برچسب‌ها: دونالد ترامپ

اِشکال استیضاح ترامپ / کریس هجز / ترجمه‌ی یوسف نوری زاده

استیضاح دونالد ترامپ برای پایان بخشیدن به روند عمیقِ فروپاشی‌ای که به جان جمهوری آمریکا افتاده هیچ کاری نخواهد کرد. نه نهادهای دموکراتیک را به طرز معجزه‌آسایی زنده کرده، و نه ما را به وضعیت حاکمیت قانون بازخواهد گرداند. اشتهای غارتگرانه‌ی بانک‌های بزرگ، صنعتِ جنگی و شرکت‌های غول‌پیکر را مهار نخواهد کرد. نه پول شرکت‌ها را از سیاست کنار گذاشته، نه به نظام رشوه‌خواریِ قانونیِ ما خط بطلان خواهد کشید. نظارت گسترده و بازرسی عموم مردم توسط سرویس‌های امنیتی را جمع‌آوری نخواهد کرد. حاکمیت ترس‌افکنانه به‌دست پلیس شبه‌نظامی در محله‌های فقیرنشین یا زندان‌های دسته‌جمعیِ 3,2 میلیون شهروندی را کنار نخواهد گذشت. مانع کار مأمورین آی.سی.ای[1] از تعقیب مهاجرین غیرقانونی و قاپیدن کودکان از آغوش آنها و زندانی کردن‌شان در قفس‌ها نخواهد شد. جلوِ استخراج سوخت‌های فسیلی و بوم‌کُشیِ قریب‌الوقوع را نخواهد گرفت. رسانه‌هایی آزاد از قیمومت شرکتی برای تبدیل اخبار به مضحکه‌هایی به قصد سودرسانی در اختیار ما نخواهد گذاشت. به جنگ‌های بی‌پایان و بی‌ثمر خاتمه نخواهد داد. نفرت بین قبایل متخاصم کشور را بهبود نخواهد بخشید؛ چه بسا ممکن است آتشِ نفرت‌ورزی را شعله‌ورتر هم بکند.

این استیضاح ماهیتاً چیزی مثل لوازم آرایشی است. چیزی‌ست مثل تعویض وجهه‌ی عمومیِ امپراتوری با یک صاحب‌منصب سیاسیِ دیگر مثل جو بایدن؛ کسی که خودش در فساد و خوش‌خدمتیِ چاپلوسانه به ثروتمندان و شرکت‌های قدرتمند غوطه‌ور است و همان سیاست‌های انتحاری را این بار با ادب و نزاکت شایسته و کَرّ و فَرّ به اجرا خواهد گذاشت. سردمداران حاکم از بی‌نزاکتی، بلاهت، و بی‌لیاقتی بهت‌آور ترامپ ذلّه شده‌اند. آنها نه به خاطر یک خلاف غیر قابل بخشش و قابل پیگرد قانونی علیه او شوریده‌اند؛ خلاف‌های متعددِ قابل تعقیب از او سر زده است، مثل استفاده از ریاست‌جمهوری برای ثروت‌اندوزی شخصی، خشونت‌انگیزی و دامن زدن به نژادپرستی، قرار دادن اطلاعات طبقه‌بنده شده در اختیار مقامات خارجی، ممانعت از برقراری عدالت، و ناتوانیِ بیمارگونه در گفتن حقیقت. آنها بلکه به این دلیل به او تاخته‌اند که با تلاش برای به زیر کشیدن یکی از اعضای جرگه‌ی آنها از حاکمیت، دست به اشتباهی مُهلک زده است.

بله، ترامپ رئیس‌جمهور اوکراین، ولودیمیر زِلِنسکی را تحت فشار قرار داده تا کثافت‌کاریِ‌ بایدن و پسرش، هانتر بایدن، را در اختیار او بگذارد؛ و احتمالاً چیزهایی هم هست. بله، به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا از واگذاری حدود 400 میلیون دلار کمک نظامی به اوکراین امتناع ورزیده تا از آن به عنوان وسیله‌ی اِعمال فشار علیه آن دولت استفاده کند. او تلاش کرده مانع درج گزارش افشاگری شود که عمل او را به تفصیل بیان کرده. بله، این کار نقض قوانین است؛ چیزی که به زعم بسیاری از دموکرات‌های کنگره خطایی‌ست قابل پیگرد قانونی.

ترامپ و خاورمیانه / ملوین گودمن

گمان می‌کنیم به‌رغم انبوه تحلیل‌ها و تفسیرهایی که رسانه‌های فارسی‌زبان جریان اصلی، داخلی و خارجی، منتشر می‌کنند، کم‌تر شاهد دیدگاه‌های جامع‌نگر و واقع‌بینانه در مورد بحران جاری، از منظر ژئوپلتیک منطقه‌ای و جهانی، هستیم. از این رو، تصمیم گرفتیم در مقطع کنونی یادداشت‌ها و مقالات بیش‌تری در این زمینه برای آگاهی خوانندگان‌مان ترجمه و منتشر کنیم. روشن است که مطالب طرح شده در این دیدگاه‌ها الزاماً نظر ما نیست ـ نقد اقتصاد سیاسی

چپ باید از دونالد ترامپ بیاموزد / اسلاوی ژیژک / ترجمه‌ی حسین رحمتی

برای پایان‌دادن به بحران سیاسی جهانی‌ چپ به‌جای سرزنش‌کردن ترامپ، باید از او بیاموزد و همان کار را انجام دهد. وقتی شرایط اقتضا می‌کند باید بی‌شرمانه کار ناممکن را انجام داد و قواعد نانوشته را شکست. شوربختانه، چپ امروز از قبل از هرگونه کنش رادیکالی وحشت‌ دارد ــ حتا زمانی‌که در قدرت است تمام‌وقت نگران است

ترامپیسم، بحران ساختاری سرمایه‌داری و جهان در دوره‌ی گذار / ناصر پیشرو

انتخاب ترامپ، میلیاردری که توانست با شعارهای عوام‌فریبانه‌ی سکسیستی، راسیستی و ضد جهانی‌شدن، رئیس‌جمهور آمریکا شود، با واکنش افکارعمومی و نیروی‌ها‌های مترقی روبه‌رو شد.علاوه بر آن، این گزینش با نگرانی بسیاری از دولت‌ها، محافل امپریالیستی غرب و نهادهای گرداننده‌ی نظام سرمایه‌داری و اغلب رسانه‌ها‌ی جریان مسلط، مواجه شده است. آن‌ها نگران‌اند که حضور پوپولیست‌هایی همچون ترامپ در رأس هرم قدرت، بسیاری از نهادهای ساختار سیاسی را دچار تنش کند و وعده‌های حمایت‌گرایانه (پروتکسیونیستی) او چنان‌که اجرایی شوند، روند جهانی‌شدن فزاینده‌ی سرمایه‌داری را با مشکلات جدی مواجه سازد. به‌علاوه، شعارهای وی درباره‌ی نزدیکی با پوتین و روسیه منجر به اختلال بیش‌تر در نظام بین‌الملل و نقش هژمونیک آمریکا در دنیای غرب شده و پیمان‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی بین‌المللی و منطقه‌ای را با مشکلات جدی مواجه سازد و بازارهای مالی، صنعتی و تجاری جهان را بحرانی کند.

چرا و چه‌گونه مقاومت کنیم؟ / امانوئل والرشتاین

آن‌چه «مقاومت» به‌مثابه‌ی یک جنبش باید در نظر داشته باشد این واقعیت است که ما در میانه‌ی یک گذار ساختاری تاریخی از نظام جهانی سرمایه‌داری که حدود 500 سال است در آن زندگی کرده‌ایم به یکی از دو نظام جایگزین هستیم ـ یک نظام غیرسرمایه‌داری که همه‌ی بدترین ویژگی‌های سرمایه‌داری (سلسله‌مراتب، بهره‌کشی و قطبی‌شدن) را دارد و متضاد آن، نظامی که نسبتاً دموکراتیک و برابری‌طلبانه است. من این مبارزه را بین روحیه‌ی «داوس» و روحیه‌ی «پورتو آلگره» می‌نامم.

پی‌آمدهای برنامه‌های مالیاتی ترامپ بر توزیع درآمد / ترجمه‌ی احمد سیف

بخش اعظم کاهش مالیاتی ترامپ نصیب یک درصدی‌ها خواهد شد. این گروه که در 2016 متوسط درآمدشان 1.7 میلیون دلار بود به‌طور متوسط 5.1 درصد کم‌تر مالیات خواهند داد، یعنی مالیات شان 000ر88 دلار درسال کم‌تر می‌شود. درسال 2016، درصورت اجرای برنامه‌ی ترامپ به‌طور کلی 44 درصد از کاهش مالیاتی نصیب یک درصدی‌ها خواهد شد.

ایدئولوژیِ «اول، آمریکا» / یورگ لاو

هنوز چند روزی بیش‌تر از انتخابات ریاست جمهوری در امریکا نگذشته است که نوعی آداب و رسوم ترامپی شکل می‌گیرد. رئیس‌جمهور با چرخش شلاقیِ قلم، فرمان‌هایی را امضا می‌کند که به‌موجب آن‌ها میراث پیشینیان او روانه‌ی زباله‌دانی می‌شود: بیمه‌ی اوباما متوقف شد؛ کمک به برنامه‌های مشورتی در مورد سقط جنین در کشورهای درحال توسعه، خط خورد؛ قرارداد تجارت با آسیا، بنداز دور.

جهان در دوران ترامپ / امانوئل والرشتاین

اجازه دهید بحث را این‌گونه آغاز کنم که 95 درصد سیاست‌هایی که دونالد ترامپ در نخستین سال کارش دنبال خواهد کرد مطلقاً وحشتناک است، بدتر از آن‌چیزی است که پیش‌بینی می‌کردیم. هم‌اکنون می‌توان در انتصاب‌های مهمی که انجام داده این را مشاهده کرد. در عین حال، وی احتمالاً گرفتار مشکلاتی جدّی خواهد ‌شد.

کابینه‌ی تازه‌ی آمریکا: ژنرال‌ها و میلیاردرها / یاکوب آوگشتاین

دونالد ترامپ هنوز رئیس جمهور نیست، اما ثابت کرد که همه‌ی منتقدانش برخطا بودند: این مرد به آن مصیبت‌باری‌ای که این‌ها هراسش را داشته‌اند، نیست؛ از آن مصیبت‌بارتر است. کابینه‌ی او، تا آن‌جا که تاکنون می‌شناسیم، کابوس جان‌گرفته‌ی آموزگار چپ‌گرای درس علوم اجتماعی است: همه‌ی پیش‌داوری‌های مربوط به «سرمایه‌داری انحصاری دولتی» و «مجتمع‌های نظامی ـ صنعتی» حقیقت یافته‌اند. نظامیان و میلیاردرها قدرت را در قلب جهان غرب تصرف کرده‌اند.

امریکا و جهان بعد از ترامپ / امانوئل والرشتاین

پیروزی ترامپ تقریباً همه را شگفت‌زده کرد. می‌گویند حتی ترامپ هم شگفت‌زده شد. البته امروز همگان آن‌چه را که رخ داده تبیین می‌کنند، اگرچه تبیین‌ها متفاوت است. همگان از شکاف‌هایی صحبت می‌کنند که این انتخابات در بدنه‌ی سیاسی امریکا پدید آورد (یا بازتاب آن بود؟). قصد ندارم که به این فهرست دور و دراز تحلیل دیگری اضافه کنم و تا همین حالا هم از خواندن آن‌ها خسته شده‌ام. صرفاً می‌خواهم روی دو مسئله متمرکز شوم: پی‌آمدهای پیروزی ترامپ اولاً برای ایالات متحده و ثانیاً برای قدرت ایالات متحده در بقیه‌ی جهان.

انتخاب ترامپ: چرخش خطرناک سرمایه‌داری به سوی نژادپرستی و زن‌ستیزی / پیتر هیودیس / ترجمه‌ی سارا یوسف‌پور

لحظه‌ای که اکنون پیش‌ روی ما قرار دارد، آن‌قدر اهمیت دارد که تحولات غیرمنتظره‌ی گذشته را به ذهن متبادر می‌کند که انقلابیون را به بوته‌ی آزمایش می‌گذاشت ـ مانند چهارم اوت 1914 هنگامی که تأیید رسمی جنگ از سوی بین‌الملل دوم کمک کرد تا جرقه‌ی دهشتناک‌ترین جنگ تاریخ بشر زده شود؛ ژانویه‌ی 1933 هنگامی که هیتلر در آلمان (که تا آن زمان با فرهنگ‌ترین و پیچیده‌ترین جامعه‌ی اروپایی به شمار می‌آمد) قدرت را به دست گرفت؛ یا اوت 1939 زمانی که پیمان هیتلر ـ استالین چراغ سبزی بود برای یک کشتار خونین‌تر، یعنی جنگ جهانی دوم. نمی‌خواهم بگویم که پیروزی ترامپ مستقیماً با این رویدادها قابل‌مقایسه است؛ اما این طور به نظر می‌رسد که ما درست مانند آنانی که در 1914، 1933 یا 1939 می‌زیستند داوری خواهیم شد. تاریخ دیگر تنها درباره‌ی گذشته نیست؛ ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که می‌تواند نشانه‌ای برای یک تغییر عظیم نه تنها در سیاست ایالات متحده، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان باشد

چاره در سیاست‌ورزی است

بیانیه‌ی تحریریه‌ی نشریه‌ی ژاکوبن درباره‌ی پیروزی ترامپ: این دوران جدیدی است که مستلزم نوع جدیدی از سیاست است ـ نوعی که با نیازهای عاجل مردم و امیدهای‌شان سخن بگوید، نه با هراس‌هایشان. لیبرالیسم نخبه‌گرا قادر به شکست پوپولیسم جناح راست نیست. ما نمی‌توانیم به کانادا برویم یا زیر تخت قایم شویم. این لحظه‌ای است که بايد سیاست دموکراتیک را در آغوش بگیریم، نه این که کناره‌گيري كنیم.