مقاله rss

پول، رسانه و بحران آب‌وهوایی / جان اسکیلز ایوِری

اشاره‌ی مترجم: بحران آب‌وهوایی هر روز ابعاد تازه‌تر و فاجعه‌بارتری از خود را به نمایش می‌گذارد. موضوع بود و نبود بشریت در میان است. بحران آب‌وهوایی امری جهانی است و به راه‌حل های جهانی و همکاری «همگان» نیاز دارد. نادیده گرفتن آن مترادف از بین رفتن ، کار، رفاه و امنیت برای همگان زحمتکشان و  بهره‌کشی و انباشت هرچه بیش‌تر برای سرمایه‌داری و شرکت‌های غول‌پیکر جهانی است. فاجعه‌ی آب‌وهوایی و زیست‌محیطی سبب جنگ ها و ستیزه‌های گسترده ای در بین مناطق و ملت‌ها می‌شود و می‌تواند تمدن بشری را در آستانه‌ی نابودی کامل قرار دهد. اما حل قطعی بحران آب‌وهوایی و مبارزه با آن نمی‌تواند از بستری جز مبارزه با سرمایه‌داری و منطق انباشت سرمایه گذر کند.

همه علیه خویشتن / جورج مونبیو / ترجمه‌ی فروغ کتوئی‌زاده و علی کوچک پوریان

اپیدمی بیماری‌های روانی روح و جسم میلیون‌ها نفر را درهم می‌شکند. موعد آن رسیده که از خود بپرسیم «به کدامین سو شتابانیم و چرا؟»
آیا می­‌توان اتهامی سنگین­‌تر از شیوعِ همه‌‌گیر بیماری‌­های روانی به یک سیستم نسبت داد؟ با این حال، طاعونِ اضطراب، استرس، افسردگی، فوبیای اجتماعی، اختلالات تغذیه، خودآزاری، و تنهایی و انزوا همه‌روزه مردم را در سراسر جهان به کام مرگ می‌کشاند. جدیدترین آمارِ فاجعه‌بار از سلامت روانی کودکان در انگلستان خبر از بحرانی جهانی می‌­دهد.

انرژی، رشد اقتصادی و بحران زیست‌محیطی / ارالد کولاسی / ترجمه‌ی هومن کاسبی

آیا رشد اقتصادی می‌تواند تا همیشه ادامه پیدا کند؟ این پرسش نسبتاً ساده، سرگیجه‌های فکری برای سرمایه‌داری مدرن به وجود آورده است. کارل مارکس در گروندریسه استدلال کرد که سرمایه نمی‌تواند هیچ حد و مرزی را تحمل کند. مراد او این بود که رانه‌ برای رشد و جست‌وجوی بازارهای جدید، هر دو برای بقای سیاسی و اقتصادی سرمایه‌داری ضروری هستند. در این پرتو، دلالت‌های تلویحی این سؤال، چیزی را در مایه‌های چالشی وجودی برای نظم کنونی می‌نمایاند. سرمایه‌داری نمی‌تواند به وجود هیچ حد و مرز طبیعی بر رشد اقتصادی اذعان کند، چرا که به معنای اذعان به مرگ نهایی خود خواهد بود. اکثر رهبران سیاسی و اقتصاددانانی که از نظم فعلی حمایت می‌کنند، برای حفظ این ادعا که سرمایه‌داری بازنمود نظامی شبه-ابدی و شکست‌‌ناپذیر است، شروع به نقل مجموعه روایت‌های پیچیده‌ای درمورد رابطه میان اقتصادهای انسانی و جهان طبیعی کرده‌اند.

«انقلاب بدون انقلاب»: خوانش رفرمیستی از گرامشی / سعید رهنما

آنتونیو گرامشی از برجسته‌ترین متفکرین مارکسیست جهان، ده سال از آخرین قسمتِ عمرِ بس کوتاه خود را در زندان فاشیست‌ها گذراند، و قسمت اعظم یادداشت‌هایش را در «کتابچه‌های یادداشت‌های زندان» نوشت؛ مجموعه‌ای عظیم، پیچیده، پراکنده، و ویرایش‌ناشده در عرصه‌های متنوع فرهنگی، فلسفی، تاریخی، مذهبی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی توأم با مفاهیمی بدیع، که بیانگر نبوغ استثنایی و ذهن باز و خلاق‌اش بود. این  یادداشت‌ها را با خوانش‌های متفاوتی می‌توان درک کرد، و هم دیدِ انقلابِ بلافاصله و هم دیدی رفرمیستی  و تدریج‌گرا را از آن‌ها استنتاج کرد. از یک‌سو به نوشته‌هایی برمی‌خوریم که عمدتاً تحت تأثیر انقلاب اکتبر، از انقلابِ بلافاصله‌ی سوسیالیستی حمایت می‌کند، و از سوی دیگر انبوه مفاهیم و نوشته‌هایی را داریم که تدارک طولانی و گذار تدریجی و آرام به‌سوی سوسیالیسم را لازم می‌بیند.  

مارکس، سرمایه و جنونِ عقل اقتصادی / دیوید هاروی / ترجمه‌ی حسین رحمتی

سرمایه‌ی کارل مارکس بی‌تردید یکی از مهم‌ترین متون نوشته‌شده در عصر مدرن به‌شمار می‌رود. این کتاب از همان سال 1867، که نخستین جلد از سه جلدش منتشر شد، تأثیری عمیق بر اقتصاد و سیاست در نظریه و عمل در سرتاسر جهان گذاشته است. هرچند مارکس در بافتار سرمایه‌داریِ نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم قلم می‌زد، آثار او در دنیای امروز موضوعیت بیش‌تری دارند.

گئورگی پلخانف و سوسیال‌دموکرات‌های منشویک روسیه / سعید رهنما

بازخوانی جنبش‌های رفرمیستی سوسیالیستی (5)
در مورد منشویک‌ها، و رفرمیسم روسی مطالب زیادی در فارسی، هرچند عمدتاً تعصب‌آلود، نوشته شده است و در این جا به‌طور خلاصه به جنبه‌هایی که به بحث حاضر مربوط‌ می‌شود، اشاره خواهد شد. می‌دانیم که مقدم بر ایجاد حزب سوسیال‌دموکرات کارگری روسیه، نخستین مارکسیست‌های روس تحت رهبری گئورگی پلخانف (۱۹۱۸-۱۸۵۶) سازمان «رهایی کار» را در سال ۱۸۸۳ در تبعید به‌وجود آورده بودند. پلخانف نماینده‌ی سوسیال‌دموکرات‌های روسیه در بین‌الملل دوم بود که در ۱۸۸۹ به‌وجود آمده بود.

پوپولیسم، نولیبرالیسم و عدالت توزیعی / لارنس الشولر / ترجمه‌ی احمد سیف

در یک محدوده‌ی محلی (برای نمونه در محل کار) آیا وضعیتی وجود دارد که موجب حمایت احساسی از پوپولیسم بشود؟ پرسش اخیر نکته‌ای است که در این مقاله بر آن تأکید خواهم داشت. بسیاری از نویسندگان به احساسات بسیار قوی که در کارزارهای سیاسی پوپولیست‌ها ابراز می‌شود اشاره کرده‌اند، ترس، خشم، سرخوردگی، و رنجش. به سؤالی که درباره‌ی حمایت احساسی از پوپولیسم داریم براساس سه مقوله می‌توان پاسخ داد.
– مناسبات پوپولیسم با دموکراسی.
– ظهور «انفجار پوپولیستی» کنونی و ضدیت پوپولیست‌ها با کثرت‌گرایی
– رابطه‌ی کثرت‌گرایی با احساس بی‌عدالتی در محل کار.

اقتصاد سیاسی بین‌المللی پورنوگرافی / شیلا جفریز / ترجمه‌ی رسول قنبری

صنعت پورنوگرافی، سکوی پرتاب به‌هنجارسازی معاصر صنعت روابط جنسی در غرب است؛ همان جایی که رشد قابل‌توجهی در سراسر این بخش [از صنعت روابط جنسی] آغاز شد. در انقلاب جنسی و ضدفرهنگی دهه‌ی 1970 تحت عنوان «عصیان‌گری» و آزادی‌بخشی از این صنعت دفاع شد، اکنون دیگر به صنعتی بسیار سودآور تبدیل شده است و جریان اصلی درآمد شرکت‌های بزرگ را تأمین می‌کند. پایه و اساس این صنعت، استفاده‌‌ی جنسی از دختران و زنان جوانی است که  بی‌خانمانی و سابقه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی یا  قاچاق انسان، آسیب‌پذیر‌شان کرده است. اما سود این صنعت عاید کسانی نمی‌شود که بیش‌ترین آسیب را از آن می‌بینند. این آسیب‌ها به واسطه‌ی به‌هنجارسازی پورنوگرافی در بین فرهنگ‌های عامیانه از طریق سرگرمی، ورزش، موسیقی و صنایع مد، از دیده‌ها پنهان شده‌اند . پورنوگرافی، صنعت سکس را باب‌روز ساخته است. این صنعت برای استریپ‌کلاب‌ها که با نام «پورنوگرافی زنده» نیز شناخته می‌شود و در نهایت برای فاحشه‌خانه‌ها و دیگر اشکال فحشا مشتری دست‌وپا کرده است. دو برابر شدن درصد مردانی که در 10 سال اخیر در انگلستان از زنان برای فحشا استفاده می‌کنند، به ‌به‌هنجارسازی استثمار جنسی تجاری زنان نسبت داده شده است که به‌واسطه‌ی پورنوگرافی و استریپ‌کلاب‌ها ممکن شده است. در این مبحث، گسترش و جهانی‌سازی این صنعت و آنچه را که در تولید آن دخیل است بررسی خواهم کرد.

عصر تنهایی بشر / جورج مونبیو / ترجمه‌ی محمود حایری

این زمان را چه بنامیم؟ عصراطلاعات نیست چون فروپاشی جنبش‌های آموزش همگانی خلأیی به وجود آورده که بازاریابی و نظریه‌‌های توطئه آن را پر کرده است. عصر دیجیتال همانند عصر حجر، عصر آهن و عصرفضا در مورد مصنوعات دست بشر خیلی بیش‌تر صحبت می‌کند تا در مورد جامعه. دوره‌ی آنتروپوسین که در آن انسان تأثیر عمده‌ای روی محیط زیست کره‌ی زمین گذاشته است، قادر به تمایزبخشیدن به این قرن در مقایسه با قرن قبلی نیست. کدام تغییر اجتماعی زمان ما را ازدوره‌ی قبل متمایز می‌سازد؟ برای من روشن است. این دوره، عصر تنهایی است.

کروپتکین، خود-ارزش‌زایی و بحران مارکسیسم / هری کلیور / ترجمه‌ی هومن کاسبی

چکیده
فروپاشی دولت‌های سوسیالیستی و بحران جاری سرمایه‌داری غربی -که هر دو ناشی از مخالفت مردمی فراگیر هستند- مستلزم بازنگری آنارشیست‌ها و مارکسیست‌ها از تمام صفوف در مسئله‌ی فراروی از جامعه‌ی معاصر است. این‌گونه بازنگری باید شامل بررسی مجدد اندیشه‌ی انقلابیون پیشین و همچنین تجربیات آن‌ها در تحولات اجتماعی گذشته باشد.

رودلف هیلفردینگ و جنبه‌هایی از مارکسیسم اتریشی / سعید رهنما

بازخوانی جنبش‌های رفرمیستی سوسیالیستی (4)
«مارکسیست‌های اتریشی» را نمی‌توان به‌راحتی در کنار دیگر رفرمیست‌ها و تجدیدنظرطلبان قرار داد و اکثر آن‌ها به‌نوعی به جناح‌ چپ سوسیال‌دموکراسی گرایش داشتند، اما مرور خلاصه‌ای از تحولات نظری آن‌ها، چه از نظر نحوه‌ی گذار به سوسیالیسم و چه تحلیل‌شان از تغییر و تحولات طبقاتی، با بحثِ رفرمیسم ارتباط مستقیم پیدا می‌کند. نظریه‌پردازان عمده‌ی این مکتب، ازجمله کارل رِنِر (Karl Renner)، اُتو باوِر (Otto Bauer)، ماکس اَدلر (Max Adler)، و رودُلف هیلفرینگ (Rudolf Hilferding)، از رهبران حزب سوسیال‌دموکرات کارگری اتریش بودند. کارل رنر پس از پایان جنگ جهانی اول وسقوط امپراتوری اتریش – مجارستان به ریاست دولت موقت رسید، و پس از روی کار آمدن فاشیست‌ها در اتریش و شکست نهایی آن‌ها در جنگ جهانی دوم، باردیگر در پی ائتلاف با دیگر احزاب سوسیالیست و کمونیست به دولت بازگشت و اولین صدراعظم اتریش مستقل شد. وی در دوران صدارت خود، اصلاحات مهمی را به نفع طبقه‌ی کارگر، ازجمله هشت ساعت کار در روز و بیمه‌ی بیکاری را به پیش برد. رِنِر بسیاری از مهم‌ترین نوشته‌های خود را با نام مستعار منتشر می‌کرد. دیگر نظریه‌پردازان مارکسیسم اتریشی نیز در مقاطعی دارای منصب‌های مهم دولتی بودند. از جمله برونو باوِر وزیر خارجه، و هیلفردینگ وزیر مالیه و اقتصاد (در آلمان) بودند. ازاین‌رو، آن‌ها همگی مشکلات پیشبرد سیاست‌های سوسیالیستی ازجمله اجتماعی‌کردن‌ها را در عمل تجربه کردند.

مانیفست در قرن بیست‌ویکم / یانیس واروفاکیس / ترجمه‌ی نرگس ایمانی

مقدمه‌ی یانیس واروفاکیس بر چاپ 2018 مانیفست کمونیست

یادداشت مترجم

 نوشته‌ی پیشِ رو مقدمه‌ی یانیس واروفاکیس، اقتصاددان و سیاستمدار یونانی، بر طبع و انتشار دیگربارِ اثر «ماندگار» مارکس و انگلس، مانیفست حزب کمونیست، است. واروفاکیس می‌کوشد در این یادداشت از میان امکان‌های بسیارِ مندرج در مانیفست، بر همین یک، ماندگاری اثر، انگشت گذارد و رمزگان ــ و نه رمزوراز ــ این ماندگاری را با ما فاش گوید. اما به چه اعتبارﹾ رمزگان و نه رمزوراز؟ انگاره‌ی رمزگان‌گشاییِ یک اثر با این انگاشته همراه است که اثر در یک سو، در اکنونِ خویش و در سوی دیگر، در اکنونِ ما (اکنونِ غیرـ‌خویش) با کدامین واقعیت‌ها چفت‌وبست شده، می‌شود؛ بر کدامین نابه‌هنجاری‌ها مکث کرده، می‌کند؛ به کدامین پاسخ‌ها نایل آمده، می‌آید؛ چه نویدهایی داده، می‌دهد.