برچسب‌ها: پرویز صداقت

سقوط ارزش ریال، تا کجا؟ / پرویز صداقت

در پی سقوط ارزش ریال و رشد بهای دلار به ارقام بالای ده‌هزار تومان، بانک مرکزی جمهوری اسلامی در اطلاعیه‌ای افزایش نرخ ارز را «عمدتاً ناشی از توطئه‌ی دشمنان کشور» اعلام کرد. در یادداشت حاضر می‌کوشم به این سؤال پاسخ بدهم که آیا چنان‌که بانک مرکزی اعلام کرده این توطئه‌ی دشمن بوده که شرایط کنونی بازار ارز و تورم افسارگسیخته را در اقتصاد ایران پدید آورده یا خیر وضعیت کنونی بازار ارز حاصل مجموعه سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها در سال‌های پس از انقلاب و به‌طور خاص دولت یازدهم و نیز آرایش طبقاتی حاصل از اجرای بی‌وقفه‌ی سه دهه سیاست نولیبرالی اقتصادی و تقویت بخش مالی خصوصی در بطن یک فساد ساختاری بوده است.

خرده‌بورژوازی و دولت: پایان ماه عسل طولانی / پرویز صداقت

اعتراضات بازار تهران در هفته‌ی نخست تیرماه سال جاری که بلافاصله به بازارهای چند شهر و کلان‌شهر دیگر گسترش یافت نمودی دیگر از تحولاتی است که رشد مناسبات سرمایه‌داری در ایران طی چند دهه‌ی اخیر در صف‌آرایی‌های طبقاتی ایجاد کرده است.
این اعتراض‌ها بازتاب مجموعه‌ی تحولات ساختاری‌تری است که اقتصاد و اجتماع ایران در چند دهه‌ی گذشته از سر گذرانده است. در مقاله‌ی حاضر، به‌طور مختصر به این پرسش پاسخ می‌دهم که ریشه‌ی اصلی این اعتراض‌ها کجاست و چه نسبتی با اعتراض‌های معیشتی ـ زیست‌محیطی ـ سیاسی تهی‌دستان شهری، کارگران و روستاییان و دیگر گروه‌های اجتماعی در ماه‌های اخیر دارد.

نقد بی‌کران مارکس / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی پرویز صداقت

دویست سال پس از تولد مارکس، در بستر آن‌چه «تجدید حیات» مارکس خوانده می‌شود، تأثیر نقد وی از سرمایه اکنون به همان عظمت همیشگی است. نزد آنانی که باور کردند با فروریزی دیوار برلین، حادثه‌ای ناشی از آن‌چه فرانسیس فوکویاما «پایان تاریخ» نامید، مارکسیسم به‌سادگی مرده بود، این تحول بدون تردید خوفناک است… دو سده بعد از تولد مارکس، مبارزه‌ی حقیقی ـ در نظریه و در عمل ـ تازه دارد آغاز می‌شود.

اقتصاد سیاسی نابرابری درآمدی در ایران / پرویز صداقت

در سال 1357 انقلابی در ایران رخ داد که یکی از هدف‌های اصلی آن، چنان‌که مطرح شده، چنان‌که دیدیم و شاهد بودیم و چنان‌که جوان‌تر‌ها خواندند و شنیدند، عدالت اجتماعی بود. اما امروز پس از گذشت حدود چهار دهه از انقلاب، نه‌تنها گام مؤثری درجهت عدالت اجتماعی برداشته نشده بلکه به‌طور مشخص وضعیت توزیع درآمد به سطوح نابرابر بسیار خطرناک و نگران‌کننده‌ای افزایش پیدا کرده که نشان داده اساساً انقلاب در تحقق این هدف نتوانسته موفق شود. تلاش می‌کنم توضیح بدهم چه عواملی باعث عدم‌تحقق این هدف اعلام‌شده‌ی جنبش‌های مردمی سال 57 بوده. عوامل مؤثر بر این نابرابری درآمدی را ابتدا در سطوح نهادها و ساختارها بررسی می‌کنم و در ادامه در سطوح مرتبط با سیاست‌ها، برنامه‌ها و کل مجموعه راهکارهایی که مدیران اجرایی و قضایی و قانونی در سه دهه‌ی گذشته دنبال کرده‌اند…
حاصل آن‌که وضعیت امروز شبیه کلاف سردرگمی شده که مسیر برون‌رفت از این کلیت آسان نیست. برون‌رفت در حقیقت تغییر کلی ساختارها را می‌طلبد و همان‌طور که تجربه‌ی قدرتمندترشدن هر چه بیش‌تر نهادهای فرادولتی در سه دهه‌ی گذشته نشان داده «اصلاحات» از پس آن بر نمی‌آید و بر نخواهد آمد.

تهران، مسأله اقتصاد سیاسی است / پرویز صداقت 

تهرانِ امروز در وضعیت بحرانی است. از هر منظر به تهران نگاه کنیم شاهد بحران هستیم: از منظر مدیریت منابع و مصارف بودجه، شاهد یک بحران حاد مالی و کسری بودجه بالغ بر 30 درصدی در مدیریت شهری تهران هستیم، از منظر محیط زیست، بحران ناشی از بهداشت محیط و بحران حاد زیست محیطی را در تهران می‌بینیم، از منظر حمل‌ونقل شهری بحران حاد مربوط به آمدوشد و ترافیک در تهران را می‌بینیم، از منظر وضعیت فقر و قطبی‌شدن طبقاتی و همچنین از منظر آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های حادی را در تهران امروز شاهدیم.

حق به شهر، به‌مثابه دالّ فراگیر / پرویز صداقت

امروز، طلب حق به شهر مطالبه‌ای برای تأثیرگذاری در لحظه‌ی کنونی به‌مثابه تاریخ است. این حق تنها حق مطالبه‌گری برای زندگی روزمره‌ی شهری نیست، که بنای یک‌سر متفاوت جهانی دیگرگون را در دستور دارد. از این روست که هم یک نیاز امروز و هم یک پروژه‌ی اتوپیایی همیشگی است. حق به شهر در دو بُعد اهمیت دارد: از سویی مطالبه و ضرورت و نیازی است برای بازتولید اجتماعی و کالبدی در شهر و از سوی دیگر یک پروژه و یک مطالبه‌ی جمعی برای شهری جدید است که تبیین‌کننده‌ی حق برخورداری از چیزی است که وجود ندارد: حق به جهانی دیگرگون.

گشایش یا انسداد سیاسی؟ / پرویز صداقت

برخلاف آن‌چه در بدو امر به نظر می‌رسد آرایش سیاسی موجود نه نشانه‌ی گشایش که حاکی از یک انسداد ساختاری بین دو جناح محافظه‌کار و میانه‌رو است. این دو هیچ‌کدام راهی برای چالش‌های بنیادی موجود در اقتصاد سیاسی ایران ندارند. تنها راه برون‌رفت، توسعه‌ی نهادهای جامعه‌ی مدنی، تشکل‌های مستقل، رسانه‌های مستقل است برای این که بتوانیم در فضای دوقطبی موجود صدای سومی ایجاد کنیم، صدایی که شنیده بشود و بتواند در عرصه‌ی جامعه‌ی مدنی خواسته‌های خودش را پیش ببرد.

در جست‌وجوی ناکجاآباد / پرویز صداقت

هر تلاش برای بدیل‌سازی ترقی‌خواهانه باید قبل از هر چیز تبیین درستی از علت شکست جنبش‌های انقلابی و تجارب رفرمیستی قرن بیستم ارائه کند. از سوی دیگر باید به این سؤال پاسخ دهد که با توجه به تغییرات کمّی و کیفی در طبقه‌ی کارگر از یک سو و پدیدار شدن سوژه‌های جدید انقلابی از سوی دیگر، سوژه‌ی انقلابی جدید کدام نیروهای و طبقات جدید اجتماعی هستند. علاوه بر آن، آیا طراحی نظام بدیل سرمایه‌داری در یک چارچوب ملی اساساً امکان‌پذیر است؟ سؤالات بعدی مربوط به این است که نظام بدیل چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد. منظور ویژگی‌هایی که در افق طولانی‌مدت در نظر داریم نیست، بلکه ویژگی‌هایی است که در مسیر حرکت به سمت آن افق باید از آن برخوردار بود. و بالاخره این که کدام گام‌های عملی را باید در این چارچوب برداشت.

خیزش امـید / پرویز صداقت

پیکره‌ی خاورمیانه به‌تمامی دستخوش بحران‌ است. زیست بحرانیِ انسان و طبیعت در این منطقه اساساً اندیشیدن به فردای آن را تلخ و دشوار ساخته است. چه چشم‌اندازی در انتظار خاورمیانه است؟ چه طرحی باید برای فردا پی‌ریخت؟ گفتار حاضر، طرح موضوعی کلی در چارچوب بحث عام «نقد اقتصاد سیاسی» خاورمیانه است. از این رو، قبل از هر چیز دعوتی است به گفت‌وگو درباره‌ی بحران‌هایی که امروز منطقه‌ی ما را درمی‌نوردد و البته تلاشی است در انتظار بازخوردهای انتقادی صاحب‌نظران. (پ.ص.)

بحران انباشت و انباشت بحران در ایران / پرویز صداقت

نرخ رشد اقتصاد ایران می‌تواند به تبع برخی عوامل مانند افزایش و کاهش بهای نفت و سیاست‌های انقباضی یا انبساطی دولت اندکی افزایش یا کاهش یابد، اما با ترتیبات نهادی موجود این اقتصاد قادر به حل بحران‌هایش نیست و صرفاً قادر به ادامه‌ی حرکت در مدار بحران است. سیاست‌های دولت در برابر بحران‌های جاری خود سیاست‌هایی بحران‌زاست. در قبال بحران بخش مالی دولت سیاست نادیده گرفتن بحران و نیز انتقال زیان‌های بخش مالی به عموم را دنبال می‌کند که خود بحران‌های دیگر مانند بحران تحقق و بحران شکاف طبقاتی را تشدید می‌کند. در برابر بحران محیط زیست نه‌تنها هیچ برنامه‌ی نظام‌مندی وجود ندارد بلکه با تأکید و تمرکز بر تحریک انباشت سرمایه روند اضمحلال محیط زیست را کم‌وبیش استمرار می‌بخشد. در برابر بحران تقاضای مؤثر صرفاً سیاست تحریک تقاضا به مدد ابزارهای اعتباری را دنبال می‌کند. در حالی‌ که خود مجموعه نهادهای مالی که قرار است بستر نهادین اجرای سیاست‌های تحریک تقاضا به مدد اعتبار باشد دچار بحران جدی است و علاوه بر آن منابع بخش عمومی برای تحریک تقاضا به مدد تزریق وجوه ناچیز است. تحریک تقاضا به مدد ابزارهای اعتباری در بهترین حالت تنها می‌تواند بحران تحقق را از دورپیمایی سرمایه‌ی تجاری خارج کند و به بحران بخش مالی دامن می‌زند. در نهایت برون‌رفت از بحران بازتولید گسترده نیز مستلزم آرایش دیگرگونه‌ی نهادی در ساختار سیاسی است که اساساً در توان دولت نیست.

درآمدی بر فهم سرمایه‌داری متأخر و انکشاف طبقات اجتماعی / ناصر برین

      چندی پیش در مصاحبه‌ای با سایت خبری ایلنا، پرویز صداقت ضمن پرداختن به‌وضع معیشتی کارگران، به موردی اشاره کرد که در واقع چندی است به یک موضوع مهم در فعل و انفعالات اجتماعی بدل شده است و آن مفهوم «طبقه‌ی متوسط جدید» یا اقشار جدید میانی می‌باشد. واقعیت این است که این موضوع، نه… ادامهٔ مطلب ›

دستفروشان و «کارآفرینان» / پرویز صداقت

/ اقتصاد سیاسی دستفروشی در ایران معاصر / در بحث حاضر درصدد طرح و تشریح مختصر دو مسئله هستم:[1] نخست، پدیده‌ای به نام دستفروشان یا به طور عام‌تر تهی‌دستان شهری و طیف گسترده‌ی اقشاری که اصطلاحاً مادون طبقه[2] نامیده می‌شوند، همان طردشدگان اجتماعی، حاصل چه مجموعه سیاست‌های اقتصادی در سه دهه‌ی اخیر بوده‌اند. موضوع دوم… ادامهٔ مطلب ›