مقاله rss

آگاهی طبقاتیِ احتمالی و الزامی / ایستوان مزاروش / ترجمه‌ی فریبرز فرشیم و نرمین براهنی

(0)
30/06/2020

این که ما آگاهی طبقاتی را ذهنیت صرف و« فرآورده‌ی جنبی» اقتصاد سرمایه‌داری بینگاریم کاریکاتوری خواهد بود از مارکس. این نوع نگرش ناشی است از روی‌کردی که مدل تعیین‌کننده‌، مکانیکی و یک‌جانبه را جانشین مدل پیچیده‌ی دیالکتیکی مارکس می‌کند. پس، در نهایت، آگاهی، به صورتی خام، ضمن این که زیر‌مجموعه‌ی اقتصاد می‌شود، نقشی گمراه‌کننده هم می‌یابد: نمی‌تواند فعالانه تغییری ایجاد کند، زیرا که خودش یک فرآورده‌ی صرف (و در واقع «فرآورده‌ی جنبی») در تحول اقتصاد سرمایه‌داری است.

«کِرالا» علیه «کرونا» / سامانتا آگاروال / ترجمه‌ی خسرو صادقی بروجنی

بررسی تجربه‌ی موفق حزب کمونیست هند (مارکسیست) در ایالات کرالای هند برای مقابله با ویروس کرونا

ازدواج ناکام مارکسیسم و فمینیسم: به‌سوی وصلتی پیشروتر / هایدی آی. هارتمن / ترجمه‌ی پریا رحیمی

این مقاله مدعی است پیوند میان مارکسیسم و فمینیسم در همه‌ی اشکالی که تا به حال به خود گرفته، پیوندی نابرابر بوده است. روش مارکسیستی و تحلیل فمینیستی هر دو برای فهم جوامع سرمایه‌داری و جایگاه زنان در این جوامع ضروری هستند اما در واقع فمینیسم به‌تدریج در فرع قرار گرفته است. مقاله‌ی حاضر آثار فمینیست‌های رادیکال و مارکسیست‌ها در باب «مسئله‌ی زنان» را به چالش می‌کشد، و ترکیب پدرسالاری و سرمایه‌داری را در تحلیل ضروری می‌داند.

استودیوهای جهانی تهران / معصومه هاشمی و زپ کالب

تأملی بر گذار سیاسی-‌اجتماعی سینمای ایران

پرده‌ی پایانی قرن: ویروس کرونا / شیرین کریمی

چیزی فکر ما را به خود مشغول می‌کند، چیزی از جنس پایان یک دوران و آغاز دورانی جدید. از جنس پشت سر گذاشتنِ روزگارِ گذشته و پیش رو داشتنِ روزگارِ تازه. گویی به‌وقتِ ایستادن در چنین درگاهی زمانِ حال بیش از همیشه عاری از معنا می‌شود؛ آنچه ذهن را به خود مشغول می‌کند گذشته است، راهی که طی کرده‌ایم و آینده، راهی که در پیش داریم که مبهم‌تر و معماگون‌تر از همیشه ما را گویی بر لبه‌ی درّه‌ای عمیق متوقف کرده است.

وضعیت کرونایی و تردستی سیاست مدرن / امید منصوری و نادیه رضایی

عصر ما عصر بی‌اعتمادی و شک همه‌گیر است؛ شاید این مهم‌ترین اپیدمی جامعه‌ی معاصر باشد. بی‌اعتمادی و شک به هرآنچه که در مقام حقیقت یا نماینده‌ی حقیقت، به‌عنوان تکیه‌گاه، انسان را ساکن این جهان می‌کرد. تشکیک در حقیقت، در طول تاریخ اندیشه، ویژگی اندیشه‌ورزی بوده است. اما اندیشه‌ورزان تلاش کرده‌اند، بر این شک فائق آیند. هگل در پدیدارشناسی روح، این شک‌ورزی متناوب در اندیشه را با اتصال آن‌ها به تاریخ، به‌روشنی صورتبندی کرده است. اما مردم در زندگی روزمره، همواره مبانی اعتماد خویش به حقیقت را شاید جابجا کرده؛ اما رها نکرده‌اند یا ازدست نداده‌اند. فقط در عصر مدرن و خصوصاً در نیم‌قرن اخیر است که به‌همراه جهانی‌شدن سرمایه، بی‌اعتمادی همه‌گیر و جهانی شده است. در این زمینه، زندگی روزمره به‌همان اندازه‌ی اندیشه، توأم با بی‌اعتمادی و شک است. هرچند برخی می‌خواهند این فقدان را با مقوله‌ی سرمایه‌ی اجتماعی تشریح کنند. آن‌ها کار بیهوده می‌کنند.

مارکس و انگلس و اصل خودرهانی پرولتاریا / هال دریپر / ترجمه‌ی سارا روستایی

مارکسیسم به‌مثابه‌ی تئوری و عمل انقلاب پرولتری ناگزیر بود تئوری و عمل خودرهانی پرولتاریا باشد و اصالت بنیادی آن نیز از این منبع سرچشمه می‌گیرد.

مقاومت در سالِ طاعون / ترجمه‌ی نسترن امیریان

و بعد از ویروس؟ مخاطرات پیشِ رو
جامعه‌ی ما چگونه از بحران کووید-19 بیرون خواهد آمد؟ آیا این بیماری عالم‌گیر به ما نشان می‌دهد که به قدرت دولتی متمرکزتر، نظارت و کنترل بیشتر احتیاج داریم؟ تهدیدات علیه ما چیستند و چگونه می‌توانیم خود را برای مقابله با آن‌ها آماده کنیم؟

چند روز پیش، تعداد کشته‌شدگان ویروس کرونا در نیویورک‌ از تعداد کشته‌شدگان حملات 11 سپتامبر 2001 فراتر رفت. می‌دانیم که هر وقت صاحب‌نظران و سیاستمداران از 11 سپتامبر یاد می‌کنند، تلاش دارند تا صحنه را برای شوک و دلهره مهیا کنند.

از حملات 11 سپتامبر برای توجیه قانون میهن‌پرستی،[1] شکنجه و فرستادن پنهانی بی‌حدوحساب افراد برای بازجویی به کشورهایی که نظارت کم‌تری بر قوانین بازجویی دارند، اشغال افغانستان و عراق استفاده شد. این اقدامات راه را برای فاجعه‌های بعدی، ازجمله ظهور دولت اسلامی، هموار کردند. درحالی‌که 2977 غیرنظامی در 11 سپتامبر کشته شده بودند، «جنگ با ترور» متعاقب آن، حداقل صدها برابر آن از غیرنظامیان را به قتل رساند.

اگر مقایسه‌ی 11 سپتامبر چیزی را به ما نشان دهد این است که پاسخ دولت به این عالم‌گیری به‌مراتب مخرب‌تر از خود ویروس خواهد بود. بیایید خطرات و منطق کسانی را که قصد دارند پاسخ دولتی را به‌منظور آمادگی برای مرحله‌ی بعدی بحران قبل از وقوع آن برانگیزند، بررسی کنیم. ضرورتی ندارد که آنچه از این [وضعیت] سر بر می‌آورد، حتماً گسترش روش‌های خودکامانه باشد؛ در مقابل، ممکن است با خیزش و تحول مواجه شویم.

همان‌طور که مدت‌ها پیش در قرن دیگری ادعا کردیم، بین زندگی و بقا تفاوت هست. در مقابله با بیماری عالم‌گیر و چنگال قدرت توتالیتر همراه با آن، بیایید نه‌تنها نگران این سؤال باشیم که چگونه جان به‌در خواهیم برد، بلکه در پی آن چگونه می‌خواهیم زندگی کنیم.

ضرورت کنش جمعی برای غلبه بر تنگنای جمعی ناشی از کرونا / دیوید هاروی / ترجمه‌ی حسین رحمتی

از منظر تفکر ضدّ سرمایه‌داری، به وضعیت بغرنج کنونی چطور باید اندیشید؟[1] آیا امکان ساختن جامعه‌‌ای بدیل هست که در آن، به جای لشکر بیکاران جویای کار از یک‌سو، و اجبار به تن دادن به کارهای طاقت‌فرسا، فرساینده و غیرانسانی از سوی دیگر و نیز کابوس همیشگی از دست‌دادن شغل، همه از امکان کار آن هم نه روزانه 12 ساعت یا بیش‌تر، بلکه 6 ساعت برخوردار باشیم، و در عین حال، نیازهای ضروری‌مان اعم از خوراک و مسکن، آموزش و بهداشت تأمین و تضمین شوند و این امکان را به دست آوریم که مابقی زمان‌مان را به میل خودمان و برای انجام کارهایی که خود دوست داریم اختصاص دهیم؟ اگر این امکان هست، چه موانعی نمی‌گذارند محقق شود؟ دیوید هاروی در یادداشت زیر به این پرسش و امکان ساختن جامعه‌ای بدیل از خشت‌ها و آجرهای که جامعه‌ی امروز می‌پردازد.

ویروس کرونا، مرگبارتر شدن محل کار، جنبش کارگری و عدالت زیست‌محیطی / محمد صفوی

محل کار کارگران جهان، قبل از جهان‌گیرشدن ویروس کرونا (کووید -19) نیز، همیشه مرگبار بوده است. جدیدترین گزارش سازمان جهانی کار نشان می‌دهد، به‌طور متوسط هر روز بیش از هفت‌هزار و ششصد کارگر درمحیط‌های کاری غیربهداشتی و غیرایمنی در سطح جهان جان خود را ازدست می‌دهند.

می‌گوییم آقای قاضی / فروزان افشار

چند سالی است که کمیته‌ی دستمزد شورای عالی کار رقمی را به عنوان ارزش ریالی نیازهای خانوار متوسط، مندرج در بند دوم ماده‌ی ۴۱ قانون کار، ارائه می‌کند که علی‌القاعده حکم ورودی مذاکرات حداقل دستمزد را دارد. این تحول دو واکنش عمده برانگیخت: یا به چشم نمونه‌ای از فعل‌ و انفعالات متعارف نهادهای «بوروکراتیک» نادیده‌ گرفته شد یا همچون تلاشی برای تحریف آمار و جعل واقعیت محکوم شد. به‌رغم این، هیچ‌چیز باعث نشد بسیاری از منتقدان در استناد به این سند که ضرورتاً حتی به صحت آماری‌اش باور نداشتند درنگ کنند، رویه‌ای که بیش از آن‌که افشاگر تناقضی ناخوشامد باشد از انتخابی استراتژیک پرده برمی‌داشت. «سبد معیشت»‌ به انباره‌ای از نمادها و هنجارهای حقوقی پیوسته بود که طی فرایندی منتشر،‌ مرکززدوده و چندسطحی در کنش متقابل با سیاست حداقل دستمزد احضار می‌شوند. تا جایی که به «آمار بودنش» مربوط می‌شد، «آمار رسمی سبد معیشت» چنگی به دل نمی‌زد، به این دلیل مشخص که «محافظه‌کارانه» و «کم‌تر از واقع» بود. اما «رسمی بودنش» این امکان را فراهم می‌کرد که نارضایتی از سیاست دستمزد با ائتلاف بزرگ‌تری از نیروها، در سایه‌ی مشروعیتی انکارناپذیرتر و به مثابه مبارزه‌ای واقع‌گرایانه‌تر و زمینی‌تر به صحنه آورده شود. این نوشته به تحولی خلاف شهود می‌پردازد که به موجب آن ابتکاری از بالا به تقویت پویایی‌های دگراندیشی و نقادی و مطالبه‌گری در جامعه منجر شد.

مطالبات و وضعیت کنونی جنبش کارگری ایران / کاظم فرج‌الهی

بخش اعظم مزدوحقوق‌بگیران در ایران پیش از کرونا به‌رغم آن که بیش‌ترین تعداد از کل شاغلان در ایران را تشکیل می‌دادند شاید شدیدترین جلوه‌های نابرابری در متن وضعیت معیشتی خود طی نیم قرن گذشته را تجربه می‌کردند. اما علاوه بر آن وضعیت این گروه‌های اجتماعی به لحاظ تشکل‌نایافتگی، پراکندگی و بی‌ثباتی شغلی نیز در دوران اخیر بی‌سابقه است.