند. صدالبته که من  با حجاب اجباری به‌هیچ‌وجه موافق نیستم و با مطالبه‌ی دختران خیابان انقلاب به‌تمامی هم‌دلی دارم اما هدف یادداشت‌ام نه آن‌چه ایشان گفته‌‌اند بلکه چیزی بود که خودم صراحتاً قید کرده بودم، یعنی ارائه‌ی پاسخ به دو پرسشِ مشخص: «مبارزه‌ی مدنی دختران خیابان انقلاب برای الغای حجاب اجباری در چه بافتی از نگرش‌های ایرانیان به مقوله‌ی حجاب اجباری آغاز شده است؟ نگرش چه بخش‌هایی از مردم در چه جغرافیاهایی به چه میزانی له یا علیهِ دختران خیابان انقلاب است؟» رسانه‌های گوناگون از نتایج بررسی من برای توجیهِ حرکت مدنیِ دختران خیابان انقلاب به‌وفور بهره‌ بردند. مفتِ چنگ‌شان! اما موضوع نوشته‌ی آقای کاظمی ظاهراً نه نقد رسانه‌ها بلکه نقد نوشته‌ی من بود. آیا درست است که من نیز متقابلاً ادعا کنم هدفِ نوشته‌ی آقای کاظمی نه چنان که خود گفته‌اند صرفاً «تذکری دوستانه برای دقت در بهره‌بردن از این داده‌ها» بلکه توجیهِ حجاب اجباری در چهار دهه‌ی تاریخ اخیر مملکت‌مان است و ایشان رفیقِ هر چیزِ پیروزند؟ من چنین ادعایی نمی‌کنم. کار من شرح‌دهیِ شکیبانه است نه تهییج‌گریِ‌ بی‌صبرانه. کار آقای کاظمی نیز [...]

ایرانیان کجا ایستاده‌اند: له یا علیهِ دختران خیابان انقلاب؟ / محمد مالجو

6 Comments

مبارزه‌ی مدنی دختران خیابان انقلاب برای الغای حجاب اجباری در چه بافتی از نگرش‌های ایرانیان به مقوله‌ی حجاب اجباری آغاز شده است؟ نگرش چه بخش‌هایی از مردم در چه جغرافیاهایی به چه میزانی له یا علیهِ دختران خیابان انقلاب است؟ برای ارائه‌ی پاسخی تجربی به این پرسش‌ها بر داده‌های حاصل از سومین موج از «پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» که در دفتر طرح‌های ملیِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه شده است[*] تکیه خواهم کرد. داده‌های این طرح در ماه‌های شهریور و مهر سال 1394 جمع‌آوری شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها عبارت بوده است از «پیمایش اجتماعی»، روشی معطوف به کشف و شناسایی ویژگی‌ها و فراوانی و توزیع این ویژگی‌ها و نیز چه‌گونگی روابط متقابل بین متغیرها در یک جامعه‌ی معین. جامعه‌ی آماری عبارت بوده است از مجموعِ افرادِ بالایِ پانزده سالِ خانوارهای شهری و روستاییِ ساکن در 31 استان کشور در زمان اجرای طرح. واحد آماری، در این میان، هر یک از افراد بالای پانزده سالِ خانوارهای شهری و روستایی ساکن در استان هنگام اجرای طرح بوده است و هدف نیز به‌دست‌آوردن برآورد استانی. برای تحقق چنین هدفی از روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای در هر استان استفاده شده است. به علت پراکندگی فراوانِ صفت‌های مطالعه‌شده در هر استان و ازاین‌رو عدم امکان تعمیم نتایج مرکز استان به کل استان، در هر استان اولاً شهر مرکز استان، ثانیاً یک شهر غیرمرکز استان، و ثالثاً دو روستای تابعه‌ی آن شهرستانِ منتخب در نمونه قرار گرفته‌اند. تعداد نمونه 14906 نفر بوده است. [...]

تکوین طبقه‌ی کارگر / محمد مالجو

0 Comments

هم‌دلی تامپسون با تهی‌دستان و فرودستان و دگراندیشان و دگرباشان و آرمان‌هاشان به‌هیچ‌وجه به این‌جا نمی‌رسید که تقدیس‌شان کند. اگر آرمان‌هاشان را والا می‌انگاشت، اما خطاهاشان را هم‌دلانه به تیغ نقد می‌کشید، بس بی‌محابا، بدون واهمه از جزم‌اندیشان. تکریم جان‌های شیفته‌ای که برای تحقق آرمان‌های والا در گذشته‌ها به خاک و خون درغلطیدند در تقدیس‌شان نیست، در شناسایی نقصان‌هاشان و اجتناب از تکرار خطاهاشان در اکنون است. نقد پیش‌گامانی که دردمندانه رزمیدند اما متأسفانه شکست خوردند شرم‌آور نیست. آن‌چه شرم‌آور است تقدیس‌شان و افتادن در دام انواع مقدس‌سازی‌ها است. نیفتادن در این دام البته مستلزمِ روشن‌نگری است؛ به وام از کانت، مستلزم خروج آدمی از نابالغی به تقصیر خویشتن خویش. تاریخ‌نگاری تامپسونی همین را به ما می‌آموزد. [...]

نه به طرح کارورزی، آری به تعاونی نیروهای کار / محمد مالجو

0 Comments

مخاطب عرایض من کیست؟ آیا دولت است؟ به‌هیچ‌وجه. دولت در ساختار کنونی عمدتاً نماینده‌ی تمام‌قد منافع و مصالح اقلیتی از اعضای جامعه است و محال است به اختیار خود به سمت تأسیس و توسیع تعاونی‌های نیروهای کار حرکت کند. مخاطب پیشنهادی که این‌جا مطرح می‌شود عمدتاً نیروهای اجتماعی‌اند، از جمله نیروهای کارگری و دانشجویی. امروز شاهد برآمدن انواع عاملیت‌های عمدتاً ناسازنده هستیم. ستیز دولت علیه مردم. منازعه‌ی مردم با مردم. جنگ سرآمدان با فرودستان. نبرد فرودستان با نخبگان. امروز جنگ همه علیه همه را شاهدیم. عاملیت‌ها در بین‌اند اما نه به شیوه‌ای که گره‌گشا باشند. عاملیت‌های بی‌صدایان و محذوفان باید زبانی مشترک یابد و خواسته‌هایی مشترک را وسط بگذارد و در قالب کنش‌های دسته‌جمعی تجلی یابد. در زمینه‌ای که محل بحث‌مان بود اقدام مشترک در قالب فشار بر دولت برای برآوردن مطالبه‌ی مهار بحران بیکاری به‌مدد تعاونی‌های نیروی کار می‌تواند در نقش نوعی نخ تسبیح عمل کند. [...]

تهی‌دستان شهری در ایران در آینه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی / محمد مالجو

1 Comment

قصد دارم خیلی فشرده شِمای مفهومي عامي را معرفی کنم براي تقسيم‌بندي انواع پژوهش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري، آن‌هم با دو هدف اصلي که توأمان دنبال‌شان می‌کنم: یکم، صورت‌بندي اصلي‌ترين پرسش‌ها درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهری؛ دوم، مساحي‌كردن گستره‌ی دانسته‌ها و نادانسته‌هامان درباره‌ی جنبه‌هاي گوناگون حيات تهی‌دستان شهری در ايران. برای تحقق اين منظور نیز چهار سطحِ درهم‌تنیده از مطالعه درباره‌ی حيات تهي‌دستان شهري را در قالب چارچوبي مفهومي پیش می‌کشم که از برخی آثار تاريخ‌نگارانه و نظري ‌ادوارد پالمر تامپسون استخراج‌‌شان کرده‌ام. اول، سطح هستی طبقاتی تهی‌دستان شهری که مطالعه‌اش بر عهده‌ی اقتصاد سیاسی قرار دارد. دوم، سطح تجربه‌ی زيسته‌ی طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی جامعه‌شناسي است. سوم، سطح گرايش‌هاي طبقاتي تهي‌دستان شهري كه مطالعه‌اش بر عهده‌ی مطالعات فرهنگي است. چهارم نیز سطح كنش دسته‌جمعي يا انفرادي طبقاتيِ تهي‌دستان شهري که مطالعه‌اش بر عهده‌ی علم سياست است. ملاحظه خواهید کرد که تکیه‌ام عمدتاً بر عامل تعيين‌كننده‌ی طبقه است، اما به سایر عوامل تأثيرگذار از جمله جنسيت و قوميت نیز اشاره خواهم کرد که  بررسی‌شان عمدتاً بر عهده‌ی مطالعات جنسیتی و مطالعات قومیتی است. نسبت این هفت شاخه در حوزه‌ی اندیشه‌ی اجتماعی با تاریخ‌نگاری تهی‌دستان شهری نیز آخرین فقره از بحث خواهد بود. سرانجام در آینه‌ی این هشت حوزه‌ی فکری می‌کوشم عیار اندیشه‌ی اجتماعی در ایران در زمینه‌ی مطالعات تهی‌دستان شهری را اجمالاً بسنجم. [...]

اثر مشروطه‌ستیزی بر نظام اقتصادی در ایران امروز / محمد مالجو

0 Comments

الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت در عرصه‌ی سیاست ایران گرچه یگانه عامل بروز سه بحران پیش‌گفته و ازاین‌رو یگانه عامل اصلی‌ترین خاص‌بودگی‌ اقتصاد ایران نیست، اما مهم‌ترین عامل سیاسی تشدیدشان است. اهمیت این بحث در این است که اگر در شرایط کنونی به گرایش‌های قوه‌ی مجریه یا نیروهای به‌اصطلاح تحول‌خواه در درون حکومت نگاه کنیم، می‌بینیم دو گرایش اصلی به‌طور توأمان میان همین نیروهای واحد فعال است: یک گرایش در حوزه‌ی سیاسی و یک گرایش در حوزه‌ی اقتصادی. در حوزه‌ی سیاسی شاهدیم نیروهای تحول‌خواهِ درون حکومت عملاً الگوی تمنای نافرجام از بالا و وعده‌های توخالی‌دادن به پایین را که شکل ازریخت‌افتاده‌ی آرمان مشروطه است جایگزین الگوی فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا کرده‌اند و الگوی مشروطه‌ستیز توزیع قدرت سیاسی را عملاً پذیرفته‌اند. در حوزه‌ی اقتصادی اما همین نیروها استقرار و برقراری نوعی نظام بازار آزاد یا، به زبان دیگر، نوعی نظام سرمایه‌داری متعارف را طلب می‌کنند. اگر استدلالی که در این جلسه صورت‌بندی کردم بی‌اساس نباشد، می‌توان نتیجه گرفت که این دو گرایش در حوزه‌ی سیاست و حوزه‌ی اقتصاد به لحاظ ساختاری با هم تناقض دارند و تحقق همزمان‌شان به لحاظ ساختاری اصولاً امری ممتنع است. [...]

برنده‌ها و بازنده‌های کالایی‌سازی آموزش عالی در ایران چه کسانی‌اند؟ / محمد مالجو

1 Comment

برنده‌ها و بازنده‌های کالایی‌سازی آموزش عالی در ایران چه کسانی‌اند؟ این پرسشی است که می‌کوشم متناسب‌ با وقت محدودی که در این جلسه در اختیار دارم پاسخی اجمالی برایش تدارک ببینم، پاسخی نه تجربی بلکه عمدتاً تجریدی. بحث‌ام را در پنج قسمت سامان خواهم داد. در قسمت اول از رهگذر نگاهی گذرا به معنای کالایی‌سازی آموزش عالی می‌کوشم نوعی پاسخِ اولیه‌ی کلی برای پرسش موردنظرم فراهم بیاورم. در قسمت‌های دوم و سوم تلاش می‌کنم این پاسخ کلی را قدری بشکافم، البته نه در حدی که به سطح تجربی برسم اما به گونه‌ای که قدری از غلظت تجریدی‌اش بکاهم. در قسمت چهارم نیز ارزیابی‌ مختصری از توازن قدرت بین بازنده‌ها و برنده‌های کالایی‌سازی آموزش عالی در شرایط کنونی به ‌دست خواهم داد. نهایتاً در قسمت پنجم هم نوبت جمع‌بندی و نتیجه‌گیری است. [...]

تدبیر اعتدالی در برابر بحران‌های اقتصاد سیاسی ایران / محمد مالجو

0 Comments

مشخصاً می‌خواهم به سه پرسش پاسخ گویم. یکم، اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی در ایران امروز کدام‌اند؟ دوم، ماهیت تدبیر دولت یازدهم در مهار اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی در ایران چیست؟ سوم، چه نوع ارزیابی از درجه‌ی کامیابی یا ناکامی دولت یازدهم در مهار اصلی‌ترین بحران‌های اقتصاد سیاسی می‌توان به دست داد؟ [...]