آخرین مقاله‌ها

Articles by نقد اقتصاد سیاسی

تندیسِ زنده‌ی موبدِ فره‌مند / کمال خسروی

1 Comment

آنچه سیدجواد طباطبایی در مقاله‌های اخیرش در نشریات «مهرنامه» و «فرهنگ امروز» تحت عناوین «از میهن باید دفاع کرد به ننگ یا به نام!» و «جهل دلیل نیست» منتشر کرد، تازگی داشت و، اذعان می‌کنم، مایه‌ی شگفتی بود. محتوایی تا این اندازه فقیر و درمانده و تهیْ مایه، زبانی چنین سخیف، زمخت، ناویراسته و ناپیراسته، برهان‌هایی چنان سست و به‌هم‌ریخته، «استوار»، یا بهتر بگویم پای لرزان ایستاده، بر جهل و تجاهل و لحنی چنین به‌کودکانه‌گی، لجوجانه و پرخاشگر، با جار و جیغ و زاری از طباطبایی انتظار نمی‌رفت. اگر این دو مقاله «اثر» روزنامه‌نگاری دونْ‌پایه بودند که در بلندپروازی و خشنودسازیِ اربابی، نادانسته‌هایش را به زبانی نیاموخته، وجه‌المعامله‌ی لقمه‌نانی کرده بود، یا مُبلّغی جوان که به سفارش سازمان جوانان حزبش هیجان‌ نوآموخته‌هایش را به قلم آورده بود، یا حتی اثری از مُنشآت «استادان» و «دانشیاران» تازه و صاحب مدرک و صاحب منصبی بود که به حق شایسته‌ی عنوان زمخت «دکترها و استادان رانتی» هستند، نه جای شگفتی بود و نه اساساً جاذبه‌ای برای خواندن، آن‌هم تا به پایان، وجود می‌داشت. اما این‌ها نوشته‌ی استاد دکتر سید جواد طباطبایی بودند، مترجم «لنین و فلسفه» و نویسنده‌ی «خواجه نظام‌الملک» و «ابن خلدون و علوم اجتماعی». [...]

بحران حاکمیت در سوریه و تلاش کردها برای تأسیس خودگردانی دموکراتیک در روژئاوا / عباس ولی / ترجمه‌ی مراد روحی

0 Comments

وجود یک جمهوری فدرال دموکراتیک، شرط امکان حیاتیِ [تأسیس] خودگردانی دموکراتیک در سوریه‌­ی پس از بحران است. تا زمانی که یک نظم فدرال دموکراتیک در سوریه غایب باشد، تنها بحران حاکمیت و گسست در ساختار این حاکمیت مسلط می‌­تواند تداوم پروژه­‌ی خودگردانی دموکراتیک در روژئاوا را تضمین کند. این نکته، به «درونی‌بودگی» قدرت حاکم و کیفیت ساختارِ نهادیِ آن برای مفهوم خودگردانی دموکراتیک، به‌مثابه‌­ی یک شیوه‌ی حکمرانیِ غیرحاکمی که تحت شرایط [آن] حاکمیت قرار دارد، اشاره دارد. این دو [یعنی خودگردانی دموکراتیک غیر حاکم و ساختارِ نهادی حاکمیت ملی] با همدیگر ارتباط درونی دارند. [...]

خاستگاه سرمایه‌داری / کریس هارمن / ترجمه‌ی بهرنگ نجمی

0 Comments

بحث ما بر سر یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌ها در تاریخ انسان است. هزار و صد سال پیش از این، در غرب اروپا و در سراسر جهان، ۹۸ یا ۹۹ درصد از مردم در روستاها زندگی می‌کردند و خودْ غذای مورد نیازشان را تولید می‌کردند؛ شهرها و جاده‌ها اندک و ارتباطات ضعیف بودند؛ سطح سواد پایین بود؛ استفاده از پول ناچیز بود و مبادله‌های اندکی که صورت می‌گرفتند در قالب دادوستد پایاپای بودند. پرسش این جاست که چه‌گونه از دل چنان وضعیتی، جامعه‌ای سر برکشید که در بیش از صد سال گذشته در اروپا با آن روبه‌روایم؛ جامعه‌ای که [اکثریت] مردمان آن در منظومه‌های شهری بزرگ زندگی می‌کنند؛ عموماً غذای مورد نیازشان را ـ که دیگران تولید کرده‌اند ـ از طریق نظام پولی می‌خرند؛ و با رشد عظیم صنعت و ارتباطات مشخص می‌شود. این تحول سترگ، این تغییر شکل، از آن‌چه ما معمولاً فئودالیسم می‌خوانیم، به سرمایه‌داری چه‌گونه رخ داد؟ [...]

حق به شهر، به‌مثابه دالّ فراگیر / پرویز صداقت

0 Comments

امروز، طلب حق به شهر مطالبه‌ای برای تأثیرگذاری در لحظه‌ی کنونی به‌مثابه تاریخ است. این حق تنها حق مطالبه‌گری برای زندگی روزمره‌ی شهری نیست، که بنای یک‌سر متفاوت جهانی دیگرگون را در دستور دارد. از این روست که هم یک نیاز امروز و هم یک پروژه‌ی اتوپیایی همیشگی است. حق به شهر در دو بُعد اهمیت دارد: از سویی مطالبه و ضرورت و نیازی است برای بازتولید اجتماعی و کالبدی در شهر و از سوی دیگر یک پروژه و یک مطالبه‌ی جمعی برای شهری جدید است که تبیین‌کننده‌ی حق برخورداری از چیزی است که وجود ندارد: حق به جهانی دیگرگون. [...]

کودتای نافرجام 15 ژوئیه در ترکیه و سیاست چپ / ازگر موتلو اولوس / مهرداد امامی

0 Comments

از شب کودتای نافرجام 15 ژوئیه‌ی 2016 حدود یک سال می‌گذرد. رابطه‌ی بین سازمان اطلاعات و امنیت ملی ترکیه ، ارتش و سیاست مدنی/غیرنظامی در زمینه‌ی کودتای نافرجام 15 ژوئیه هنوز مشخص نیست. رهبر حزب جمهوری خلق، کمال قلیچ‌دار اوغلو، با اظهار به «کودتای کنترل‌شده» ادعای جدیدی مطرح کرده است. به جز حزب جمهوری خلق، حزب دموکراتیک خلق‌ها که در مجلس صاحب کرسی است در کنار احزاب، سازمان‌ها و جنبش‌های قانونی چپ-سوسیالیست-کمونیست مباحث و استدلال‌های خود درباره‌ی فرآیند کودتا را هم‌چنان ادامه می‌دهند. در این مقاله سعی دارم رویکرد احزاب چپ-سوسیالیست را نسبت به کودتا، گفتمان‌های آن‌ها پس از کودتا و سیاست‌های کنونی‌شان را جمع‌بندی و روایت کنم. [...]

سوسیال دموکراسی رادیکال: فازِ گذار به سوسیالیسم دموکراتیک / سعید رهنما

3 Comments

برکنار از اقلیتی بسیار کوچک و ثروتمند و قدرتمند، اکثریت بزرگ مردم جهان به درجات مختلف از نظام سرمایه‌داری جهانی امروز صدمه دیده‌اند و کماکان صدمه می‌بینند. از دیدگاه نظری، برای عده‌ای نظام سرمایه‌داری موجود نظامی ابدی و جایگزین‌ناپذیر است و اگر هم ایرادهایی به آن وارد باشد، با اصلاحاتی قابل‌رفع است. در نقطه‌ی مقابل دیدگاه چپ به‌طور سنتی این بوده که نظام سرمایه‌داری به‌دلیل تناقض‌های درونی خود چاره‌ای جز نابودی ندارد و نظام سوسیالیستی جایگزین آن خواهد شد. در این گفتار، به هر دو این دیدگاه‌ها خواهم پرداخت. [...]

جهان زامبی / مایکل رابرتز  / ترجمه‌ی احمد سیف

0 Comments

آخر هفته‌ی گذشته زامبی‌ها به نشست گروه 20 در هامبورگ رسیدند. منظورم رهبران گروه 20 نیست بلکه گروهی است که خودشان را «1000 پیکره» می‌نامند و به شکل زامبی‌ها لباس پوشیده بودند و درخیابان‌ها راه می‌رفتند. اعضای این گروه می‌گفتند که می‌خواهند گروه 20 مدافع جامعه‌ی آزاد و برابر باشد، نه جامعه‌ای که در آن قدرت در کنترل افراد معدودی است و خواستند به این ترتیب نمادی از همبستگی و مشارکت سیاسی را به دنیا اعلام کنند. ولی در هامبورگ در میان رهبران جهان سرمایه‌داری همبستگی چندانی وجود نداشت. [...]

لرزه در پای‌بست‌های جهان/ اینگار سولتای

1 Comment

جهان به جنبش درآمده است. رخدادهای سیاسی در بُعدی جهانی، که پیش‌تر در فاصله‌ی دهه‌ها روی می‌دادند، اینک به‌ناگهان در کوتاه‌ترین زمان درپی هم می‌آیند: متلاشی شدن حزب بزرگ سوسیال دموکرات یونان و پیروزی حزب چپ در سال 2015، و در پی آن، گردن نهادنش به یوغ بردگی اعتباریِ اتحادیه‌ی اروپا تحت فرمان آلمان، برآمدن سراسری راست افراطی در کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری و چنگ انداختنش به قدرت در آمریکا، فرانسه و اتریش، «برگزیت». هم‌هنگام افزایش هم‌آوایی با سوسیال دموکرات‌های چپِ متمایل به کشاکش طبقاتی که نشان داده‌اند، بحران سوسیال دموکراسی «در غرب» پدیده‌ای خلق‌الساعه نیست، بلکه پی‌آمد سیاست نولیبرالی آن‌هاست. [...]

خطوط عمده‌ی نقدی بر معيارِ ابطال‌پذيری پوپر / کمال خسروی

2 Comments

هدف اين نوشته تنها طرح خطوط عمده‌ی نقدی‌ است بر معيار ابطال‌پذیری‌؛ يعنی‌ ترسيم چارچوبی‌ كه می‌‌تواند به‌مثابه‌ی استخوان‌بندی‌ نقدِ مشروح اين معيار به‌كار آيد و با بار كردن مصالح لازم و در خور بر آن، زمينه‌ی نقد و آزمون اين معيار را در همه‌ی جوانب و قلمروهايی‌ كه مدعی‌ كارآيی‌ است، فراهم آورد. معيار ابطال‌پذیری‌ جايگاه بسيار مهمی‌ در دستگاه شناخت‌شناسانه‌ی پوپر دارد و ضربه زدن بر اين شالوده نه تنها ساختمان فلسفه‌ی پوپر را متزلزل می‌‌كند بلكه می‌‌تواند رويكرد پوپر نسبت به تاريخ و منطق تحول اجتماعی‌ و تاريخی‌ را كه بر پی‌‌های‌ فلسفه‌ی علم او استوار است بی‌اعتبار سازد. ابطال‌پذیری‌ خشتی‌ است كه ديواره‌ی تمايز و تشخص پوپر، به‌ويژه نسبت به اثبات‌گرايان حلقه‌ی وين بر آن استوار است و با كشيدن اين خشت از پی‌، ديواره فرو خواهد ريخت. [...]

فقرِ مارکسیسم سیاسی / الکساندر آنیواس و کِریم نیسان جی‌اوغلو / ترجمه‌ی حسن آزاد

0 Comments

در نوشتار حاضر نشان می‌دهیم که مارکسیسم سیاسی از برخی کاستی‌های نظری رنج می‌برد که در میان آن‌ها فقدان ارتباط مداوم بین تجریدهای نظری و تحلیل‌های مشخص تاریخی بیش از هر چیز مسأله‌آفرین است. این ضرورتاً به آن معنا نیست که مارکسیسم سیاسی نمی‌تواند به برخی از پرسش‌های مطرح شده در این مقاله پاسخ نظری ارائه کند. اما پاره‌ای از کاستی‌ها باقی می‌مانند که برای ارائه‌ی نوعی تحلیل نظری باید مورد بررسی قرار گیرد. دو موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. نخست، مارکسیسم سیاسی باید برداشت نظری منسجم‌تری از رقابت بین دولت‌ها در گذشته و حال ارائه دهد. دوم، آن‌ها باید یک تحلیل نظری از خاستگاه تحول سرمایه‌داری ارائه کنند که از صورت‌بندی اروپامدار و انگلیس ‌ـ مدار کنونی‌شان فراتر برود. [...]

سه لحظه‌ی هژمونی نزد گرامشی / خوان دال ماسو / ترجمه‌ی نرگس ایمانی

1 Comment

در این مقاله میان سه لحظه‌ی استفاده از مفهوم هژمونی نزد گرامشی تمایز گذاشته‌ایم: 1) لحظه‌ی استراتژیکی که با تحلیل شرایط و روابط نیروها و ارتباط آن با مسأله‌ی جنگ داخلی و قیام پیوند می‌خورد؛ 2) لحظه‌ی هژمونی در جامعه‌ی در حال گذار به سوسیالیسم؛ 3) آن لحظه‌ی «تاریخی ـ جهان‌شمول» که در آن بنا نهادن هژمونی پرولتری بخشی از چشم‌انداز تاریخی چیرگی کمونیسم بر سرمایه‌داری به منزله‌ی نظام مسلط است. [...]

انقلاب‌های چین / سعید رهنما

1 Comment

انقلاب دوم چین تحت رهبری مائوتسه دون یکی از پیچیده‌ترین و اثرگذارترین انقلاب‌های قرن بیستم بود. این انقلاب برکنار از نقش بسیار مهمی که در شکست امپریالیسم ژاپن بازی کرد، موفق شد که به نظام فئودالی و سلطه‌ی اربابان فئودال و جنگ‌سالاران محلی پایان بخشد و تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی عظیمی را همراه با توسعه‌ی سریع زیرساخت‌ها، صنایع و شهرها به‌وجود آورد. این انقلاب اما به دلایل مختلف عینی و ذهنی، و توهم‌ها و خطاهای رهبری نتوانست و نمی‌توانست به هدف تعیین‌شده‌ی خود، یعنی سوسیالیسم ، دست یابد و با شکست‌اش، ضدّ خود، یعنی یک نظام سرمایه‌داری خشن را مستقر ساخت. [...]