نقد اقتصاد سیاسی

برچسب: علی رها

درباره‌ی مسأله‌ی سازمان و سازمان‌دهی / علی رها

درس‌های یک قرن:
آیا برای دگرگونی مفهوم سازمان و سازمان‌دهی، گزینش اصولی اخلاقی کفایت می‌کند؟ آیا تعدیل مقررات خشک درون‌سازمانی و تأکید بر دموکراسی سیاسی کافی است؟ آیا نقد «سانترالیسم دموکراتیک»، با این‌که گامی به پیش است، معضل سازمان‌دهی را برطرف می‌کند؟ آیا مشکل اساسی شکلِ یک تشکیلات سیاسی است و آیا خود این شکل بازگوکننده‌ی محتوایی معین نیست؟ پس راه خروج چیست؟

تأملی در حواشی نقد «فلسفه‌ی حق» هگل / علی رها

با گذشت قریب به ۱۸۰ سال از نگارش «نقد فلسفه‌ی حق هگل» اثر مارکس، اثری که سالیان سال مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، هنوز ابعاد مهمی از آن شناخته نشده است؛ ابعادی که نه فقط نشانگر فرآیند تکوین سپهر اندیشه مارکس هستند، بلکه برای شرایط امروز نیز موضوعیتی بالفعل دارند

مارکس، سکولاریسم و جامعه‌ی مدنی / علی رها

نقد اجتماعى از كجا بايد آغاز كند؟ آيا آن طيف وسيعى كه در مجموع هويتى «سكولار» دارند بايد با نقد ذهنيت مذهبى، و يا نقد دين به‌خودى خود شروع كنند؟ آيا مى‌توان مشكلات به‌واقع دنيوى را به امور دينى تقلیل داد؟ به‌خصوص کسانی که  براى دين منشأیى «سماوى» قائل نيستند، با تناقضات زمينى و تعارضاتى كه به جوهر هستى اجتماعی انسان مربوط می‌شود، چگونه بايد برخورد كنند؟ آيا نيل به يك جامعه‌ی سكولار غايتى در خود است؟ 

مارکس، اشتیرنر، فلسفه و انقلاب / علی رها

«انقلاب می‌تواند به هر نیتی سرهایی را که فلسفه برای اندیشیدن به کار برده است از تن جدا کند. اما اگر انقلاب بر فلسفه مقدم می‌بود، فلسفه هرگز نمی‌توانست از سرهای بریده‌شده توسط انقلاب استفاده کند.»

هاینریش هاینه، دین و فلسفه در آلمان

سرمایه‌ی مالی و بحران سرمایه‌داری جهانی / علی رها

در دورپیمایی سرمایه جهانی که ظاهراً از نمودی خودگردان برخوردار گشته، و به‌سان «چیز در خودی» غیر قابل‌شناخت، گویی کلّ دنیا را مسخ و جادو کرده است، نقاط عطفی فرامی‌رسد که پوسته‌ی اسرارآمیزش فروریخته و سرشت تضادمندش پدیدار می‌شود.

چنین نقاط عطفی معمولاً توأم با ظهور بحران‌ها‌ی اقتصادی بوده است. آنچه امروز در بحران سرمایه‌ی مالی نمایان گشته این‌ست که وجود بحران نه فقط ذاتی روابط سرمایه‌داری است، بلکه ترمیم بحران‌های دوران پیشین نیز به‌معنی حذف بحران نبوده و معضل انباشت سرمایه را با شدت و حدت بیشتر و ابعادی عمیق‌تر از نو بروز می‌دهد.

سیر تکوینِ کاپیتال: در پرتو مکاتبات مارکس و انگلس / علی رها

ساختمان کاپیتال معرف دگردیسی تاریخ فاکت‌ها به فاکت حضور بالفعل خرد در تاریخ است. این پیوستگی درونی اجزای کتاب در یک کلیت انضمامی است که دیالکتیک مارکسی را منحصربه‌فرد می‌کند؛ به وجهی که از دیالکتیک استادش هگل، بسیار درونی‌تر، عمیق‌تر، واقعی‌تر و تاریخی‌تر نمادین می‌گردد. درهم‌تنیدگی اقتصاد، با فلسفه، با تاریخ و کنش نقادانه‌ی اجتماعی، تمامیت آنچه را تا آن زمان «اقتصاد سیاسی» نام گرفته بود نیز زیرورو می‌کند.

کندوکاوی در «گروندریسه» مارکس – دست‌نوشته‌های ۵۸-۱۸۵۷ / علی رها

در آستانه‌ی انتشار ترجمه‌ی فارسی جدیدی از گروندریسه:
امید می‌رود ترجمه‌ی جدیدی که به همت حسن مرتضوی و کمال خسروی از گروندریسه منتشر می‌شود، به‌واسطه‌ی شرایط نوین ایران و برآمد حرکت‌های اعتراضی چند سال اخیر، باعث گشایش مباحث تازه‌ای گردد. پیشگفتاری که کمال خسروی بر این ترجمه‌ی جدید نوشته است، بر جنبه‌های معینی از گروندریسه تکیه دارد و شاید بتواند به سرفصل تبادل نظری زنده و پویایی تبدیل گردد که از طریق بازنگری سپهر اندیشه‌ی مارکس، به بازسازی مبانی نظری خودِ شرکت‌کنندگان در بحث منتهی شود.

گشت‌وگذاری در حاشیه‌ی دست‌نوشته‌های ریاضی مارکس / علی رها

مطالعه‌ی ریاضیات که به قول مارکس در اوایل دهه‌ی ۶۰ فقط در «اوقات فراغت» انجام می‌گرفت، به‌مرور به پژوهشی درباره‌ی تاریخ و روش ریاضیات ارتقا یافت و نهایتاً، مانند هر عرصه‌ای که مارکس واردش می‌شد، به دستاوردهایی مستقل منجر گردید. ماحصل این پژوهش فشرده که از اواسط دهه‌ی ۷۰ شدت یافت، «دست‌نوشته‌های ریاضی» اوست.

بنیادگرایی دینی، علم و فلسفه / علی رها

سمت‌گیری‌های متضاد و روش‌های مقابله با ویروس کرونا در ایران در عین حال با مرحله‌ی تازه‌ای از جدال‌های برون‌مرزی حول برنامه‌ی هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها توأم بوده است. هیچ‌کس، حتی خود زمامداران امور نیز باور ندارند که با سرکوب جنبش‌های اعتراضی اخیر، اجتماع تمکین کرده، زندگی عمومی روالی «عادی» یافته و بحران مشروعیت خاتمه پیدا کرده است. کاملاً برعکس. یکی از مهم‌ترین تبعات بحران کرونا، تشدید توهم‌زدایی از وضع موجود و تداوم تنش‌های سیاسی درون «کشتی نظام» بوده است.

کارل مارکس و دیالکتیک رهاییِ «پرومته‌ی در زنجیر» / علی رها

«پرومته برجسته‌ترین قدیس و شهید تقویم فلسفی است.»

مارکس ۱۸۴۱

کیست این پرومته‌ای که مارکس این‌گونه از او یاد می‌کند؟ کیست که «گوته» در وصف او شعر می سراید و بتهوون برایش اورتور می سازد؟ این موجود اسطوره‌ای کیست که ۲۵۰۰ سال پس از آفرینش او در تراژدی آیسخولوس (Aeschylus) هنوز در ادبیات جهانی و نیز در ایران[1] حضوری زنده و پرمناقشه دارد؟

سهمی در بازیافت انقلاب ۵۷ برای آغازی نو / علی رها

انقلابی که «بود» چنان بی‌رحمانه «نابود» شد که با گذشت ۴۰ سال، فرآیند «شدن»اش گویی از اذهان گریخته است. روایت‌های بسیاری که درباره‌ی انقلاب ۵۷ نوشته شده است، کمابیش به نوعی از نتایج هولناک آن تأثیر پذیرفته‌اند. آن‌چه دراین فاصله‌ی زمانی می‌بایست محفوظ نگاه داشته می شد اما ظاهراً فراموش شده است، زمینه‌های ظهور، تداوم و بالندگی انقلابی سراسری است که با سرنگونی شاه در بهمن ۵۷ به پایان نرسید و تا اوایل 1360 کماکان ادامه یافت.

مبانی جامعه‌ی پساسرمایه‌داری در «سرمایه» مارکس / علی رها

کارل مارکس از همان عنفوان جوانی پی برده بود که طراحی و قالب‌گیری جامعه‌ی آینده کار بی‌ثمری است که جز جماد فکری و ناکجاآباد و مدینه‌ی فاضله، نتیجه‌ای به بار نخواهد آورد. او درسال ۱۸۴۳ در نامه‌ای به آرنولد روگه عنوان کرده بود که به‌عوض ساختمان آینده، وظیفه‌ی ما «نقد بی‌رحمانه‌ی همه‌ی چیزهای موجود است.» (مجموعه آثار، ۳:۱۴۲) از «نقد فلسفه‌ی حق هگل» تا «نقد اقتصاد سیاسی» (عنوان فرعی «سرمایه»)، «نقد» هم در عرصه‌ی نظری و هم در عرصه‌ی عملی، همواره رکن اساسی اندیشه‌ی مارکس بود. اما این‌که این نقد در نزد مارکس چه معنا و مفهومی دارد خود موضوعی است که درمیان پیروان او تعابیری متفاوت و حتی متناقض داشته است.