نقد اقتصاد سیاسی

نما rss

«برایِ» نیروی از دست دادن و به‌هم‌پیوستن / مهسا اسداله‌نژاد

(0)
02/10/2022

آینده در دست‌هایی که می‌گیریم،‌ رؤیاهایی که می‌بافیم، بدیل‌هایی که می‌آفرینیم، ساخته می‌شود؛ پر از نگرانی و امیدِ توأمان. آینده‌ای که رو به آن، باوجود نابودگری، دوام می‌آوریم.

ژینا: شبح تاریخ پیرامون / جهانگیر محمودی

مرگ ژینا امینی با نام و هشتگ #مهسا_امینی به ترتیب در فضای واقعی و مجازی به‌سرعت به نمادی از کنش‌گری جمعی در سراسر ایران و همبستگی سیاسی-اجتماعی بی‌سابقه‌ای در سطح بین‌المللی تبدیل شد. با این حال، آنچه آغازگاه و کانون این کنش‌گری را برساخت (نه فقط لحظه‌ی خاک‌سپاری و پرفورمنس‌های خلاقانه‌ و شعارهای طنین‌اندازش بلکه کل تاریخ‌های رادیکال سازنده‌ی چنین حیات سیاسی-اجتماعی‌ای) پس از چند روز با همان سرعت در بازنمایی‌های رسانه‌ای به حاشیه رفت.

«دختر خیابان انقلاب» تکثیر می‌شود / عرفان آقایی

نقش کنشگری هنرمندانه‌ی دختران خیابان انقلاب و رسانه‌های فمنیستی در تثبیت گفتمان زنانه‌ی حاکم بر اعتراضات چه بوده است؟ این یادداشت در تلاش است تا این پرسش‌ها را با تکیه بر آرای موف و همچنین مروری بر تاریخ حضور زنان در جنبش‌های اعتراضی در ایران واکاوی کند.

حجاب، از کلافگی‌های روزمره تا استیصال / آذر تشکر

تحلیل خیزش شهریور 1401 برمبنای تجربه‌ی زیست زنانه

خیابان سیاسی / هه‌ژبین شاهو

خیابان امروز عرصه‌ی سیاست رادیکال است. سیاست خیابانی و خیابان سیاسی شده است. سیاست خیابانی سوژه‌های خویش را فراخوانده است، امر اخلاقی- سیاسی در خیابان جریان دارد. آنانی که در انتظار سیاست‌ رهایی‌بخش بوده‌اند، فقط کافی است به خیابان گوش فرا دهند، خیابان آنان را به‌سوی خویش فرامی‌خواند.

شوق یک خیز بلندِ زنان / حامد سعیدی

غلیان‌های پرتنشی که در اعماق جامعه‌ی ایران پیوسته در جریانند و هرازگاهی در برهه‌های مشخصِ تاریخی سر بر می‌آورد، این‌بار به شکل متفاوت‌تری فوران کرد. با این‌که انبوهی از تنش‌های اجتماعی و سیاسی ـ برآمده از بحران‌ها و انسدادهای ساختاری و ادواری دائماً تشدید شده ـ با هم تلاقی کردند و گستره و عمیق این خیزش سراسری را شدت بخشیدند.

برگرد؛ مرثیه‌ی ناتمام را تمام کن / مبین رحیمی

برگرد، زمین ازآنِ توست. راهی به‌جز بازگشت، پیشاروی تو نیست؛ این تقدیرِ تاریخیِ توست. مادرانِ سوگ‌وار؛ مالیخولیاوار، دیگر طاقتِ شیون نکردن ندارند. برگرد و این مرثیه‌ی ناتمام را تمام کن. تا کجا می‌توان تاب آورد این احساس را، که چیزی غایب است: برگرد؛ غیابت سنگین است برای سرزمین. مرثیه دیگر غیابت را بَرنمی‌تابد.

در میانه‌ی دوره‌ی سرنوشت‌ساز / نسیم ساداتی

طرح چند نکته برای ادای سهم در گفت‌وگو برسر گام‌های پیشارو: جامعه‌ی ما بار دیگر در یک دوره‌ی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. دوره‌ی کنونی پی‌آمدهای بسیار بزرگی در سیر مبارزات مردمی و برای آینده‌ی کشورمان دربردارد

مسأله‌ی سوژه‌ی انقلابی و جنبش مردمی در ایران / مجید فنایی

جنبش‌های افقی امروزی به صورت مولد و بدون مرکز حتی شعار واحد را برنمی‌تابند. وحدت تنها در «یگانگی استثمار تکینه‌ها» ممکن است و پرچم‌داران جنبش های جدید «بدن‌هایی هستند که برای زندگی خود می‌جنگند». پس پیش از هر اقدام روشن‌فکرانه و ادعای سخن گفتن از بی‌صدایان، «بگذاریم حقیقت خود سخن بگوید».

درباره‌ی مهسا و ایران / یوسف اباذری

از پی درگذشت مهسا امینی، یکی از مهم‌ترین غلیان‌های اجتماعی در ایران رخ داده و در فضایی لبالب از احساس یگانگی، مردمانی از گروه‌ها و اقشار متفاوت را به هم پیوسته است. غلیان اجتماعی پدیده‌ای متناقض است: از یک‌سو اندوه‌گذاری‌ای‌ عظیم است و از سوی دیگر شادی بیکران. این دو احساس هم‌اکنون در منتهای حدت خود در خیابان‌های ایران به چشم می‌خورد.

«بدن»ی که می‌شویم / نرگس ایمانی

هیچ‌یک از ناآرامی‌ها و اعتراض‌های رخ‌داده در سال‌های اخیر، این‌چنین با مطالبه‌ی رهایی بدن عجین و درهم‌تنیده نبوده است. درست است که به‌نوعی می‌توان ناآرامی‌های پیشین را به قسمی اعتراض به درهم‌فشردگی و تنگنای اقتصادی یا سیاسی بدن‌های دربند ربط داد، اما در این جنبش‌ها مطالبه‌ی رهایی بدن هیچ‌گاه به این شفافیت و علنیت ــ که در ناآرامی‌های اخیر شاهدش هستیم ــ طرح و طلب نشده بود.

به خرد جمعی معترضان اعتماد کنیم / فائق حسینی

آیا می‌توان به اعتراض‌هایی خیابانی دل بست که سازمان، تشکیلات و یا رهبری خاص مدیریت و سازماندهی آن را برعهده ندارد؟ بله! می‌توان اعتماد کرد و این اعتماد به‌ویژه از سمت فعالان سیاسی و اجتماعی ضرورت دارد. این مسئله دو وجه دارد، اول آن‌که آیا به‌طور کلی می‌توان به سازماندهی شدن اعتراضاتی که هیچ تشکیلاتی در پشت خود ندارد امید بست؟ دوم آن‌که چه امکانات و نیازهایی برای تشکل‌یابی این جریانات وجود دارد؟