آخرین مقاله‌ها

جان بلامی فاستر

مارکسیسم و بوم‌شناسی / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی فرزانه راجی

0 Comments

پیونددادن مارکسیسم با تحول زیست‌محیطی ابتدا شبیه تلاش برای پل زدن بین دو جنبش و گفتمان کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد، هرکدام با تاریخ و منطق خود: یکی از آن‌ها عمدتاً با روابط طبقاتی سروکار دارد، دیگری با روابط بین انسان‌ها و محیط. اما سوسیالیسم از لحاظ تاریخی بر رشد و گسترش اندیشه‌ و عمل زیست‌محیطی تأثیر داشته است، درعین حال بوم‌شناسی به عمل و اندیشه‌ی سوسیالیستی آگاهی رسان بوده است. از قرن نوزدهم ارتباط بین این دو پیچیده، متقابلاً وابسته و دیالکتیکی بوده است. [...]

بازگشت انگلس / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی مهرداد امامی

1 Comment

نزد انگلس، و نیز از نظر مارکس، راه‌گشای سوسیالیسم تنظیم عقلانی متابولیسم نوع بشر و طبیعت به‌نحوی است که باعث توسعه‌ی کامل‌ترین بالقوگی ممکنِ انسان شود در حالی که از نیازهای نسل‌های آینده حفاظت می‌کند. در نتیجه جای تعجب ندارد که ما در قرن بیست‌ویکم شاهد بازگشت انگلس هستیم، کسی که همراه با مارکس، پیوسته بر مبارزات تأثیر می‌گذارند و منشأ الهام امیدهایی ­است که عصر بحران‌زده و لزوماً انقلابی ما را تعریف می‌کنند. [...]

مارکسیسم و مکتب اونو / جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی صادق فلاح‌پور و علیرضا خزائی

0 Comments

اگر هدف نظریه، فهم تاریخ برای تغییر آن است پس مهم است که این حقیقت ساده را به‌خاطر داشته باشیم که سرمایه‌داری چیزی مجزا از تکامل تاریخی خود نیست. انگاره‌ی یک جامعه‌ی ناب سرمایه‌داری، همواره در خطر بدل شدن به یک انتزاع عاری از زندگی قرار دارد که از ضرورت فراهم کردن راهی برای رخنه در منطق فرایند انباشت مجزا شده است؛ همان منطقی که در کانون تاریخ آشکار سرمایه‌داری، از ظهور تا تعالی نهایی آن، جای گرفته است. جدا کردن بیش‌ازحد قاطعانه‌ی تحلیل نظری از تاریخ انضمامی به معنای بت‌واره کردن نظریه است «چنان‌که گویی وظیفه، برقراری تعادل دیالکتیکی مفاهیم بوده است و نه درک مناسبات واقعی!» [...]

نظریه‌ی مارکس درباره‌ی بی‌ثباتی طبقه‌ی کارگر و موضوعیت آن برای امروز / ر. جمیل جونا و جان بلامی فاستر / ترجمه‌ی فروزان افشار

0 Comments

حق آن است که در مقابل این ادعا که «پریکاریا تنها قادر است چنان خودش را بیافریند که بی‌درنگ در کام عدم فرو شود»، باید بار دیگر بر اهمیت ارتش ذخیره‌ی کار در چارچوب درک مارکس از طبقه‌ی کارگر تأکید بگذاریم. در این میانه، وظیفه‌ی تاریخی همان است که بود: اتحاد طبقه‌ی کارگر نه به منظور «جهانی کردن» پرولتاریا، بلکه به قصد فراتر رفتن از آن. [...]