مقاله rss

ادای حقّ مطلب درباره‌ی کارل پولانی / پت دِوین / ترجمه‌ی محمدرضا فرهادی پور

(0)
14/11/2019

گرت دیل، با انتشار سه کتاب (یعنی: یکم، کارل پولانی: زندگی چپ‌گرایانه، دوم،کارل پولانی: نوشته‌های مجاری، و سوم، بازسازی کارل پولانی: کندوکاو و انتقاد) به دنبال انتشار کتاب دیگرش در سال 2010 با عنوان کارل پولانی: محدودیت‌های بازار، خودش را در حکم پولانی‌شناس سرآمد در نوشته‌های انگلیسی جا انداخته است. کتاب زندگی چپ‌گرایانه یک زندگی‌نامه‌ی دقیقِ تحقیقی در باب امور فکری و سیاسی و شخصی پولانی است که بر همه‌ی منابع منتشرشده و منتشرنشده‌ی موجود بنا شده است و تا آینده‌ی قابل‌پیش‌بینی مرجع معیار باقی خواهد ماند. نوشته‌های مجاری (با مقدمه‌ی گرت دیل و به ترجمه‌ی آدام فابری) بر نخستین نوشته‌های پولانی در مجارستان تا سال 1919 متمرکز است، نیز شامل مطالبی از دوران حضورش در وین و لندن و کانادا. این سه‌گانه با کتاب بازسازی کارل پولانی تکمیل می‌شود که دوباره به دغدغه‌های اصلی پولانی در طول زندگی‌اش (در فاصله‌ی سال‌های 1886 تا 1964) بازمی‌گردد و در بستر تاریخی و فکری‌شان قرارشان می‌دهد و چگونگی تغییر رویکرد پولانی در قبال‌شان را تحلیل می‌کند و نتایج او را در پرتو پژوهش‌های بعدی ارزیابی می‌کند. کتاب محدودیت‌های بازار را اگر چهارمین کتاب در نظر بگیریم، همراه با سه کتاب پیش‌گفته، تصویری ماهرانه از این موضوعات را به نمایش می‌گذارد و دست‌آورد عالمانه و فکری برجسته‌ای ارائه می‌دهد.

اگرچه پولانی هنوز بخشی جدایی‌ناپذیر از جریان اصلی اقتصاد سیاسی نیست اما آوازه‌اش در دوره‌ی نولیبرالیسم که از 1980 شروع می‌شود به‌واسطه‌ی تز اصلی مشهورترین کتاب و شاهکارش، دگرگونی بزرگ، همواره بیش‌تر شده است.

تز من این است که ایده‌ی بازار خودتنظیم‌گر بر نوعی آرمان‌شهر محض دلالت داشت. چنین نهادی نمی‌توانست مدتی مدید وجود داشته باشد، مگر آن که جوهر انسانی و زیست‌محیطی جامعه را نیست و نابود می‌کرد: [اگر استمرار می‌یافت،] انسان را جسماً نابود می‌کرد و محیط پیرامون او را به برهوت بدل می‌ساخت. جامعه، ناچار، به اقدامی برای حمایت از خویش مبادرت ورزید، اما هر اقدامی که به کار می‌بست خودتنظیم‌گری بازار را به نحو دیگری به مخاطره می‌افکند.

قدرت حقیقت، قدرت دروغ و سیاست‌ورزی واقع‌بینانه / مانی پارسا

اشاره:
سی سال از سقوط دولت‌های اقماری شوروی در اروپای شرقی می‌گذرد، هرچند به نظر نمی‌رسد اکثریت مردم این کشورها چندان از این واقعه متأسف باشند، اما از وضع موجود ناراضی‌اند و از آن مهم‌تر نگران آینده‌.[1] این نارضایتی حتی گاه به شکل عصیان در برابر انسداد وضع موجود و گرایش به بدیل‌های پوپولیستی – نوفاشیستی پدیدار شده است.
به‌راستی در این کشورها پیش‌تر چه گذشته بود، این گذشته چه نسبتی با سوسیالیسم داشت و چرا سقوط 1989 پیشاپیش داغ شکست تازه‌ای بر جبین داشت؟

تصاحب به‌مدد سلب مالکیت در کالایی‌سازی آموزش عالی / محمد مالجو

هدف از نگارش مقاله‌ی حاضر عبارت است از صورت‌بندی مبحث کالایی‌سازی آموزش عالی در قالب یکی از سازوکارهای تصاحب به‌مدد سلب‌مالکیت از توده‌ها. برای تحقق چنین هدفی ابتدا مفهوم کالایی‌سازی آموزش عالی را باز می‌کنم. نشان خواهم داد کالایی‌سازی آموزش عالی نه چنان‌که غالباً تصور می‌شود پدیده‌ای بسیط بلکه فرآیندی پیچیده است که تهاجم به معیشت توده‌ها را از جبهه‌هایی پرشمار می‌آغازد. سپس می‌کوشم روایتی تجربی از فقط یک مجموعه از مجموعه‌های پرشمارترِ عوامل مؤثر بر کالایی‌سازی آموزش عالی در ایران به دست دهم. اشاره خواهم کرد که متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم درک تجربیِ جامعی از جریان کالایی‌سازی آموزش عالی در ایران کسب کنیم و برای نیل به چنین شناختی هنوز باید در انتظار پژوهش‌های پرشمارتر و جدی‌تری بمانیم. سرانجام نیز با تکیه بر فقط دو مجموعه از عوامل مؤثر بر کالایی‌سازی آموزش عالی مشخصاً تحلیلی نظری از نحوه‌ی تصاحب به‌مدد سلب‌مالکیت از توده‌ها در فرآیند کالایی‌سازی آموزش عالی به دست خواهم داد. نشان خواهم داد متضرران و منتفعان از فرآیند کالایی‌سازی آموزش عالی به‌مراتب پرشمارتر از حدی بوده‌اند که غالباً تصور می‌شود. متوقف‌سازی و وارونه‌سازی پروژه‌ی کالایی‌سازی آموزش عالی در دهه‌های گذشته دست‌کم در سطح نظری از جمله در گروِ تعمیق شناخت ما از لایه‌های گوناگون و درهم‌تنیده‌ی چنین پروژه‌ی پیچیده‌ای است.

جهان در شورش / سیلویا سوییندن

شاهد بسیج اجتماعی گسترده در شهرهای زیادی در جهان هستیم. به نظر می‌رسد با افزایش شمار کسانی که در این بسیج مشارکت می‌کنند و روشن شدن مطالبات‌شان، این بسیج دارد سرعت می‌گیرد. حتی اگر در ابتدای امر علت آغاز آن واکنش به یک اقدام مشخص دولت باشد (افزایش هزینه‌ی مواد سوختی یا حمل‌ونقل، فساد، خودکامگی). چیزی نمی‌گذرد که اعتراض به کل نظام سرکوب و خودکامگی، سال‌های طولانی سیاست ریاضت اقتصادی علیه فقرا و تمرکز ثروت در درست اغنیا، جنگ، خشونت در اشکال مختلف به صورت فریادی پرطنین درمی‌آید که این نظام باید تغییر کند.

شاید ارتباطات بین‌المللی و آگاهی از مقوله‌های عمومی، به‌خصوص در میان جوانان، به‌مدد فعالیت گروه‌های زیست‌محیطی، مانند «جمعه‌های گره‌تا برای آینده و شورش علیه انقراض»، گسترش یافته است. فعالیت‌هایی که در فضای مجازی کم‌تر انعکاس دارد ولی برای گوشزد کردن خطری که بشریت را تهدید می‌کند، به همان اندازه مهم است. از دیگر عوامل رشد و گسترش می‌توان به فعالیت‌های هماهنگ فعالان ضدهسته‌ای که برای منع سلاح‌های اتمی با تصویب قرارداد جلوگیری از سلاح اتمی فعالیت می‌کنند، اشاره کرد.

احتمالاً ویژگی همزمانی اعتراضات به این معناست که مردم به‌واقع تحمل‌شان به سرآمده است و دیگر نمی‌توانند خشونت، تبعیض و سرکوب، رقابت‌های جنون‌آمیز و فقدان همبستگی را تحمل کنند و احتمالاً باید به این نتیجه برسیم که این عکس‌العملی به خشونت سرمایه‌داری نولیبرالی است.

شاید به قدرت رسیدن خودکامگان و فاشیست‌ها، که دولت‌ها را در کنترل گرفته‌اند با خیانت به متحدان خود، به نسل‌کشی مهاجران می‌انجامد، بازتابی از موقعیتی را که در سال‌های قبل از جنگ دوم جهانی وجود داشت، القا می‌کند.

و یا شاید حساسیتی تازه، روحی تازه، یا اشتیاق تازه و انسان‌گرایی تازه‌ای در دل مردم شکل می‌‌گیرد که به فراسوی شورش می‌نگرند، به فراسوی اعتراضات، و فراسوی زندگی فردی خودشان، شاید رؤیایی دارند که جهان می‌تواند متفاوت باشد، دلسوز، عادلانه، امن برای همگان، غیرخشن، معنی‌دار و سرشار از خوشی و همبستگی.

احتمالاً آمیزه‌ای از همه‌ی آن‌چه در بالا گفته شد درست است و احتمالاً بسا نکته‌های دیگر که در فرایند اعتراضات روشن خواهد شد.

مردم لبنان چه می‌خواهند؟ / جوزف ضاهر / ترجمه‌ی مرجان نمازی

سرودهای اعتراضی در خیابان‌های لبنان طنین‌انداز شده است. لبنان شاهد بزرگ‌ترین جنبش مردمی در طول دهه‌های گذشته است. این جنبش و این سرودهای اعتراضی‌اش نظام سیاسی و اقتصادی‌ای را هدف گرفته‌اند که کثیری از مردم را فقیر و اندک‌شماری را غنی کرده است.

ساختار اقتصادی سرمایه‌داری در سطح ناب و طبقات همپای آن / فرهاد نعمانی و سهراب بهداد

در نخستین بخش این سلسله‌گفتارها درباره‌ی جنبه‌ی روش‌شناختی تعیّن دیالکتیکی و سطوح انتزاع سخن گفتیم. براساس این دو ابزار نظری، در بخش حاضر به‌عنوان نخستین گام در تقریبِ جهان‌ واقعی انضمامی، به تشریح نخستین سطح انتزاع و جنبه‌ی اقتصادی ساختار طبقاتی در سرمایه‌داری ناب می‌پردازیم.
 
مقدمه – در مقاله‌ی حاضر بر جنبه‌های ذاتی یا ویژگی‌های روابط اصلی در تکامل ساختار سرمایه‌داری در جامعه‌ای تاریخاً مشخص، یعنی روابط تولید سرمایه‌داری و طبقات همپای آن، در بالاترین سطح انتزاع توجه می‌شود. با این حال، پیش از آغاز بحث درباره‌ی این جنبه‌های ذاتی روابط اجتماعی سرمایه‌داری، با توجه به ظرایف موجود در پیوند بین مطالعه‌ی تاریخی – منطقی و سطوح انتزاع – انضمام، یادآوری سه نکته می‌تواند به کاهش برخی کژفهمی‌ها کمک کند.

نخست، سطح انتزاع – انضمام، به‌عنوان روش تحلیل، امر واقعی را به‌مثابه فرآورده‌ی تفکر در نظر نمی‌گیرد. همچنان که در بخش نخست گفتیم، درکی از این دست نگرشی ایده‌آلیستی است. علاوه بر این، سطح انتزاع مراحل مختلف در تکامل تاریخی سرمایه‌داری را تبیین نمی‌کند. این سطوح انتزاع صرفاً با افزودن هرچه بیش‌تر عناصر (وهله‌ها، روابط، فرایندها) به پژوهشِ ما، امر یا روابط انضمامی را در سطوح هرچه کم‌تر انتزاعی بازتولید می‌کند، و در حرکت به سطح کم‌تر انتزاعیِ تحلیل نظام اجتماعی – اقتصادی به‌طور کلی از چیزی که ذاتی است (مثلاً روابط تولید) آغاز می‌کند و با افزودن موارد ذاتیِ‌ بیش‌تر، آن را گسترش می‌دهد. برای مثال، همان‌طور که در این بخش و سایر بخش‌ها نشان خواهیم داد، در نخستین سطح انتزاع درباره‌ی ساختار اقتصادی سرمایه‌داری «ناب»، مؤلفه‌های غیراقتصادی (سیاسی و ایدئولوژیک) و مبارزه‌ی طبقاتی را از صورت‌بندی اجتماعی – اقتصادی سرمایه‌داری منتزع می‌کنیم. بااین‌حال، در این گام‌های پژوهشی، تاریخ در زمان و فضا همواره حاضر است. بر این مبنا، روابط ذاتی نظامی اجتماعی – اقتصادی با تاریخی معین را تبیین می‌کنیم.

خاورمیانه: اعتراض‌های توده‌ای به‌جای جنگ‌های فرقه‌ای / پاتریک کوبرن

نگاهی به تحولات جاری در عراق و لبنان:
جنگ‌های داخلیِ فرقه‌ای و قومی که طی 40 سال گذشته بخش بزرگی از خاورمیانه را ویران کرده رو به پایان است. جایگزین آن‌ها نوع جدیدی از مبارزه است که در آن اعتراضاتی همانند قیام‌های مردمیْ تن نخبگان فاسدی را به لرزه درمی‌آورد که قدرت‌شان را با این ادعا توجیه می‌کنند که مدافعان اجتماع در برابر تهدید خشونت یا همنوع‌کشی افراطی‌اند.

خصوصی‌سازی و کارگران در ایران: نمونه‌ی هپکو / کاظم فرج الهی

آن‌چه در این مقاله به‌اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم سرنوشت هپکو به‌عنوان یکی برجسته‌ترین بنگاه‌های صنعتی در ایران در پی واگذاری به بخش خصوصی و پی‌آمدهای آن بر وضعیت کارگران آن است.

چرا کاپیتالیسم و فمینیسم نمی‌توانند همزیستی داشته باشند؟ / نیکول اِیشاف، ترجمه‌ی شادی انصاری

متن زیر نسخه­‌ی اندک ویرایش‌شده‌­ی سخنان «نیکول ایشاف»، از اعضای تحریریه‌­ی نشریه‌­ی ژاکوبن، است که در مباحثه‌‌ای با عنوان «آیا سرمایه‌داری به زنان یاری می‌‌رساند یا آسیب می‌­زند؟» در مؤسسه­‌ی کِیتو در واشنگتن ارايه شد.

واگشایی نوبل اقتصاد / اینگرید کانگراوِن

در حالی که رویکرد برندگان نوبل به پژوهش و سیاست فقر اگر هم ستایش‌برانگیز نباشد، بی‌ضرر به نظر می‌رسد، دلایل بسیار برای نگرانی وجود دارد. اقتصاددانان دگراندیش و جریان اصلی و نیز سایر دانشمندان علوم اجتماعی مدت‌هاست برمبنای زمینه‌های فلسفی، معرفت‌شناختی، سیاسی و روش‌شناختی گردش در جهت آزمایش‌های تصادفی تحت کنترل را در علم اقتصاد نقد کرده‌اند. این نگرانی نسبت به رویکرد را کم‌وبیش می‌توان برمبنای حوزه‌ی تمرکز، نظریه و روش‌شناسی گروه‌بندی کرد.

اِشکال استیضاح ترامپ / کریس هجز، ترجمه‌ی یوسف نوری زاده

بحران‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ما به پیدایش عوام‌فریبی همچون ترامپ منجر شد. اگر ترامپ استیضاح شود، این نیروها خطرناک‌تر خواهند شد. هر چه بیشتر ناتوان از مواجهه و نامیدن نیروهای شرکتی به عنوان مسئولین فلاکت بیش از نیمی از جمعیت ایالات متحده و دموکراسی فروپاشیده‌مان باشیم، بیماری فرقه‌گرایی بیشتر از پیش گسترش خواهد یافت. این تسخیر قدرت توسط اَبَرشرکت‌ها بود که ترامپ را استفراغ کرد. و فقط با رهاسازی خودمان از حاکمیت شرکت‌ها، بازسازی نهادهای دموکراتیک‌مان، از جمله مراجع قانونگذاری، دادگاه‌ها، و رسانه‌هاست که می‌توانیم از پرتگاه مرگ پا پس بکشیم.

سوسیالیسم و آزادی / دیوید هاروی، ترجمه‌ی حسین رحمتی

می‌خواهم درباره‌ی مسأله‌ی آزادی صحبت کنم.* در جریان سخنرانی‌ای که چندی پیش داشتم این پرسش طرح شد و دانشجویان به این موضوع بسیار علاقه‌مند بودند: آیا سوسیالیسم مستلزم دست ‌شستن از آزادی فردی است؟ به‌نظرم راست‌گرایان، به‌ویژه در ایالات متحده، خیلی خوب توانسته‌اند چنین القا کنند که سوسیالیسم و آزادی مانعة‌الجمع‌اند. جناح راست در کل دنیا به ویژه در ایالات ‌‌متحده سایر ایده‌ها درباره‌ی آزادی را تصاحب و از مفهوم آزادی به‌مثابه‌ی سلاحی در پیکار طبقاتی استفاده کرده‌ است. راست‌‌گراها می‌گویند سوسیالیست‌ها در واقع به‌ دنبال آزادی نیستند. آن‌ها مدعی‌اند از بردگی جامعه‌ی سوسیالیستی یا کمونیستی به هر قیمتی باید اجتناب کرد… به نظرم رویکردی به مساله‌ی آزادی هست که باید به آن خیلی توجه کنیم تا ایده‌ی آزادی فردی را که بخشی از پروژه‌ی رهایی‌بخش جامعه‌ی سوسیالیستی است از دست ندهیم. در واقع، می‌توانیم مسأله‌ی آزادی را نه در حاشیه بلکه در متن قرار دهیم، چون به نظرم می‌توانیم درباره‌ی آزادی فردی به‌مثابه‌ی بخشی از پروژه‌ی رهایی صحبت کنیم، پروژه‌ای که بر تلاش جمعی برای ساختن جامعه‌ای متکی است که در آن همگی از فرصت‌های زندگی و امکانات زندگی برخورداریم.