نقد

نما rss

حزب توده و نیروی سوم: از اسطوره تا واقعیت / گفت‌وگوی محمدحسین خسروپناه، حمید شوکت، پرویز صداقت و آرمان نهچیری

(0)
25/10/2021

از مجموعه میزگردهای «درس‌های یک قرن»
______________
هدف در این‌جا تکرار روایت‌های تاریخی از حزب توده و منشعبان آن نیست، بلکه می‌کوشیم با زدودن اسطوره‌ها از روایت‌های تاریخی، کارنامه‌ی تاریخی، ایدئولوژیک، سیاسی، اجتماعی و سازمانی هر دو جریان را واکاویم و بپرسیم نسل‌های امروز چه درس‌هایی از ایدئولوژی، سیاست‌ورزی، کنشگری اجتماعی و فرهنگی و نحوه‌ی سازمان‌دهی این دو جریان که خصم یکدیگر شدند، می‌آموزند؟

پیش‌درآمدی بر اقتصاد سیاسی ایران در قرن گذشته / احمد سیف

درباره‌ی شرایط اقتصاد ایران در آغاز قرن گذشته، و دلایل بازتولید خودکامگی در ایران پس از مشروطه، همراه با بحثی درباره‌ی دلایل مخالفت دکتر محمد مصدق با طرح راه‌آهن سراسری رضاشاه

بحران کرونا و نظام سرمایه‌داری جهانی / محسن شهمنش و آرش کیا

ویدیوی کامل وبینار «بحران کرونا و نظام سرمایه‌داری جهانی»

ساختار طبقاتی در جهان و فرایند تغییر آن/ فرهاد نعمانی

هدف این بررسی کوششی است تطبیقی-کمّی برای عملیاتی‌کردنِ بررسی تغییر ترکیب ساختار طبقات اجتماعی و فرایند پرولتریزاسیون و نابرابری در جهان در مقیاس جهانی در زمینه‌ی ‎ گسترش نولیبرالیسم طی دوره‌ی زمانی 2000 تا 2019

فصلنامه‌ی نقد اقتصاد سیاسی، شماره‌ی 19

جدیدترین شماره‌ی فصلنامه‌ی نقد اقتصاد سیاسی در بیش از 800 صفحه منتشر شد.
برای دریافت فایل پی دی اف کامل فصلنامه به متن خبر مراجعه فرمایید

کارفرمایان یونیفورم‌پوش / مارکو درِمو / ترجمه‌ی کیوان مهتدی و آنیشا اسداللهی

این یادداشت کوتاه درباره‌ی گستره‌ی عمل نیروهای نظامی در اقتصاد کشورهای خاورمیانه، یک نکته‌ی مبنایی را حل‌نشده باقی می‌گذارد. چگونه ارتش کارفرما نه تنها با حال‌و‌هوای مذهبی که وجه‌مشخصه‌ی دولت‌های خاورمیانه است هم‌زیستی می‌کند، بلکه هم‌زمان با نولیبرالیسم سخت‌ و راست‌کیش سازگار است؟ زمانی‌که خصوصی‌سازی مد روز نبود، ارتش با آسودگی بیشتری می‌توانست خود را همچون موتور توسعه جا بزند. اما الان چطور؟ جالب آن‌که ارتش‌های نام‌برده در واقع از موج نولیبرالیسم سود برده‌اند، چراکه خود و بنیادهایشان صنایعی را که دولت به نام آزادسازی رها کرده بود از آن خود ساختند.

اهداف خوب بدون نیروی اجتماعی مانند اندیشه است بدون عمل / نادر عصاره

ارزیابی انتقادی میزگرد «چپ و انقلاب‌های ناتمام»

فساد مالی و اقتصادی در افغانستان / احمد سیف

بازخوانی رسوایی مالی بانک کابل
____________
سقوط دوباره‌ی افغانستان در دستان طالبان بعد از گذشت 20 سال از اشغال نظامی این کشور پرسش‌های زیادی درباره‌ی علل وضعیت کنونی و قدرت‌گیری دوباره‌ی طالبان پدید آورده است. تردیدی نیست که نقش امپریالیسم و قدرت‌های ارتجاعی منطقه‌ای بسیار پررنگ است، اما یک عامل را نباید نادیده گرفت و آن فساد نظام‌مند مالی و اقتصادی است که در سرتاسر دوران 20 ساله‌ی اشغال در دولت‌های دست‌نشانده‌ی این کشور حاکم بوده است.

تعلیق زمان حال از نوعی دیگر / محمد مالجو

درباره‌ی پروژه‌ی تحقیقاتی ابراهیم توفیق
________________
پروژه‌ی فکری آقای ابراهیم توفیق و همکاران‌شان پروژه‌ای است کثیرالوجوه، اما من این‌جا فقط به یک وجه از مباحث ایشان می‌پردازم. خلاصه‌ی صحبت‌ام در جلسه‌ی حاضر این است که آقای توفیق نتیجه‌ی هوش‌مندانه‌ای را از بررسی بخشی از مطالعات علوم اجتماعی در ایران به‌درستی استنتاج کرده‌اند اما احتمالاً نابه‌جا به کلیت علوم اجتماعی ما تعمیم داده‌اند.

ایران و سرمایه‌داری مافیایی: نمونه‌ی محمودرضا خاوری / احمد سیف

چه شد و چه پیش آمد که در ایران با موارد متعدد فساد مالی و اقتصادی روبرو شده‌ایم؟ در چند سال گذشته روز و هفته‌ای نبود که یک اختلاس بزرگ و یا رشوه‌ستانی گسترده و فساد مالی در ایران کشف نشده باشد.

زنان افغانستان، اشغالگران و طالبان / راوا

مقاومت در سرشت بشر است و تاریخ گواه آن است. ما مشاهده کرده‌ایم که هیچ میزانی از ستم، خودکامگی و خشونت نمی‌تواند مقاومت را متوقف کند. زنان بار دیگر به زنجیر نمی‌افتند! درست صبح روزی که طالبان به پایتخت وارد شدند، گروهی از زنان جوان شجاع ما بر دیوارهای کابل شعار «مرگ بر طالبان!» نوشتند. زنان ما اکنون از لحاظ سیاسی آگاه هستند و دیگر نمی‌خواهند زیر برقع زندگی کنند، کاری که 20 سال پیش طالبان به‌راحتی انجام دادند. ما به مبارزه‌ی خود ادامه می‌دهیم.

شکست در افغانستان / طارق علی

تأکید بسیار بر میانگین سنی در افغانستان شده است: 18 سال در جمعیتی 40 میلیون نفری. این به خودی خود معنایی ندارد. اما این امید وجود دارد که جوانان افغان پس از این درگیری چهل‌ساله برای زندگی بهتر تلاش کنند. برای زنان افغان این مبارزه به‌هیچ‌وجه پایان نمی‌یابد. در بریتانیا و جاهای دیگر، همه‌ی کسانی که می‌خواهند بجنگند باید تمرکز خود را بر روی پناهندگانی بگذارند که به زودی درب ناتو را خواهند کوبید. پناهندگی حداقل چیزی است که غرب به این مردم بدهکار است: غرامتی ناچیز برای یک جنگ غیرضروری.