آخرین مقاله‌ها

کارل مارکس

چرا مارکسیسم؟/ کمال خسروی

2 Comments

برای مارکسیست بودن، تسلیم شدن به مارکسیسم‌ها ضروری نیست. نگاه و کنش انتقادی و دگرگون‌ساز به مارکس و مارکسیست‌ها و تاریخِ واقعی آن‌چه زیر پرچم مارکسیسم رقم زده شده است، کافی است. این شرط‌ها برای مارکسیست بودن کافی‌اند، حتی اگر همه لازم نباشند. [...]

درس‌گفتارهای مجلد دوم سرمايه (۲) / حسن مرتضوی

2 Comments

ما در سه فصل نخست جلد دوم، به فرایند گردش از طریق سه پنجره‌ی متفاوت پول، تولید و كالا نگاه كردیم. ماركس در فصل چهارم این دورپیمایی‌ها را كنار هم می‌گذارد تا وحدت آنها را تحلیل كند. زبان مورداستفاده ماركس در این فصل دشوار و پیچیده است اما نكته‌ی او روشن است: دورپیمایی‌های متفاوت در هم تنیده می‌شوند، در هم فرو می‌روند و پیوسته در ارتباط با یكدیگر در حركت هستند. حركت هر كدام شرط حركت همه این دورپیمایی‌هاست. «ارزش‌افزایی ارزش» كه منظور ماركس از آن تولید و تحقق ارزش اضافی است، «هدف تعیین‌كننده، نیروی محرك» است. [...]

مارکس دوباره بازگشته است / لیزا نی‌هاوس

1 Comment

مارکس اگر امروز زنده بود، لازم نبود هیچ تغییری در سر و وضعش بدهد. مو و ریشش می‌توانستند همان‌طور که هستند، بمانند. کافی بود با همین قیافه یک کیف حصیری دستش بگیرد و مثل هر آدم امروزی در خیابان‌های برلین راه برود. روابط خانوادگی‌اش هم با روزگار ما سازگار بود؛ مزدوج، بعد از هفت سال ازدواجِ سفید، بعد چند بچه‌ی مشروع، و یکی هم نامشروع، رویش: درست مثل خانواده‌ی مدرن امروزی. حتی جمله‌ای هم که او با آن هوادارانش را مسخره می‌کرد، امروزه بیش از پیش روزآمد است: «همه‌ی آن‌چه که من می‌دانم این است که "مارکسیست" نیستم.» با چنین جمله‌ای او امروزه آخرین مد است: چه کسی است که در این روزگار بگوید من هنوز مارکسیستم. [...]

بازگشت انگلس / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی مهرداد امامی

1 Comment

نزد انگلس، و نیز از نظر مارکس، راه‌گشای سوسیالیسم تنظیم عقلانی متابولیسم نوع بشر و طبیعت به‌نحوی است که باعث توسعه‌ی کامل‌ترین بالقوگی ممکنِ انسان شود در حالی که از نیازهای نسل‌های آینده حفاظت می‌کند. در نتیجه جای تعجب ندارد که ما در قرن بیست‌ویکم شاهد بازگشت انگلس هستیم، کسی که همراه با مارکس، پیوسته بر مبارزات تأثیر می‌گذارند و منشأ الهام امیدهایی ­است که عصر بحران‌زده و لزوماً انقلابی ما را تعریف می‌کنند. [...]

درباره‌ی روش و ساختار سرمایه‌ی مارکس / حسن آزاد

2 Comments

کتاب سرمایه در سه جلد نوشته شده است. پروژه‌ی مارکس اما پروژه‌ی وسیع‌تری بود که متأسفانه کارش نیمه‌تمام ماند و آن‌چه در قالب سه جلد کتاب سرمایه منتشر شد در واقع تحلیلی است از شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری. گرچه تنها جلد نخستِ این اثر ستُرگْ در زمانِ حیات نویسنده انتشار یافت و دو جلد دیگر پس از مرگ مارکس بر پایه‌ی پیش‌نویس‌های مجلدهای دوم و سوم و انبوه یادداشت‌های به‌جا مانده از او توسط انگلس تدوین و انتشار یافت؛ با این همه، رشته‌ای محکم مجلدهای سه‌گانه‌ی سرمایه را به هم گره می‌زند و پیوند فصل‌های آن با یک‌دیگر بی‌هیچ‌رو تصادفی و دلبخواهانه نیست، بلکه مطابق ضرورت و روشی معین با یک‌دیگر چفت شده‌اند؛ روشی که در هر فصل گام‌به‌گام حضور می‌یابد و هر فصل را به فصل دیگر و هر مقوله را به مقوله‌ی بعدی مرتبط می‌سازد. در واقع با قرائت سه جلدِ سرمایه است که تصویری از تمامیت یک نقاشی در برابر دیدگان‍مان ترسیم می‌شود. [...]

فرآیند انباشت سرمایه / کمال خسروی

0 Comments

این متن، بازنوشت نوارهای درس‌گفتاری است درباره‌ی بخش هفتم جلد نخست کاپیتال مارکس، فرآیند انباشت سرمایه، که در جریان یک دوره‌ی کاپیتال‌خوانی حدود 29 سال پیش (1366) ایراد شده است. امیدوارم این گفتار، در متنِ شور و شوق تازه به خواندن و بحث و گفت‌وگو درباره‌ی کاپیتال، از یک‌سو، و بر بستر مباحث نظری ناظر بر ویژگی‌ها و سرشت‌نشان‌های شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری، از سوی دیگر‌، ادای سهم بسیار اندکی باشد. [...]

«سرمايه» در ايران / حسن مرتضوی و افشين شمس قهفرخی

5 Comments

تاريخ آشنايي ما ايرانيان با سرمايه، اين ستیغ آثار ماركس، راهي پیموده و هموار نبود. این تاريخ خون‌بار است و دردناك و سرشار از گام‌هاي جست‌وجوگرانه، تاريخي كه از همان آغاز با سركوب روشنفكران و فعالان و مبارزان سياسي اين كشور در جامعه‌اي عقب‌مانده با مناسباتی بس ارتجاعي به وسعت سده‌ها و هزاره‌ها، تنيده شده بود. تلاش‌هاي فردي و جمعي، نارسايي‌ها، ندانستن‌ها در كنار راه‌گشودن‌ها، شهامت‌ها، پویش‌ها، راه كوبيدن‌هاي مستمر و سلسله‌اي دراز از خطاها و دستاوردها، بنياد اين تاريخ را شکل داده‌اند؛ از این رو به اين تاريخ همچون گذشته‌اي‌ بايد نگريست كه هويت چپ ايران را تشكيل مي‌دهد. ما بر دوش گذشتگان‌مان ايستاده‌ايم و اگر مي‌توانيم به افقی گشوده‌تر ‌بنگريم، نه به اين دليل كه ذهن ما فراخ‌تر و پوياتر است؛ به پشت سر بنگريد، به آنان كه در اين برهوت جان‌فرسا كوشيدند و هرچند در این میانه چون سنگ زیرین آسیاب خُرد می‌شدند، اما هرگز از پاي ننشستند؛ به آنان كه گذشته‌مان را به اكنون بدل كردند بنگريم. ز شمع مرده ياد آریم! [...]

مارکس و تاریخ / اریک هابسبام / ترجمه‌: حسن مرتضوی

1 Comment

ماركسيسم چنان جريان غالب در تاريخ را دگرگون كرده كه امروزه مشکل بتوان گفت كه اثر خاصي را يك ماركسيست نوشته يا غيرماركسيست؛ مگر اينكه مؤلف خود موضع ايدئولوژيكش را تبليغ كرده باشد. اين موضوع هیچ جاي افسوس ندارد. من چشم به راه زماني هستم كه هیچ‌کس نپرسد آيا مؤلفان ماركسيست هستند يا خیر؛ زيرا در این صورت ماركسيست‌ها مي‌توانند از دگرگوني تاريخ به‌واسطه‌ی ايده‌هاي ماركس رضايت‌خاطر داشته باشند؛ اما ما با اين شرايط آرمان‌شهري فاصله‌ي زيادي داريم: مبارزات ايدئولوژيكي و سياسي، طبقاتي و آزادي‌بخش سده‌ي بيستم به‌گونه‌ای هستند كه حتي انديشيدن به چنين چيزي غيرقابل‌تصور است. [...]

بازبینی مفهوم بیگانگی مارکس / مارچلو موستو / ترجمه محمد عبادی‌فر

2 Comments

بیگانگی یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین موضوعات در قرن بیستم بود و نظریه‌پردازی کارل مارکس نقش کلیدی در این مباحث داشت. با این همه، برخلاف آن‌چه ممکن است تصور شود، خود مفهوم به شکلی خطی تکامل پیدا نکرد و انتشار متون سابقاً ناشناخته که شامل تفکرات مارکس در باب بیگانگی بود لحظات پراهمیتی در دگرگونی و انتشار این نظریه را رقم زد. معنای این اصطلاح چندین بار در طول قرن‌ها دچار تغییر شد. در گفتمان الهیاتی به فاصله بین انسان و خدا، در نظریه‌های قرارداد اجتماعی به از دست رفتن آزادی اولیه‌ی انسان و در اقتصاد سیاسی انگلیسی به واگذاری مالکیت دارایی اشاره داشت. [...]